رشته حقوق

اجتماعی و فرهنگی

دانلود پایان نامه

از بررسی پیشینۀ نام بخارا و نشانه‌یابی آن در دورۀ ساسانیان این نتیجه به دست می‌آید که دو شهر تاریخی با فاصلۀ کمتر از یک فرسنگ از یکدیگر، خاستگاه و کهن‌شهر بخارا به شمار می‌روند. ریامیثن (رامیتن) و بومجکث، که منابع تاریخی هر دو را شاه‌نشین (بازِ مقام شاهان)، خاستگاه و نام قدیم بخارا می‌دانند. از دیگر سو یکی از پنج شهر مهمِ بخارا در درون حصار کنپرک (کمپیر) بُمجکث بوده که در شمال غربی ریامیثن قرار داشته و در دوران اسلامی نیز اعتبار خود را همچنان حفظ کرد. تشابه نام بومجکث، نام کهن بخارا، و بمجکث شهری در درون حصار بزرگ این ابهام را به وجود می‌آورد که شاید جایگاه کهن بخارا در شمال غربی ریامیثن و در پهنۀ شمالی رود سغد، میانِ ریامیثن و ورخشه، بوده که بعدها به ریامیثن و سرانجام به جنوب آن یعنی پیرامون معبد ماخ قبل از اسلام و بخارای دورۀ اسلامی انتقال یافته است. اما از آن جا که ریامیثن دست کم در دورۀ ساسانیان از رونق افتاده و جایگاه بتخانه‌های بودایی (معابد ویهاره) در بخش‌های جنوبی شارستانِ بخارای دورۀ اسلامی قابل شناسایی است و در همان حال بمجکث همچنان اعتبار خود را تا دوران اسلامی حفظ کرد، بایستی این نکته را مورد تأمل قرار داد که بخارا در دوران ساسانیان، به ویژه در عصر اقتدار کوشانیان و ترویج آیین بودایی، در پیرامون معبد و بازار ماخ قرار داشته که در دورۀ اسلامی و اکنون مسجد مغاک عطار خوانده می‌شود. شهر از آن جا رشد کرد؛ جایی که مجموعه‌هایی از آثار کهن در پیرامون این مسجد قرار گرفته‌اند.
از این رو، ویهارۀ عصر کوشانیان که معبد بودایی آن را به کانون مذهبی در میانۀ شهرهایی با موقعیت‌های کشاورزی و تجاری مانند ریامیثن، بمجکث، طواویس، خجده و مغکان تبدیل کرده بود، به تدریج جمعیت بیش‌تری یافت و در آن جا بازاری توسط حکمران بودایی به نام ماخ (ماج) به نام بازار ماخ بنا نهاده شد که تا روزگار نرشخی پابرجا بوده است:
«به بخارا، بازاری بوده است که آن را بازار ماخ روز خوانده‌اند، سالی دو بار، هر باری یک روز بازار کردندی و هر باری که بازار بود، در وی بتان فروختندی و به هر یک روز، زیادت از پنجاه هزار درم بازرگانی شدی… اهل بخارا، این بازار مرسوم شده بود و از آن تاریخ باز در وی بت فروختندی، حالا [دورۀ نرشخی]، نیز همچنان مانده است و ابوالحسن نیشابوری در کتاب خزائن العلوم آورده است که در قدیم پادشاهی بوده به بخارا، نام او ماخ. این بازار وی فرمود، ساختن و درودگران و نقاشان را فرمود که سال تا سال بتان تراشیدندی و بدین بازار به روز معین حاضر کردندی و فروختندی و مردمان خریدندی…».
ویژگی بارز کانون مذهبی ماخ، پیوند آن با پایگاه تجاری بازار به عنوان مرکز آمدوشد گروه‌های گوناگون از بازرگانان و مردم شهرهای پیرامون بخارا بود. این ویژگی متناسب با سه دورۀ تاریخی از تأثیرگذاری مذهب‌های گوناگون ادامه یافت، چنان که نرشخی به نقل از ابوالحسن نیشابوری در خزائن العلوم بیان می‌کند، مسجد (معبد) ماخ، در صحرایی بر لب یکی از جوی‌هایی که از رود سغد جدا می‌شده قرار داشت و بازار در سایۀ درختان بنا نهاده شده و در آغاز بازار بت‌فروشی بوده است و چنین توصیف می‌کند: «آن پادشاه (ماخ)، بدین بازار آمدی و بر تخت نشستی، بدین موضع که امروز مسجد ماخ است، تا مردمان رغبت کردندی به خریدن بت». بعدها «این موضع آتشخانه شدی» و مردم به آتشخانه می‌آمدند و آن آتشخانه «تا به وقت اسلام به جای بود. چون مسلمانان قوت گرفتند، آن مسجد را بر آن موضع بنا کردند و امروز از مسجدهای معتبر بخارا است».
تداوم پیوند میان نهاد مذهب و بازار در سه دورۀ کاملاً مشخص مذهبی، بودایی، زرتشتی و اسلامی بیان‌کنندۀ اهمیت بازار و معبد ماخ است و نقش آن در موقعیت مذهبی و اقتصادی این شهر. در خط شمال غربی بازار ماخ، کهندژ بخارا قرار داشت که بنای آن را با خاستگاه اسطوره‌ای به شاهزادۀ کیانی، سیاوش، نسبت می‌دهند و در میانۀ این دو، شهر یا شارستان بخارا و با تأکید بر هستۀ مرکزی بازار ماخ توسعه پیدا کرد. از این رو جهت توسعۀ کالبدی شهر را بایستی از جنوب شرقی به سوی شمال غربی دانست. چنان که این ترسیم در دوره‌های گوناگون تاریخی تا عصر سامانی کاملاً مشخص است و منابع تاریخی به ویژه تاریخ بخارا، مسالک و ممالک (اصطخری) و احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم و نیز کتاب‌هایی چون معجم البلدان یاقوت حموی ساخت شهر را در همین جهت نشان می‌دهند. از آن گذشته تعداد قابل ملاحظه‌ای از آثار دوره‌های گوناگون بر جای مانده و این نظر را تأیید می‌کنند.
ساخت و توسعۀ کالبدی شهر اگرچه متکی بر کانون‌های تاریخی مذهبی و اقتصادی (بازار و معبد ماخ) و پایگاه سیاسی- نظامی و حکومتی (ارگ= کهندژ) استوار بود، اما پیش از هر چیز هستۀ اولیۀ شهر بر اساس جوی‌های آب که از رود سغد جدا می‌شدند شکل گرفت. مسیر اصلی این رودها از دو جهت است: 1. جوی‌هایی که از بخش شرقی شهر و از محل دروازۀ نوبهار (مزار) و کلاباد (کوال= قرشی) وارد می‌شدند. چنان که یکی از جوی‌ها به نام جویبار بکار از شرق شهر وارد می‌شد تا از میانۀ بازار ماخ بگذرد؛ 2. جوی‌هایی که از شمال شهر در جهت شمال شرقی- جنوب غربی و درست در خط عرضی شمال غربی شهر از پهنۀ ریامیثن می‌گذشتند تا در امتداد راه خراسان (به سوی بیکند) جاری شوند. این جوی‌ها از شمال غربی و غرب کهندژ عبور می‌کردند و رود ریگستان، رود رباح (ریاح= جوی مولیان) از آن جمله بودند. بنابراین دو کانون مهم برای تکوین شهر وجود داشت. 1. جنوب شرقی 2. شمال غربی؛ در جنوب شرقی بازار و معبد ماخ قرار داشت و در شمال غربی کهندژ.
بنا نهادن بازار بت‌فروشی ماخ، شکل‌گیری نخستین محلۀ شهر یعنی کوی ماخ را در پی داشت. به احتمال قوی این کوی در آغاز کوشک‌هایی مجلل را در بر می‌گرفت که بت‌فروشان بودایی پی نهادند و ربض به مثابۀ مسکن روستاییان و اسکان‌یافتگان در شهر جدید، در پیرامون کوشک‌ها و به ویژه در پایین‌دست بازار و در ضلع جنوبی آن قرار گرفت. راهِ میانِ کهندژ تا بازار ماخ هستۀ اصلی شارستان را در سده‌های بعد تشکیل می‌داد که در میانۀ این راه زمین‌هایی که تقریباً مرتفع‌تر از پیرامون ماخ و کهندژ بودند به تدریج به زمینِ بنای کوی‌های شارستان تبدیل شدند و بر گرد آن قدیمی‌ترین حصارِ شهر بخارا یا به تعبیر آن زمان «ویهارا» با برج‌ها و باروهای ستبر برآورده شد. چنان که منابع دورۀ اسلامی بیان می‌کنند «در میان شارستان و قهندز هیچ آب روان نیست و آب را از رود بزرگ بردارند». این بیان، چنان که هنوز هم از زمین قدیمی‌ترین کوی‌های بخارا پیداست، نشان‌دهندۀ موقعیت شارستان در پی گسترش آن است.
3. شکل‌شناسی شهر در سه سدۀ نخست اسلامی
شهر بخارا، چنان که در بررسی رویدادهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مربوط به آن بیان شد، به دلیل برخورداری از «بتخانه‌های» بودایی (ویهاره- بهار) و «آتشخانه‌های» زرتشتیان در واپسین سال‌های فرمانروایی ساسانیان، از نظر مذهبی مرکز شهرهای پیرامون خود بود، اما از نظر سیاسی و اقتصادی و حتی اجتماعی، شهرهایی چون طواویس در شرق بخارا در مسیر جادۀ سمرقند و بیکند در غرب آن در مسیر جادۀ آمل (چارجوی)، بسا که در محدودۀ زمانی آغاز اسلام اهمیت بیش‌تری داشتند، چنان که شهر بخارا نیز نه در محل دورۀ سامانیان (که همچنان در همان محل باقی مانده) دست کم در دو محل شمالی رامیثن (ریامیثن) و جنوبی بومجکث گستردگی یافته بود و در سال‌هایی که قلمرو فاتحان مسلمان به بخش‌های شرقی خراسان رسید، بخارا در پیرامون معبد یا بتخانۀ ماخ در میانۀ بومجکث اما در جهت شمال غربی گسترش می‌یافت. از این رو شاید بهتر آن باشد که گسترش شهر، شکل‌بندی کوی‌های آن و حتی مرکز سیاسی آن را در محدودۀ میان ریامیثن و ماخ و درست در حدود ضلع شمال غربی شهر بخارای عصر سامانی جستجو کرد و آن دو محل را به عنوان خاستگاه کهن (ریامیثن) و مرکز مذهبی (معبد ماخ) و تا اندازه‌ای اقتصادی (بازار ماخ) وا نهاد. بر این ادعا، عواملی چند را می‌توان بر شمرد:
1. مسیر جوی‌های آب (نهرها= اریق‌ها) که از رود سغد می‌آمدند از دو جانب شهر وارد می‌شدند: نخست بخش شرقی شهر به سوی بازار ماخ؛ دوم از جهت شمال غربی کهندژ. جوی‌های دستۀ دوم از جانب شمال کهندژ جدا شده و به سوی جنوب غربی جریان می‌یافتند تا از محدودۀ بخارا گذشته، در ریگزارهای سر راه بیکند فرو روند. از این رو، هرچه خلاف جهت جریان آب یعنی از پایین‌دست جوی‌های آب به سمت رود سغد پیشروی شود، جریان آب تمیزتر، بهره‌مندی از بالادست آب ساده‌تر و از نظر ساخت زمین و بهره‌مندی از اراضی کشاورزی، برخورداری از زمین‌های مرغوب‌تر و کم کشت‌تر حاصل می‌شود.
2. در روایت‌های تاریخی آمده که اعراب پس از اسلام در پیرامون دَرِ شهرستان(شارستان) که تقریباً با در کهندژ در سدۀ سوم و چهارم قمری برابری می‌کند ساکن شدند و این اتفاق در زمان قتیبه بن مسلم و در سال‌های 88 تا 90 قمری روی داد. همچنین منابع تاریخی بر این عقیده‌اند که در این بخش‌ها اقوام کهن مانند آل کشکثه ، بزرگان محلی بخارا، دهقانان و عمال سیاسی ساکن بوده‌اند که در پی جایگزینی اجباری اعراب، این اقوام در پیرامون محلات قدیم خود کوشک‌های جدیدی ساختند، بوستان و باغ برآوردند و به تدریج آن منطقه به کوی فغسادره و محلۀ عرب‌نشین مشهور شد. با توجه به آگاهی‌هایی که نرشخی، مقدسی و اصطخری ارائه می‌دهند کوی فغسادره ضلع شمال و شمال غربی شهر را شامل می‌شده که درست رو به روی کهندژ (ارگ) بخارا بوده است.
3. تمرکز بخش تجاری و بازار شهر در برابر کهندژ به معنی مرکز جدید اقتصادی و جدای از بازار ماخ در بخش شمال غربی شارستان خود دلیلی واضح بر این امر است. آگاهی‌های به‌دست‌آمده از منابعی مانند تاریخ بخارا نرشخی و مسالک و ممالک اصطخری حدود بازار جدید را میان کهندژ و شارستان نشانه‌یابی می‌کنند، جایی که در غرب آن و در جوار دروازۀ شرقی ارگ و بر بنیاد معبدی کهن، نخستین مسجد جامع دورۀ اسلامی در بخارا بنا نهاده شد.
4. موقعیت کهندژ در ضلع شمال غربی شهر، نشان‌دهندۀ تمرکز گروه‌های متمول و بزرگان شهر در پیرامون آن منطقه به ویژه در بخش‌های غربی شارستان است. ساخت این ارگ نیز به سیاوش نسبت داده می‌شود که گور او را نیز در کنار دروازۀ شرقی (غوریان= کاه‌فروشان) می‌دانند. جایی که در نزد مغان (زرتشتیان) عزیز بوده و در نوروز خروس قربانی می‌کردند. همچنین در ساخت آن به افراسیاب، و بیدون بخارخدات (همسر خاتون بخارا و پدر طُغشاده) و… و در نیز در منابع تاریخی به ویرانی‌ها و مرمت‌های چندبارۀ آن در سده‌های سوم تا یازدهم قمری اشاره شده است.
5. قرار گرفتن مرغوب‌ترین زمین‌ها و بهترین جوی‌های آب از آن میان ریگستان و جوی مولیان (موالیان) و دشتک به موازات شمال غربی شارستان در غرب کهندژ از دیگر دلایل رشد شهر به سوی شمال غربی و در میانۀ ریامیثن و ماخ بوده است. این زمین‌ها پیش از روزگار سامانیان گرانبهاترین زمین‌ها و در گذشته ملک، بخارخدات‌ها بوده‌اند.
6. در عصر سامانی درِ غرب کهندژ، که نقش مرکز حکومتی بارزتری یافت، از دروازۀ غربی کهندژ (در ریگستان= در علف‌فروشان) که در قرون پیش مسدود شد، تا باروی بیرونی ربض در برابر دروازۀ معبد و دروازۀ میدان در راه خراسان، کاخ‌ها و کوشک‌های امیران سامانی، بزرگان، دیوانیان، وزیران، متمولان و… بنا شد که حتی دیوان‌خانه‌های دهگانه نیز در آن جا قرار گرفتند و تنها دیوان خراج و شاید خزانۀ حکومتی در درون کهندژ و مسجد قدیمی قتیبه بن مسلم که در ضلع شمال شرقی کهندژ و کنار دروازۀ شرقی (غوریان) بود، باقی ماند.
بر اساس آنچه بیان شد، شهر بخارا در سده‌هایی که تکوین و گسترش دوبارۀ خود را آغاز کرده بود، یعنی از اواخر عصر ساسانی به مدت سه قرن به تدریج در محدودۀ شمال غربی مسجد و بازار ماخ و جنوب غربی کهن‌شهر ریامیثن گسترش یافت و زمانی که سامانیان روی کار آمدند در طراحی مادرشهر جدید یا قبه الاسلام شرق مشکل چندانی پیش روی خود نداشتند. بی گمان، این امر خود باعث می‌شد تا امیر اسماعیل سامانی و به تقلید از او جانشینانش، ادامۀ حکومت در بخارا را در شهر سمرقند که اعتبار و موقعیت بهتری داشت، ‌ترجیح دهند. بخارا در حالی به مرکز فرمانروایی بخش‌های شرقی ایران یا امیرنشین و دارالملک سامانیان تبدیل می‌شد که طی سه سدۀ نخستین اسلامی شهرهایی چون مرو و نیشابور موقعیت سیاسی- حکومتی بهتری یافته بودند و در شهرسازی و شکوفایی شهرنشینی بسیار از این شهر پیش افتاده بودند. مرو از همان زمان که واپسین پایگاه یزدگرد سوم و محل اجتماع دودمانِ ساسانیان قرار گرفت (دهۀ 650 م/ 30 ق)، توجه اعراب را به سوی خود جلب کرد و به زودی، به کانون سپاهیان عرب و غازیان ثغور (مرابطون) قرار گرفت. که مهم‌ترین کانون خیزشِ داعیان عباسی بود. از زمانی که به میزبانی هارون‌الرشید و مأمون تبدیل شد بیش‌تر جلب توجه کرد. نیشابور هم به عنوان دارالامارۀ طاهریان در نیمۀ نخست سدۀ دوم قمری تا قدرت گرفتن یعقوب لیث در سیستان مهم‌ترین شهر خراسان شمرده می‌شد؛ همین امر بود که مقدمۀ بالندگی بیش‌تر آن را در سده‌های چهارم تا هفتم (ویرانی آن توسط مغولان)، فراهم کرد. گذشته از مرو و نیشابور، سمرقند نیز، چنان که گفته شد، رقیب اصلی بخارا برای پایتختی خراسان بود. تردیدی نیست که بخارا یک ویژگی مهم دفاعی داشت و آن این که در برابر هجوم ترکان، باروهایی که هرکدام به گونه‌ای واحه‌های پیرامون بخارا را از دستبرد مهاجمان شرقی در امان نگه می‌داشتند، بر گرد آن کشیده شده بود.
حملۀ ترکان که در آغاز امارت امیر اسماعیل برای او دردسر‌هایی ایجاد کرده بودند، می‌توانست عاملی باشد که وی مستحکم‌ترین شهر را از نظر استحکامات دفاعی برای پایتختی خود برگزیند که البته به نسبت سمرقند چهل فرسنگ به شهرهای مرکزی خراسان نزدیک‌تر بود. دیگر این که بخارا در منتهی‌الیه بخش‌های پر آب رود سغد قرار داشت و شهر و پیرامون آن با استفاده از نهرهایی که اریق خوانده می‌شدند همواره سیراب بود و از آن جا که درون ربض باغ‌ها و کشتزارهای بسیاری قرار گرفته بود و نزدیک‌ترین شهر سغد به جیحون به شمار می‌رفت، همۀ اینها می‌توانست از عوامل مهم در رشد، بالندگی و در نتیجه پایتختی این شهر به شمار آید. بر این اساس شکل‌شناسی شهر از نظر ساخت‌وساز و یا کالبد شهر در طی دویست سالی که از فتح آن توسط مسلمانان می‌گذشت، تقریباً چنین بوده است:
4. باروها و دروازه‌های بخارا
شهر بخارا در روزگار اسلامی تا زمان امارت امیر اسماعیل سامانی، بیش و کم در محدودۀ شارستان کهن توسعه یافت. هستۀ مرکزی شهر پس از روزگار ساسانیان و در میانۀ معبد و بازار ماخ تا کهندژ گسترش یافت و از همان آغاز، حدود شارستان و ربض مشخص شد. شهر بخارا در چهار بارو محصور بود که از هستۀ مرکزی شهر تا باروی بیرونی، این گونه قرار گرفته بودند: 1.باروی شارستان؛ 2. باروی درونی ربض؛ 3. باروی بیرونی ربض؛ 4. باروی گرد شهرواحه‌های بخارا، موسوم به کنپرک (کمپیر). بارویی که موسوم به کنپرک یا کمپیر بود، گرد شهرهای مهم واحۀ بخارا یعنی طواویس، زندنه، بمجکث، بخارا، خجده و مغکان و صدها روستا و آبادی این منطقۀ وسیع را به طول و عرض 12 در 12 فرسنگ و یا به گفتۀ فرای، با محیط 250 کیلومتر دربرگرفته بود. این بارو هر فرسنگ یک دروازه و هر نیم میل یک برج داشت و در سال 215 قمری ساخت آن پایان یافت. باروهای دیگری هم بر گرد هر یک از این شهرها و حتی در دو ردیف بر گرد شارستان و ربض کشیده شده بودند، چنان که باروی شارستان بخارا هفت دروازه داشت و در سال 235 قمری در زمان محمد بن عبدالله بن طلحه طاهری باروی وسیع‌تر بر گرد ربضِ رو به توسعۀ آن کشیده شد که کهندژ را نیز در بر گرفت. چنان که کهندژ، بیرون از شارستان خود باروی ستبر و استوار داشت.
الف: بارو و دروازه‌های شارستان
نخستین و قدیمی‌ترین باروی شهر بخارا از معبد ماخ تا کهندژ کشیده شده بود. منابع دورۀ اسلامی از بارویی با هفت دروازه بر گرد شارستان یاد کرده‌اند، که از شواهد بر می‌آید ستبر و استوار بودند. بارویی که تا مدت‌ها سپاهیان مسلمان را پشت شهر بخارا در محاصره سرگرم نگه داشت. چنان که در سال 53 قمری عبیدالله بن زیاد نخستین بار پس از فتح بیکند و رامیتن (رامیثن) شهر بخارا را در محاصره گرفت و پس از تلاش‌های چندبارۀ وی و سعید بن عثمان بن عفان (55-61 قمری)، سرانجام در سال 90 قمری با تلاش‌های قتیبه بن مسلم شهر بخارا دوباره فتح شد. در منابع تاریخی منظور از حصار بخارا، ارگ (کهندژ) آن است و چنان که اصطخری یادآور شده است شهر بخارا در درون باروی بزرگِ گرد شهرواحه‌ها (کنپرک)، بارویی داشته نیم فرسنگ در نیم فرسنگ. شهر درون این دیوار بود و بیرون از شهر قهندزی که «چندِ شهری کوچک» بود و بازارها در ربض قهندز بودند.
این بارو در واقع شهر کهن بخارا را در برگرفته بود. اصطخری در میانۀ دورۀ سامانیان باروی شهر (قصبه) را با هفت دروازه توصیف کرده که سخن او را نرشخی هم‌روزگار او، مقدسی و ابن‌حوقل پس از وی، بیان کرده‌اند. در آثار این مورخان و جغرافی‌دانان، نام دروازه‌های هفت‌گانۀ شارستان بخارا چنین آمده است:
اصطخری نرشخی مقدسی ابن‌حوقل
شارستان(باب‌المدینه) شهرستان شهر- شهر
نور نو (نون=نور) نور نور
کنده (حفره) حقره (حق‌ره=حفره) حفره حفره

مطلب مشابه :  سازمان بازرسی کل کشور

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید