2. اینکه پیامبر(ص) و مسلمانان در نظر داشتند از طریق حمله به کاروانهای مکه زندگی خود را بگذرانند، به گونهای که مسلمانان را به عنوان یاغی و طغیانگر معرفی میکند پذیرفتنی نیست و با مبانی اعتقادی و دینی اسلام سازگاری ندارد. مسلمانان برای جبران مشکلات و سختیهایی که مشرکان قریش بر آنها وارد ساختند، به گونهای که مجبور به فرار از وطن خود شدند، دست به حملات نظامی زده و غنائمی از آنها به دست میآوردند. البته این غنائم به جای اموال آنها بود که در مکه برجای گذاشتند و مکیان آنها را تصاحب نمودند؛ لذا این حملات غارتگری و تجاوز نیست، بلکه اقدام برای رسیدن به اموال خودشان بود که در مکه برجای گذاشته و کفار تصاحب کرده بودند.
3. اینکه جنگ و حمله به قبایل برای به دست آوردن غنائم از اصول طبیعی زندگی عرب بوده است، اگرچه امری مسلم است، اما در اسلام این رسوم غلط جاهلی جایگاهی ندارد. اسلام برای ایجاد صلح، امنیت، تعالی و کرامت انسانی ارزش و احترام ویژهای قائل است و بروز جنگ و خونریزی را در راستای حفظ مقدسات و کرامت انسانی جایز میداند، نه برای اهداف و رسوم جاهلی و کسب غنائم.
4. حضور بیشتر و مؤثر مهاجرین در جنگهای اولیهی پیامبر(ص) به دلیل دشمنی آنان با مکیان و تمجید از شرکتکنندگان در جنگها و تبدیل جنگها به جهاد و چهرهی دینی بخشیدن به آن، تحلیلی منطقی و صحیح به نظر میرسد. اگرچه حضور اندک انصار در جنگهای اولیهی پیامبر(ص) قبل از بدر نیز گزارش شده است. ضمن اینکه انصار طبق پیمان موظف به دفاع از پیامبر(ص) در درون مدینه بودند، نه بیرون آن و لذا تکلیفی بر آنها نبود.
5. دربارهی سریهی عبدالله بن جحش، وات ضمن نقل کامل واقعه و ابعاد مختلف آن نظیر نامهی سربهمهر پیامبر(ص) به عبدالله، شروع جنگ در ماه حرام، عدم توزیع غنائم حاصل از جنگ، نزول آیه در تأیید اقدام مسلمانان و بدتر دانستن اقدام مشرکان در آزار و اذیت مسلمانان و … را مورد بررسی قرار میدهد.
6. دربارهی ارتباط با یهودیان و اتخاذ سیاست نزدیک شدن به یهودیان و حتی اعطای امتیازاتی بدین دلیل که مسلمانان در ابتدای تأسیس دولت اسلامی نیاز به حامی داشتند و سپس قطع این ارتباط به دلیل عکس العمل منفی یهودیان نکات قابل تأملی مطرح است.
دربارهی عملکرد پیامبر(ص) در دوران مکه و مدینه، تحلیل و تفسیرهای مختلفی صورت گرفته است، تفسیرهایی با رویکرد اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی. از جمله رویکردهای تحلیلی که در قرنهای اخیر مطرح شده و به تحلیل دوران زندگانی پیامبر(ص) پرداخته، تفسیری بر مبنای پراگماتیسم (عملگرایی) است؛ یعنی تفسیری بر این اساس که پیامبر(ص) چه سیاستهایی اتخاذ میکرد تا در مقام عمل به نتیجهی مطلوب برسد و راهکارهای موفقیت را (البته با نگاه مادی و معیارهای ظاهری و ماتریالیستی) بررسی مینمود. در حالی که میدانیم تلاش پیامبر(ص) در نزدیک شدن به یهودیان به اصل اساسی «تقدم رحمت و شفقت بر شدت و حدت» در رویکرد پیامبر(ص) برمیگردد. پیامبر(ص) براساس اصل رحمت و «رحمه للعالمین» بودنشان، با همهی مردم حتی مخالفان خود برخوردی همراه با ملاطفت و مسامحت داشت تا بتواند همگان را به سوی اسلام آورده و به سعادت ابدی رهنمون سازد. بنابراین، تحلیل وات مبنی بر اینکه پیامبر(ص) برای جلب حمایت یهود و کاستن نیروی مخالف اقدام به اعطای امتیاز به یهودیان نموده، پذیرفتنی نیست. در مقابل، قطع رابطه با یهود و اتخاذ سیاست خصمانه نسبت به آنان به اقدامات خصمانه، همکاری یهود با قریش و خیانتهایی که نسبت به شخص پیامبر(ص) و مسلمانان نمودند برمیگردد که برخلاف معاهدهی منعقده میان مسلمانان و سایر قبایل بود و چارهای جز قطع رابطه و اتخاذ سیاست خصمانه نبود.
5-11-2. غزوهی بدر
وات به استناد منابع اسلامی موجود در نقل جزئیات مربوط به جنگ بدر به واقعیات پرداخته است. از آنجا که در نقل این جزئیات اختلاف چندانی وجود ندارد، لذا بیان وات نیز به صواب نزدیکتر است. مواردی نظیر تعداد سپاهیان اسلام و قریش، یا ارزش مالی کاروان تجاری قریش و حتی اختلافات میان سپاه قریش در رویارویی با مسلمانان پس از اینکه کاروان تجاری به سلامت از خطر حملهی مسلمانان رهایی یافت، که البته با مخالفت ابوجهل و اصرار او بر جنگ با مسلمانان این مخالفتها ثمری نداشت و جنگ میان دو طرف درگرفت. تحلیل وات با وجود نکات مثبت، حاوی مطالبی است که باید بدانها پرداخت:
1. پر کردن چاهها توسط مسلمانان
وات در تحلیل خود معتقد است که مسلمانان برای اینکه کفار را مجبور به جنگ نمایند، تمام چاهها را جز یک چاه که در تصرف مسلمانان بود پر نمودند تا قریش برای تأمین آب مورد نیاز خود مجبور به جنگ با مسلمانان شوند، اما این تحلیل بدین دلایل پذیرفتنی نیست: اولاً میدانیم که انبیا و از جمله نبی مکرم اسلام(ص) معصوم هستند و کار خطا و اشتباه و گناه انجام نمیدهند و لذا این کار توسط پیامبر(ص) انجام نگرفته است؛ ثانیاً با توجه به روایات موجود سپاه قریش زودتر به منطقه رسید، لذا طبیعی است که زودتر چاههای آب را در اختیار گرفتند و بعید است که چاههای آب را رها کرده باشند تا مسلمانان آن را تصاحب نمایند؛ ثالثاً براساس روایات مکان استقرار مسلمانان (العدوه الدنیا) خالی از چاههای آب بود؛ رابعاً در روایتی از ابن اسحاق آمده که مشرکان وارد حوضهای آب شدند، اما پیامبر(ص) دستور دادند که با آنها کاری نداشته باشند و حضرت علی (ع) نیز همین عمل را در جنگ صفین در مقابل سپاه معاویه انجام دادند.
2. عدم حضور پیامبر(ص) در جنگ
منظور وات از عدم حضور پیامبر(ص)چیست؟ و از کجا چنین برداشت نموده است؟ آنچه از روایات به دست میآید حضور پیامبر(ص) و دخالت ایشان در جنگ است، مانند روایاتی که از مشورت پیامبر(ص) با اصحاب در جنگ بدر ذکر شد؛ بنابراین، عدم حضور پیامبر(ص) در جنگ پذیرفتنی نیست.
3. دستور پیامبر(ص) مبنی بر اعدام دو شاعر هجوگو
حکم اعدام در اسلام آنگونه که امروزه تبلیغ میشود نیست و اعدام به صورت کلی برای اُسرا صحیح نیست، آنگونه که وات نیز بدان اشاره دارد و پیامبر(ص) از کشتن اُسرا جلوگیری نمود؛ اما احترام به اُسرا و غیر اُسرا تا زمانی است که احترام اسلام و پیامبر(ص) حفظ شود و الا هر زمان که اهانت و هجوی نسبت به تعالیم اسلام و شخص پیامبر(ص) صورت گیرد، حکم اعدام به اجرا در خواهد آمد.
4. اما تفسیر وات پیرامون پیروزی مسلمانان به جهت نیروی ایمان و اتحاد موجود میان آنها که همراه با شجاعت بود، از نکات جالب و ستودنی است و به نگاه دقیق او به واقعیات برمیگردد و در مقابل، علت شکست قریش عدم اتحاد و اختلاف موجود میان آنها و تکروی ابوجهل فرماندهی آنان بود که در غیاب ابوسفیان فرماندهی را برعهده داشت.
بررسی وقایع پس از جنگ بدر از سوی وات و تحلیلهای او پذیرفتنی است و نشان از مطالعات جامع او دارد، اگرچه بعضی از جزئیات آن باید بررسی شود. طمع دستیابی به غنائم را به عنوان عامل گرایش قبایل چادرنشین به اسلام دانستن، نظر جامع و صحیحی نیست، اگرچه میتوان به عنوان یکی از انگیزههای قبایل دانست؛ اما اینکه عامل گرایش قبایل به اسلام باشد و بدان دلیل به مدینه آمده باشند قابل تأمل است، زیرا همان قبایل میدانستند که جنگ همیشه با پیروزی همراه نیست و ممکن است به شکست بینجامد؛ لذا طبیعی است که پس از هر شکستی مدینه را خالی کرده و از اسلام خارج شوند، اما در روایات گزارش نشده که عدهای به دلیل شکست در جنگی از اسلام بیرون رفته باشند.
اما در مورد موافقت پیامبر(ص) با ترور دشمنان، اصل نخست در رفتار پیامبر(ص) و همهی انبیا شیوهی تساهل و مدارا و صلح با مخالفان بوده است تا شاید به اسلام که دین رحمت است بازآیند، اما اگر چنین نشد و مخالفان در صدد مبارزه با اسلام و مبانی آن برآمدند پیامبر(ص) موظف به مقابله بوده و از شیوهی مناسب آن استفاده خواهد نمود.
تحلیل وات در مورد تقویت موقعیت اجتماعی و سیاسی پیامبر(ص) پس از پیروزی در بدر و اخراج قبیلهی بنی قینقاع صحیح به نظر میرسد، اما اینکه پیامبر(ص) به دلیل عدم پذیرش نبوتش توسط یهودیان و ارتباط آنان با مخالفانش با یهودیان قطع ارتباط نمود و در صدد جبران این اقدام یهودیان باشد قابل تأمل است. آنچه با سیرهی پیامبر(ص) سازگاری دارد اینکه پیامبر(ص) همیشه به عهد خود پایبند بود و هیچگاه از آن تخطی ننمود و همیشه در برخورد با مخالفان سعی در مدارا و جذب مخالفان داشت، اما وقتی که مخالفان اقدام علنی علیه مسلمانان و هتک حرمت آنان مینمایند چارهای جز مقابلهی به مثل نیست و پیامبر(ص) همانگونه که رحیم و رئوف است، «اشدّاء علی الکفار» نیز هست.
5-11-3. غزوهی اُحد
به نظر میرسد وات با مطالعهی منابع اسلامی، مطالب مهم پیرامون جنگ اُحد را آورده و از نکات حائز اهمیت غفلت نکرده است؛ از جمله اشاره به اقدامات مشرکان و مسلمانان قبل از جنگ اُحد، تعداد سپاهیان دو سپاه، نحوهی شروع جنگ و مبارزه، مشورت پیامبر(ص) با اصحاب دربارهی جنگ که در داخل شهر باشد یا بیرون شهر، موفقیتهای اولیهی مسلمانان و ترک بعضی از مسلمانان از جایگاه حساس خود و شکست مسلمانان در ادامهی کار و مهمتر از همه تحلیل وات دربارهی نتیجهی جنگ است. او مشرکان را پیروز میدان نمیداند، زیرا به اهداف اصلی خود که ضربه زدن به پیامبر(ص) و برانداختن اسلام بود نرسیدند، و مسلمانان را نیز شکستخورده نمیداند، زیرا با سپاه اندک خود بدون سوارهنظام یارای مقاومت با سپاه قریش را داشتند.
وات همچنین با استناد به آیات قرآن در تحلیل نتیجهی جنگ معتقد است که شکست مسلمانان بخشی به دلیل تنبیه آنان به سبب سرپیچی از فرمان پیامبر(ص) و بخشی به عنوان آزمایش خداوند بوده است و پیروزی مشرکان نشانهی رحمت خدا نیست، بلکه عدم اطاعت آنان از خداوند خشم الهی و تنبیه و عذاب آنان را به همراه خواهد داشت. بیان این مطلب در کتابی که مخاطبان آن غیرمسلمانان هستند و با این بیان با اسلام و تعالیم آن آشنا میگردند امری ارزشمند و در خور تحسین است.
5-11-4. اخراج یهودیان بنی نضیر

                                                    .