مهمترین دلیل داستان‏پردازی در این تحقیقدرونی کردن روایت است: وقتی ما داستانی را می‏خوانیم با آن همراه شده و درگیر اتفاقاتی می‏شویم که برای قهرمانان داستان رخ می‏دهد. در واقع نکته مهم در داستان این است که ما در عین اینکه، بیرون از داستان ایستاده‏ایم، اما همراه شخصیت‏های داستان در «موقعیت» قرار می‏گیریم و بر ما همان می‏رود که بر شخصیت‏های داستان. یعنی غمگین می‏شویم و شاد می‏گردیم و در لحظه تصمیم‏گیری قهرمان داستان شرکت می‏کنیم. ما دشواریِ قهرمان داستان را در لحظه‏ی حساس تصمیم‏گیری درک می‏کنیم و خود را آماده‏ی تحمل نتایج آن می‏کنیم. همین درگیر شدن و به درون آوردن است که داستان را داستان می‏کند؛ کسی که داستانی را می‏خواند درگیر ماجراهای آن شده و به درون جهان داستان کشیده می‏شود. در واقع، ما تلاش می‏کنیمبه آنچه که رخ می‏دهد، نزدیک شویم، و آنچه را که رخ می‏دهد را به کلامو بیان آوریم. روایت، ما را با زندگی آشنا می‏کند و به ما نشان می‏دهد که پدیده بازنشستگی در درون داستان‏هایی به جریان می‏افتد. ما اگر برای فهمپدیده اجتماعی بازنشستگی به روایت‏های آن رجوع نکنیم، نمی‏توانیم بفهیم که در تجربه واقعی زنده چه بر سر آن رفته و در چه وضعیتی قرار دارد. نگاه روایی، در برابر نگاهی است که تلاش می‏کند با منتزع کردن پدیده از جهان خود، آن را در قالب نظریاتی تقلیل داده و تبیین سازد. این نظریات منتزع از زیست جهان پدیده، در باره شناسایی عوامل تولیدمساله و همچنین تولید راه حل‏ها، دچار ساده انگاری می‏شوند، و ساده انگارانه عوامل یا افرادی به عنوان عاملمساله معرفی می‏گردند، چراکه بیرون از روایت قرار دارند. به عنوان نمونه، همه در کشور ما متوجه اوضاع نابسامان پدیده بازنشستگی شده اند، اما در پاسخ به پرسش اینکه چرا اوضاع خوب نیست، ممکن است نظریاتی عوامل اساسی را در درون صندوق از قبیل مدیریت معرفی کنند، و راه حل‏هاییرا نیز از قبیل بهبود مدیریت و یا اصلاح پارامترها و سیستم بازنشستگی پیشنهاد کنند. فهمی که در قالب این نظریات ازمساله بازنشستگی وجود دارد، بیرون از روایت پدیده، و بر اساس توصیه‏های فنی و کا رشناسی است. اما آیا واقعاًمساله حل خواهد شد؟
فهم روایی امکان همدلی را به مامی‏دهد تا بازنشستگی را نه به مثابه مفهومی فنی و کارشناسی، بلکه به مثابه پدیده اجتماعی در میدان کنش اجتماعی بفهیم. با فهم روایی، این کهمساله بازنشستگی در ایران د رچه فضای اجتماعی ساخته شده، و چه محدودیت‏هایی بر سر راه سیاست‏گذاران قرارمی‏دهد، آشکارمی‏شود.این فهم روایتی است که نشانمی‏دهد که سیاست‏گذاری‏های منتزع از روایت، نهتنهامسالهرا بطور واقعی حل نخواهند کرد، بلکه ممکن است فاجعه‏های بزرگتری را به بار آورند. چراکه روایت قدرت دارد و به سیاست‏گذاران اجازه قیام در برابر روایت را نمی‏دهد. فهم روایی، میدان واقعی پدیده بازنشستگی را آشکارمی‏سازد و به مامی‏گوید که پدیده در درون روایت چه وضعیتی دارد، و چگونه در پیچ و تاب پدیده‏های اجتماعی، سیاسی، و فرهنگی قرارمی‏گیرد. فهم روایی به ما این درس رامی‏دهد که در زندگی واقعی پدیده‏های اجتماعی از قبیل بازنشستگی لزوماً مطابق چهارچوب‏های منطقی و علمی رقم نمی‏خورد. چهارچوب‏هایمساله پرداز منطقی با غفلت از روایت پدیده، دچار ساده‏سازی و توهم پیدا کردن راه حل شده‏اند.
ما در این تحقیق، به دنبال این هستیم که روایت پدیده بازنشستگی را بفهیم. فهم روایی ما را از درهم تنیدگی، ودر هم فرورفتگی پدیده آگاهمی‏سازد. این رویکرد ما را از خواب خوش ساده سازی، سطحی نگری، و تعریف چند دستور کار برای حل و فصلتمام عیار مسایل اجتماعی بیدارمی‏کند.
اگر ما با فهم روایی، به سوی آینده حرکت کنیم، خواهیم دید که هر آینده‏ای فقط از درون روایت خود برخواهد خاست. به عبارت دیگر، ترسیم آینده‏های بدیل در بیرون از روایت، آینده‏ی اکنونیت ما نخواهد بود، شاید آینده‏ی آینده‏های دیگر باشد. در حقیقت، آینده‏های بدیل به واسطه حرکت نیروهای درونی در روایت برساختهمی‏شوند، و نه با مداخله گری‏های بیرونی. فهم روایی به مامی‏گوید که هر پاسخی برای مهار آینده‏های فاجعه، و خلق آینده‏های بدیل باید از درون روایت سرچشمه گیرد، نه این که آینده‏ای انتزاعی و بی‏ارتباط با گذشته و حال پدیده، از بیرون تحمیل شود. آینده‏هایی که از روایت‏های تاریخی و وضعیت اکنونیت گسست داشته باشد، شاید بتوان به آنها آرمان‏شهر و آرزوهایی اطلاق کرد، که فاقد عنصر امکان‏هایی در درون هستند، و طبیعتاً در سطح آرمانی باقی خواهند مانند. چرا که با امکان‏های درونی هیچ نسبتی ندارند.
بنابراین مهمترین دلیل ما، علاوه بر تاثیرگذاری و ماندگاری در اذهان جمعی، قرار گر فتن در “موقعیت ” است. کارکرد داستان‏گونه آینده‏های بدیل، ایناست که سیاست‏گذاران را به درون جهان داستان‏های بازنشستگی می‏کشاند. بیان آینده فاجعه در قالب روایتی ” کشتی در گردابه‏ها”اگرچه خطرات انباشتگی بار هزینه‏های عمومی ناشی از بازنشستگی، تخریب منابع بین نسلی برای منفعت جویی‏های کوتاه‏مدت، جدال‏های نسلی، و تضادهای آینده را آشکار می‏کند، و طبیعتاًهمه را به مهار بحران آینده و جلوگیری از ظهور آینده فاجعه دعوت می‏کند، اما در عین حال، با توصیف ماجرهای گوناگون در باره بازنشستگی در پیچ و تاب‏های اجتماعی و سیاسی تلاش می‏کند تا دشواری و پیچیدگی، و قدرت این روایت کوتاه مدت را نیز آشکار کند. تا مبادا راه حل‏هایی از بیرون و منتزع از روایت، تحمیل شود، و فاجعه‏های بزرگتری رخ دهد. یعنی موضوع دشواری دارد و باید از ساده‏انگاری و تقلیل‏گرایی اجتناب کرد.فهم روایت و داستانی از پدیده بازنشستگی باعث می‏شود تا سیاست‏های مهار بحران از درون روایت و داستان بجوشد، و نه از رویکرد‏های بیرون از روایت و به صورت چند دستور کار سطحی و ساده‏سازی شده. سیاست‏های بازنشستگی برای این که درخصوص کاهش بار بحران اثربخش باشند باید واجد عناصر و امکان‏هایی از درون روایت باشند، فهم روایت گونه از آینده‏های بازنشستگی، سیاست‏گذاران را با دشواری‏ها، قدرت روایت، محدودیت‏های پیش رو، و امکان‏های واقعی در درون روایت برای مهار بحران آشنا می‏سازد.
جان مایه و ثمره این پژوهش به دو بخش تقسیم می‏شود. بخش اول ترسیم تحولات معنایی بازنشستگی در بستر زمینه‏ای عوامل کلان سیاسی و اجتماعی است. در این بخش از تحلیل گفتمان به مثابه نظریه و روش استفاده شده است. همچنین علاوه بر توصیف تحولات معنایی، در هر دوره نیز از سطح توصیف متن، به تفسیر و تبیین عوامل اجتماعی و سیاسی پرداخته شده است. خروجی‏ها‏ی بخش اول، یعنی تحلیل گفتمان ورودی‏های بخش دوم یعنی بر ساخت آینده‏های بدیل مهیا می‏سازد. یعنی بدون تحلیل گفتمان نمی‏توان به بخش دوم(آینده‏های بدیل پرداخت) محقق بر اساس درکی که از پتانسیل گفتمان‏ها برای برسازی واقعیت اجتماعی آینده بدست آورده، آینده‏های بدیل را در قالب داستان توصیف می‏کند.
در این روایت‏های داستان‏گونه بازنشستگی، رخدادها به صورت زنجیره‏ای بیان می‏شود. مثلا برانگیختگی عمومی، تسلط گفتمان خاص در جامعه، ساخت قدرت توسط گفتمان و خلق سوژه‏های درون گفتمان(دولت و مجلس و..)،جهت‏گیری خط مشی‏های عمومی متناسب با گفتمان،بروز پی‏آمدهای هزینه‏ای و غیر هزینه‏ای در کوتاه مدت و بلندمدت، وکشمکش گفتمانی، و…به صورت زنجیره‏ای ترسیم می‏شود. بیان زنجیره‏ای رویدادها در هر داستان، منطقی را فراهم می‏سازد تا آینده‏های پیچیده بازنشستگی قابل درک شوند.
در روایت‏های داستان‏گونه بازنشستگی، رویدادهای حساس مثل برهه‏های انتخاباتی و رقابت گفتمان‏ها و… برجسته‏سازی می‏شود. برجسته‏سازی رویدادها حساس موجب جلب توجه و تمرکز بر پی‏آمدهای آنها می‏شود.
در روایت‏های داستان‏گونه بازنشستگی، نزاع‏ها و کشمکش‏های میان گفتمان‏ها، جریانات سیاسی، نهادهای صنفی، تضادهای بین نسلی و…بیان می‏شود. بیان داستان‏های منازعه‏آمیز در باره بازنشستگی بر اساس فهم گفتمانی، موارد تاریکی از آینده‏ها را برای سیاست‏گذاران آشکار می‏سازد.
3-8-4- مفروض آینده‏های بدیل
مفروض نوع جمعیت شناسی: مفروض ترسیم آینده‏های بدیل در این تحقیق،براساسشواهد جمعیت شناسی مبنی بر تغییرات جمعیتی در ایران از قبیل افزایش امید به زندگی، کاهش نرخ باروری، و سالمند شدن جمعیت کشور است. بنابراین مفروض افزایش سطح باوری در حدی که روند را معکوس کند مثلا افزایش سطح باروری به 3/6 فرزند برای هر مادر تاسال‏های 1420 نامحتمل فرض می‏شود. یعنی حتی اگر سیاست‏های تشویقی دولت برای افزایش باروری موفقیت آمیز باشد تا سال‏های 1420، روند سالمندی معکوس نخواهد شد.
در اینجا برخی گمانه‏زنی‏ها ممکن است وجود داشته باشد، که در این تحقیق دخالت داده نشده است. مثلا در کوتاه مدت نوعی بیماری رواج یابد واکثریت جمعیت زیر سن 40 سالگی بمیرند، و یا این که دانشمندان موفق شوند که در کوتاه مدت هورمون “سرچشمه جوانی” را کشف کنند، و این هورمون سن زایمان زنان را به طور شگفت‏انگیزی مثلا تا سن 90 سالگی افزایش دهد، این شوک بزرگ همه روندها را متوقف می‏کند.
در ترسیم آینده‏های بدیل این تحقیق چنین گمانه‏زنی‏هایی وارد نشده است.
مفروضنوع گفتمانی: مفروض نوع گفتمانی برای ترسیم آینده‏های بدیل عبارتند ازاین کهرویکردهای سیاستی نسبت به سیاست‏های اجتماعی و عمومی از جمله بازنشستگی تحت تاثیر گفتمان آن دوره جهت دهی می‏شود. مثلا اگر گفتمان نئولیبرال حاکم شود، در این صورت بازار آزاد تشویق می‏شود، افراد بر اساس کار مشارکت بهره مند می‏شوند، و دولت رفاه به دلیل تکیه مردم بر دولت نامطلوب شمرده می‏شود.
فصل چهارم: یافته‏های تحقیق

                                                    .