سبز اندیشان امروز

اجتماعی و سیاسی

یک نکته اساسی که در مباحث اساسی که در مباحث ساختارگرایان از جمله لوی اشتروس مطرح است بحث جز و کل میباشد. چنانچه وی مسئله همبستگی اجزاء و ایجاد یک ترکیب خاصی به عنوان یک کل را مطرح میسازد.
نظریات ساخت و ساخت اصلی
همانطور که در بخش پیشین اشاره شد، مفهوم ساخت این موضوع میباشد که: « هرگاه میان عناصر و اجزای یک مجموعه که کلیت آن مدنظر می باشد، رابطه ای نسبتاً ثابت و پابرجا برقرار باشد، به مفهوم ساخت می رسیم »( توسلی، 1379: 125). این مفهوم در علوم مختلف به وضوح در دوره تکامل آنها به چشم میخورد. علوم جامعهشناسی، انسانشناسی، زبانشناسی، زیست شناختی، روانشناسی، فلسفه و معماری و شهرسازی از جمله این علوم میباشند. در این بخش به نظریات ارائه شده پیرامون ساخت گرایی در شهرسازی پرداخته میشود.
2-3-1 ساخت و ساختار فضایی در شهر
با توجه به اشارات بخشهای پیشین، به این نتیجه دست یافتیم که اگر همه اجزاء و عناصر یک پدیده زنده را مورد توجه قرار دهیم، به رابطه نسبتاً تنگاتنگی میان اجزاء آن دست خواهیم یافت که این مفهوم ارتباط و اجزاء همان ساخت پدیده میباشد. با توجه به این دیدگاه میتوان گفت در ساختمان بدن تمامی موجودات زنده ساخت بویژه ساخت اصلی وجود دارد که موجب قوام، پایداری و استواری آن میگردد و سایر اجزاء موجود بر اساس این ساخت اصلی فعالیت میکنند.
شهر نیز با توجه به نظریه سیستمها، انداموارههایی زنده هستند که رشد آنها پدیدهای اجتناب ناپذیر است که عامل استواری و ثبات آن ساخت اصلی (استخوانبندی اصلی) میباشد( بذرگر،1382: 45). آگاهی بر این امر، تلاش گستردهای را برای سازماندهی زیستگاههای در حال توسعه انسانی برانگیخته است که در قالب اندیشههایی برای رشد سکونتگاهها اشاره شده است. در این بخش سعی بر آن است تا به مطالعه ساخت اصلی شهر، دیدگاهها و نظریه های موجود در این خصوص پرداخته شود.
کلانتری در کتاب تئوریها و تکنیکهای برنامهریزی توسعه منطقهای، فضا را مجموعهای از کالبد و محتوا دانسته و اشاره مینماید « هنگامی که صفت یا پیشوندی به فضا نسبت داده شود، آن کالبد و محتوا حوزه و فعالیت فضا را مشخص میسازد». ( کلانتری، 1380 : 31)
به همین ترتیب در تعریفی که مهندسین مشاور شهر و خانه در طرح راهبردی – ساختاری شیراز از ساختار فضایی شهر ارائه میکند این ویژگی به چشم میخورد که « ساختار فضایی شهر حاصل فرایندهای تاریخی و شرایط متحول اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است که به طور نسبی شیوه ارتباط عناصر و عوامل شهر و چگونگی استقرار و نحوه ارتباط بین آنها را با درجه معینی از انتظام و ظرفیت عملکردی نمایش میدهد». ( مهندسین مشاور شهر و خانه، 1382 : 10)
ساختار فضایی شهر بسیار پیچیده بوده و نتیجه اثر متقابل و میانکنش میان عوامل مختلف بازار و زمین، توپوگرافی، زیرساختها، ضوابط و نظام مالیاتی در طول زمان میباشد. همچنین ساختار فضایی اثرات قابل توجهی بر کارایی و کیفیت زیست محیطی شهری دارد و به دلیل آنکه شهر دارای سازمان گسترده و پیچیده میباشد، میبایست تاثیرات متقابل عوامل تأثیرگذار بر ساختار فضایی بررسی شود.
2-3-2 دیدگاههای اساسی در ارتباط با ساختار فضایی
با توجه به مطالعات ساختار فضایی 4 دیدگاه اساسی در خصوص در رابطه با این موضوع وجود دارد:
(دیاگرام شماره 2 -1 ) دیدگاه های رایج در خصوص ساختار فضایی شهر
منبع : نگارنده، 1392
1- دیدگاه سیستمی
بر اساس این دیدگاه شهر به مثابه سیستمی عمل میکند متشکل از مجموعهای بیشمار از زیرسیستمها که در یکدیگر تأثیر متفاوت میگذارند و در کل، مجموعهای پیچیده را پدید میآورند. بدین ترتیب ساخت کلان یک شهر مشخص کنندهی آن بخش از نظام سیستمی شهر است که چارچوبی منعطف را برای شکلگیری انواع زیرسیستمها در طول دورههای زمانی رشد فراهم میآورد. بنابراین شهرسازی به دنبال ایجاد ساختی برای شهر است که چارچوبی مناسب را برای رشد و تحول شهر پدید میآورد (پاکدامن ، 1372: 35). باتوجه به این دیدگاه، محققین معتقدند ساخت شهر مجموعههایی بهم پیوسته از زیرساختها را در بر میگیرد که به مجموعهای سیستمی منجر میگردد.
2- دیدگاه جامعه شناسان :
پارهای از جامعهشناسان، ساختار فضائی شهر را در روابط انسانی مؤثر میدانند. در اینجا به نظرات تعدادی از آنها اشاره میشود. از نظر جرج زیمل روابط متقابلی بین الگوی آرایش فضائی و فرایندهای اجتماعی وجود دارد. دورکیم تمرکز و تراکم جوامع و اشکال فضائی ناشی از آن را معلول روابط اجتماعی میداند که به نوبه خود تأثیری علّی بر روابط اجتماعی دارد (افروغ، 1377 : 37 ).
وبر نهادهای فضائی و روابط اجتماعی و اقتصادی را به طور یکجا در پیدایش یک اجتماع شهری لازم میداند. برای آنکه یک زیستگاه به یک اجتماع شهری کامل تبدیل شود باید از برتری نسبی در ارتباطات مبادلهای، تجاری برخوردار گردیده و دارای این نشانهها باشد: برج و بارو، بازار، دادگاهی مستقل و برخوردار از حداقل قوانین نسبتاً مستقل، سازمانها و انجمنهای مرتبط، حداقل استقلال جزئی و قدرت اداره امور توسط کارگزارانی که برگزیده بورژواها باشند ( وبر، 1385 : 87 ).
3- دیدگاه فرهنگ گرایان
شهر و ساختار شهر، علت بوجود آورنده ارزشها، گرایشها و رفتارهای خاص و به عبارتی یک شیوه زندگی با شکل فرهنگی خاصی است. لوئیس ورث و رابرت فیلد از پیشگامان این نظریه هستند.
کلانشهر تجلی بالاترین تقسیم کار و اقتصاد پولی است، اقتصادی که با عقلانیت و حسابگری و وقت شناسی و دقت ارتباط نزدیک دارد ( زیمل، 1372: 64).
لوئیس ورث از سه چشم انداز مهم در خصوص شهر نام میبرد که عبارتند از: اکولوژی انسانی ( تأثیرات تراکم بر سازمانهای اجتماعی و سلطه شهر بر حومه )، چشمانداز سازمانی که به اشکال روابط اجتماعی مربوط است و دیگری چشم انداز روانشناختی اجتماعی که ناظر به شخصیت افراد است.
به اعتقاد وی این سه چشم انداز یکدیگر را تکمیل خواهند کرد. در واقع قصد ورث ارائه یک نظریه شهری است که بتواند ویژگیهای اکولوژیک، سازمانی و روانشناختی – اجتماعی شهرگرائی را در خود ادغام کند. ورث ساختار شهری را متأثر از سه عامل اندازه، تراکم و ناهمگونی افراد میداند (افروغ ، 1377 : 117).
4- دیدگاه ساختگرایی
اصولاً توجه به ساختار شهر متأثر از دیدگاه ساختارگرایان است و انتقاد به مدرنیسم نیز از این دیدگاه بیثأثیر نبود کسانی که « طرح ساختاری » مطرح نمودند و آنهایی که ساخت اصلی شهر را مد نظر قرار دادند از این جریانات متأثر شدند. درابتدای دهه 1960 گروه ده به تقسیمات عملکردی ( مسکن، کار، فراغت، حمل و نقل) منشور آتن اعتراض کردند. تحت تأثیر این جریان فکری ساخت گرایان کوشیدند در مخالفت عملکردگرائی، به شهر به عنوان یک « کلیت واحد » برخورد کنند ( بذرگر، 1382 : 55).
ساختارگرایی به عنوان یک جنبش در معماری و شهرسازی، نوعی بیانیه در مبانی نظری به شمار میآید که با بهره گیری از عقاید و اظهارات معماران شکل گرفته است.

                                                    .