رشته حقوق

اجتماعی و سیاسی

دانلود پایان نامه

غزل در لغت «حدیث صحبت و عشقِ زنان»(معین. «غزل») است و در اصطلاح ادبی نام یکی از انواع شعر است. در اولین دورههای شعر فارسی، غزل فاقد شکل و قالبی مجزا بوده است و به طور کل به شعری که «اولاً عاشقانه و ثانیاً بسیار متناسب برای موسیقی و آوازباشد، اطلاق میگردید» (شمیسا،1362 :14).
«مضمون غزل، غالباً ذکر زیبایی معشوق و بی وفایی و سنگدلی او و قصّهی فراق و محنت کشیدن عاشق است»( همان: 2).
چنانچه ازین تعاریف بر میآید، غزل بستری است برای بیان حالات عاشق، و در واقع عشق، اصلیترین مضمون غزل است که بر مدار معشوق دور میزند؛ میتوان گفت؛ هسته مرکزی غزل، معشوق است.
معشوق در غزل، موهوم است و اگردر اصل، حقیقی بوده است، در غزل به اسطوره تبدیل میشود. معشوق، سنگ صبور عاشق است و شاعر، دردها و آرزوهای خود را، در ابیات پراکندهای خطاب به او بیان میکند؛ البته، معشوق شاعران در غزل متفاوت است؛ این معشوق در غزلهای عارفانه، خدا، در غزلهای مدحی، ممدوح و در غزلهای عاشقانه، گاه زن و گاه نوخط است؛ در بعضی از غزلیات هم ممکن است این چند نوع معشوق، درآمیخته باشند.
تاریخ ادبیات زبان فارسی غزل سرایان قهّاری را به خود دیده است، از بین این شعرا، سعدی را به عنوان بزرگترین سرایندهی غزل عاشقانه، مورد بررسی قرار داده شده است.
3-4-1 عشق در غزلیات سعدی
عشق، حدیثی بی پایان است که حجم بسیار گسترده ای از سروده های سعدی را به خود اختصاص داده است. غزل سعدی یکی از بهترین جلوهگاههای ظهور این مفهوم میباشد. او درغزلهایش عشق را جاودانه کرده است.
دیوان سعدی نقطهی اوج غـزل عاشقانه زبان فارسی است. هر چند سعدی نیز چون سایر شعرای دورهی خود گوشه چشمی به عرفان داشته است؛ اما به طور کلی غزل سعدی عاشقانه است نه عارفانه. معشوق در غزلیات سعدی مقام والایی دارد و گاه حضور معشوق آسمانی، غزلیات عارفانه را تداعی میکند؛ امّا در مجموع معشوق سعدی، زمینی است. در غزل سعدی شور و سر زندگی موج میزند و از وصال هم سخن گفته میشود.
غزل سعدی محل بیان لطائف عاشقانه است که میتوان آن را حمل به مضامین عارفانه نیز کرد و یا در خلال آن از مطالب اجتماعی و سیاسی نیز سخن گفت؛ اما هدف اصلی، بیان کلامی عاشقانه است. غزلیات سعدی از جهت زبان،معنی وفصاحت و بلاغت منحصر به فرد شمرده میشود. در حقیقت غزل او، معیار غزل فارسی است و غزلهای پیش و پس از او عموماً با غزل او سنجیده میشوند. (شمیسا،1382: 223-216)
سعدی عشق را پادشاهی مستبد معرفی میکند که هرگاه در سرزمینی اقامت گزیند، همه آن ملک را در اختیار خود در میآورد و با ورود عشق به ملک وجود انسان، فرد تحت سیطره او در میآید.
عشق دانی چیست؟ سلطانی که هرجا خیمه زد بی گمان آن مملکت بروی مقررمیشود
(سعدی،498:1382)
3-4-1-1 ویژگی های عشق
الف- درک عشق در عاشقی است
تنها کسانی میتوانند از رمز و راز عشق آگاهی یابند و به درک آن نائل آیند که دل به آن سپرده باشند. سعدی نیزچون مولانا تنها راه درک وشناخت عشق راعاشقی میداند:
حدیث عشق نداند کسی که درهمه عمر به سر نکوفته باشد در سرائی را
(همان : 389)
درد عشق از هر که میپرسم جوابم میدهد از که میپرسی که من خود عاجزم درکارخویش
)همان :530(
همانگونه که از ابیات فوق برمیآید سعدی بر این عقیده است که عشق در کلام نمیگنجد و باید دل بدان سپرد؛ ضمن آن که در جایی دیگر به این نکته اشاره میکند که عشق بیماری است که درمانی ندارد:
دردی ست درد عشق که هیچکس طبیب نیست گر دردمندعشق بنالد غریب نیست
(همان:430)
ب- عشق آدمیّت است
درغزل سعدی،عشق موهبتی معرفی میشودکه انسان را از زندگی حیوانی دور کرده وبه او ارج وقرب میبخشد؛ او باختن جان و دل و دین را شرط عاشقی میداند:

مطلب مشابه :  قانون مدنی ایران

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید