رشته حقوق

اجتماعی بودن انسان

دانلود پایان نامه

اصل دهم، رضایت هیچ‏کس را برخلاف شرع طلب نکند (همان، ص 46 ـ 50).
غزالى با نگرش اخلاقى به سیاست معتقد است درخت ایمان سلطان و حاکم از دو آبشخور سیراب مى‏گردد و والى باید به این دو منبع و آبشخور توجه داشته باشد: اول آن که دنیا منزلگاه است نه قرارگاه و آدمى در دنیا مسافرى است که رحم مادر اول منزل او و گور ولحد آخرین منزل اوست و وطن و قرار گاه پس از آن است. پس بر عاقل آسان بود روزى چند صبر کردن براى آسایش جاویدان.
دوم، درخت ایمان، شناخت نفس بازپسین است. غزالى مى‏گوید: گروهى که عاقل باشند همیشه آن نفس را در پیش چشم دارند و این اندیشه بر همه واجب است و بر پادشاهان و اهل دنیا واجب‏تر (همان، ص 54).
شهاب الدین سهروردی (546-587ق)
شهاب الدین یحیی بن حبش بن امیرک سهروردی معروف به شیخ اشراق در سال 546 هجری قمری، در دهکده سهرورد از توابع زنجان به دنیا آمد. از این دهکده مردان نامدار دیگری نیز در عالم اسلام برخاسته اند. تحصیلات مقدماتی را در مراغه، نزد مجدالدین جیلی به پایان رسانید. سهروردی پس از آن به اصفهان رفت که در آن زمان، مهم ترین مرکز علمی در ایران بود و تحصیلات صوری خود را در نزد ظهیر الدین قاری به اتمام رسانید.مایه شگفتی است که یکی از همدرسان وی در اصفهان، فخر الدین رازی از بزرگترین مخالفان فلسفه بود. و هنگامی که سال ها بعد و پس از مرگ سهروی نسخه ای از کتاب تلویحات وی را به او دادند، آن را بوسید و به یاد دوست قدیم مدرسه خود که راهی چنان مخالف راه وی برگزیده بود، اشک از دیده فرو ریخت. سهروردی پس از پایان تحصیلات رسمی، به سفر کردن در داخل ایران پرداخت و از بسیاری از مشایخ تصوف دیدن کرد و بسیار مجذوب آنان شد. در واقع در همین دوره بود که به راه تصوف افتاد و دوره های درازی را به اعتکاف و عبادت و تامل گذراند. سفرهای وی رفته رفته گسترده تر شد و به آناتولی و شامات نیز رسید و در این سفر، مناظر شام «سوریه» او را بسیار مجذوب خود نمود. در یکی از سفر ها از دمشق به حلب رفت و در آنجا با ملک ظاهر پسر صلاح الدین ایوبی (سردار معروف مسلمانان در جنگ های صلیبی) ملاقات کرد.
ملک ظاهر که محبت شدیدی نسبت به صوفیان و دانشمندان داشت، مجذوب این حکیم جوان شد و از وی خواست که در دربار وی در حلب ماندگار شود. سهروردی که عشق شدیدی نسبت به مناظر آن دیار داشت، شادمانه پیشنهاد ملک ظاهر را پذیرفت و در دربار او ماند. اما سخن گفتن های بی پرده و بی احتیاط بودن وی در بیان معتقدات باطنی در برابر همگان، و زیرکی و هوشمندی فراوان وی که سبب آن می شد که با هر کس بحث کند، بر وی پیروز شود، و نیز استادی وی در فلسفه و تصوف، از عواملی بود که دشمنان فراوانی مخصوصا از میان علمای قشری برای سهروردی فراهم آورد.
تفکرات شیخ اشراق
اعتقاد به توحید در دین اسلام، و قبل از آن در دین زردشت، در ایران باستان، و نظریه‏ی امامت در مذهب شیعه، از مبانی الهیاتی فلسفه‏ی سیاسی حکیمان مسلمان، به ویژه فیلسوفان شیعی مذهب همچون فارابی، شیخ اشراق، خواجه نصیر و ملاصدرا بوده است. به لحاظ تاریخی، برخی از مورخان، همچون مسعودی در مروج الذهب، سبب اصلی وحدت حکومت در ایران بزرگ را آیین توحیدی در مذاهب حاکم بر آن می‏دانند، و پیدایش انحراف در مذاهب یاد شده و راه یافتن شرکت در آنها را موجب نابسامانی‏های اجتماعی به حساب می‏آورند.
ویژگی‏ها و خصایصی که حکمای اسلامی، از فارابی به این سو، برای حاکم و رئیس اول مدینه‏ی فاضله ذکر می‏کنند با الهام از خصایص امامان در نظریه‏ی امامت است. فهم نظریه‏ی سیاسی شیخ اشراق، بدون توجه به چنین پیش‏فرضی در بیانات او، بسیار دشوار است. سهروردی که در نظریه‏پردازی‏های فلسفی خود همواره گوشه‏ی چشمی هم به فرهنگ و عالمان و فیلسوفان ایران باستان دارد، پادشاهان و فرمانروایان ایران را پیامبرانی می‏داند که قدرت آنها از معدن وحی و الهام نشأت گرفته است، و بر این باور است که اغلب آنان حکیم و صاحب وحی و الهام بودند.
حکیم متأله سهروردی، فرد فاضل و دانایی است که از حکمت ذوقیه و بحثیه، هر دو، تا سر حد کمال برخوردار است و آن دو نوع حکمت را در وجود خودش به منتهای هماهنگی رسانیده است. صاحب حکمتی است که وی را سیاست‏مدار عادل می‏سازد و به وی توانایی اجرایی «امراللّه‏» را در مدینه می‏بخشد. چنین کسانی یعنی حکمای متأله، در عصر خود رؤسای کامل توانند بود و اگر سیاست حکومت در دست آنان باشد، آن دوره از زمان «نورانی» خواهد بود. (سهروردی، 1372، ج2، ص 13-11؛ به نقل از علیزاده، 1384، ص54)
ویژگی‏های حاکم در جامعه‏ی مطلوب شیخ اشراق، با آنچه که از فارابی نقل کردیم، متفاوت است. برخی از این تفاوت‏ها چنین است:
الف – سهروردی ضمن آنکه این سخن فارابی را در کتاب مبادی آراء اهل المدینه الفاضله، که می‏گوید ریاست مدینه نمی‏تواند در دست هر کسی باشد، می‏پذیرد، اما اضافه می‏کند که ریاست مدینه باید در دست انبیا، پادشاهان ملکوتی، یا حکیمان متأله قرار بگیرد. (سهروردی، 1372، ج2، ص11)
ب – به اعتقاد سهروردی، برخلاف فارابی، رئیس مدینه، نه به خاطر طبیعت و فطرت، بلکه از راه درک حکمت اشراق به کمال انسانیت رسیده و نفسش به عقل فعال پیوسته است. (سهروردی، 1372، ج3، ص81)
ج – رئیس اول مدینه‏ی فاضله‏ی فارابی، افعال و رفتار و صفاتش، یکسره دنیوی هستند، اما «حکیم متأله حاکم» و یا «ملک معظم» جامعه‏ی مطلوب سهروردی، شخصی است که می‏تواند «مشی علی الماء و الهواء» کند، طی الارض نماید و سرانجام «الواصل بالسماء» گردد.
سهروردی هر چند پاره‏ای از دیدگاه‏های سیاسی خود را، در قالب تقسیم رایج فلسفه‏ی نظری، که پیش از وی، ابن سینا ذکر کرده بود، مطرح می‏کند و حکمت عملی را به اخلاق، حکمت منزلیه و حکمت مدنیه، تقسیم می‏کند. (سهروردی، 1372 ، ج3، ص3-2) اما بخش عمده‏ای از آراء او در این خصوص در رساله‏هایی مانند الواح عمادی و پرتونامه بیان شده است. این دو رساله از آن حیث اهمیت دارند که سهروردی آنها را برای ملوک سلجوقی که گویا اهل فلسفه هم بوده‏اند، نگاشته است. فصل نهایی هر یک از این رساله‏ها، اختصاص به مطالبی دارد که از درون آنها می‏توان نظریه‏ی فلسفه‏ی سیاسی شیخ اشراق را استخراج کرد. این دو رساله به همراه چند اثر دیگر در مجلد سوم از مجموعه‏ی مصنفات شیخ اشراق به تصحیح و تحشیه و مقدمه‏ی سید حسین نصر، به چاپ رسیده و چاپ دوم آن توسط انتشارات مؤسسه‏ی مطالعات و تحقیقات فرهنگی، در سال 1372 ، منتشر شده است.
فخر‏الدین‏رازی (536-606ق)
وی هم فقیه بود و هم متکلم و هم مفسر و هم فیلسوف و پزشک و خطیب. ذهنی فوق‏العاده جوّال داشت و در علوم مختلف تبحر داشت. شهرتش بیشتر به واسطه تفسیر مفاتیح‏الغیب است بر قرآن کریم که جای خود را در بین تفاسیر برای خودش باز کرده است که درباره سیاست و حکومت هم بحث کرده است.
«کتاب جامع‏العلوم ، فصلی درباره علم سیاست و فصل دیگری در آداب‏الملوک دارد که بیشتر براساس نظر فارابی، ولی به‌گونه‌ای نزدیک با اسلام سنتی سازگار شده است. فخرالدین درپی آن بود که عقیده«امامت» را حفظ کند و در عین حال، قدرت دینی و دنیوی را از هم جدا نگه دارد.» (لمبتون، 1380، ص234)
«فخررازی سیاست را بر چهار قسم تقسیم می‏کند:1- سیاست مَلّاکان (کسانی که زیاد زمین و ملک دارند) 2- سیاست ملوک 3- سیاست ملائکه 4- سیاست مَلِک‏الملوک (پادشاهِ پادشاهان یعنی خداوند)
اما سیاست پادشاهان از مالکان قوی‏تر است، زیرا اگر جهانی از مالکان جمع شوند با یک پادشاه نمی‏توانند مقاومت کنند ولیکن سیاست فرشتگان از پادشاهان برتر است زیرا جهانی از پادشاهان بزرگ نمی‏توانند سیاست یک فرشته را دفع کنند، اما سیاست ملک‏الملوک از سیاست فرشتگان برتر است و این نکته را از آیات متعدد قرآنی می‌توان استنباط کرد؛» (حلبی، 1374، ص514) مثلاً خداوند در قرآن کریم می‏فرماید: «روزی که روح‏الامین (جبرئیل) و فرشتگان صف کشیده بر‏می‏خیزند هیچ‏کس سخن نمی‏تواند بگوید مگر کسی که خدا به او اجازه دهد و سخن راست بگوید» (نباء / 38).
«فخر‏ رازی بحث در سیاست از استدلال سنتی فلاسفه درمورد اجتماع انسانی، که بر اندیشه موجود سیاسی یا اجتماعی بودن انسان مبتنی است، آغاز می‏کند. او با بیان ماهیت متفاوت هنرها و پیشه‏ها، چهار حرفه را مبنا و اساس هدایت امور انسان بر‏می‏گزیند. کشاورزی برای تهیه غذا، ریسندگی برای تهیه پوشاک، بنّایی برای ساختن منازل و سیاست که سر و سامان دادن امور جامعه است.
به نظر فخر‏الدین‏رازی، هنر سیاست، عالیترین هنر است. او جامعه را به بدن تشبیه می‏کند و سیاست را به قلب که اعضای دیگر بدن را تحت فرمان دارد. سیاست، دونوع است: معنوی و مادی یا درونی و برونی. او با چنین تقسیمی، جدایی دین و سیاست را به رسمیت می‏شناسد.
نوع اول، سیاست شاهان و نایبان آنهاست و دومی سیاست علماست که عقاید باطل را از افکار انسانها می‏زدایند و عقاید حق را با استفاده از ادلّه در دل آنان جای می‏دهند. پیامبران، هردو نوع سیاست را دارا بودند. فرمانروای شایسته (سائس مطلق) و شایسته جانشینی صاحب شریعت (پیامبر) کسی است که دانش و قدرت کامل را دارا باشند.» (لمبتون، 1380، ص234)
فخر‏رازی درمورد انتخاب جانشین پیامبر‏(ص) می‏گوید اگر دو نفر یکی در مسئله علمی افضل باشد و دیگری رأی بیشتری را به خود اختصاص دهد گرچه اَعلم هم نباشد، می‌تواند مفضول حاکم شود.

مطلب مشابه :  طبقه بندی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید