رشته حقوق

اجتماعی بودن انسان

دانلود پایان نامه

الف) عدالت در آن مقدس و محترم و حاکم باشد و رعایت حقوق دیگران به عنوان تکلیف محسوب شود. امر به معروف نیز مقدس شمرده شود، زیرا یک وظیفه اجتماعی است.
ب) محبت به یکدیگر، انسان دوستی، برادر دوستی، به دیگران مهربانی و احسان و خدمت کردن به صورت فرهنگی، بهداشتی، اقتصادی، اخلاقی و تربیتی، ارشاد و راهنمایی.
ج) اعتماد و اطمینان متقابل به تقوای زبان، عفاف جنسی و تقوای سیاسی.
د) حس مقاومت در برابر مفاسد اجتماعی، فسادگریها، به عبارت دیگر شجاعت در مقابل زورگویی‌ها.
ﻫ) رابطه وحدت و اتحاد و یگانگی و به عبارت دیگر همدلی، همفکری که همه ناشی از هم ایمانی است، نه از همخونی، همشهری‌گری، همزبانی، هم شناسنامه‌ای و هموطنی (مطهری، 1382، صص491-492)
جمع بندی دیدگاه شهید مطهری (ره)
واژه تجدد معادل مدرنیته در نظر گرفته شده است. به تجدد از دو دیدگاه می‌تواند نگریست؛ اندیشه یا وضعیت فکری و شرایط اجتماعی. از دیدگاه نخست، تجدد عبادت از مجموعه مبانی نظری اعم از هستی شناختی و معرفت شناختی است که تفکر دوران مدرن بر آن، استوار است. این مبانی به طور خلاصه عبارتنداز: عقل گرایی، علم باوری، فردگرایی، سنت ستیزی، قرارداد اجتماعی… در دیدگاه دوم مراد از تجدد، نهادها، سازمانها و شرایطی است که جامعه جدید را از جامعه سنتی متمایز می سازد و ابعاد مختلف حیات جمعی اعم از سیاست، اقتصاد و فرهنگ را در بر می‌گیرد. می‌توان گفت، شهید مطهری به تجدد، بیشتر از دیدگاه اول نگریسته و درباره آن تأمل کرده است (اخترشهر، 1386، صص146-147). وی درباره فردگرایی معتقد است: انسان به حکم عقل فطری و قدرت حسابگری خود به این نتیجه رسیده است که با مشارکت و همکاری و زندگی اجتماعی، بهتر از مواهب خلقت بهره می‌گیرد، از این رو شرکت را انتخاب کرده است (مطهری، 1388، ص13).
وی می‌گوید: از آیات کریمه قرآن استفاده می‌شود که اجتماعی بودن انسان در متن خلقت و آفرینش او پی‌ریزی شده است (همان، ص14). از نظر استاد مطهری آیات قرآن، هم فرد را اصیل می‌کند و هم جامعه را و دلیل آن، این است که: قرآن برای امتها و جامعه‌ها سرنوشت مشترک، نامه عمل مشترک، فهم و شعور، عمل، طاعت و عصیان قایل است، بدیهی است که «امت‌ها» اگر وجود عینی نداشته باشند، سرنوشت و فهم و شعور و طاعت و عصیان معنی ندارد. این ها دلیل است که قرآن به نوعی حیات قایل است که حیات جمعی و اجتماعی است (همان، صص25-21).
شهید مطهری درباره حقوق طبیعی معتقد است: از نظر ما حقوق طبیعی از آنجا پیدا شده که دستگاه خلقت با روشن بینی و توجه به هدف، موجودات را به سوی کمالاتی که استعداد آنها را در وجود آنها نهفته است، سوق می‌دهد (مطهری ، 1385، ص 148).
وی درباره آزادی معتقد است: در غرب ریشه‌ و منشاء آزادی را تمایلات و خواست‌های انسانی می‌دانند… هیچ ضابطه و چارچوب دیگری نمی‌تواند آزادی انسان را محدود کند. از دیدگاه اسلام، آزادی و دموکراسی براساس آن چیزی است که تکامل انسانی انسان ایجاد می‌کند، یعنی آزادی، حق انسان بما هو انسان است، حق ناشی از استعدادهای انسانی انسان است، نه حق ناشی از میل افراد و تمایلات آنها (مطهری، پیرامون انقلاب اسلامی، صص79-82).
وی درباره حاکمیت قانون می نویسید: آزادی، مدارا و حریم خصوصی، آرمان‌های رویایی‌اند که تحقق یافتن آنها در گرو عینیت پیدا کردن در قوانین مرسوم و نهادهاست (مطهری، ظهور و سقوط پیرالیسم در غرب، ص101).
از نظر وی یکی از ریشه های عقب گرد مذهبی در جامعه غرب این بوده است که اولیای مذهبی و ارباب کلیسا و همچنین برخی فیلسوفان اروپایی نوعی پیوند تصنعی میان اعتقاد به خدا و سلب حقوق سیاسی و تثبیت حکومتهای استبدادی از طرف دیگر، برقرار کردند. طبعاً نوعی ارتباط مثبت میان دموکراسی و حکومت مردم بر مردم و بی‌خدایی فرض شد (دژاکام، 1375، ص22).
استاد مطهری در تبیین مفهوم و جایگاه تربیت می فرمایند: ” تربیت در اصل دو گونه می تواند باشد: یکی به نحوی که بیشتر درباره آن ساختن و در واقع صنعت صدق می کند و آن تربیتی است که در انسان مانند یک شیء فرض می شود و برای منظور یا منظور هایی ساخته می شود. چیزی که در این ساختن منظور نیست خود آن ماده مورد نظر است. … اما یک وقت هست که مکتب در خدمت انسان است. یعنی منظوری بیرون از انسان ندارد. هدف به سعادت رساندن انسان و تکمیل انسان است، نه اینکه منظور دیگری داشته باشد و انسان را برای آن منظور بخواهد بسازد. مکتب تربیتی انسانی، مکتبی است که هدف آن بیرون از خود انسان نیست، یعنی بر اساس به کمال رساندن است. این مکتب باید بر اساس پرورش استعدادها و نیروهای انسانی و تنظیم آنها باشد.”(مطهری، 1388، ص180) بر این اساس انسان ویژگی ها و استعدادهایی دارد و کمال او هم این است که این استعدادها از قوه به فعل رسیده و رشد نمایند و کار دین هم این است که با برنامه های تربیتی اش این فرایند را هدایت کند.
حال باید دید که انسان چه استعدادهایی دارد. استاد مطهری در یک تقسیم کلی استعدادهای انسان را به دو دسته تقسیم می کنند” انسان دارای جسم است و یک سلسله قوای جسمانی، و دارای روح است و یک سلسله قوای روحانی. از نظر اصطلاحات روانشناسی اصطلاحات جسمانی یک سلسله استعدادهاست و استعدادهای روحانی یک سلسله استعدادهای دیگر”(همان، ص50) در کتاب فطرت ایشان از این استعدادها به گرایشات جسمی و روحی یاد می کنند. ایشان درباره گرایشات روحی می فرمایند: «انسان گرایش هایی داردکه آن گرایش ها اولا با خود محوری قابل توجیه نیست و ثانیا شکل انتخابی و آگاهانه دارد و به هر حال اینها اموری استکه ملاک و معیار انسانیت شناخته می شود. اگر تمام مکتب های جهان از انسانیت دم می زنند، انسانیت یعنی همین گرایش ها» (مطهری، 1369،ص53).
لذا انسان دو دسته استعدادها و یا گرایشات جسمی و روحی دارد و گرایشات روحی فصل ممیز میان انسان ها و سایر جانداران است و معیار انسانیت به شمار می آید و انسان کامل کسی است که تمام این استعدادها اعم از ورحی و جسمی در رشد یفته باشد.
استاد مطهری پنج استعداد یا گرایش روحی را برای انسان بر می شمارد:
گرایش به حقیقت جویی(دانایی): مقصود این است که در انسان گرایشی وجود داد که واقعیت ها را آنجنان که هستند کشف کند و آن چیزی که به نام حکمت و فلسفه نامیده می شود همین است.
گرایش به خیر و فضیلت(اخلاق): اموری وجود دارد که انسان به سوی آن ها گرایش دارد، اما نه به این دلیل که مطابق نفع فردی است بلکه به دلیل اینکه فضیلت و خیر عقلانی است. همچون گرایش انسان به راستی و تقوا. به طور کلی این دسته از گرایش ها دو نوع است، بعضی فردی مثل گرایش به نظم و انضباط یا تسلط بر نفس و بعضی اجتماعی است مثل گرایش به تعاون و فداکاری
گرایش به جمال و زیبایی: در انسان گرایشی به جمال و زیبایی- چه به معنی زیبایی دوستی و چه به معنی زیبایی آفرینی که نامش هنر است- به معنی مطلق وجود دارد. انسان حتی لباس هم که می پوشد کوشش می کند تا حدی که برایش ممکن است وضع زیباتری برای خودش به وجود آورد.
گرایش به خلاقیت و نوآوری: انسان دوست دارد که که چیزهای جدید را که وجود نداشته اند خلق کند و بیافریند. اختراعات و ابداعات بشر مدیون همی ن حس و گرایش بوده است.
گرایش به پرستش: حسی در انسان وجود دارد که دوست دارد یک حقیقت مافوق و منزه را را مورد پرستش قرار دهد، در مقابل او خضوع و خشوع کند و با او مناجات نماید.(مطهری، 1388، صص35-50) و (مطهری،1369، صص75-83)
همان طور که پیشتر بیان شد انسان استعدادها و گرایشات جسمی نیز دارد که اسلام به آن نیز توجه نموده است.” جای شک و تردید نیست که تعلیمات اسلام بر اساس حفظ و سلامت جسم است. علت حرمت بسیاری از امور در اسلام، مضر بودن آن ها به حال بدن است و یک اصل کلی برای فقها مطرح است که هر چیزی که محرز شود باری جسم انسان مضر است و لو هیچ دلیلی ا قرآن و سنت نداشته باشد، قطعا حرام است. بنابرا ین پرورش جسم در حدود پرورش علمی، بهداشت، سلامت و تقویت جسم که جسم نیرو بگیرد، یک کمال است.”(مطهری،1388، ص188)
استاد مطهری در بخشی از کتاب انسان کامل، سه شرط جامعیت، دست یافتن به حداعلی و هماهنگی را برای انسان کامل بر می شمارند.” علی علیه السلام انسان کامل است؛ برای اینکه همه ارزش های انسانی، در حد اعلی و به طورهماهنگ در او رشد کرده است. یعنی هرسه شرط را داراست.”(مطهری،1381،ص43)

مطلب مشابه :  رستم و اسفندیار

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید