رشته حقوق

ابوریحان بیرونی

دانلود پایان نامه

فارسی میانه : eriz ، فریدون سه پسر دارد : سلم، تور و ایرج که کوچک ترین پسر او بود. او سه دختر شاه یمن را برای آنان می گیرد و نام ایرانی بر آن سه دختر می نهد. آن گاه فریدون سرزمین پهناور خود را میان سه پسرش تقسیم می کند.
روم و کشورهای غربی را به سلم، بردار بزرگ تر می دهد. چین و ترکستان را به تور می بخشد و ایران که برگزیده ی سرزمین های او بود با عربستان به ایرج نیای ایرانیان و محبوب ترین فرزند خود می دهد و تاج بر سر ایرج می نهد. رسیدن فرمانروایی ایران به ایرج، حسادت و کینه ی سلم و تو را به دنبال دارد.
چون فریدون سالخورده می شود، سلم و تور به او پیغام می دهند و از او گله می کنند که در تقسیم خود راستی و فرمان یزدان را به کار نبسته است و میل و آرزوی خود را مقدم داشته و میان فرزندان ناعادلانه رفتار کرده است. آن ها از او می خواهند که تاج را از سر ایرج برگیرد و او را نیز همچون دو برادر به دور دست ها گسیل دارد و گرنه بر او خواهند تاخت. فریدون رنجر میشود و ایرج با خوش قلبی ذاتی خود می خواهد که بنا به خواست برادران رفتار شود. ولی فریدون مانع می گردد. سرانجام برادران باعث نابودی ایرج می شوند. فریدون در رنج و غم از خدای می خواهد که آن قدر زنده بماند که ببیند کین ایرج از برادران گرفته شده است. شاید گناه فریدون در این میان تقسیم ناعادلانه و کاشتن تخم کینه در میان برادران بوده است.
از ایرج دختری به نام «وزک» یا «گوزک» به وجود می آید. فریدون این دختر را به پشنگ، برادرزاده ی خود می دهد و از این وصلت منوچهر زاده می شود. منوچهر بعدها انتقام نیای خود را از سلم و تور می گیرد. (قلی زاده، 1388، صص 110 و 111).
آتشی فقط یک بار از این واژه استفاده کرده است :
«فریدون می خواند
گور مرا کنار خاک ایرج بگشایید
که آن فرومایه گریخته از دماوند
در کسوت من
و حالا دارد می کاود
با شامه ی لاشخورها، استخوان نیاکانم را
امّا…» (آتشی، 1386، ص 1886).

مطلب مشابه :  آیت الله جوادی آملی

8-1-3-4- بهرام :
«ورهران» یا «ورهرام» و یا «وهرام»، صورت های دیگر نام بهرام است که به معنی «پیروزی» و نیز نام ایزدی و ستاره و آتشی است.» (عفیفی، 1383، ص 638).
بهرام گور یا بهرام پنجم، متوفی 438 م، پانزدهمین پادشاه ساسانی است. یزدگرد بزهکار یا یزدجزد الاثیم (پدر بهرام) برای اینکه بهرام نیز چون دیگر فرزندان او نمیرد و بملاند، به صلاح دید منجّمان او را به میان اعراب فرستاد تا در آن جا پرورش یابد. او در دربار هنذر یا نعمان، بزرگ شد و از این رو بهرام صحرانشین گفته اند.
«بهرام در آیین زردشتی، یکی از ایزدا ناست. وی بار ایزد مهر و پاسبان عهد و پیمان و موکل به روز بیستم هر ماه شمسی (موسوم به بهرام) است.» (معین،1382،ج 5، ص302).
واژه ی بهرام در اوستا به صورت «ورثرغن» و در پهلوی «ورهران»، در ادبیات مزدیسنا، «ورهرام» و در بندهشتن به صورت «واهرام» آمده است و معنی آن را در پارسی «فتح و پیروزی» است. این نام اصلاً تحول یافته ی واژه ی «ورترهن» (کشنده ی وتره) و لقب دو تن از ایزدان بزرگ است : یکی «ایندرا»، که خود ذاتاً بزرگ ترین دشمن ورتره (اژدهای خشکی) به حساب می آید و دیگری، «بهرام»، که نام او اساساً تحول یافته ی همین صفت است.
در نجوم قدیم که شالوده ی پندارهای دینی کهن ترین روزگاران را در بر دارد، بهرام، نام ایرانی یکی از هفت سیاره ای است که آن را در عربی «مریخ» و در رومی «مارس» و به قول ابوریحان بیرونی «آرس» نامند؛ که آرس نیز دراساطیر کهن، مجهز به زره، خود، سپر و شمشیر تصویر شده است. ادیان ستاره پرستی کهن با اعتقاد به این که ستارگان در سرنوشت آدمی موثّرترند، بزرگداشت و ستایش هفت سیاره ی مذکور را اساس و شالوده ی خود قرار داده اند. به اعتقاد قدما، هر یک از این هفت سیاره، فلک مخصوص به خود داشتند که ازآن میان، فلک پنجم مخصوص مریخ (بهرام) است. (یاحقی،1379، صص 132-136)
طبق روایات، بهرام و رقیبش خسرو، برای دست یافتن به پادشاهی باید کلاه را از میان دو شیر بردارند و بهرام در نهایت موفق به این کارمی گردد و به پادشاهی می رسد.
داستان پادشاهی بهرام با آن چه «دو بوکور» در باب درخت زندگی که در محاصره ی دو راهب و کاهن یا جانوران افسانه ای چون شیر و بز وحشی است، نقل می کند مطابقت دارد.

مطلب مشابه :  تابش خورشیدی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید