ابزارهای اندازه گیری

ابزارهای اندازه گیری

4- در مورد اثربخشی آموزش جرأت ورزی بر مهارتهای اجتماعی، پرزل وترینگر،(2008)در پژوهش خود بر روی19بیمار سرپایی و بستری شده، بهبودی معناداری را در مهارتهای اجتماعی آنان گزارش کرده اند. به نظر آنان آموزش جرأت ورزی توانسته است تأثیر بسزایی در افزایش بهداشت روانی این بیماران داشته باشد.
5- در خصوص تأثیر آموزش جرأت ورزی بر اضطراب اجتماعی، و هروکافمن (2006) در پژوهشی، آموزش را بر روی گروهی از نوجوانان مضطرب آزمودند نتایج این پژوهش افزایش عزت نفس و کاهش پرخاشگری و اضطراب را در نوجوانان نشان داد.
6- هاست، مری و بلوک(2008)شیوه آموزش جرأت ورزی را در پیشرفت تحصیلی و سطح محبوبیت دانش آموزان بررسی کردند و نشان داده اند که پیشرفت تحصیلی معناداری داشته اندو محبوبیت آنها افزایش یافته است.
7- هافمن و نکالستین وولگر(2005) روش جرأت آموزی را بروی تعدادی دانشجویان کالج که مبتلا به اضطراب در صحبت کردن در جمع بودند، به کارگرفتند که نتایج درمانی مثبتی گزارش شده است.
تعریف جرأت ورزی
بیشتر پژوهشگران جرأت ورزی را به اعمال رجحانها و خواسته ها، و احقاق حقوق و بیان عواطف خود، با ملاحظه و در نظر داشتناین حقوق، رجحانها، خواسته ها و عواطف در دیگران، تعریف کرده اند. بنابراین جرأت ورزی از نظر بیان خواسته های منطقی و ابراز احساسهای، مناسب، دارای جنبه ابرازی است و از نظر خودداری و بازداری از نادیده انگاشتن و بی توجهی به این خواسته ها و احساس ها در دیگران، دارای جنبه اجتنابی است؛ و از این نظر، میان دو دسته عمده از رفتارهای غیرجرأت ورزانه، یعنی رفتارهای انفعالی و پرخاشگری قرار می گیرد.
رفتار پرخاشگرانه به اعمال رجحانها و خواسته ها، بیان عواطف و احقاق حقوق غالباً تصوری و من عندی خود، همراه با بی توجهی به این حقوق و عواطف در دیگران و تعدی به خواسته ها و رجحانهای آنها گفته می شود. رفتار انفعالی به ناتوانی در ابراز رجحانها و خواسته ها و حقوق و عواطف، و نیز بی توجهی به تضییع و نادیده گرفته شدن آنها از جانب دیگران، اطلاق می شود. از این رو شدت رفتارهای ابرازی وضعف رفتارهای بازدارنده در افراد پرخاشگر، و شدت رفتارهای بازدارنده و ضعف رفتارهای ابرازی در افراد منفعل، کاملاً مشهود است. غلبه یکی از این دو وجه ابرازی و بازداری می تواند به رفتارهای پرخاشگرانه و منفعلانه منجر گردد. تعادل میان این وجوه ابرازی و بازداری می تواند به ابزارصحیح و مناسب و بازداری بجا و صحیح، و انجام یافتن رفتار جرأت ورزانه بینجامد.
اولین پژوهشها وآموزشهای جرأت ورزی
توجه های اولیه پژوهشی به رفتارهای غیرجرأت ورزانه، بیشتر معطوف به شکل بازدارندگی آن بوده و درمانگریهای اولیه عمدتاً بر درمان افراد انفعالی، سلطه پذیر ، خجالتی ، کمرو ، و دچار اضطراب اجتماعی یا ترس اجتماعی یا هراس اجتماعی متمرکز بوده است. آموزش جرأت ورزی در ابتدا با هدف ایجاد توانایی ابرازی در درمانجو انجام می گرفته است. مثلاً ستر(1949) افراد غیرجرأت ورز را دچار اضطراب اجتماعی و هراس اجتماعی می دانست و سعی داشت براساس اصطلاحهای پاولوفی، ویژگیهای افراد دچار بازداری اجتماعی و شخصیتهای کمرو را توضیح دهد. وی این افراد را که در دامنه وسیعی از ارتباطهای اجتماعی بازدارنده و غیرجرأت ورز بودند، با عنوان بازداری شخصیتی توصیف می کرد و در درمان، به ابزارعقیده مخالف، پذیرش تحسین نسبت به خود، استفاده از ضمیر«من»و ارائه جوابهای آماده تأکید می کرد. یا ولپه که اولین پژوهشهای نظری و بالینی در خصوص جرأت ورزی مربوط به اوست، ابتدا غیرجرأت ورزی را در میان بیماران مبتلا به اضطراب اجتماعی را که توان انجام دادن رفتار مخالفتی و گفتن کلمه«نه» و رد تقاضای غیرمنطقی ندارد، شناسایی کرد. وی افراد غیرجرأت ورز را دچار ترس در رویارویی با دیگران می دانست. به نظرولپه این افراد از انجام دادن رفتاری که درست و منطقی است، به دلیل نگرانی بیش از حد از پس آیندهای رفتار و برآورد خطر غیرواقعی از موقعیت بازداشته می شوند. ولپه عامل اصلی این بازدارندگی را اضطراب می دانست و میان اضطراب و جرأت ورزی، تضادآشتی ناپذیر قائل بود. او در درمان رفتار غیرجرأت ورزانه سعی داشت به روشهای مختلفی چون آرمیدگی عضلانی . بازداری متقابل ، شرطی سازی تقابلی و حساسیت زدایی منظم و در نتیجه، تضعیف عامل بازدارنده، اضطراب را کاهش دهد.
با این حال به تدریج و در پژوهشهای بعدی بیشتر پژوهشگرها به خطرآمیختگی وجه ابرازی جرأت ورز با رفتارهای پرخاشگرانه توجه نشان دادند و اهمیت تعدیل میان دووجه ابرازی و بازداری و همچنین واگرایی میان جرأت ورزی و پرخاشگری را – آن چنان که میان جرأت ورزی و رفتار انفعالی و خجالتی وجود دارد- مورد بحث و بررسی قرار دادند. برای مثال صراحت لهجه در جرأت ورزی ممکن است به مرز گستاخی بی عاطفگی و بی احساسی نزدیک گردد یا پافشاری بر خواسته ها به سماجت ، پررویی، لجاجت، تحمیل خواسته ها بر دیگری و استبدادورزی تعبیر شود. همچنین تلاش برای متقاعد و محیا کردن مخاطب به احتجاج برای مطیع و محکوم کرد او تبدیل گردد یا رفتار مخالفتی که از بارزترین ویژگیهای رفتارجرأت ورزانه است، به انواع زیادی از رفتارهای مخالفتی نظیرسرزنشگری، منفی بافی ، تندی، انتقام، تخاصم و خشونت که از ویژگیهای پرخاشگری است. شبیه شود.
شخصیتهای جرأت ورز و غیرجرأت ورز
امروزه انواع مشخصی از رفتارهای جرأت ورزانه، پرخاشگرانه، سلطه پذیرانه و انفعالی مورد توجه پژوهشگرها و درمانگرهاست که در تهیه پرسشنامه ها- یعنی متداولترین وسیله ارزشیابی این رفتارها-و بکارگیری روشهای درمانی مورداستفاده قرارمی گیرند، اما در عین حال غالباً بر این امر که می تواند وجود نسبی تعدادی از این رفتارها یا غلبه نسبی یکی از رفتارها در شخصیت فرد، علاوه بر رفتارهای مذکور، مؤید شخصیتهای جرأت ورز، پرخاشگر، سلطه پذیر و انفعالی نیز باشد، توافق نظرنشان داده اند. از این رو پرسشنامه های رفتارهای میان فردی و تعاملهای اجتماعی مانند پرسش نامه های ولپه-لازاروس (1966) راتائوس (1973)گامبریل (1975)تونند(1991)وآریندل(1984) علاوه بر اینکه فراوانی رفتارهای جرأت ورز را نیز در میان این آزمودنیها- با توجه به غلبه نسبی رفتارهای معینی درآنان-مورد ارزشیابی قرار می دهند.
جرأت ورزی درجمعیتهای بالینی و غیربالینی
دربررسی تاریخچه پژوهشی و درمانی جرأت ورزی این نکته نیز قابل تامل است که خاستگاه اولیه این مفهوم، پژوهشهای نظری و بالینی در جمعیتهای مرضی و روانپزشکی بوده است. و سلتر، ولپه و لازاروس که پیشگامان آموزش جرأت ورزی محسوب می شوند، اولین توصیفها و تبیین ها را در مورد بیماران هراسی، اضطرابی و شخیصتی ارائه داده اند. اما اقبال گسترده به جرأت ورزی و مفاهیم معادل آن نظیر مهارتهای اجتماعی ، حل مسأله ، رفتاراستقلالی ، خودبسندگی اجتماعی ، و توسعه بسیار روشهای ارزشیابی و روشهای درمانی به ویژه دردهه های1970و 1980، ناشی از اهمیت آن در میان جمعیتهای غیربالینی نظیر دانشجویان، پرستاران، سیاهان، و افراد مسن بوده است، زیرا اولاً برخی ویژگیهای غیرجرأت ورزی مانند؛ اتوانی در رفتار مخالفتی و رد کردن تقاضاهای غیرمنطقی در جمعیتهای بالینی نیز به فراوانی به چشم می خورد و ثانیاً آموزش برخی از ویژگیهای جرأت ورزی مانند بیان مناسب عواطف بدون ناراحتی و اضطراب در این جمعیتها ضرورت بیشتر دارد. بنابراین پر بسامدترین اختلال رفتاری-اگر بدون توجه به هنجارآماری نام آن را اختلال بگذاریم- و متداولترین درمان در میان جمعیتهای بالینی، عبارت است از رفتارهای غیرجرأت ورزانه و آموزش و درمان آنها اهمیت و گستره این رفتارها سبب شد که ترسهای اجتماعی و موقعیتی به نحو بارزی در جای ترس از اشیا و محرکها، به عناون مرکزاصلی پژوهشی و درمانی، توجه روانشناسها و روان پزشکان را به خود جلب کند. دو رویکرد روانشناختی و فلسفی عامل اصلی گسترش پژوهشی و درمانی این حیطه روانشناسی اند؛ یعنی رویکردهای رفتاری و شناختی که بیشتر بر توانمندیهایی همچون بیان عواطف، کاهش اضطراب و هیجان زدگی در موقعیتهای میان فردی، افزایش ادراک اجتماعی ، ارزشیابی مثبت از توانایی خود، ارزشیابی واقعی از محرک و موقعیت، و کارآمدی در ارتباطهای اجتماعی تأکید می کردند؛ و رویکردهای نظری و انسانی و اخلاقی که عمدتاً برحقوق انسانی، حقوق بشر، احترام متقابل، شأن و مقام انسانی، آزادگی، آزادی، انتخاب و دموکراسی، در ارتباطهای میان فردی، پای می فشردند. در اثر تلاش این دو رویکرد امروزه حوضه وسیعی از منابع مطالعاتی، روشهای ارزشیابی، پرسشنامه های متعدد و روشهای مختلف آموزشی و درمانی جرأت ورزی پیش روی ما قرار دارد.
ویژگیهای رفتاری وشخصیتی جرأت ورزی
به رغم حضور رویکردهای مختلف روانشناختی و فلسفی در پردازش مفهوم جرأت ورزی، ارزشیابی، آموزش، و درمان آن، می توان گفت که در توصیف ویژگیهای رفتار جرأت ورز میان پژوهشگرها اختلاف چندانی وجود ندارد. غالباً به رفتارهایی همچون ابراز عواطف بدون اضطراب، انجام دادن رفتار مخالفتی، صراحت لهجه، رد تقاضای غیرمنطقی، توانایی در گفتن پاسخ نه، پذیرفتن تمجید و تحسین نسبت به خود، ابرازعلاقه مندی منطقی، مسئولیت پذیری، احترام متقابل، توجه به شأن انسانی مخاطب، خواستن حقوق بشربرای خود و دیگران، اجتناب از تعاریف، مجامله، و مداهنه تأکید کرده اند.براین اساس،فرد و شخصیت جرأت ورزکسی است که انتقادگر و انتقادپذیراست و با حفظ استقلال رأی خویش از هرگونه رفتار اتکالی، وابسته، و دنباله روانه پرهیز می کند؛ در روابط میان فردی، حساسیت پذیری ونگرانی نسبت به نظر دیگران راجع به خود نشان نمی دهد؛ رفتارهای اجتماعی ثبات رفتاری دارد و در موضع عمل وتصمیم گیری تردید نمی کند؛ در ارتباطهای میان فردی، توأم با اطمینان و اعتقاد متقابل رفتار می کند و در عین فعال بودن و کارآمدی در این ارتباطها، با تساهل و تسامح عمل کرده، رفتاری سازگارانه دارد؛ احساس مثبتی نسبت به خود و دیگران دارد، و به خواسته خود و حق انتخاب خود و دیگران احترام می گذارد؛ با وقوف بر حقوق انسانی خویش، از آنها با اعتمادبه نفس و تسلط و مهارت کامل دفاع می کند؛ استقلال رای و افکار و عقاید مستقل، صادقانه و صرحی دارد؛ زمینه مناسبی برای احقاق حقوق دیگران و ابراز نظر و استقلال رأی آنان فراهم می کند؛ از عذرخواستن و پذیرش این که اشتباه کرده و تأیید دیگران به دلیل انجام دادن کارهای مثبت ازسوی آنها، ابایی ندارد و اجتناب نمی ورزد؛ در رویارویی با موقعیتهای جدید و مسائل پیش بینی ناشده با ابتکار و انعطاف عمل می کند و بدیلهای مختلف و متعدد رفتاری در ذهن خویش دارد؛ از شنیدن پاسخ نه ناراحت نمی شود و به رفتار واکنشی و اضطرابی مبادرت نمی کند؛ در قیاس خود با دیگران به جای کمتربینی افراد و شخصیتهای انفعالی و سلطه پذیر، و برتربینی افراد و شخصیتهای پرخاشگر، با خودپنداره مثبت و عزت نفس بالا، هم طراز بین است. همچنین حفظ احترام متقابل در روابط اجتماعی، صرف نظر از موقعیت مخاطب، برای او همیشه معیار اصلی رفتار ارتباطی است.
نسبی بودن جرأت ورزی
جدای از توصیف و تبیین ویژگیهای رفتار و شخصیت جرأت ورز که بیان شد، با توجه به اینکه اساساً جرأت ورزی در یک زمینه و بافت اجتماعی مطرح و مورد بررسی است، غالب پژوهشگرها بر نسبی بودن آن نیز اتفاق نظردارند. به تعبیر روشن، جرأت ورزی متناسب با نوع رفتار، مهارت در رفتار، نوع مخاطب و نفوذ او، موقعیت انجام دادن رفتار، جنسیت مخاطب، و فرهنگی که ارتباط میان فردی در آن صورت می گیرد، متغیر و متفاوت خواهد بود. نه رفتار یکسان و معینی در همه وضعیتها می تواند نشانگر صفت جرأت ورزی باشد؛ نه فرد در همه موقعیتها و وضعیتها می تواند یکسان به اعمال رفتارجرأت ورزانه مبادرت کند؛ نه تعریف مطلق و یکدستی در همه فرهنگها از جرأت ورزی وجوددارد(1993).
هرسن وبلاک(1977) وارکویتس(1981) معتقدند اپیدمی رفتار به موقعیت انجام یافتن رفتار بستگی دارد. ممکن است فردی در رد کردن تقاضای غیرمنطقی جرأت ورز رفتار کند و در شروع به صحبت یا برقراری ارتباط با فرد دیگر غیرجرأت ورز باشد. جاکوبسکی ولنگ(1978) معتقدند که توان انجام دادن رفتارهای جرآت ورزانه براساس فرد مخاطب و جنسیت او تغییر می کند. همچنین بنا به گفته چان(1992) در فرهنگ چینی تقاضا برای تغییر رفتار از دیگران، پرخاشگرانه تلقی می گردد؛ و تواضع و تحمل، رفتار جرأت ورزانه محسوب می شود. بندورا(1977) نیز انجام دادن برخی اعمال دشوار یا در موقعیتهای دشوار را مانعی برای جرأت ورزی می داند.
روشهای ارزشیابی و آموزشی جرأت ورزی
می توان گفت حتی در استفاده از روشهای ارزشیابی وآموزشی و درمانی رفتارهای غیرجرأت ورزانه نیز اختلاف چندانی میان پژوهشگرها و درمانگرها وجود ندارد. در میان روشهای ارزشیابی پرسشنامه ها بیشتر از دیگر ابزارهای اندازه گیری رفتارهای غیرجرأت ورزانه، از سوی دانشمندان مورد استفاده قرارمی گیرد. گالازی(1974) و هایمبرگ(1980) طراحی علمی، محدوده معین، ارزشیابی یکسان، مقیاس ها و چهارچوبهای آشکار نمره گذاری، پرسشنامه را بیشتر از هر روش و ابزار دیگر اندازه گیری، عینی و کمی ساخته است. بعلاوه پرسشنامه امکان تجزیه و تحلیل کمی نتایج را فراهم می سازد(1973). مشاهده رفتاری فرد در موقعیتهای اجتماعی و مصاحبه رفتاری برای بررسی و شناسایی موقعیتهای بازدارنده، میزان اضطراب اجتماعی، الگوهای ناسازگار ذهنی نیز به عنوان روشهای ارزشیابی مکمل کاربرد زیادی دارند. در آموزش و درمان غیرجرأت ورزی نیز عموماً روشهایی مثل سرمشق پذیری ، تمرین رفتار ، بازی نقش ، پسخورد کلامی و ویدئویی، ارائه فیلمهای آموزشی، آموزش راه حلهایی مناسب و بدیل رفتاری، تعیین تکلیف خانگی ، آموزش و همراهی ، آزمودنی، آموزش تعمیم پذیری و مانند اینها مورد استفاده قرار می گیرد. در این میان، سرمشق پذیری و تمرین رفتار توسعه و کاربرد وسیعتری دارند. در روش سرمشق پذیری الگویی مشابه آزمودنی به انجام دادن رفتارهای جرأت ورزانه مبادرت می کند، حالت هیجانی مناسب نشان می دهد. این رفتارها با حالتهای حرکتی مناسب مثل روبه روی مخاطب ایستادن و داشتن تماس چشمی همراه می گردد و به این ترتیب آزمودنی ترغیب می شود که از عمل کردن نترسد و خطر موقعیت را واقعی و نه بیش از اندازه ارزشیابی کند؛ و همچون الگوی مورد مشاهده با آمادگی کامل در احضار پاسخهای بدیل به انجام دادن عملکرد اجتماعی مؤثر اقدام کند. در روش تمرین رفتار، آزمودنی به تمرین رفتارهای آموخته شده در موقعیتهای واقعی زندگی می پردازد و به این ترتیب، پسخورد عینی و واقعی از موقعیتها دریافت کرده، برتوانایی خویش وقوف واقعی می یابد و ادراک و مهارت اجتماعی خود را افزایش می دهد. اما آنچه بیشتر مورد اختلاف است، تبیین علت و سازوکار رفتار و شخصیت غیرجرأت ورز و بالتبع علت و سازوکار اثرمندی درمان است که از این نظر، رویکردهای متعدد و متفاوتی وجود دارد.
تبیین ساختار و سازوکار رویکردهای رفتاری درباره اختلال غیرجرأت ورزی و درمان آن
سلترغیرجرأت ورزی را با بازدارندگی شخصیتی که ناشی از شرطی شدنهای منفی است، مشخص می کرد. و در درمان، براساس نظریه شرطی سازی پاولوفی سعی داشت که با تمرین رفتارهای ابرازی و تقویت آنها، جنبه بازدارندگی را کاهش داده، جرأت ورزی را افزایش دهد. ولپه و لازاروس به اضطراب به عنوان عامل اصلی بازدارندگی از جرأت ورزی تأکید داشتند و در درمان برآن بودند تا با بازداری متقابل اضطراب و تنش، به روش آرمیدگی عظلانی، اضطراب را کاهش دهند وب ه موازات آن، جرأت ورزی را که تضاد آشتی ناپذیری با واکنشهای هیجانی و اضطرابی دارد بالابرند. به اعتقاد ولپه اگر بتوان آمادگی فرد را به تدریج در رویارویی با محرک و موقعیت افزایش داد، محرک و موقعیت ترسناک، اضطراب انگیزی خود را از دست می دهد، این روش شرطی سازی، غیرکرتکسی و خودکار است؛زیرا تنش و اضطراب،و آرمیدگی به دو سیستم عصبی تعلق دارند و از این رو ممکن نیست که فرد هم در حالت اضطرابی باشد و هم در حالت آرمیدگی، و عملاً افزایش آرمیدگی با روش آرمیدگی عضلانی موجب کاهش اضطراب و در نتیجه حذف عامل بازدارندگی جرأت ورزی و افزایش این رفتار خواهد شد.
ایسنک(1985) نیز در تبیین ایجاد اختلال و سازوکار درمان اضطراب اجتماعی و کمرویی توجه خود را به سیستم عصبی خودکار معطوف کرده است به نظر او رفتار اجتنابی یا رویاروییهای کوتاه مدت، ترس و اضطراب را افزایش می دهد و بنابراین در درمان بر رویارویی با محرک و موقعیت اضطراب انگیز به منظور ایجاد خوگیری تأکید می کند. ایسنک اعتقاد دارد که در همه روشهای درمانی اعم از روانکاوی، انسانگرایی، شناختی و رفتاری، فرایند درمان به ایجاد نوعی خوگیری منتهی می گردد. او به ویژه مانند ولپه بر مدت زمان رویارویی در درمان رویارویی تاکید دارد و نوعی نقطه بحرانی تعیین می کند و معتقد است کمتر از آن بر ترس و اضطراب و بازداری می افزاید در حقیقت به زعم ایسنک رویاروییهای کوتاه مدت همچنان در حیطه رفتار اجتنابی باقی می ماند؛ درحالیکه رویارویی به اندازه کافی تبدیل به آرامش می شود. دلیل کاهش اضطراب و کاهش اضطراب انگیزی موقعیت و ایجاد خوگیری در اثر رویارویی، عملکرد عکس سیستمهای عصبی خودمختار سمپاتیک و پاراسمپاتیک است که یکدیگر را کنترل می کنند.

Share