رشته حقوق

آیین زردشتی

دانلود پایان نامه

و «فرنگیس»
تقدیر ناباور خود را
در قوتی کوچک زهری می جوید
که از گریبان گرسیوز افتاده بود ؟» (همان، ص 1701)
24-1-3-4- گشتاسب
«گشتاسب» نام یکی از پادشاهان کیانی است که حامی و پشتیبان«زردشت» بوده و در گسترش آیین او سهم به سزایی را داشته است. «این نام در اوستا به صورت «ویشتاسپه» به معنی دارنده ی اسب رمنده و سرکش، و در پهلوی «ویشتاسپ» و در فارسی «گشتاسب» گفته می شود و از او صفت مزداپرست و پیرو منش راستی ودارای فرّ کیانی یاد می شود.» (هیلنز، 1383، ص 339). وی، پسر لهراسب و از شاهانی بوده که آیین زردشتی را پذیرفته و برای گسترش آن تلاش ها کرده، بدین سبب در کتاب های دینی زردشتی همه جا ستوده شده است.
در نوشته های پهلوی، درباره ی گشتاسب مطالبی آمده : گشتاسب جانشین لهراسب یاد شده و چنین آمده که وی چندین برادر داشت که از میان آنان زریر از همه معروفتر بود. وی دارای چهار پایان بی شمار و شهرتش عالمگیر بود و عمر او را یک صد و پنجاه سال یاد کرده است. واقعه ی دیگری که در این کتاب آمده این است که : یکی از پارسایان به نام «سریت» که از بهشت آمده بود و بر گردونه ای باشکوه حرکت می کرد بر گشتاسب ظاهر شد و او را از وجود دیوی سهمناک خبر داد، آن گاه این گردونه به دو بهره شد، یک بهره جسمانی و یک بهره روحانی. بهره ی جسمانی را گشتاسب سوار شد و میان نوذریان رفت و بهره ی روحانی را سریت بر نشست و به بهشت بازگشت.
در بندهشن، گشتاسب همچون زردشت و کیومرث، از خرد بیشتری بهره ور است و بدین سبب بهره ی بیشتری از بهشت دارد. در این کتاب سودهایی که از گشتاسب بوده چنین آمده : پذیرفتن و پرستش دین به مزدیسنان، تباه کردن و شکستن کالبد دیوان ، خوشی وآسایش آب و آتش و همه ی ایزدان مینو و گیتی، خشنود ساختن اورمزد و امشاسپند و آزار دادن اهریمن و زادگانش. (عفیفی، 1383، 607-609).
فردوسی در شاهنامه، گشتاسب را پسر لهراسب یاد کرده و چین آورده که : او زیبا و پهلوان و خواستار سلطنت پدر بود ولی لهراسب درخواست او را اجابت نمی کرد. وی با خاطری آزرده به هند رفت، برادرش زریر با خواهش، اورا به کشور بازگردانید. ولی پدرش به درخواست های او توجّهی نمی کرد. بار دوم او به روم رفت، در آن جا هنرنمایی ها کرد و کتایون دختر قیصر، دلباخته ی او گردید و زن او شد. گشتاسب، پاشاه روم را برانگیخت که به ایران لشکر کشد؛ زیر به دستور لهراسب به مقابله پرداخت و گشتاسب را به نزد پدر آورد. پس ازآن لهراسب پادشاهی را به گشتاسب بخشید. در زمان این پادشاه، زردشت دین خداپرستی آورد و گشتاسب دین او را پذیرفت و برای گسترش دین تلاش ها نمود. امّا ارجاسب تورانی، بر سر این کار با گشتاسب جنگ کرد. در این جنگ زریر کشته شد. سپس ارجاسب به بلخ حمله کرد، شهر را گرفت و لهراسب از انزوا بیرون آمد و با مردم باختر به جنگ ارجاسب بیرون شده و در حین کارزار کشته شد.
زردشت نیزدر این جنگ کشته شد. گشتاسب ابتدا شکست خورد ولی بالاخره به تدبیر وزیر خود، پسرش اسفندیار را که در بند بود، آزاد کرد و وعده داد که اگر ارجاسب را شکست دهد تخت شاهی را به او واگذارد؛ پس اسفندیار، ارجاسب را شکست داد و او را کشت و دو خواهر خود را نجات داد و چون گشتاسب به هیچ بهانه ای از دست اسفندیار و اصرار او برای گرفتن تخت پادشاهی آسوده نمی شد. او را به جنگ رستم فرستاد و این شاهزاده که رویین تن بود که با اصالت تیر به چشمانش به دست رستم، کشته شد.
ازآن چه به طوراختصار گفته شد،چنین دانسته می شود که داستان گشتاسب دراوستا ونوشته های پهلوی با شاهنامه و تاریخ های دوره ی اسلامی اختلافاتی وجود دارد.
در اوستا گشتاسب، فردی شایسته، بزرگوار، دلیر و جوانمرد توصیف شده است. در صورتی که در شاهنامه، مردی زبون، حقیر و نیرنگ باز است که رفتار او با پسرش، اسفندیار، نمودار این صفات است. همچنین او شاهی خودکامه و ستمگر است که نمی تواند از ایران در برابر تاخت و تاز تورانیان مقابله کند و به سیستان می گریزد.
آتشی فقط یک بار از این واژه استفاده کرده است :
«چشم آن «مضموم» را می خواهم
چشم آن رویین تن
که جهان نادیده رفت به پیکار جهان دیده یَلی
که زره از پر جادویی داشت که گشتاسب با آن
خط تقدیرش را بر چوبه ی گز طغرا…» (آتشی، 1386، ص 1842).

مطلب مشابه :  قانون مجازات اسلامی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید