– در آیین مجوس نیز اعتقاد به باقی بودن روح پس از مرگ و حساب رسی اعمال ا نسان از جایگاه ویژه ای برخوردار است. تا آن جا که برخی گمان برده اند که تعالیم تورات و مسیح در مورد معاد از این آیین گرفته شده است. اما ایشان از این نکته غفلت ورزیده ا ند که آیین مجوس اگر یک شریعت آسمانی باشد، باید در اصول با دیگر ادیان مشترک باشد و این اشتراک در اصول دلیل آن نیست که آیین پسین تعالیم خود را از آن برگرفته باشد. زیرا دین یک موهبت آسمانی است که از وادی طبیعت در زمان های خاص به ا نسان به فراخور استعدادهایش عطا شده است و از این رو تمام ادیان در اصول مشترک و در فروع گوناگون می باشند (سبحانی، صص4-2)
4-6 بهشت و جهنم (دوزخ)
یکی از موضوعات مهمی که با مساله ی معاد ارتباط مستقیم دارد، بلکه سایر مسایل معاد را تحت الشعاع قرار داده مسأله ی «بهشت و جهنم» است. مسأله ی قیامت و سرنوشت هر انسانی به یکی از این دو جایگاه ختم می شود.
اساساً انسان همیشه در حرکت است، زندگی و هستی انسان ها چیزی جز حرکت و انتقال از جایی به جایی نیست و نقطه ی پایانی این سیرو حرکت، بهشت یا جهنم است. به عبارت رساتر، هر ا نسانی در زندگی خود بر اساس فرهنگ و باورها و اعتقاداتی که در دل و اعماق وجود خود جای داده و به روحیات و نفسانیاتی متخلق گردیده است، هم چنین با رفتار و گفتاری که از او صادر شده، مسیری را انتخاب کرده و راه ان را پیش گرفته است، در نتیجه همین انتخاب، بهشت را که محل نعمت های کامل خداوند و زندگی مرفه است، یا جهنم و عذاب ها و شکنجه های گونگون آن را اقامت گاه دائمی خود ساخته است. باید توجه داشته باشیم که اعتقاد به بهشت و جهنم، از ضروریات دین مقدس اسلام است و انکار یا تردید درباره ی ان دو،کفر خواهد بود. (صالحی حاجی آبادی، 1380، ص 59)
4-6-1 بهشت
بهشت به معنی بهترین مکان است، در فارسی به نام های جنت، فردوس، خلد، دارالسلام، ظلال، حظیر قدسی، یسری، ومینونیز خوانده شده است. آنجا جایی است خوش آب و هوا، فراخ نعمت و آراسته که نیکو کاران پس از مرگ در آن جاودان با شد.
بنابر روایات زرتشتی، روان آدمی بسته به نیکی هایش، در یکی از پایگاههای چهارگانه: هومت، هوخت، هورشت، وانیران مستقر می شود.
در قرآن، بیست و دو نام در آیات مختلف برای بهشت به کار رفته اند و از آن میان، در سوره های محمد و الرحمن، و از همه مفصل تر، واقعه و حجر، بهشت یا جنات عدن با صفات مادی توصیف شده است. نیکوکاران در روز شمار، روانه ی بهشت جاودان (عدن ) می شوند که در ان همه ی نعمت ها بدون زحمت برای مؤمنان فراهم است و اهل بهشت از همه ی آفات درامانند. (یاحقی، 1385، ص 229)
«اعتقاد شیعه درباره ی بهشت آن است که «آن جا، جایگاه بقا و همیشگی و سرای سلامت است. هرگز زوال، مرض، آفت، پیری، غم، غصه و فقر در آن راه ندارد. بهشت جایگاه توانگری و سرای سعادت و کرامت است. گرد وغبار خستگی و ناراحتی هرگز بر دامن ساکنان آن نمی نشیند. در آن جا، هرچه دل بخواهد و هر چه دیده از آن لذت ببرد و هرچه گوش را نوازش دهد موجود است». (صالحی حاجی آبادی، 1380، ص 60)
در کتاب مینوی خرد بهشت چنین توصیف شده است «پرسید دانا از مینوی خرد. که بهشت چگونه و چند؟ و برزخ چگونه و چند؟ و دوزخ چگونه و چند است؟ و پارسیان را در بهشت وضع چه و نیکی از چیست ؟ و بدکاران را در دوزخ عذاب و آسیب چیست؟ و وضع آنان که در برزخ اند چه و چگونه است ؟ مینوی خرد پاسخ داد که بهشت از ستاره پایه تا ماه پایه دوم از ماه پایه تا خورشید پایه از زمان آن جا که آفریدگار اورمزد بر نشیند و بهشت نخست اندیشه ی نیک و دوم گفتار نیک و سوم کردار نیک است.
پارسیان در بهشت آسوده از پیری و مرگ و بیم و غم و آسیب اند و همیشه پر فره و خوشبوی و خرم و پر شادی و پرنیکی اند و هر زمان باد خوشبوی و بویی همانند بوی گل به پذیرنده ی آنان آید که از هر خوشی خوشتر و از هر عطر خوش بوتر است آنان را از بودن در بهشت سیری نیست و نشست و حرکت و دیدار و شادمانیشان با ایزدان و امشاسپندان و مومنان است تا ابد.» (تفضلی، 1376، ص 20)
«در ویژگی های بهشت نخست باید توجه داشت، اوصاف و انواع نعمت های بی شمار و بی پایان بهشت که خداوند مهربان در آن ها، مظهر لطف و رحمت خود را برای نیکان و مومنان فراهم کرده از درک و عقل بشر خارج است. چرا چنین نباشد ؟! در صورتی که ان جا، جایگاهی است که پروردگار ذوالجلال بر اساس رحمت و عنایت خاص خود برای دوستان خویش مهیا نموده است.
آن جا بساط عظیمی است که میزبان آن، ذات مقدس واهب العطایا و میهمانان، آن پیغمبران بزرگ و اولیای خدا و ائمه ی هدی (س)، شهدا، صدیقان و فرشتگان مقرب الهی و بالاخره بندگان خاص خداوند می باشد. آن جا خوان کرمی است که حضرت اکرم الاکرمین آن را گسترده و مجمعی ا ست که مرکز تابش انوار الهی باشد. آن جا منزل گاه باقی و همیشگی، جایگاه سلامت و امنیت، فرود آمدن روح و ریحان، محل خرمی و خوشحالی و جایگاه رضوان خداوندی می باشد. آن جا محل و مقر توانگری و سعادت است. مرگ و پیری، فقر و بیماری، درد و ناراحتی، بلا و آفت، غم و غصه و بالاخره هیچ گونه عوامل ناراحتی در آن وجود ندارد.» (صالحی حاجی آبادی، 1380، ص 146)
پس می توان نتیجه گرفت که بهشت جایگاهی است که خداوند در عوض کارهای نیکی که انسان در این جهان انجام می دهد به او عطا خواهد کرد و آرزوی هر انسانی است که پس از رخت بربستن از این جهان به آن جایگاه ابدی در آن بیارامد و از نعمت های بی شمار و بی پایان بهره مند گردد.
انسان های نیکوکار از خداوند طلب آن را دارند. یا برای دیگران با دعا کردن درخواست می نمایند.
4-6-1-1 بهشت یا دوزخ در آیین زرتشتی چگونه توصیف گردیده؟
فردوس معرب شده پردیس است. پردیس در زبان اوستایی و پارسی باستان و دیگر زبانهای ایرانی معنی جایگاه روشن، خانه نور، سرای درخشان، باغ بزرگ و زیبا و معانی نزدیک به اینها میدهد.
همین پردیس در زبانهای اروپایی به شکل پردایس وجود دارد که معنی بهشت را میدهد. در زبان انگلیسی تنها واژه معرف بهشت آن جهانی، پردایس است. هون-Heavenدر اصل به معنی آسمان است و دلیل اینکه امروز بیشتر هون را معادل بهشت مید انند این است که در مسیحیت بهشت را بالا در آسمان و دوزخ را پایین در قعر زمین (شاید مرکز زمین) میدا نند. به همین دلیل میگویند که تنها راه رفتن به آسمان و زندگی دوباره ایمان آوردن به مسیح است.
زرتشتیان نخستین، تحت تاثیر زرتشت، از توصیف جهان پس از مرگ دست کشیدند اما در سده های بعدی، مزدیَسنیان (مزداپرستان) نیز اقدام به توصیف جهان پس از مرگ کردند. بنابر اندیشه آریاییهای پیش از زرتشت و مزدیسنان پس از زرتشت، پس از مرگ دو (یا سه) جایگاه وجود دارد. پردیس که سرای روشنی است و دوزخ که خانه تاریکی است (و شاید برزخ که جایی میان اینهاست). انسانها پس از داوری درباره شان و عبور از پل «چین وَت» به یکی از این سراها فرستاده میشوند.
در این اندیشه خالص ایرانی اهورامزدا کسی را مجازات نمیکند. بلکه او به یاران و همراهان خود یعنی

                                                    .