رشته حقوق

آیت الله مکارم شیرازی

دانلود پایان نامه

5-2-1-6. عدم انطباق داستان با موازین عقلی
با نگاهی به ظاهر داستان، این سؤال مطرح میشود که سرایندهی این داستانِ برساخته از حالات روحی پیامبر(ص) چگونه آگاهی یافته و متوجه شده که وی آرزوی صلح با مشرکان را در سر
میپروراند؟ همچنین این دروغپرداز چگونه در مجلس خصوصی جبرئیل و پیامبر(ص) راه یافته و از مفاد مذاکرات آنها آگاه شده است، در حالی که پیامبر(ص) گزارش آن جلسه را به دیگران نداده بود؟! سؤال دیگر در مورد نقش فرشتهی وحی در این ماجراست. بر فرض که شیطان توان القای آیات دروغ بر پیامبر(ص) را داشته باشد، آیا فرشتهی وحی صبر میکند تا شیطان کار خود را انجام دهد و سپس ادامهی وحی را نازل کند؟ چرا در همان لحظه پیامبر(ص) را متوجه اشتباهش نمیکند و بعد از چند ساعت، این اشتباه را تصحیح میکند؟
در مورد اطلاع یافتن مسلمانان حبشه از خبر صلح مشرکان و پیامبر(ص) و بازگشت ایشان، آیا میتوان پذیرفت که این خبرِ صلح به سرعت نور به حبشه رسیده، اما خبر تکذیب آن که طبق این داستان در کمتر از چند ساعت رخ داده، به آنها نرسیده است؟ و آنان خود را به مکه رسانده باشند؟ پیامبر(ص) علاوه بر مقام نبوت، شخصاً از ذکاوت و خردمندی وافری نیز بهرهمند بوده است. آیا هیچ عاقلی با دیدن فشردهتر شدن صفوف پیروان خود و در مقابل، افزایش روزبهروز شکاف و اختلاف در صفوف دشمن، دست به چنین عقبگردی میزند؟ از طرف دیگر، دشمنی مشرکان با رسول خدا (ص) بسیار فراتر از آن بود که با خواندن دو جمله در مدح بتها و بدون هیچ مذاکره و توافق قبلی، آنها قانع شوند و از شادی سر به سجده گذارند؟ این در حالی است که آنها سجده برای خدا را مبغوض میشمردند و از آن ابا داشتند؛ همچنان که قرآن میفرماید: « »؛ «و چون آنان را گفتند که رحمان را سجده کنید، گفتند: رحمان چیست؟ آیا بر هر کس که تو فرمان میدهی سجده کنیم؟ و بر نفرتشان افزوده میشد».
به حکم عقل، پیامبران باید بیش از حد صابر و بردبار باشند؛ در تحمل و شکیبایی، ضربالمثل عام و خاص گردند و هرگز فرار از جبهه را در سر نپرورانند. اگر این افسانه یک سرگذشت صحیح و پابرجایی باشد، نشانهی این است که قهرمان گفتار ما عنان صبر و تحمل را از دست داده و روحش افسرده و خسته شده بود و این مطلب با قضاوت عقل دربارهی انبیا و نیز با آنچه از زندگانی آن حضرت در دست داریم، ناسازگار است.
5-2-1-7. نفی توجیه سازش پیامبر(ص) با مشرکان
برخی از مفسران برای سازش پیامبر(ص) با مشرکان توجیهاتی در کتابهای خود آوردهاند، از جمله اینکه پیامبر(ص) آیات قرآن را با تأنّی و آهسته تلاوت میکرد و گاه در میان آن لحظاتی سکوت میکرد تا دلهای مردم آن را به خوبی جذب کند. هنگامی که مشغول تلاوت آیات سورهی نجم بود و به آیهی « » رسید، بعضی از معاندان و مشرکان لجوج از فرصت استفاده کرده و جملهی «تلک الغرانیق العلی و انّ شفاعتهنّ لترتجی» را در این وسط با لحن مخصوص سر دادند تا هم دهنکجی به سخنان پیامبر(ص) کنند و هم کار را بر مردم مشتبه سازند، اما آیات بعد نازل شد و بتپرستی را به شدت محکوم کرد. مرحوم طبرسی نیز در «مجمع البیان» آن را به عنوان یک احتمال نقل کرده است. آیت الله مکارم شیرازی در پاسخ به این گروه از مفسران چنین مینویسد: «و از اینجا روشن میشود این که بعضی خواستهاند داستان غرانیق را نوعی انعطاف از ناحیهی پیامبر(ص) نسبت به بتپرستان به خاطر سرسختی آنها و علاقهی پیامبر(ص) به جذب آنان به سوی اسلام بدانند و از این راه تفسیر کنند، مرتکب اشتباه بزرگی شدهاند و نشان میدهد که این توجیهگران موضع اسلام و پیامبر(ص) را در برابر بت و بتپرستی درک نکردهاند و مدارک تاریخی که میگوید: دشمنان هر بهایی را حاضر شدند به پیامبر(ص) در این زمینه بپردازند، قبول نکرد و ذرهای از برنامهی خود عدول ننمود، ندیدهاند و یا عمداً تجاهل میکنند».
5-2-1-8. حقیقت آیات استنادشده در داستان غرانیق
مطابق داستان خرافی غرانیق، خداوند نخست در عتاب پیامبر(ص) آیات 73 و 74 سورهی اسراء را نازل فرمود: « »؛ «نزدیک بود تو را از آنچه بر تو وحی کرده بودیم منحرف سازند تا چیز دیگری جز آن را به دروغ به ما نسبت دهی، آنگاه به تو دوستی کنند و اگر نبود که پایدارت کرده بودیم، نزدیک بود که اندکی به آنان میل کنی»، و آنگاه که او را دلنگران یافت، برای تسلی خاطر وی آیات 52 و 53 سورهی حج را نازل نمود.
اما در رد اینگونه برداشتهای ناصحیح از این دو آیه باید گفت که در مورد آیهی نخست، آنچه دروغپردازان برای تأیید گفتار خود به آن تمسک جستهاند، خود بهترین دلیل بر دروغپردازیهای آنهاست، چرا که این آیه نه تنها گواه بر عدم تمایل آن حضرت به مواضع مشرکان است، بلکه دلیل روشنی است بر اینکه در پرتو لطف و تثبیت الهی، پیامبر(ص) هرگز حتی در معرض چنین لغزشی نیز قرار نگرفته است. آیتالله معرفت در این باره مینویسد: «آیه تثبیت مقام عصمت انبیا را ثابت میکند. اگر عصمت که همان عنایت الهی و روشنگر راه پیامبران است شامل حال انبیا نبود، لغزش و انحراف به سوی بداندیشان امکان داشت. قدرت و نفوذ طاغوتیان در ایجاد جو مناسب با اهداف پلیدشان آنقدر گسترده و حسابشده است که ممکن است شایستهترین افراد فریب بخورند و به سوی آنان جذب شوند. صرفاً عنایت الهی است که شامل بندگان صالح خود میشود و آنان را از وسوسهها و دسیسههای شیطان در امان نگاه میدارد. به هر حال، آیهی تثبیت دلالت دارد بر اینکه لغزشی انجام نگرفته و این به دلیل «لولا»ی امتناعیه است (اگر نبود، چنین میشد). گفته شده که بعد از شدت یافتن حزن پیامبر اکرم(ص) از این ماجرا، آیات 52 و 53 سورهی حج در تسلی خاطر آن حضرت نازل شد: « »، در حالی که سورهی حج به اجماع همهی مفسران، مدنی است و در آن به اموری چون امر به حج و جهاد سخن رفته است. پس روشن میشود که این آیات سالها پس از افسانهی جعلی غرانیق تحقق یافته است؛ چرا که این افسانه بنا به قول مدعیان در سال پنجم بعثت رخ داده است.
قرآن کریم در آیات یادشده، از سنت دیرینه و پایدار خدا در میان پیامبران خبر میدهد و آن تمنای پیشبرد اهداف و آرزوی موفقیت در هدایت مردم از جانب پیامبران است؛ آنگاه نوبت مداخلهی شیطان و شیطانصفتانِ از انس و جن با ایجاد مانع بر سر راه رسولان خدا فرا میرسد. از آن پس، زمان فرا رسیدن امدادهای الهی و محو و نابود کردن نقشههای شیطانی است و این یک سنت الهی در میان تمام امتهای گذشته بوده است.
5-2-1-9. انعکاس افسانهی غرانیق در آثار مخالفان اسلام
همچنان که دشمنان اسلام در راه مبارزه با تعالیم ناب اسلامی از هر شیوه و طریقی برای رسیدن به اهداف شوم خود مدد جستهاند، قلمفرسایی پیرامون داستانهایی از قبیل همین داستان خرافی «غرانیق» و بزرگنمایی و شاخ و برگ فراوان به آنها دادن نیز از جمله شیوههای آنها در رسیدن به مقاصد ناپاک خود بوده است. همچنان که در سالهای اخیر شاهد آن بودهایم که برخی قلمفرسایان معاند تلاش کردهاند تا با بهره جستن از ابزارهای هنری همچون رمان و تخیلات شاعرانه، این داستان را به سبکی جدید بازآفرینی کرده و آن را با رنگ و جلایی امروزی جلوهای دیگر ببخشند. نمونهی عینی این تلاشهای وقیحانه، کتاب «آیات شیطانی» اثر سلمان رشدی مرتد است و این کتاب که در اصل برای مقابله با جنبشهای اسلامی در تمام نقاط عالم طراحی شده است، براساس افسانهی غرانیق پیریزی شده است و نویسندهی این کتاب، افسانهی غرانیق را مکرر و به شکلهای گوناگون در این کتاب آورده است. معدود نویسندگانى که در دو دههی اخیر بدین موضوع پرداخته‏اند، بیشتر به بیان آثار اجتماعى و فرهنگى انتشار کتاب «آیات شیطانى»، حکم ارتداد او و واکنش‏هاى کشورها و گروه‏ها در برابر آن بسنده کرده‏اند یا به اختصار به نقد علمى (نقد توطئه آیات شیطانى) آن پرداخته‏اند و یا آن را فقط از یک منظر بررسى کرده‏اند.
5-2-2. تحلیل و نقد موردی
1. وات در پاسخ به این سؤال که چگونه پیامبر(ص) شفاعت بت‌ها را که در آیات شیطانی آمده بود پذیرفت، می‌نویسد: «آیاتی در قرآن هست که تلویحاً خدایان مشرکان را نوعی فرشته می‌داند و [حضرت] محمد[ص] با این اعتقاد می‌توانست شفاعت بت‌ها را برای خود توجیه کند».
بررسی: وات آن آیات را بیان نکرده است، ولی به نظر می‌رسد مراد او آیاتی مانند صافات/ 149، زخرف/ 20 و نحل/ 57 باشد که دختر داشتن خداوند را انکار می‌کند، در حالی که کمترین اشاره‌ای به آنچه وات از آیات استنباط کرده است ندارند.
2. وات می‌نویسد: «در آیات نخستین تأکیدی نیست که الله خدای واحد است».
بررسی: برخلاف اعتقاد وات، در آیاتی مانند فاتحه ‌الکتاب/ 2، مزمل/ 9، ناس/ 1 و توحید/ 1 که پیش از سورهی نجم نازل شده‌اند، بر توحید تأکید شده است.
3. وات مأخذ حکایت را به دور از شبهه معرفی می‌کند و طبری را – که از ناقلان اصلی این افسانه است- عالمی دقیق توصیف می‌کند و می‌نویسد: «نمی‌توان پذیرفت … دانشمند دقیقی مثل طبری آن را از منبع مشکوکی نقل کرده ‌باشد».
بررسی: به عقیدهی بسیاری از اندیشمندان اسلامی، تفسیر طبری پر از احادیث ضعیف، جعلی و اسرائیلی است. برای نمونه، ذهبی می‌نویسد: «طبری اخبار فراوانی را از اسرائیلیات نقل کرده است که این به دلیل تأثیر‌پذیری او از روایات تاریخی است که در کتاب‌های تاریخیاش آورده است و این روایات نیاز به نقدی دقیق و گسترده دارد».
4. به گفتهی وات، افسانهی غرانیق را هیچ مسلمانی نمی‌تواند ساخته باشد و غیرمسلمان نیز نمی‌تواند مسلمانان را به قبول آن متقاعد کند.
بررسی: اولاً، روایات جعلی مشابهی وجود دارد که توسط برخی مسلمانان جاهل، مغرض یا دنیاطلب ساخته شده و در بین مردم رواج داده شده ‌است.
ثانیاً، افرادی مانند محمد بن کعب قرظی (که از یهودیان بنی‌ قریظه و از دشمنان سرسخت اسلام بود) در صدر راویان این افسانه قرار دارند که این موضوع، احتمال جعلی بودن این روایات را تقویت می‌کند.
5. وات دلیل ابطال و رد آیات شیطانی توسط پیامبر(ص) را این‌گونه بیان می‌کند: «بی‌شک هنگامی پیامبر(ص) متوجه شد این آیات باید مورد تجدید نظر قرار گیرند که پی برد آنان (مشرکان) قصد ندارند روش زندگیشان را تغییر دهند».
بررسی: آن‌گونه که از عبارت وات برمی‌آید او وحی را تجربه و کلام پیامبر(ص) می‌داند. تمام اشکالاتی که در علم کلام به این دیدگاه وارد شده، اینجا هم جاری است.
6. وات می‌گوید این ماجرا نمی‌تواند به طور کلی دروغ باشد.

مطلب مشابه :  قانون آیین دادرسی کیفری

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید