رشته حقوق

آیات و روایات

دانلود پایان نامه

به نظر می رسد افرادی از صحابه که مرتد شده و از دین خود بر می گردند عادل نیستند و فرمایش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)در روز قیامت که فرمودند :
” سُحْقاً سُحْقاً لِمَنْ بَدَّلَ بَعْدِی “( رحمت خدا دور باد از کسی که بعد از من سنت من را تغییر دهد )
نمی تواند خطاب به افراد عادل باشد.و تنها این سوال به ذهن می رسد که اگر همه صحابه عادل اند و تعابیری که ابن حجر در کتاب الاصابه فی تمییز الصحابه و بقیه تاریخ نگاران و علمای اهل سنت صحیح است ، چگونه برخی از صحابه در روز قیامت به جهنم می روند؟
خلاصه اینکه از مجموع احادیث وارد شده در مورد صحابه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) به این نتیجه می رسیم که همه آنان در یک درجه نبوده اند، برخی در بالاترین قله های ایمان قرار داشتند و برخی دیگر جایگاهشان در دوزخ است.
1. 4. 6 بررسی عدالت صحابه از منظر عقل
برای پی بردن به عدالت صحابه از منظر عقل بهتر لست اعمال و رفتاری که آنها در زمان حیات خود انجام داده اند مورد مطالعه قرار گیرد . ما در این قسمت رفتار کسانی که عمری با آن حضرت همراه بودند را از کتب اهل سنت می آوریم تا معلوم گردد عقل کدام عاقل به عدالت آنها گواهی می دهد.
مورد اول
برخی از اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) در زمان حیات پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) نقشه قتل ان حضرت را کشیدند که علمای اهل سنت مانند ابن حزم اندلسی در کتاب “المحلی” و سیوطی درکتاب “الدر المنثور “و ابن سعد در کتاب “الطبقات الکبری”ماجرا را بیان کرده و روایتی که این داستان را نقل می کند از لحاظ سند صحیح و معتبر می دانند.
به عنوان نمونه عبارت ابن حزم اندلسی از این قرار است :
“ان ابابکر و عمر و عثمان و طلحه و سعد بن ابی وقاص رضی الله عنهم ارادوا قتل النبی صلی الله علیه و سلم و القائه من العقبه فی تبوک”
ابابکر ، عمر ، عثمان ، طلحه ، سعد بن ابی وقاص ( رضی الله عنهم ) اراده کردند که حضرت را در هنگام بازگشت از غزوه تبوک بکشند به این نحوکه شتر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را رم داده تا حضرت در دره افتاده و شهید شوند.
مورد دوم
“خالد بن ولید” یکی دیگر از صحابه رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) است . وی در مکتب خلفا، به عنوان فردی صحابی عادل شمرده می شود و به سیف الله مشهور است.
او در زمان ابوبکر برای گرفتن زکات رهسپار قبیله (( مالک بن نویره )) شد خالد در عین حال که همه افراد آن قبیله اظهار اسلام می کردند و می گفتند که ما مسلمانیم و نباید مورد هجوم سربازان اسلام قرار گیریم ، از در حیله وارد شد و رییس قبیله ( مالک بن نویره) را کشت و به همسر وی تجاوز نمود.
مورد سوم
همچنین ابوسفیان و معاویه که بیست سال با اسلام و پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) جنگ و ستیز کردند و در فتح مکه اسلام آوردند. بر فرض آنکه اسلام آنان مصلحتی نباشد، آیا شایسته است چنین افرادی هم رتبه با سایر صحابیان باشد؟
بررسی همین سه نمونه در کنار اتفاقات گوناگونی که سایر صحابه در تاریخ رقم زدند، نشان می دهد که همه صحابه یکسان نبودند و از سویی اختلاف صحابه با یکدیگر در نمونه هایی مانند جنگ جمل، نشان می
دهد که نمی توان همه آنان را به عدالت ستود. صحابه افرادی بودند که توفیق حضور در محضر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را یافتند و طبیعی است که به هر میزان بهره برده باشند، نیکو و هر اندازه که از پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دور باشند، مذموم است.
نتیجه گیری کلی
با توجه به مطالب ذکر شده به این نتیجه می رسیم که همه اصحاب رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) عادل نبوده اند ، بلکه همان طور که در میان آنها افراد با ایمانی همچون علی (علیه السلام) ، سلمان ، اباذر ، مقداد ، سعد معاذ، مصعب بن عمیر و …. زیاد بوده اند، اما در میانشان افراد کافر و منافق ، فاسق ، و بی ایمان نیز کم نبوده است و این نظر اهل سنت که می گویند ” همه صحابه مومن و عادل اند و نقض ایراد بر آنها موجب کفر و ارتداد است” نمی تواند صحیح باشد ، بلکه همه آنها در یک درجه و رتبه نبوده اند. برخی در درجه بالای ایمان و برخی دیگر در زمره ی کافران و منافقان قرار داشتند و حتی اصحاب مومن به خدا و رسول هم یکسان نبودند .
اما پیروان این نظریه بر این باورند که نظریه عدالت تمام صحابه از نگرانى در تزلزل دین جلوگیرى مى‏کند در صورتى که، باور به این نظریه آثار بسیار منفى براى اسلام داشته است و نه تنها این عقیده پیش‏گیرى از تزلزل دین ننموده بلکه با بررسى و تحقیق در تاریخ اسلام از آغاز پیدایش تاکنون نشان مى‏دهد که پایه توجیه و تفسیرهاى غلطى از دیدگاه‏هاى اعتقادى، فقهى و ابعاد سیاسى اسلام شده است که تفصیل این بحث خود نیاز به یک کتاب دارد و در اینجا به طور اختصار به برخى از آنها مى‏پردازیم:
1. تردیدى نیست که صحابه داراى درجات گوناگون و متفاوتى بودند به گونه‏اى که هر یک از آنان از جهت علمى، تقوى، حضور داشتن در خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و جهاد و ایثار متفاوت بودند. و از سویى هر یک از صحابه به بویژه پس از ارتحال پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله و سلم) از رفتار، آرأ و نظریات ویژه‏اى برخوردار بودند. اگر براى هر یک از صحابه بدون استثنا مقام عدالت را باور داشته باشیم لازمه‏اش آن است که به آنان اقتدا نموده و صحابه را مقتداى خویش قرار دهیم و گفتار آنان را نیز بپذیریم. از سویى شکى نیست که صحابه در مسایل فراوانى اختلاف داشتند. پس نتیجه پذیرش نظریه عدالت صحابه چه خواهد شد؟!تضاد و ناسازگارى در گفتار صحابه اختلاف و سردرگمى سایر مسلمانان را در پى خواهد داشت.
2. اگر عدالت را براى تمام صحابه باور داشته باشیم لازمه‏اش آن است که گفتار آنان را باید به عنوان سنت بپذیریم چنان که اهل‏سنّت سلسله هر روایتى را که به صحابه مى‏رسد توقف نموده و آن را مى‏پذیرند. در این صورت بایستى آنچه آنان فهمیده و بیان کرده‏اند به عنوان اسلام و عقیده اسلامى بپذیریم این مطلب در صورتى قبول است که همه صحابه از مقام بالاى عصمت برخوردار باشند و یا حداقل از نظر علمى و تقوا در مقامى باشند که آنچه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرموده است در اختیار داشته باشند و آن را به خوبى فهمیده بدون آن که آرا و نظریات خود را دخیل بدانند براى مسلمانان بیان نماید. در صورتى که ما صحابه‏اى با چنین ویژگى بسیار اندک داریم چرا که بسیارى از صحابه حضور کمى درخدمت حضرت داشته‏اند.
3. بر اساس آیات و روایاتى که در مباحث گذشته بیان کردیم روشن مى‏شود که در بین اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) منافقانى وجود داشته‏اند که براى مسلمانان شناخته شده نبوده چنان که در قرآن مى‏فرماید: ﴿وَ مِمَّنْ حَوْلَکُمْ مِنَ الْأَعْرابِ مُنافِقُونَ وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِینَهِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُم ﴾
اگر نظریه عدالت صحابه درست باشد و گفتار و رفتار آنان را بپذیریم لازمه‏اش آن است که گفتار و رفتار منافقان زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را به حساب اسلام به گذاریم و آنچه روایت مى‏کنند تمام آن گفتار بیانگر احکام و عقاید اسلام باشد. بنابراین نظریه عدالت صحابه هیچ گونه معیارى را براى جداسازى احادیث ساختگى منافقان و احادیث صحیحى که صحابه راستین نقل مى‏کنند ارایه نمى‏دهند جز آن که گفته شود منافقان به مرور زمان براى مسلمانان روشن شده است.
4. شکى نیست که تاریخ آینه‏اى است که حق و باطل را نشان مى‏دهد چنان‏که در قرآن و سنت به این اصل اشاره شده است. و از سویى در میان صحابه به ویژه پس از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) درگیرى‏هاى فراوانى همراه با قتل و کشتار واقع شده است بر اساس نظریه عدالت صحابه کدام یک از صحابه مى‏توانند
مقتداى مسلمانان باشد آیا معقول است که هر دو گروه را مقتدا بدانیم؟! آیا قاتل یا مقتول یا هر دو؟! اگر یک صحابى على(علیه السلام) را دشمن داشته باشد یا او را آزار دهد و یا اگر بر عکس، یک فرد از صحابه را على(علیه السلام) دوست نداشته باشد، بر اساس این نظریه چگونه قضاوت مى‏شود؟! اگر گروهى از صحابه به طرفدارى على(علیه السلام) برخاستند و برخى دیگر از معاویه و دسته سوم هر دو گروه را کنار گذاشته و منتظر ماندند کدام یک غالب مى‏شود؟! بر اساس این نظریه شرعاً و عقلاً راه درست را چه گروهى پیموده‏اند؟!

مطلب مشابه :  اثر برائت در رفع مسؤولیت مدنی پزشک

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید