در روایاتی از سوی رسول خدا(صلی الله علیه وآله) محدوده حجاب بیان شده است. به عنوان نمونه در روایتی آمده است که نمایان ساختن تمام بدن برای زوج رواست و سر و گردن را می توان در برابر پسر و برادر آشکار کرد، اما در برابر نا محرم باید از چهار پوشش استفاده کرد: پیراهن (درع)، روسری (خمار)، پوششی وسیع تر از روسری که بر روی سینه می افتد (جلباب) و چادر (ازار) .
شیخ صدوق به سند خود از امام صادق(علیه السلام) و آن حضرت از پدران خود از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) نقل می کنند که آن حضرت فرمود:
«روانیست زنیکه به دوران عادت ماهانهبلوغ رسیده موی جلوی سر وگیسوان خود را آشکار کند.»
در روایت دیگریآمده است که برای پیامبر(صلی الله علیه وآله) چند قواره پارچه آوردند. پیامبر قواره ای را به یکی از یاران خود داد و به او فرمود که این را دو قسمت کن: قسمتی را برای خود جامه کن وقسمت دیگر آن را به همسرت بده تا برای خود روسری کند. بعد به وی فرمود: به همسرت بگو برای این پارچه آستری فراهم کند تا بدن وی از زیر آن نمایان نباشد.
برخی روایات نشان می دهد زنانی که خود را با وضع جدید تطبیق نداده بودنـد مـورد اعتـراض قـرار می گرفتند. عایشه می گوید: دختر عبدالله بن طفیل که برادر مادری من بود در حالی که زینت کرده بود به خانه ام آمد. در همان هنگام پیامبر(صلی الله علیه وآله)نیز وارد شد و هنگامی که او را دید از او روی برگرداند. عایشه گفت یا رسول الله این دختر، بردار زاده من و خردسال است! پس پیامبر فرمود: هنگامی که زن به دوران عادت ماهانه رسید بر او جایز نیست که جز روی خود موضع دیگری را نمایان کند.
این روایات اگر چه از نظر سند و دلالت نیازمند بررسی است، اما روی هم رفته حاکی از پشتوانه دینی حجاب است..
بند چهارم:حجـاب از دیـدگـاه عقـل
لزوم پوشش از نظر عقل، نیاز به توضیح ندارد؛ چرا که هر عقل سلیم آنچه را که برای انسان مایه کرامت و حفظ از انحرافات و بیهودگی و پوچی‌هاست، موجب استواری انسان می‌داند و آنچه را که باعث فساد اخلاقی و پیامدهای شوم برهنگی می‌شود، مذموم و ناپسند. این یک مطلب وجدانی عقلی است که به اصطلاح «نباساتها معها»؛ دلیلش همراه خودش است. عقل چون چراغی تابان است که زشتی‌ها و نیکی‌ها را نشان می‌دهد، عوامل خوش‌بختی و بدبختی راه را مشخص می‌کند. بنابراین، حجاب یک وسیله بسیار لازم و شایسته برای زنان و مردان است و به طور کلی، هر چیزی که مایه انحراف و فساد است، عقل آن را حرام می‌داند و هر چیزی که باعث رشد و تکامل وسلامتی فرد وجامعه است، عقل آن را شایسته و انسان را بر انجام آن ملزم می‌سازد.
خصلتحیا یکی ازشعبه‌های عقل است. وجود حیا درانسان اورا به سوی حفظ پوشش وعفت عمومی دعوت می‌کند وبه عکس، بی‌حیایی که ازشعبه‌های جهل است، انسان را به برهنگی وبی‌عفتی فرا می‌خواند.
امیرمؤمنان علی علیه‌السلام می‌فرماید: «خداوند به آدم علیه‌السلام وحی کرد: من تو را به انتخاب یکی از سه صفت عقل، حیا و دین مخیر نمودم؛ یکی از آنها را انتخاب نما و صفت دیگر را رها کن. آدم عرض کرد« من عقل را برگزیدم. خداوند توسط جبرئیل به حیا ودین فرمود: از عقل جدا گردید و او را به خودش واگذارید. آنها به جبرئیل گفتند: ما از سوی خدا فرمان داده شده‌ایم که از عقل جدا نگردیم! هرجا که عقل باشد ما همراه آن هستیم. جبرئیل گفت: چنین باشد».
در نتیجه، خصلت حیا که از صفحات فطری انسان است و موجب حفظ عفت خواهد شد، از عقل جدا نیست و این دو همیشه و در همه جا با هم هستند. اگر کسی در عمل، خصلت حیا را رعایت نکند در حقیقت، خود را از عقل نیز جدا ساخته است.
بند پنجم:حجیّـت سیـره
یکی دیگر از اموری که می‌توان دلیل بر جواز بازگذاشتن اعضای مورد بحث به حساب آورد، سیره است. حجیت سیره دوشرط دارد:
اول. این سیره مربوط به زندگی عمومی مسلمانان باشد ورفتار افراد متشرع را در مواجهه با زنان آزاد مسلمان نشان دهد. میتوان گفت: اینکه زنان در جامعه اسلامی، اعضای مذکور را باز می‌گذاشتند، هیچ تردیدی وجود ندارد، اما در صورتی که این زنان از اهل کتاب، یا کنیزان و بادیه‌نشینان باشند، در کشف حکم شرعی هیچ کمکی نمی‌کند.
دوم. از جانب شارع، نعی نسبت به این اقدام زنان صورت نگرفته باشد تا تعیین شود که اقدام مزبور، ناشی از سهل‌انگاری در عمل به احکام شریعت مقدس نبوده است.
اگر دو شرط مزبور وجود داشته باشد، سیره حجت است و بر مبنای آن می‌توان حکم شارع مبنی بر جواز بازگذاشتن اندام مذکور را به دست آورد.
امراول. اولاً، مدعای مورد نظر، وجوب بازگذاشتن این اعضا نیست، بلکه جوازآن است وثانیاً، پوشش کامل که در برگیرنده‌ این اعضا نیز هست از نظر شرع اسلامی که هرگونه اختلاط زن و مرد را قابل تشویق نمی‌داند وبرای پیشگیری از مفاسد و زیان‌های آن قیودی را وضع کرده است، امری پسندیده به نظر می‌رسد.
پس سیره مورد ادعا آن است که زنان آزاد مسلمان در دوران پیامبر وامامان علیهم‌السلام در امور مختلف متواتری بر وجود این سیره در کتاب‌های تاریخ و سیره نبوی به چشم می‌خورد.
امر دوم. باید اعتراف کرد که این سیره از زمان پیامبر و ائمه اطهار علیم‌السلام تا دوران ما، در میان متشرعان استمرار داشته، و نمی‌توان گفت وجود این وضعیت، در اثر سهل‌انگاری مسلمانان در عمل به احکام شرع تحت تأثیر اقوام دیگر، پدید آمده است؛ بلکه به اعتقاد ما، منع نکردن شارع مبنای کشف حکم شرعی در مسئله مذکور است.
و همان گونه که از روایات مذکور در بحث سنت به دست می‌آید، نه تنها منعی از سوی شارع انجام نگرفته است، بلکه همان‌طور که در امر اول گذشت، از روایات چنین برمی‌آید که شارع این مسئله را امضاء و تأیید کرده است وفقیهان با توجه به ویژگی‌های وقایع و پاسخ و پرسش‌های مردم از معصومان علیهم‌السلام این حقیقت را درمی‌یابند. چنانچه این رفتار، مورد قبول شارع نبود، باید به وضوح و صراحت تمام از آن منع می‌شد و این منع چندان تکرار می‌گشت که برای مردم به عنوان نظر شارع مسلم گردد. اما ملاحظه می‌کنیم که کوچک‌ترین منعی از شارع نسبت به این سیره، در منابع یافت نمی‌شود و حال آنکه در صورت جلوگیری شارع ارتباط تنگاتنگ موضوع با زندگی عمومی و اهمیت بسیار آن سبب می‌شد تا این موضع شارع به سرعت میان متشرعان پخش شود. از این رو، به نظر می‌رسد همین وضعیت، برای یقین یافتن به موافقت شارع با سیره مذکور در میان متشرعان کافی باشد.
بندششم:معافیت های پوششی در زنان
علاوه بر احکام حدود پوشش زنان مسلمان در برابر افراد نامحرم، احکام دیگری نیز وجود دارد که نوعی معافیت را در حدود پوشش بیان می کند. بخشی از معافیتها در پوشش مربوطه به گروه خاصی از بانوان است. از آن جمله پوشش زنان سالمند و نیز کنیزان.
اما بخش دیگر معافیتها، مربوط به حدود پوشش عموم زنان در برابر دیگر افراد است که به مصادیق آن با استناد به آیات و روایات اشاره می کنیم:
حدود پوشش در برابر محارم سببی و نسبی (اعم از شوهر، پدرشوهر، پسر همسر، پدر و بالاتر، پسر شامل نوه پسری یا دختری و پائین تر، برادر پسر برادر و پسر خواهر.)
خداوند در این باره می فرماید: زنان باید زینت خود را آشکار نسازند مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا بردارنشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان همکیششان یا طفیلیان و افراد تابعی که تمایلی به زن ندارند یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان ناتوانند.
طبق آنچه که در ادامه آیه بیان شده است، پوشش زنان در برابر چهار گروه از افراد که در حکم محارم هستند نیز از معافیتهائی برخوردار است که عبارتند از: زنان هم کیش و مسلمان، اطفال غیرممیز یا نابالغ، تابعین، یعنی افرادی که یا دیوانه و ابله بوده و نیاز به ولی داشته باشند و از امور جنسی چیزی نفهمند. یا پیرمردانی که به حدی از پیری رسیده اند که نیاز به ولی و سرپرست داشته و دیگر از تمایل و توان جنسی برخوردار نباشند و گروه آخر، مملوکان و بردگان که پوشش زن مسلمان در برابر آنها ساده تر و آسانتر از دیگر افراد است.

                                                    .