از ما زبان سنبل و سوسن مخواه
تا بر کلام ما لبه ی دشنه کج شده است » . ( آتشی ، 1386 ، ص 776 ) .
« …. بدی اش این است
وقتی من در تو محو شده باشیم
تورفته باشی
قاب گلدانی بی گل
و ساقه ی خاری ، به جای سنبل
این خوابی است که من در دیشب دیده ام » ( همان ، 1672 ) .
5-1-2-4-4- سوسن
«گل سوسن به امشاپسندخرداد تعلّق دارد.بوی این گل چون بوی دوستی توصیف شده است»(قلی زاده ، 1388 ، ص 277 ) .
این گیاه از تیره ی سوسنی ها ، و جزو گیاهان تک لپه ای جام و کاسه ی رنگین است . گل آن فصلی و دارای رنگ های مختلف و زیبا و اصل این گیاه از اروپا و ژاپن و آمریکای شمالی و هیمالیا می باشد . نام درخت چلغوره هم هست که به عربی آن را « صنوبر الکبار » گویند .
انواع آن عبارتند از :
1 – سوسن کوهی : «راسن» ، درختی که آن را«پیگوش» می گویند و بوی آن سیر باشد . نیم درختی است با برگ های باریک به شکل سوزن و دانه های ریز سرخرنگ بار می دهد و چوبش سخت و سرخگون است .
2 – سوسن سرخ : گلایول ، گلی است که پیازهای آن مانند زعفران است و برگهای پهن و بزرگ و گل های آن به شکل خوشه یک طرفی می باشد .
3 – سوسن کبود : که آن را«سوسن ارزق» خوانند .
4 – سوسن زرد : آن را «سوسن ختایی» نامند .
5 – سوسن الوان : رنگ آن زرد و سفید و کبود می باشد و آن را«سوسن آسمانی» گویند .
6 – سوسن سپید : آن را«سوسن آزاد» می گویند و ده زبان ( گلبرگ ) دارد و به زنبق و رازقی معروف است . ( دهخدا ، ص 723 ) .
( مرحوم دهخدا عقیده دارد که سوسن سپید گل رازقی نیست و آن گلی غیر رازقی می باشد).
سوسن گیاهی است از تیره ی سوسنی ها و دارای گل های زیبا و درشت و به رنگ های گوناگون است . از میان انواع سوسن که گفته شد ، « سوسن آزاد ( آزاده ) » که به«ده زبان» نیز معروف است از همه مهم تر ودارای جهات اساطیری بیشتر است از طرف آزادی و آزادگی به ناهید،ایزد بانوی آب ها مربوط می شود و در نتیجه سوسن و سرو که مظاهر آزادی به شمار می روند با زنبق و مورد و نرگس و اسپر غم از نشانه های مخصوص ناهید هستند . از طرف دیگر سوسن که مظهر و همنام و هم معنی « شوش » شهر باستانی خوزستان است .
همان طور که گفتیم گل سوسن به صفت « ده زبان » موصوف است . این صفت به بنیادهای بسیار کهن اساطیری مربوط می شود .
در روایات هندی «ویشنو » ، ایزد بزرگ آسمان در ده مظهر و به ده صورت تجلّی یافته است. در اوستا نیز ، ایزد بهرام دارای ده تجلّی است .در وداها دیوی که ما در جهان هستی و همه ایزدان شمرده می شود ده دست قابل بودند که هر دستش سلاحی بود.در نجوم قدیم اغلب به جای دوازده ماه سال تنها نام ده ماه به کنایه از ده مرحله وجود داشته است .چون بین النّهرین از قدیم مرکز زبان های مختلف بوده ازاین رودر لغت ،«شوش» مفهوم ومعنی ده زبانی و چند زبانی مانند « سوسن» نهفته است .چون در تواریخ نیز داستان زبان های گوناگون سرزمین بابل آمده است ؛ از این رو«سوسن ده زبانی» را می توان به معنی «شوش ده زبان » یعنی شهر و سرزمینی که زبان های گوناگون داشته است ، دانست .( حق پرست ، 1383 ، صص 88 – 89 ) .

                                                    .