3- صندوق عهد، مایه‌ی آرامش و پیروزی
موسی در واپسین‌ روزهای عمر خود الواح مقدس را، که احکام خدا بر آن نوشته شده بودن همراه زره خود و یادگاریهای دیگر در آن نهاد و به وصی خویش یوشع بن نون سپرده و بدین ترتیب اهمیت این صندوق در نظر بنی اسرائیل بیش‌تر شد، و لذا در جنگ‌هایی که میان آنان و دشمنان رخ می‌داد آن را با خود حمل می‌کردند و از این طریق بر دشمن پیروز می‌گشتند، و تا زمانی که این صندوق خاطره انگیز، با این محتویات مقدس در میانشان بود با سربلندی زندگی می‌کردند، ولی متأسفانه بر اثر ضعف دینی دشمنان بر آنان چیره شدند و این صندوق را برمی‌گرفتند. پس از مدتی خدا طالوت را به عنوان فرمانده لشکر برای بنی اسرائیل برگزید، وپیامبر آنان خاطر نشان کرد و گفت نشان فرماندهی او از جانب خدا این است که صندوقی را مایه‌ی آرامش شما بود، در صورت شرکت در نبرد به شما باز می‌گرداند: «وَقَالَ لَهُمْ نِبِیهُمْ إِنَّ آیهَ مُلْکهِ أَن یأْتِیکمُ التَّابُوتُ فِیهِ سَکینَهٌ مِّن رَّبِّکمْ وَبَقِیهٌ مِّمَّا تَرَک آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلآئِکهُ إِنَّ فِی ذَلِک لآیهً لَّکمْ إِن کنتُم مُّؤْمِنِینَ» (و پیامبرشان به آنان گفت: در حقیقت نشانه‌ی فرمانروایی او این است که صندوقی به سوی شما می‌آورد که در آن صندوق آرامش خاطری از جانب پروردگارتان است، و یا باقیمانده‌ای است از آنچه خاندان موسی و خاندان هارون برجای نهاده‌اند در حالی که فرشتگان آن صندوق را حمل می‌کنند به سوتیان خواهد آمد و مسلماً اگر مؤمن باشید، در این رویداد برای شما نشانه‌ای است.)
قرآن در اینجا تبرک بنی‌اسرائیل با این صندوق را از زبان پیامبرش نقل می‌کند و در شرافت آن همین بس که حاملان آن را فرشتگان می‌داند، و اگر چنین کاری برخلاف اصول توحید بود پیامبرشان را به عنوان یک خبر مسرت‌آمیز به آنان بازگو نمی‌کرد.
4- تبرک با جایگاه اصحاب کهف
موحدان و نمازگزاران پس از آگاهی از مدفن اصحاب کهف همگی بر این اتفاق کرده‌اند که روی قبر آن‌ها مسجد بسازند و از عبادت در کنار اجساد مطهر آنان تبرک بجویند، و قرآن این حقیقت را چنین نقل می‌کند: «قَالَ الَّذِینَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَیهِم مَّسْجِدًا» (آنان که بر گروه دیگر پیروز شده بودند گفتند بر روی قبر آنان مسجد می‌سازیم.)
تبرک در روایات
1- تبرک حضرت زهرا
حضرت علی می‌فرمایند: وقتی پیامبر خدا دفن گردید، فاطمه کنار قبر وی ایستاد و مقداری از خاک قبر را برداشت و بر صورت نهاد و اشک ریخت و این دو شعر را سرود:
ماذا علی من شمّ تربه أحمد أن لایشمّ مدی الزمان غوالیا
صبّت علی مصائب لو أنّها صبّت علی الأیام صرف لیالیا
چه می‌شود کسی را که خاک قبر احمد را ببوید که تا زنده است از بوییدن مشک‌های گران قیمت بی‌نیاز می‌شود؛
مصیبت‌هایی بر من وارد شد که اگر بر روزگاران روشن فرود می‌آمد، به شب تار تبدیل می‌گشتند.
2- تبرک عبدالله بن عمر به قبر پیامبر اکرم
ابن حمله گوید: عبدالله بن عمر همواره برای تبرک دست راست خود را بر قبر شریف پیامبر، می‌گذاشت، همچنین بلال حبشی برای تبرک گونه‌هایش را بر قبر پیامبر قرار می‌داد.
3- تبرک ابو ایوب انصاری به قبر پیامبر اکرم
داوود بن ابی صالح گوید: روزی مروان دید مردی صورت بر قبر پیامبر خدا نهاده است، مروان گردن آن مرد را گرفت و گفت: می‌دانی چه می‌کنی؟
آن شخص متوجه مروان شد، دید ابوایوب انصاری است.
ابوایوب گفت: آری می‌دانم چه کار می‌کنم؟ من کنار سنگ نیامده‌ام، بلکه به حضور رسول خدا آمده‌ام، از آن حضرت شنیدم که فرمود: «لاتبکو علی الذین إذا ولیه أهله و لکن ابکو علیه إذا ولیه غیر أهله» (آن گاه که شایستگان، دین را در دست گرفتند بر آن نگریید؛ ولی هنگام که ناشایستگان آن را در اختیار گرفتند بر آن گریه کنید.)
4- تبرک صحابه و دیگران

                                                    .