رشته حقوق

آثار منظوم و منثور

دانلود پایان نامه

از ویژگی های بارز هنر نگارگری ایران ارتباط و پیوستگی آن با ادبیات می باشد. چرا که کلام شاعران و عارفان همواره الهام بخش نقاشانی بوده است که بدیع ترین معانی حکمی را با کمک استعارات و نمادهای هنری، به خط و رنگ مبدل ساخته اند. شاید بتوان گفت که عمق این وابستگی از آن جایی آغاز شد که ارزش نسخ خطی را از نظر پرداخت تزیینات و نوع نگاره موجود در آن سنجیدند و این خود از مدد رسانی تصویر به درک معانی عمیق عرفانی و ( بعضاً فلسفی) محتوای کلامی و نوشتاری موجود در نسخ خطی نشأت می گیرد. این ارتباط و وابستگی حتی به قبل از ورود اسلام به ایران برمی گردد در آن زمان «ایرانیان آن ها را در کتابخانه های سلطنتی نگه داری و احتمالاً تذهیب می کردند.در این مورد به نمونه های متعددی از کتب دوران ساسانی مانند ترجمه پهلوی پنجه تنتره، ویس و رامین و یا شاهپورگان که مانی آن را به شاپور اهدا کرد اشاره نمود. منابع عربی نیز در موارد متعدد به نسخ مذهّب قبل از اسلام اشاره کرده اند که بدون شک مشهورترین نسخه مذهّب ساسانی خداینامه است و احتمالاً قدیمی ترین نسخه های مذهّب ایرانی که باقی مانده قطعاتی مربوط به مانوان است که در منطقه تورفان کشف شده است و ارژنگ کتاب مانی به عنوان یک نسخه مذهّب با ارزش توصیف شده و محمود غزنوی نسخه ای از آن را در کتابخانه اش نگهدری می کرد» (پورتر، 1389: 23). اگر چه با ظهور اسلام تنها نسخه تصویرگری شده در سرزمین تحت تسلط اسلام، همان قرآن مجید بود که صرفاً با نقوش تذهیب آراسته می شد اما «در آغاز نقاشی ایرانی صرفاً برای مصور سازی متون غیر دینی مانند رساله های پزشکی، گیاهشناسی، اخترشناسی و ریاضیات، کتاب های تاریخی و آثار منظوم و منثور ادبی و هنری به کار می رفت؛ و بعدها با گسترش تصوف اسلامی، تصاویر زیادی از زندگی اولیا و معصومان(ع) در عرصه نگارگری پدیدار می شوند. معروف ترین آثار در عرصه تصویرگری عبارتند از: «شاهنامه فردوسی»، «خمسه» حکیم نظامی مشتمل بر پنج منظومه (مخزن الاسرار، خسروشیرین، لیلی و مجنون، بهرام نامه، اسکندرنامه)، «بوستان» و «گلستان» سعدی، «دیوان»حافظ، «یوسف و زلیخا»، «سلسله الذهب»، «لوایح جامی»، «خمسه دهلوی» و «خمسه» امیر علیشیر نوایی و از بین وقایع نامه های تاریخی نیز به ترسیم «جامع التواریخ» رشیدالدین همدانی، پزشک و مورخ دربار غازان خان حکمران مغول، «ظفرنامه» شرف الدین علی یزدی در باب لشکرکشی های تیمور و «تاریخ الرسل و الملوک» اثر طبری می پرداختند با چنین مدارکی صراحتاً می توان اعلام کرد که نگارگری ایرانی تابعی از مضامین و منابع ادبی بوده است. اما باید توجه داشت مسیر رشد و تکامل حوزه های نقاشی و ادبی ایران هم زمان نبوده است چرا که زمانی که ادبیات در اوج خود به سر می برد یعنی در سده های چهارم و پنجم هجری دوره ای که رودکی و بیهقی با ادبیات واقع گرایانه خود نمایی می کردند، نقاشی مراحل اولیه را طی می کرد بنابراین با وجود این که مسیر آن دو یکی بوده اما در طی این مسیر هر کدام با افت و خیزهایی توأم بودند (تصویر2-6). اما در دوره های بعد که ادبیات به جای واقع گرایی به ظاهر سازی کشیده شد نقاشی در جهت گسترش شیوه های بیان و گزینش موضوعات معینی که واقعگرایی را قوت می بخشید در حرکت بوده است لذا در این زمان نقاشی از ادبیات فاصله می گیرد بدین ترتیب که در این زمان نگارگر زبان استعاری شعری را به مرحله واقعی تر انتقال می دهد آن چنان که در سده های نهم و دهم ه.ق مشاهده می شود (پولیاکوا و رحیمووا، 1381: 103-106)( تصویر 2-7) .
تصویر 2-6 تصویر 2-7
تصویر 2-6: نگاره ابوزید در مقابل حاکم رحبه، مقامات حریری، مأخذ: آژند، 1378، ص126
تصویر 2-7: نگاره فرار یوسف از دست زلیخا، مکتب هرات، کمال الدین بهزاد، موزه قاهره، بوستان سعدی، مأخذ: گرابر، 1383، ص 64
به هر حال باید اذعان داشت که در ایران در آغاز کار به ادبیات اهمیت بیشری داده می شد و نگارگری در ارتباط با آن و به هدف فهم آن بروز کرد چرا که با توجه به این که کتاب در مشرق زمین دارای حرمت خاصی بوده است، از این جهت پیدایی آن را مقدس می شمردند و نسخه های خطی را با دقت تمام حفظ و نگهداری می کردند و همین مسأله موجب نوعی شدید از کتاب دوستی شده بود که افراد غنی و ثروتمندی چون حکمرانان و اشراف زمین دار، از سفارش دهندگان عمده کتاب به شمار می رفتند، زیرا از آن جا که فراهم آوردن نسخه خطی کار دشواری بود که به مدارکی ارزشمند و دست اندرکاران زیادی نیاز داشت، کتاب نه تنها به مثابه ارزشی معنوی، بلکه در حکم یک سرمایه گرانبهای مادی نیز محسوب می شد. در این راستا با وجود این که با همّت و همکاری هنرمندان کاغذ ساز، استادِخوشنویس، استادِ نقاش، مذهّب، مصحّف و جلدساز در کارگاه های مخصوص، یعنی کتابخانه دربار سلاطین و اعیان که حامی و پشتیبان اصلی تهیه کنندگان نسخ خطی بودند، صورت می گرفت. اما ارزش نسخ خطی، بیش از هر چیز از نظر پرداخت تزیینات و با کیفیت نگاره های موجود در آن برآورد می شد در واقع وظیفه اصلی تصویرگر این بود که می بایست محتوای متن و به عبارت بهتر، وقایع برگزیده را که خوشنویس برای مصور کردن کتاب تعیین کرده بود، برای درک بهتر مخاطب با شیوه های ترسیمی به تصویر در آورد. از سویی هنر نگارگری دارای ارزش زیبایی شناختی مستقلی است که با عوامل تجسمی ویژه ی این هنر، یعنی عناصر خط و رنگ معین می شود. بنابراین با وجود همراهی و همگامی نگارگری و ادبیات در مسیرهایی شاید از یکدیگر مجزا می شوند به طوری که بسیاری از عناصر بیان شده در ادبیات از عهده تصویرگری تصویر ساز خارج است.با توجه به این می توان گفت نگارگری و ادبیات با وجود قرابت های بسیار در مواردی مسیرشان را از یکدیگر مجزا کرده، در عین حال که رابطه بین تصویر و متن را به شکل بارزی حفظ می کند، به این خاطر که وظیفه اصلی تصویر فهم متن نگارش شده می باشد.
(2-1-10): ارتباط نگارگری با نقاشی دیواری و مضامین آن ها
با مطالعه آثار باقی مانده در زمینه هنر نقاشی در ایران می توان یک وحدت و یکپارچگی در طول تاریخ نقاشی پیدا کرد؛ به عبارتی با اطمینان می توان تأکید کرد که این هنر پیوستگی قابل توجهی را نشان می دهد که از زمان پارتیان تا دوره قاجار قابل ترسیم است البته بدون این که اختلافات بارز را در سبک آن ها رد کنیم. به هر حال نگارگری و نقاشی دیواری که هر دو جزء هنر نقاشی محسوب می شوند از زمان های دور پا به پای هم پیش رفتند اما اگر توجه بیشتر به سابقه آن ها داشته باشیم متوجه می شویم که تاریخ هنر نقاشی دیواری، به دوره قبل از سلوکیان و پارتیان می رسد که نمونه هایی مربوط به کاخ های آشوریان (تصویر2-8)، کاخ آپادانا در شوش (تصویر2-9) یا خزانه تخت جمشید را می توان به عنوان مدرک بیان کرد؛ همچنین کاشی های سفالی شوش را نیز می توان پیش در آمد نقاشی دیواری دانست. اما در محل کوه خواجه (سیستان) قطعات متعددی از نقاشی دیواری هنوز باقی مانده که تاریخ آن را بین یک قرن قبل تا یک قرن بعد از میلاد تخمین زده اند. این نقاشی ها بدون شک قدیمی ترین قطعات کشف شده در ایران و بیانگر یکی از نادرترین نمونه های نقاش (دیواری) از دوره پارتیان هستند. از دوره ساسانی اما هیچ دیوار نگاره ای وجود ندارد با این وجود، با توجه به علاقه حاکمان ساسانی به نمایش یادمانی عظمت و شکوهشان (سنگ نگاره ها) یا علاقه به طرح های پرتزیین (مانند موزاییک های بیشابور) می توان دریافت که نقاشی های دیواری نیز در دوره ساسانی مورد توجه بودند.
تصویر 2-8 تصویر 2-9
تصویر 2-8: دو بزرگ زاده آشوری، بخشی از نقاشی دیواری، کاخی در سوریه، حدود 850 تا 800 پیش از میلاد، موزه حلب، سوریه، مأخذ: http://www.tamadonema.ir، 14/3/93،4:40
تصویر 2-9: نمونه ای از طرح سپاه جاویدان، دیوار داخلی کاخ داریوش، آجر لعابدار منقوش، بلندی 75/4 متر و پهنا75/3 متر، موزه لوور، مأخذ: www.Iran chamber &louver museum.orghttp://،، 13/3/93، 4:30
حال با در نظر گرفتن این نکته که «نخستین نمونه های تصویری نسخ خطی مربوط به کتاب ارژنگ مانی در دوره ساسانیان است می توان نتیجه گرفت که نقاشی دیواری، تاریخی قدیمی تر از نقاشی نسخ خطی دارند و این مسأله را تا حدودی به دیر کشف شدن کاغذ و یا سطوحی مانند آن برای تصویرکردن نقاشی های ظریف و همیشه در دسترس بودن زمینه های سنگی یا دیواری برای تصویرکردن نقاشی هایی در فضای بزرگ تر که میل زیاده خواهی حاکمان وقت را نیز ارضا می کردمربوط دانست. به هر حال نباید از نظر دور داشت که نقاشی های دیواری می توانست به دلیل سابقه دار بودنش تأثیرات عمیقی بر هنر نگارگری نسخ خطی دوره های همزمان یا بعد تر بگذاردبه طوری که نقاشی های منطقه پنجیکنت (تصویر2-10)، افراسیاب (تصویر2-11) و وَرَخشا در آسیای مرکزی که به عنوان منیع مهم نقاشی در ایران محسوب می شوند شباهت هایی را با تصاویر نسخ مصور ایرانی در همان دوره می نمایاند؛ ویژگی هایی مانند در کنارهم قرار گرفتن رنگ ها به صورت روشن فام های مات و خطوط کناره نمای پیکره ها و محل های رنگی که با رنگی تیره کشیده شده است و این که پیکره ها بر خلاف پس زمینه تک رنگ قرار گرفتند که فضایی خنثی را نشان می دهند و همچنین آن ها تمام ارتفاع ممکن را اشغال کردهاند که به این دلیل، جنبه یادمانی به خود گرفته اند» (پورتر، 1389: 177-8).
تصویر2- 10 تصویر 2-11
تصویر 2-10: دو مرد سغدی (سغدی ها از اقوام کهن ایرانی و نیاکان تاجیک های امروزی بودند) و هندی در حال بازی تخت نرد، یافت شده در پنجیکنت تاجیکستان، مأخذ: Eleanor, 2002
تصویر 2-11: قسمتی از نقاشی دیواری در کاخ افراسیاب در سمرقند، قرن هفتم و هشتم م، مأخذ:Azarpay,1981
این نقاشی ها تاریخی به اواخر قرن هفتم م/ دوم هجری و شروع قرن هشتم میلادی، درست پیش از ورود اسلام می رساند و موضوع آن ها داستان های حماسی و غیر حماسی احتمالاً بخش های از افسانه قهرمان بزرگ ایران، رستم در جنگ و نبرد با اژدهایان، ماجرای قهرمانی دیگر به نام سیاوش که از اغواگری های یک زن [سودابه] می گریزد، قصه هایی چون غاز تخم طلا، نبردهای سهمگین میان آمازون ها و تعجب آور تر از همه ماجرای برادران رومولوس و رموس که گرگی آن ها را پرورش می دهد را شامل می شود و… لذا با توجه به این که چنین نمونه هایی از موضوعات و ویژگی های شکلی و تصویرنگارانه اش در دوره های بعد تر مانند برخی مینیاتورهای سده چهاردهم میلادی نیز مشاهده می شوند به خوبی به تأثیر گذاری نقاشی دیواری بر نگارگری نسخ خطی صحه می گذارند…ویژگی هایی مانند خط پردازانه بودنشان و دقت در بیان جزییات که به ساده کردن حرکات و حالات به منظور تضمین فهم دقیق صورت می گرفتند مانند نمایش چندین گروه ملی و اجتماعی که از روی رنگ پوست و حالات صورت و حرکاتشان شناخته می شوند و دقتی که در ترسیم لباس و اشیاء مورد استفاده اشخاص بازنمایی شده به کار رفته است که حتی براساس آن نقاشی ها می توان دسته بندی جامعی از پارچه های متداول در آن روزگار به دست دادکه نمایانگر شأن و منزلت نمایندگان طبقات فرادست احتمالاً بازرگانان شهرهای آسیای میانه است و جایگاه آن هااز روی مایملکی که به تن دارند یا حمل می کنند معلوم می گردد (گرابر،1389: 54-53). برای تأیید این تأثیر پذیری می توان نسخه خطی صورالکواکب که مربوط به رساله مشهور عبدالرحمان صوفی است (1009م/399 ه.ق) را مثال آورد نمونه هایی مانند طرح های بسیار زیبا که در آن ها تصاویر سنتی قدیمی از صورت های فلکی اقتباس شده از هنر عهد کلاسیک که به تصاویری خط پردازانه تبدیل گردیده است، آن هم با رسم بازنمایی پوشاک از نوعی که در نقره های ساسانی و قرون وسطی دیده می شود، آن چنان که در نمونه های پنجیکنت وجود دارد. در این جا تأثیر گذاری هنر نقاشی دیواری پیش از اسلام را علاوه بر نگاره های سده چهاردهم، بر دوره های نخستین اسلامی نیز مشاهده می کنیم (تصویر 2-12) و نمونه دیگر نسخه ورقه و گلشاه عیوقی است احتمالاً مربوط به 1200م/ 596 ه.ق که دارای تصاویری آکنده از انسان و اسب است که بعضی مواقع در پس زمینه های تک رنگ آبی یا سرخ کشیده شده اند که ترکیب بندی مانند نمونه های نقاشی دیواری، ابتدایی هستند. همچنین پیکره ها ساده و حرکات حداقل اما بسیار پر معنا می باشند (تصویر2-13).
تصویر 2-12 تصویر 2-13
تصویر 2-12: صورت فلکی ممسک الاعنه در صورالکواکب، عبدالرحمن صوفی رازی بی تا، حدود سده نهم و دهم هجری، مأخذ:www.mirasmaktoob.irhttp:// ،12/5/93، 3:24
تصویر 2-13:برگی از نسخه خطی ورقه و گلشاه اثر عیوقی، تصویر گر محمد بن عبد المؤمن خویی،
مأخذ: www.Topkapi museum.com http:// ، 6/5/93،4:20
به هر حال نمونه های دیگری از نقاشی های نسخ خطی نیز وجود دارند که قابل انطباق با نقاشی های دیواری می باشند و علاوه بر این، نمونه های دیگری از نقاشی دیواری پس از اسلام نیز قابل ذکر هستند مانند «نقاشی های کاخ لشکری بازار که مربوط به کاخ یکی از شاهان غزنوی از دودمانی ترک تبار که شمال هند را در قرن نهم م /سوم ه.ق گشود و فردوسی شاهنامه را برای او سرود می باشد. این اثر بدون شک یکی از قدیمی ترین مجموعه دیوارنگاره های سالم ایرانی است که از دوره اسلامی به دست مارسیده است. در این دیوارنگاره ها، پوشاک افراد با وسواس زیاد کشیده شده است و چهره ها ساده شده اند و با وجود این که در بعضی خصوصیات نمایانگر ذوق جدید اسلامی است مانند وجود کاشی های مشهور بسیار مزیّن و متنوع مرتبط با این مرکز بزرگ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی قرون وسطی، اما در بیان جزییات، لشکری بازار را به سنّت های هنری پیش از اسلام، اعم از سغدی یا بودایی، مرتبط می سازند» (همان: 57). همچنین، مجموعه های دیگری از نقاشی های دیواری وجود دارند مانند نقاشی مقبره خرقان مربوط به دوره حکومت آلپ ارسلان، دوره سلجوقی نقاشی های گنبد تربت شیخ احمد جام مربوط به سال های 763-764 ه.ق و نقاشی های گنبد مقبره اولجایتو در سلطانیه و نقاشی هایی برای تیمور در سمرقند که بر اساس روایات این نقاشی ها را هنرمندانی از کارگاه های جلایریان تبریز و بغداد اجرا کرده بودند و این مسأله باعث شد که بازیل گری براین عقیده باشد که این دیوارنگاره ها به احتمال زیاد طبق سنّت نگارگری انجام شده باشند و با تحقیق در نمونه های دیگری از دوره های بعد مانند نقاشی های کاخ های صفویان مانند عالی قاپو و چهل ستون (تصویر2-14) دقیقاًمی توان اثبات نمود که نقاشان نسخ خطی نیز در اجرای این نقاشی ها شرکت داشته اند.
تصویر2-14:زنان در حال رقص با لباس شفاف در مراسم چهارشنبه سوری، نقاشی فرسک بر روی دیوار گچی
مأخذ:www.arianica.comhttp http://، 3/5/93،6:20
بدین ترتیب به نظر می رسد رابطه ای میان دیوارنگاری و مصورسازی نسخ خطی وجود داشته، چون هر دو توسط هنرمندان یکسانی کشیده شده است… حتی با جایگزین شدن نقاشی های روغنی بزرگ در دوره های بعد اما دیوارنگاری تا زمان قاجار باقی ماند. بنابراین با توجه به آن چه که گفته شد می توان نتیجه گرفت که با وجود این که در دوره های قبل از اسلام نقاشی های دیواری بر نسخه های خطی هم زمان خود یا حتی در دوره اسلامی مانند قرون 13و14 ه.ق اثر گذاشت اما از دوره تیموریان به بعد وضع دگرگون شد به طوری که ترکیب بندی دیوارنگاره های عهد صفوی به مقدار زیادی مرهون نقاشی نسخ خطی گردید با این حال به دلیل کم بودن تعداد منابع از نسخ خطی قبل از دوران تیموریان این مسأله منتفی است که بگوییم نقاشی دیواری بر نقاشی نسخ خطی تأثیر گذاشته است یا بالعکس، بلکه باید حتماً تأکید شود که نقاشی دیواری و نسخ خطی یک جریان موازی را طی نمودند زیرا نمی توان به دلیل مطابقت نداشتن تعداد منابع، نظر قطعی ارائه داد (پورتر،1389: 4-181).
(2-1-11): ارتباط نگارگری با سفال و سرامیک

مطلب مشابه :  خلیج فارس و دریای عمان

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید