رشته حقوق

آثار منظوم و منثور

دانلود پایان نامه

2-7- محیط جامی
عبدالرّحمن جامی که در قرن نهم میزیسته، به‌طور طبیعی متأثر از شرایط و محیطی بود که در آن بالیده بود. اشعار شاعران دیگر این دوره نیز متأثر از همین اوضاع‌واحوال بود. تعداد شاعران به سبب تشویق و علاقۀ امیران و شاهزادگان تیموری افزایش یافت. علاوه بر این بنا به دلایل مختلف، عرفان و تصوّف در این دوره در بین اقشار مختلف جامعه رواج یافت.
با رواج افکار و عقاید متصوّفه در شرق و غرب ممالک اسلامی از بین فرقههای متصوّفه، سلسلۀ حروفیّه و نقشبندیّه انتشار و انبساطی زائدالوصف حاصل نمودند. عبدالرّحمن جامی نیز دست ارادت به دامان مولانا سعدالدّین کاشغری که از پیشوایان سلسلۀ نقشبندیّه بود زد. «باری در چنین محیطی که سراسر علاقه و ایمان به پیشوایان فقر و پیران طریقت بود، جامی نشو و نما یافت و خود یکی از بزرگان این طایفه گردید. این است که آثار تألیفات او در عداد ادبیّات صوفیه نقشبندیّه مقامی عالی یافته و از بهترین کتب و رسائل آن طایفه بشمار میرود».
اما در باب شهر زندگی جامی باید گفت که شهر هرات در قرن نهم عظمت بسیار پیدا نمود و ویژگیهایی چون خوشی آب‌وهوا، مرکزیّت علمی و ادبی، این شهر را ممتاز کرده بود چنان‌که در دوران حکومت شاهرخ این شهر پایتخت تمام ممالک ایران و ترکستان، ماوراءالنهر و افغانستان و مغرب هندوستان گردید. جامی در این محیط که مرکز علم و هنر بود زندگی کرد و با کاروان علم و ادب آن رهسپار شد. در زمان شاهرخ آثار شاعرانی چون: رودکی، فردوسی، خیّام، نظامی، سعدی، حافظ و شاعران دیگر موردمطالعه و تحقیق بود به همین سبب جامی نیز از محیط خود متأثر شده، به شعر و شاعری روی آورد. درنهایت میتوان گفت «محیط زندگی او نسبتاً آرام بوده است. اگر آرامش و ثبات سیاسی را ازجمله علل و اسباب بیرونی ترقّی و تعالی فرهنگ تلقّی کنیم محیط زندگی جامی تقریباً از آن برخوردار بوده است».
2-8- اوضاع سیاسی زمان جامی
بعد از درگذشت تیمور در سال 807 ه.ق نزاع سختی بین فرزندانش بر سر جانشینی پدر درگرفت سرانجام از بین فرزندانش، شاهرخ توانست خود را در هرات وارث تخت پدر بنامد و بر مدعیّان پیروز شود. او توانست بر مازندران، ماوراءالنهر، مغولستان، بلخ، تخارستان و خوارزم و همچنین نواحی عراق عجم و فارس چیره شود. در زمان شاهرخ، آبادانی شهرها رو به گسترش نهاد و او به ایجاد مساجد و مدارس همّت گماشت. در زمان وی، شهر هرات کانون درخشان هنر و ادب محسوب میشد و علوم مختلف مانند حکمت، کلام، فلسفه و فقه و… رواج یافت؛ بنابراین واضح است که «دوران کودکی و نوجوانی و جوانی جامی، مصادف با حکومت شاهرخ میرزا …بوده است». سرانجام شاهرخ در سال 850 ه.ق درگذشت.
پس از شاهرخ میرزا پسرش «الغ‌بیگ» بر تخت نشست، اما او بیشتر یک محقّق بود تا فرمانروا و در امور سلطنت دخالتی نداشت؛ بنابراین بین حکمرانان بر سر جانشینی نزاع و درگیری به وجود آمد؛ بنابراین میتوان گفت بعد از مرگ شاهرخ «سراسر مملکت، میدان جنگهای خونین مابین شاهان زمان و شاهزادگان همان سلسله میشده است، چنانکه بعد از وفات شاهرخ از سالهای 850-856 و بعد از وفات ابوالقاسم بابر از سالهای 856-861 و بعد از مرگ ابوسعید از سالهای 873-875 مملکت ایران صحنه بوده است از جنگها و قتل و غارتها و کشمکشها و این هر
سه دورۀ انقلاب را جامی درک کرده است».
در زمان حکومت ابوالقاسم بابر بود که جامی به دربار تیمور زادگان راه یافت. «با مرگ بابر، هرات به تصرّف ابوسعید گورکانی افتاد (863 ه.ق). او تا سال 874 ه.ق بر خراسان حکومت کرد، اما اوضاع اجتماعی و اقتصادی دوران حکومت او مطلوب مردم عصر نبود. اگرچه در آثار جامی نام و نشان ابوسعید گورکان آمده و تدوین نخست دیوان اول شاعر به او اهدا شده است…وضع کلّی اهالی عصر قانع‌کننده نبود».
نیمۀ دوم قرن نهم را میتوان دوران انحلال سلطنت تیموری دانست در این دوران، ایران صحنۀ نبردهای گوناگون بود. دشمنان خارجی چون ازبکان از سمت شمال و ترکمانان از سمت مغرب پیوسته ضربات سخت بر این سلطنت وارد میآوردند. «از سال (875 ه.ق) که سلطنت شرق ایران بر سلطان حسین بایقرا استقرار گرفت تا آخر عمر استاد جام، آسایش و امنیّت کامل در خراسان و ماوراءالنهر برقرار بوده است و در این مدّت بیست‌وپنج سال است که بهترین آثار منظوم و منثور از آن استاد به وجود آمده است. همچنین نیمۀ دیگر ایران در این مدّت بیست‌وپنج سال مصادف است با سلطنت اوزون حسن و پسرش یعقوب که در زمان آن هردو ممالک ایران مانند عراق و آذربایجان و فارس و بین‌النهرین به کمال نظم و آرامش قرین بوده است».
2-9- مذهب در دوران جامی
در دوران سلطنت تیموریان که روزگار جامی است به دو مذهب مطرح برمیخوریم که یکی
مذهب سنّت و دیگری مذهب تشیّع است. سایر مذاهبی که بازبسته به اسلام نبودند کم بودند به‌گونه‌ای که اثری از آنان در افکار و اذهان نبود. مذهب رسمی پادشاهان و شاهزادگان تیموری مذهب تسنّن بود. ولی تعداد شیعیان کم نبود و در مناطقی چون خراسان و عراق و آذربایجان مذهب شیعه رواج داشت. علاوه بر مناطق مذکور، در سایر شهرها بودند کسانی که مذهب شیعه داشتند؛ بنابراین میتوان گفت که در شرق ایران مبانی دینی و مذهبی اهل سنّت و حاکم بودن قواعد کلامی اشاعره برقرار بود و افکار آنان موردپذیرش حاکمیّت وقت بود. در سوی دیگر «مذهب رسمی سلاطین غرب ایران، تشیّع بود. سلاطین قراقویونلو پیرو مذهب شیعه بودند و این روش در عراق نیز رواجی تمام داشت».
در این دوران مذهب تشیّع آخرین دورههای ضعف خود را در برابر مذهب اهل سنّت میگذراند. شاهان و سلاطین از زمان تیمور به بعد به بزرگان مذهب تشیّع و خاندان رسالت احترام ویژهای میگذاردند. شاهرخ و جانشینانش زیارت مشهد مقدّس را از فرایض خود میشمردند. این احترام و بزرگداشت از سخنان مورّخان و شاعران آن دوران نیز مستفاد است. عبدالرّحمن جامی نیز در آثارش به‌خصوص در دیوان اشعاری در مدح خاندان رسالت که جزء ائمۀ شیعه هستند سروده است.
در عهد شاهرخ و سلطنت سلطان حسین بایقرا به ساخت مساجد و خانقاه‌ها توجّه ویژهای شد و همین موضوع نشان‌دهندۀ اعتقاد سلاطین تیموری به مسائل دینی و ترویج شعائر دینی بود. اگرچه مذهب سلاطین تیموری مذهب تسنّن بود، ولی سلاطین به مذهب شیعه نیز با دید احترام مینگریستند و در هیچ جا مشاهده نمیشود که پیروان ادیان را تحت‌فشار بگذارند و به پیروی از مذهب خاندان سلطنتی وادار کنند؛ اما هرچه به پایان قرن نهم نزدیک میشویم، مذهب سنّت رو به ضعف گرایید و آنچه روشن است «ربع پایان قرن نهم و ربع نخستین قرن دهم (925-875) یکی از بحرانی‌ترین ادوار تاریخی ایران ازلحاظ مذهب از آغاز اسلام است. در طی همین سالیان بود که مدار مذهبی ایران از فرقۀ سنّت و جماعت به گروه شیعه گردید و تشیّع به‌جای تسنّن مذهب رسمی ایران گشت». «در کنار دو مذهب شیعه و سنّت، بایستی به دو طریقۀ مذهبی نوربخشیه و حروفیّه نیز توجّهی داشت؛ چه این دو شیوۀ مذهبی در این زمان ریشه‌ای قابل توجّه و نقشی درخور تعمّق داشتهاند، به‌ویژه طریقۀ نوربخشیه که سخت مورد توجّه سلطان حسین بایقرا قرار گرفت». باید دانست که وجود این فرقههای عرفانی شیعی در گسترش تشیّع نقش زیادی داشتهاند.
در میان فرق متصوّفه در این دوران باید به دو طریقۀ نقشبندیه و صفویه اشاره کرد که حوزۀ یکی در شرق که بانفوذترین و معتبرترین فرق این دوران است و موردتوجه دستگاه سلطنت وقت. صفویه نیز پرنفوذترین فرقۀ صوفی مسلک در غرب ایران بود و در تلاش برای وارد شدن به دستگاه سلطنت رفته‌رفته فرقۀ نقشبندیه رو به ضعف مینهد و صفویه مصدر قدرت را به دست میآورد.
2-10- مذهب و تصوّف جامی
یکی از مسائلی که می‌توان از مطالعه آثار شاعران و نویسندگان به آن پی برد، مذهب و اعتقاداتی است که شاعر و نویسنده در لابه‌لای اشعار و مکتوبات خویش نمونه‌هایی را که منعکس‌کننده باور وی باشد، بروز می‌دهد؛ اما در بعضی مواقع تشخیص دادن آن کار دشواری است. چه‌بسا که شاعر و نویسنده‌ای با توجه به مذهب رایج و از ترس حکومت و چه‌بسا از ترس گروهی نتواند اعتقادات خود را آن‌گونه که هست بروز دهد. نورالدّین عبدالرّحمن جامی نیز از این امر مستثنا نیست. محیطی که جامی در آن زندگی می‌کرده یعنی شهر هرات و دورۀ زندگانی وی یعنی قرن نهم، روزگاری بوده است که بین دو عقیده شیعه و سنی نوعی کشاکش وجود داشت. با مطالعۀ آثار و اشعار جامی مسائلی در مورد هر دو عقیده وجود دارد که همین موضوع باعث اختلاف در تشخیص مذهب این شاعر نامی شده است. ازآنجاکه جامی یکی از شخصیت‌های مهم و قابل‌نفوذ در روزگار خود بوده، پیروان هر طریقت با آوردن روایات مختلف سعی بر آن داشتند که وی را هم‌مذهب خود جلوه دهند.
کسانی که می‌پندارند مذهب وی شیعه است، با وجود تمام دلایلی که مبنی بر ناصبی بودن وی وجود دارد وی را اهل تقیه شمرده و آنگاه در تأیید آن این حکایت را نقل کرده‌اند: در این حکایت آمده است که جامی با شنیدن اشعاری در مدح امیرالمؤمنین از زبان یک درویش قلندر بگریست. آنان با استناد به این حکایت، اعتقاد جامی را در اینکه علی (ع) خلیفه اول است بیان می‌دارند و همین را دلیلی بر شیعی بودن جامی می‌شمارند و می‌گویند وی در اظهار عقیدهاش تقیه پیشه کرده است. گواه دیگر در اثبات ادعای این گروه وجود اشعاری در نعت و مناقب حضرت علی (ع) و فرزندان آن حضرت است.
باوجود همه نظریات و دیدگاه‌های مختلف در باب مذهب جامی، باید دانست که او حنفی است و در عین اینکه به خلافت خلفای چهارگانه اعتقاد راسخ دارد به ائمۀ معصومین (ع) نیز علاقه قلبی دارد و با نگاهی کلی به اشعار وی می‌توان دریافت که وی در مذهب خود راسخ است:
امت احمد از میان امم
باشد ازجمله افضل و اکرم
اولیایی که از امت اویند

مطلب مشابه :  مفهوم پیشگیری وضعی و تروریسم

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید