رشته حقوق

‌رویکرد روانشناسی اجتماعی نسبت به خشونت

‌رویکرد روانشناسی اجتماعی

2-8-2-1- نظریه یادگیری اجتماعی

در دهه 1990 باندورا بیان می کند خشونت نوعی صورت آموخته شده از رفتار اجتماعی است . فراگیری خشونت معمولا تحت شرایط مستقیم و مشاهدات فردی انجام می پذیرد و می تواند نتیجه تجارب شخصی یا فردی یا برگرفته از نتایج مترتب بر رفتار دیگران باشد. برای تبدیل رفتار مشاهده به رفتار از سوی فرد لازم است آن رفتار در ذهن فرد ثبت شود و سپس به رفتار عملی تبدیل گردد. این فرآیند با توجه به میزان مهارت افراد متفاوت است. ابعاد تنبیهی و تشویقی رفتار و وجود انگیزه لازم فاعل برای انجام فعل از دیگر مواردی است که در تبدیل ذهنیت به رفتار موثر است. چنانچه بخواهیم ماهیت خشونت را از طریق این نظریه درک کنیم باید سه موضوع بنیادی را توجه نماییم :

الف ) شیوه کسب رفتارهای خشونت آمیز توسط فرد.

ب )‌پاداشها و تنبیهات موثر در رفتارهای خشونت آمیز .

ج ) عوامل اجتماعی و محیطی موثر بر رویداد خشونت در یک محیط خاص.

هر چند ریشه های خشونت مطابق این دیدگاه بسیار گسترده است اما باندورا سه الگوی مشخص خانواده ، گروههای فرعی مانند همسالان و نهایتا  فرهنگ را در یادگیری رفتار خشونت آمیز مورد توجه قرار می دهد. (محمدی ، 1380: 39)

به اعتقاد وی فرزندان با نگاه به والدین یاد می گیرند که چگونه خشونت نمایند. تجمع عناصر مختلفی چون رفتارهای تند ،‌عدم توجه به اصول تربیتی و شان اجتماعی کودکان با رفتار ناشایست والدین در خانه به معنای پیدایش الگویی از خشونت می باشد.

خشونت هایی که افراد در بزرگسالی مرتکب می شوند ریشه در دوران کودکی دارد حتی بیان می شود  ریشه در دوران کودکی دارد حتی بیان می شود خشونت از خشونت زاده می شود. چنانچه محیط خانواده بیشتر مشاجرات و پرخاشگری باشد این محیط نقش قطعی در رفتار خشونت آمیز دارد و چرخه خشونت را جاودانی می کند. اگر مرد در دوران کودکی در یک خانواده پر هرج و مرج  زندگی کرده باشد و والدینش مدام ناهماهنگی داشته باشند میل به توهین و خشونت علیه همسر در وی افزایش می یابد.

مطلب مشابه :  عمل حقوقی و واقعه حقوقی

پاترسن ( 1991)  بیان می دارد که والدین با رفتار خشونت آمیز خود که به تنبیه بدنی منتهی می شود پسران را وا می دارند  که رفتارهای ضد اجتماعی و غیر اجتماعی پیشه کنند. در نتیجه آنان می آموزند برای دستیابی به اهداف و کنترل محیط از عنصر فشار بهره جسته و روحیه تهاجمی داشته باشند.

الگوی دیگر باندورا برای یادگیری ارتباطات اجتماعی و تعاملات فرد با گروههای کوچک و اخذ فرهنگ آنها می باشد، فردی که با گروههای خشنی ارتباط دارد که خشونت جز خرده فرهنگ آنها می باشد و خشونت طلبی مورد تایید و تحسین است. بطور مداوم رفتار نادرست خویش را تکرار می کند.

جزء دیگر نظریه باندورا مفهوم خرد تنظیمی است که بیان می دارد امور توسط خود فرد تنظیم می شود، افراد باورهای مختلفی در مورد توانایی خوددارند که در طول زمان به واسطه افعال آنها تغییر می کند، این باورها به نوبه خود به این واقعیت که افراد چه نوع رفتاری را نشان دهند و چه رفتاری را در آینده  می توانند انجام دهند تاثیر دارد. فردی که اعمال خشونت را افتخار می داند بدیهی است برای کسب رضایت خویش خشونت می نماید. مردان معمولا با توسل به رفتارهای خشونت آمیز توانایی خود را  نمایش می دهند یا مردانی که از طریق مشروع قادر به کسب منزلت اجتماعی نیستند خشونت پیشه می کنند. (محمدی ، 1380: 42)

 

2-8-2-2- نظریه مبادله

ریچارد  گلس (1997) بیان می دارد که افراد زمانی مرتکب خشونت می شوند که جریمه خشن بودن آنان سنگین تر از پاداش دریافتی باشد.

مطلب مشابه :  جرم انگاری در خصوص نحوه پوشش وظاهر اشخاص

 

2-8-2-3-  نظریه منابع

این نظریه بیان می کند. زمانی که فرد دارای منابع زیادی است و یا در شرایطی که منابع او بسیار ناکافی است احتمال اینکه از راهبرد خشونت استفاده کند بیشتر است. به طور نمونه وقتی فرد بخواهد  بر دیگری اعمال قدرت کند ،‌ولی منابع او (نظیر تحصیلات ،‌شغل ، درآمد ،‌مهارت)  در سطح پایینی باشد از خشونت برای تداوم موقعیت خویش استفاده می کند.

 

2-8-2-4- نظریه کنترل اجتماعی

زمانی که کنترل های اجتماعی  اعم از رسمی و قانونی یا غیر رسمی کاهش می یابد میزان وقوع  تخلفات رفتاری مانند خشونت افزایش می یابد. بطور نمونه زمانی که حمایت و نظارت اجتماعی اعضای خانواده زن کاهش می یابد، در واقع کنترل اجتماعی غیر رسمی کاهش یافته و فرد آزادی بیشتری جهت انجام رفتار خشونت آمیز خواهد داشت و یا در حالتی که جامعه کنترل چندانی بر رفتار اعضای جامعه اعمال نمی کند احتمال وقوع این نوع رفتارها افزایش می یابد. (نعمت پورقمی،1380: 61)

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92