رشته حقوق

یکپارچگی اجتماعی

دانلود پایان نامه

2-1-1-1-5-4. نظریه همبستگی اجتماعی
ایدۀ اساسی این نظریه این است که انسانها گرد هم میآیند، احساسات مشترکی را تجربه میکنند و به گونۀ یک کنش جمعی آن را بیان میدارند. بنا بر آنچه که دورکیم میگوید، مهم کنش جمعی است مهم نیست به چه منظوری. برای مثال دورکیم کارکرد مناسک دینی را در قالب کنش جمعی و نتیجتاً کنش و انسجام تبیین میکند. بر این منوال شاید بتوان صور دیگر پدیده اجتماعی را که به کنش جمعی منجر میشوند، عامل انسجام اجتماعی تلقی کرد(خورشیدی،1393: 6). جشنهای دسته جمعی را میتوان یکی از موارد مهم از این نوع دانست. جشنها معمولا به صورت گروهی برگزار میشوند. تعدادی افراد گرد هم میآیند و با تمسک به یک موضوع خاص، به تبادل احساست و عواطف نسبت به هم میپردازند. این گونه جشنها برای خود قاعدهمندیها و روشهای خاص دارند. از این نظر، بین جشنهای دسته جمعی و مناسک دینی نوعی همانندی وجود دارد. بدین معنی که در هر دو پدیده، عنصر قاعدهمندی و روشمندی وجود دارد و برگزاری آن ها فاقد نظم و مقررات خاص نیست اما جشنهای گروهی برخلاف مناسک دینی که از تقدیس برخوردارند و کمتر تغییرپذیرند، آسانتر با شرایط، مقتضیات و نیازهای زندگی بشری سازگار میشوند. از سوی دیگر، برگزاری جشنهای دسته جمعی ضمن اینکه به کنش جمعی میانجامد، شادابی، کاهش تنشهای عاطفی، رفع تیرگیهای روابط بین افراد و کاهش کشمکشهای اجتماعی را به همراه دارد (همان: 7). جشنهای دسته جمعی، معمولاً تفاوتهای رایج طبقات اجتماعی را که باعث تقسیمبندی اعضای جامعه و ایجاد خط کشیهای سخت میشوند، تضعیف و به طریق اولی حذف میکنند. مناصب، مقام ها، موقعیتها و پایگاههای اجتماعی حین برگزاری جشنها عامل اساسی به شمار نمیروند. بنابراین میتوان گفت که برگزاری جشنها همانند مناسک دینی، از جمله عوامل ایجاد همبستگی، انسجام و وفاق اجتماعی هستند. مضافاً اینکه در جشنها تنوع بیشتری به چشم میخورد. با این وصف، جشنهای گروهی در خدمت حفظ منافع جمعی هستند؛ چرا که همبستگی اجتماعی را تضمین میکنند و سلامت روحی و روانی اجتماع را به ارمغان می آورند. به هر حال، ایجاد و حفظ همبستگی اجتماعی برای ادامۀ حیات مفید و ثمربخش جوامع، بسیار مهم و تعیین کننده است. جشنهای گروهی ابزار مناسبی برای ایجاد چنین همبستگی اجتماعی به شمار میروند؛ زیرا معمولا برگزاری جشنها بر هر عنوان و علتی که باشد، مورد استقبال عموم مردم قرار میگیرد. آنچه شادابی، نشاط، همبستگی و انسجام اجتماعی را هم زمان به وجود میآورد، شایستۀ آن است که بیشتر از آنچه امروز هست مورد عنایت قرار گیرد. جشنهای دسته جمعی چنین کارکردی دارند. بنابراین، ایجاد شور و نشاط بین افراد جامعه و نتیجتاً دستیابی به یکپارچگی اجتماعی در گروه توجه به ویژه به آن است(همان:7).
جمعبندی نظریه همبستگی اجتماعی و شناسایی عوامل مرتبط با شادمانی: امر اساسی این نظریه این است که انسانها گرد هم میآیند، احساسات مشترکی را تجربه میکنند و به گونۀ یک کنش جمعی آن را بیان میدارند و این عامل انسجام اجتماعی باعث ایجاد شادمانی میشود.
جدول شماره(2-5): جمعبندی نظریه همبستگی اجتماعی و شناسایی عوامل مرتبط با شادمانی
کنش جمعی(احساسات مشترکی)
انسجام اجتماعی
شادمانی
2-1-1-1-5-5. نظریه بیگانگی اجتماعی
نظریههایی اجتماعی که تاکنون دربارۀ بیگانگی مطرح شدهاند تلویحاً در برگیرنده مقوله رضایت از زندگی و احساس شادی و نشاط هم هستند. به عبارت دیگر میتوان احساس بیگانگی اجتماعی را تلویحاً به معنای تبیین نارضایتی و عدم بهروزی به شمار آورد. به عبارت دیگر بیگانگی به طور کلی به معنای بیگانگی فرد از جنبههای اصلی وجود اجتماعیاش بوده است، مبیین نارضایتی و ناخرسندی است(محسنی تبریزی، 1373: 73 به نقل از صفری شالی، 1390: 130). نظریههای کلان دربارۀ بیگانگی، اساس دیدگاه خود را بر این پایه استوار کردهاند که وجود پدیدۀ بیگانگی در جامعه، به نمودهای گوناگون رفتارهای بیگانهوار نظیر بی قدرتی، انزوا، تنفر فرهنگی و … منجر خواهد شد(سولاو،2003: 110). به نظر مرتون هر سه جنبه بیگانگی یعنی بیقدرتی، بی هنجاری و احساس انزوای اجتماعی میتواند در فرد توأماً یا به صورت مجزا تظاهر کند( زهرا جریبی، 1388: 16). بنابراین بیگانگی اجتماعی به معنای انزوا و اثربخشی کمتر، برابر با کاهش نشاط اجتماعی است. البته مقوله بیگانگی فقط توسط جامعهشناسان مطرح نگردیده، بلکه در نظریههای روانشناسی هم سخت مورد توجه قرار گرفته است(صفری شالی،1390: 131).
جمعبندی نظریه بیگانگی اجتماعی و شناسایی عوامل مرتبط با شادمانی: بیگانگی به طور کلی به معنای بیگانگی فرد از جنبههای اصلی وجود اجتماعیاش بوده است، مبیین نارضایتی و ناخرسندی است. بیگانگی اجتماعی به معنای انزوا و اثربخشی کمتر، برابر با کاهش نشاط اجتماعی است.
جدول شماره(2-6): جمعبندی نظریه بیگانگی اجتماعی و شناسایی عوامل مرتبط با شادمانی
بیگانگی فرد از جنبههای اصلی وجود اجتماعیاش
انزوا
عدم شادمانی
2-1-1-1-5-6. اگوست کنت
کنت سه عامل پیشرفت علمی، تکنولوژی و آزادی را در بروز شادمانی مؤثر میداند.
1. پیشرفت علمی: وقتی که کنت واژه جامعه شناسی را ابداع کرد نه تنها آن را در بالای سلسله مراتب نظام علمی ای که خود ساخته بود قرار داد بلکه همچنین اظهار داشت که آن، پیوند معناداری با شادمانی دارد. سعادت و آسایش مورد نظر کنت، نقطه ارجاع نهایی پوزیتیویسم است. عقیده کنت این بود که شادمانی نیازمند دانشی است نظاممند از جهانی که ما در آن زندگی میکنیم به خصوص در مورد امری که میتوانیم کم و بیش آن را تغییر دهیم و کم و زیادش کنیم. به طور کلی خوشبینی پوزیتویستی با شادمانی پیوند خورده است: پس از غلبه بر بحرانهای اخیر، عصر اثباتگرای بعدی عصر شادمانی خواهد بود. در واقع فلسفه کلی پوزیتویسم بر شادمانی تأکید دارد. (گالاتزر، ۲۰۰۰: 502).
2. تکنولوژی: کنت انتظار داشت که توسعه علم و تکنولوژی موجب سعادت بشر شود. در این حوزه امروزه آشکار شده است که سطح شادمانی در کشورهای با علم و تکنولوژی توسعه یافتهتر، بالاتر است. البته این همبستگی اثبات نمیکند که علم و تکنولوژی منجر به شادی میشوند. به خاطر اینکه ما قادر به مستثنی کردن این عوامل از عوامل دیگر نیستم. مثلاً هنوز کمی تردید در این مورد وجود دارد که تکنولوژی پزشکی میتواند تعداد سالهای زندگی سالم را افزایش دهد. اگر چه همه انواع تکنولوژی به یک اندازه مفید نیستند، تأثیر سراسری توسعه تکنولوژی مثبت به نظر میرسد. این مسئله با دوگانگی عمومی درباره تکنولوژی مغایرت دارد(همان:503).
3. آزادی: کنت همچنین بر این باور بود که چیزی که باعث شادی میشود داشتن آزادی است. وی ادامه میدهد که هنگامی که ظرفیتها و ساز و کارهای انتخاب در یک جامعه توسعه مییابد که تدابیر برنامههای اصولی موجود در آن جامعه مبتنی بر یک علم سیستماتیک و منظم باشد. علمی که بر اساس نظم و دقیق و متد و روش اصولی، نشان دهد که چگونه انسانها در یک جامعه زندگی میکنند و چگونه شرایط و موقعیتهای خود را برای ایجاد ساز و کارهای انتخاب و سپس ظهور شادی تغییر میدهند. حمایت تجربی این از این فرضیه با استفاده از تعریف آزادی بر حسب “فرصتی برای انتخاب” وجود دارد. اگر چه فرصت همیشه باعث شادمانی نمیشود. این مسئله وقتی رخ میدهد که توانایی انتخاب افزایش یابد. وینهوون(2000) رابطه قابل ملانحظه ای را بین آزادی و شادمانی در کشورهایی که مردم، تحصیل کرده هستند گزارش داد. او همچنین دریافت که آزادی در شرایط ثروتمندی منتهی به شادمانی می شود نه در شرایط فقر(همان منبع). پله(2000) معتقد است که شادی مورد نظر کنت، آن چیزی است که به وسیله احساسات و هیجانات مشابهی که ارزش و اعتبار انسانی بر پایه آنها بنیان نهاده میشود ایجاد میگردد. احساساتی که متکی به درستی، راستی و حقیقتاند. این احساسات سازگار با جهاناند که در آن انسان خودش را میبیند که دیگران نیز او را همانگونه که خود شناخته میبینند وی همچنین معتقد است هر زمانی که نیروی عقلانی و احساسی هر دو به اجماع برسند، زندگی هر فرد منطبق با همان شرایط راستی و درستی میشود و در صورت استمرار چنین رویهای بین انسانها در آخرین مرحله شادی قرار میگیرد. بنابراین شادی از همدردی یا توافق با جهانیان بر اساس اجماع عقل و احساس (نیروی عقل و احساس) ناشی میشود (همان منبع).
جمعبندی دیدگاه اگوست کنت و شناسایی عوامل مرتبط با شادمانی: کنت سه عامل پیشرفت علمی، تکنولوژی و آزادی را در بروز شادمانی مؤثر میداند.
جدول شماره(2-7): جمعبندی دیدگاه اگوست کنت و شناسایی عوامل مرتبط با شادمانی
پیشرفت علمی، تکنولوژی و آزادی

مطلب مشابه :  دیدگاه انسان‌گرایی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید