رشته حقوق

مفهوم پیشگیری وضعی و تروریسم

: پیشینه پیشگیری وضعی و تروریسم

شاید در بادی امر به نظر برسد بررسی پیشینه پیشگیری وضعی و تروریسم، ارتباط چندانی با موضوع نداشته باشد اما با بررسی پیشینه و تاریخچه هر موضوعی می توان به شناخت بهتر آن موضوع پرداخت. این موضوع در خصوص اعمال تروریستی بیشتر نمود پیدا می کند.

زیرا با بررسی تاریخی می توان روند شیوه های ارتکاب این جرم و همچنین اقدامات صورت گرفته برای پیشگیری از این جرم را مشاهده نمود و تا حدودی نیز انگیزه های مجرمین این اعمال را در دل تاریخ جستجو کرد. چه بسا بررسی روند تاریخی تروریسم بتواند مشخص کننده انگیزه ها، شیوه ها و ابزار ارتکاب عملیات تروریستی باشد و ما را در ارائه راهکارهای مقابله با این جرم یاری دهد.

 

گفتار اول : پیشینه پیشگیری وضعی

هر چند انسان ها از بدو شکل گیری جوامع برای پیشگیری از وقوع جرایم دست به ابداع راهکارهایی؛ از جمله حفظ و نگهداری اموال در مکان های محفوظ، ساخت درب ورودی، قفل و … زده اند، طرح پیشگیری وضعی از جرم بعنوان یک نظریه علمی اصالتاً تأسیسی انگلیسی است که توسط سه نفر به نام های کلارک، می هیو و کرنیش مطرح شده و توسعه یافته است.

دو نفر اول در کتابی تحت نام «طراحی برای خروج از جرم»[1] در سال های 1980 و کلارک و کرنیش نیز در کتاب دیگری تحت عنوان «مجرم معقول: دیدگاه انتخاب عقلانی در ارتباط با ارتکاب جرم»[2] در سال 1986 به طرح و تحلیل آن پرداخته اند.[3]

بر اساس نظر کلارک، پیشگیری وضعی از جرم اصطلاحی است که برای اولین بار توسط واحد تحقیقاتی وزارت کشور انگلستان ابداع گردیده است و این اندیشه از مطالعات وزارت کشور بریتانیا درباره باز پروری زندانیان در سیستم اصلاحی آن کشور نشأت گرفته است.[4]

رونالد کلارک در مقدمه کتاب خود تحت عنوان: «پیشگیری وضعی از جرم: مطالعه مربوط به موارد موفق»[5] که در سال 1992 منتشر و در سال 1997 با تغییراتی تجدید چاپ گردیده بیان می دارد که این نظریه از جهت پیشگیری از جرم اشاره به یک روش خاص دارد که مبتنی بر متعالی کردن جامعه و نهادهای آن نیست، بلکه بطور ساده تکیه بر کاهش دادن فرصت ها و موقعیت های ارتکاب جرم دارد.[6]

در این زمینه، شیوه های مختلفی از سوی جرم شناسان ارائه شده که از مهمترین و منسجم ترین آنها می توان به شیوه های ارائه شده توسط کلارک، اشاره کرد. وی تکنیک های پیشگیری وضعی را به طور علمی در سال 1993 ارائه کرد. در ابتدا این تکنیک ها شامل 12 راهکار برای پیشگیری از جرایم بود. این تکنیک ها در سه دسته ارائه شد و هر یک از این سه گروه نیز خود به چهار تکنیک تقسیم می شد.

دسته اول مبتنی بر افزایش تلاش برای ارتکاب جرم بود و هدف از بکارگیری روش های مندرج در این گروه تحت تأثیر قراردادن میزان و وسعت تلاش ها و اقدامات لازم برای ارتکاب جرم از جانب مجرم و شامل 4 تکنیک سخت کردن آماج جرم،[7] کنترل دسترسی به آماج جرم، منحرف کردن بزهکاران از آماج های جرم و کنترل وسایل تسهیل کننده جرم بود.

دسته دوم مربوط به تدابیر افزایش دهنده خطرات ارتکاب جرم بود. این دسته از تدابیر چهار تکنیک کنترل ورودی ها و خروجی ها، نظارت رسمی، نظارت بوسیله کارکنان (نظارت غیر رسمی) و نظارت طبیعی را دربر می گرفت.

هدف دسته سوم از تدابیر پیشگیری وضعی کاهش منافع قابل پیش بینی حاصل از جرم از طریق از دسترس خارج کردن آماج جرم، مشخص کردن اموال، کاهش وسوسه و از بین بردن منافع جرم بود.

در سال 1997، کلارک و هومل دوازده تکنیک اولیه را اصلاح کردند و با اضافه کردن دسته دیگر تحت عنوان از بین بردن بهانه ها آنها را به شانزده تکنیک افزایش دادند.

و نهایتاً در پاسخ به انتقاد ورتلی از پیشگیری وضعی از جرم، کورنیش و کلارک تکنیک ها را با اضافه کردن دسته پنجمی تحت عنوان کاهش تحریک ها و برخی اصلاحات در دسته بندی تکنیک های پیشین، راهکارهای فوق الذکر را به 25 تکنیک افزایش دادند. در پایان، دسته بندی ذیل از طرف جرمشناسان فوق الذکر ارائه گردید:

  1. تکنیک های مبتنی بر افزایش تلاش و زحمت ارتکاب جرم که شامل سخت تر کردن آماج جرم، کنترل دسترسی به آماج جرم، غربال خروجی ها، منحرف کردن بزهکاران از آماج جرم و کنترل وسایل تسهیل کننده جرم می شود.
  2. تکنیک های مبتنی بر افزایش خطرات قابل پیش بینی جرم که دربرگیرنده توسعه حفاظت، کمک به نظارت طبیعی، کاهش گمنامی، استفاده از مدیران محلی در پیشگیری و تقویت نظارت رسمی می باشد.
  3. تکنیک های مبتنی بر کاهش منافع قابل پیش بینی جرم نیز پنج راهکار نهان کردن آماج جرم، از دسترس خارج کردن آماج جرم، مشخص کردن اموال، برهم زدن بازارهای غیرقانونی و از بین بردن سود را در بر می گیرد.
  4. تکنیک های مبتنی بر کاهش تحریک بزهکاران نیز در بر گیرنده راهکارهای کاهش ناکامی و فشار، اجتناب از ستیزه، کاهش تحریک هیجانی، خنثی کردن فشار روانی و نهی از تقلید می باشد.
  5. تکنیک های مبتنی بر حذف بهانه ها که آخرین گروه از راهکارهای ارائه شده توسط کلارک می باشد، موارد وضع قواعد، راهنمایی قبلی، تحریک وجدان، کمک به هماهنگی، کنترل مواد مخدر و الکل را شامل می شود.[8]
مطلب مشابه :  مضرات جزای نقدی برای حفار و کاوشگر غیرمجاز

با استفاده از این تقسیم بندی می توان به بیان راهکارهای پیشگیرانه وضعی در خصوص جرم تروریسم به نحو سازمان دهی شده و منظم و به گونه ای که از تکرار گویی و اطاله کلام پرهیز شود، پرداخت.

 

گفتار دوم: پیشینه تروریسم

در مورد تاریخچه واژه تروریسم، آنگونه که فرهنگ آکسفورد بیان می کند، این واژه برای اولین بار در سال 1795 میلادی برای توصیف حکومت ترس و وحشت که در فرانسه در فاصله انقلاب سال های 94-1789 حاکم بود بکار رفت. البته واژه ترور به معنای عام آن از اواخر قرن چهاردهم بکار رفته و نمایانگر حالت ترس و وحشت شدید بوده است. در فرهنگ انگلیسی آکسفورد، بعلاوه توضیح داده شده است که واژه تروریست در حدود سال 1886 توسط ویلیام فیتزپاتریک[9] به معنی کسی که برای اشاعه نظراتش از یک نظام وحشت و ارعاب استفاده می کند مورد کاربرد قرار گرفته است.[10]

تروریسم در شکل سنتی خود بیشتر به صورت انفرادی و دارای انگیزه فردی بوده است. از زمان شکل گیری دولت- ملت ها در اروپا یعنی از عصر رنسانس و از قرن شانزدهم به بعد، ترور تا حد زیادی در مجموعه واژگان سیاسی وارد شد و از حالت فردی به گروهی تغییر شکل یافت. امروزه شیوه های ارتکاب اعمال تروریستی متنوع و متحول شده است و کمتر ترور به شکل اقدامی فردی و بدون برنامه ریزی یا سازماندهی شده بوقوع می پیوندد.

شاید قدیمی ترین گروه سازمان یافته تروریستی جنبش «سیکاری» بوده است. سیکاری یک فرقه بسیار سازمان یافته متعصب یهودی در فلسطین باستان بود که اعضاء آن علیه رومی های منطقه مزبور به عملیات تروریستی از جمله قتل بوسیله خنجر یا دشنه ای بنام «سیکا» دست می زدند. سیکاری ها با ورود به شهرهای تحت کنترل رومی ها و ضربه زدن به سربازان رومی و یا هم دستان یهودی آنها بوسیله خنجر و یا خرابکاری در تأسیسات از جمله شبکه آبرسانی اورشلیم موجبات ناامنی را در بین رومی ها فراهم می ساختند.[11]

هسته اولیه تروریسم سازمان یافته در ایران توسط فدائیان اسماعیلیه به رهبری حسن صباح در دوره سلجوقیان (قرن یازدهم میلادی) شکل گرفت. اسماعیلیان در مدت 180 سال (473 تا 654 هجری) که به دوره دعوت جدید معروف است روش و تدبیری برای مبارزه با دستگاه حکومت و مخالفان در پیش گرفتند که از جهاتی بی نظیر بوده و آن، استفاده از ایجاد وحشت به صورت اصولی و طبق نقشه بعنوان یک حربه سیاسی بود.[12]

نقطه آغاز ترورسیم جدید، منتسب به اقدامات ماکسیمیلین روبسپیر، سن ژوست و سایر ژاکوبن ها در فرازی از انقلاب فرانسه است. روبسپیر ایده تروریسم را در ابتدا بعنوان وسیله ای سودمند برای رسیدن به اهداف حکومتی بکاربرد و از ترور بطور سیستماتیک برای سرکوبی مخالفان دولت استفاده کرد.[13]

در نیمه دوم سده نوزدهم، ترورسیم سیستماتیک توسط جنبش های مختلف بدلایل گوناگون در سراسر اروپا فراگیر شد. در این دوران جنبش کابونری در ایتالیا، جنبش بورشن شافت یا انجمن دانشجویان وحدت طلب آلمانی در دانشگاه ایه تا و جنبش دانشجویی یوگ اسلاو برای کسب استقلال صربستان بزرگ بوجود آمدند. در میان این جنبش ها، آنارشیست ها در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم در اروپا بسیار فعال بودند.[14]

بعد از جنگ جهانی دوم رهبران جماهیر شوروی از روش های ترور علیه غرب در جنگ سرد بهره بردند و برخی ملت های اروپای شرقی نیز که بعد از جنگ مزبور تحت سلطه اتحاد جماهیر شوروی درآمده بودند با خواسته های این کشور همراهی کردند تا روش ها و اقدامات تروریستی گسترش یابد.[15]

تروریسم از دهه 1980 به این طرف رشد فزاینده ای داشته است. به خصوص با فروپاشی نظام دو قطبی، پایان جنگ سرد و تشکیل دولت های نوپا و دگرگونی در تعاملات بین المللی و برهم خوردن نظم حاکم در جهان و سهولت دسترسی به سلاح های مخرب، ترورسیم متحول شده است و از عملیاتی پراکنده، محدود و در قلمرو سرزمینی یک کشور که بیشتر هم متوجه رهبران و دیپلمات ها می شد به عنوان یک پدیده جهانی به تبعیت از فرایند جهانی شدن عمل می کند. امروزه شکل تروریسم عوض شده و علت تغییر شکل تروریسم، تبعیت از شکل مدرنیسم بوده است.

نمونه و مصداق بارز تروریسم تحول یافته در دوران معاصر واقعه 11 سپتامبر 2001 است که در آن حملات گسترده و بی سابقه ای به مراکز مهم ایالات متحده آمریکا صورت گرفت. بعد از این حادثه، تروریسم و راه حل های خشونت آمیز بیشتر در معرض نقد و داوری در سطح جهان قرار گرفت و سپس تقریباً یک اجماع جهانی در مبارزه با تروریسم شکل گرفت.

مطلب مشابه :  اثر قوّه قاهره بر تعهّدات و مسؤولیّت طرفین قرارداد اجاره کشتی

در نظام حقوق بین الملل، کنوانسیون های ضد تروریسم، در چارچوب نظام ملل متحد که با اسناد منطقه ای تکمیل شده اند، مبانی حقوقی مستحکمی را برای اقدام بر ضد تروریسم بین المللی فرهم آورده اند. غیر از کنوانسیون بین المللی مبارزه با تروریسم هسته ای که در سال 2005 میلادی تهیه و جهت امضای کشورها ارائه شده است[16]، در قطعنامه ها و اعلامیه های متعدد شورای امنیت و مجمع سازمان ملل متحد و هم چنین در کنوانسیون های بین المللی مقابله با تروریسم این جرم، همواره بعنوان «تهدیدی علیه صلح و امنیت بین المللی» و مغایر با اهداف و اصول منشور ملل متحد دانسته شده است. ورود شورای امنیت سازمان ملل متحد به مقوله مبارزه با تروریسم بین الملل به مسئولیت های این رکن سیاسی ملل متحد در حفظ صلح و امنیت بین المللی برمی گردد. مطابق ماده 39 منشور، «شورای امنیت وجود هر گونه تهدید علیه صلح، نقض صلح یا عمل تجاوز را احراز و توصیه هایی خواهد نمود یا تصمیم خواهد گرفت که برای حفظ یا اعاده صلح و امنیت بین المللی به چه اقداماتی بر طبق مواد 41 و 42 باید مبادرت شود.». بنابراین در صورت احراز هر یک از این سه وضعیت، شورای امنیت مجاز است که از تدابیر اجرایی مسالمت آمیز (ماده 41) یا اقدامات قهر آمیز(ماده42) برای حفظ یا اعاده صلح یا توقف تجاوز بهره گیرد. شورای امنیت در تلاش خود به منظور امحای تروریسم در قطعنامه 1269 تروریسم را فارغ از اهدافی که تروریسم ها دنبال می کنند محکوم می کند. به موجب بند 5 این قطعنامه تروریسم تهدیدی علیه صلح و امنیت بین المللی است.[17]

قطعنامه مذکور مبین تغییر مواضع شورای امنیت و آمادگی آن در اعمال اقدامات قهری و مسلحانه برای مقابله با معضل تروریسم است و از این طریق بستری مناسب را برای اعمال اقدامات قهرآمیز که شورای امنیت بدنبال حوادث تروریستی 11 سپتامبر2001 اتخاذ نمود، فراهم ساخت. شورای امنیت در واکنش به حملات تروریستی 11 سپتامبر، قطعنامه های 1368 و 1373 را صادر کرد و در مقدمه قطعنامه 1368، اقدامات تروریستی را بعنوان تهدیدی علیه صلح و امنیت بین المللی مطرح کرد و طبق منشور ملل متحد حق ذاتی دفاع مشروع فردی یا جمعی را به رسمیت شناخت. شورای امنیت همچنین در قطعنامه 1373 با تأکید مجدد بر قطعنامه های 1369 و 1368 بار دیگر حملات 11 سپتامبر را بعنوان تهدیدی علیه صلح و امنیت بین المللی محکوم و حق ذاتی دفاع مشروع فردی یا جمعی طبق منشور ملل متحد را به رسمیت شناخت. در واقع شورای امنیت تلاش نموده است که بین مفهوم حمله تروریستی و حمله مسلحانه مندرج در ماده 51 منشور ارتباط برقرار کند.[18]

البته نباید این مسئله را نادیده گرفت که هر چند سازمانهای بین المللی نقش بسزایی در پیشگیری از تروریسم و دفاع از خقوق بشر داشته اند در برخی از موارد اقدامات این سازمان ها در راستای منافع مستکبران و ابر قدرت های نظام جهانی بوده است و کشورهایی از جمله آمریکا و انگلیس سعی می کنند تا با بهانه قرار دادن مبارزه با تروریسم و سوءاستفاده از نفوذی که در سازمان های بین المللی دارند به مقاصد شوم خود از جمله استعمار و استثمار ملتها دست یابند.

[1]. Designing out crime.

[2]. The Reasoning criminal: Rational choice Perspective on offending.

[3]. صفاری، همان، ص291.

[4].دنیس، همان، ص17.

[5]. Situational crime Prevention: successful case studies.

[6].صفاری،علی.همان،ص291

[7].واژه «آماج» یا به معنای خود موضوع جرم می باشد یا وسیله یا یکی از وسایلی که اجازه دستیابی به این موضوع را می دهد.

[8]. جلالی فراهانی، امیرحسین، «پبشگیری وضعی از جرایم سایبر در پرتو موازین حقوق بشر»، مجله تخصصی فقه و حقوق، شماره 6، پاییز 84، ص138.

[9].William Fitzpatrick.

[10]. Pearlstein, R. M, The Mind Of the political terrorist, Wilmington: SR, 1991, pp 1-2.

[11].طیب،همان،ص 56.

[12]. دفتری، فرهاد، افسانه های حشاشین یا اسطوره های فدائیان اسماعیلی، ترجمه فریدون بدره ای، تهران، نشرفروزان، 1376، ص 57.

[13]. parry, a., terrorism, new york, the vanguard press, 1976, p 39.

[14]. بیگدلی، علی، ترورهای سیاسی در تاریخ معاصر ایران، انتشارات سروش، جلد اول، ص98.

[15]. Garrison, Arthur h., terrorism: the nature of its history, criminal justice studies, 2003, vol 16, p45

[16]. سنبلی، نبی، «بررسی عملکرد سازمان ملل در زمینه مقابله با تروریسم»، فصلنامه سیاست خارجی، سال پانزدهم، زمستان1380، ص11.

[17]. همان، صص 15-18.

[18]. آقایی، سید داود، نقش و جایگاه شورای امنیت در نظم نوین جهانی، انتشارات نسل نیکان، چاپ دوم، تهران، 1384، صص318-312.

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92