پایان نامه حقوق

پایان نامه حقوق درباره : طبقات اجتماعی

خاص، شوری خاک و… که برای رسیدن به افزایش تولید و مزیت‌های تجاری انجام می‌شود. در این میان موارد خاصی وجود دارد که ملاحظات ضررهای زیست‌محیطی اغلب به عنوان مصداق بیان می‌کنند. برای نمونه برخی شرکت‌های تولید بذر با هدف جلوگیری از استفاده مجدد کشاورزان از بذر حاصل از کشت خود، فناوری را برای تولید دانه‌های نابودگر یا عقیم توسعه داده‌اند که در آنها قبل از اجرای اعمال خاصی نظیر گل دادن باید یک جابجایی ساختاری منجر به عقیم شدن گیاه انجام شود. گفته شده ممکن استاین ژن در لقاح دو گونه یکسان به گونه‌های غیرهدف در زمین‌های مجاور منتقل شود و آنها را نیز عقیم نماید که امری ناعادلانه است. این امر تحت عنوان «آلودگی ژنتیک» در متون علمی مورد بررسی قرار گرفته و تنها مورد از میان ملاحظات ادعایی علیه زیست‌فناوری است که دارای جنبه‌هایی از واقعیت است.
بنابراین، به لحاظ اینکه گیاه و حیوان اصلاح شده، با گیاه و حیوان طبیعی دارای این همانی کامل است، القا خطرناک و مضر بودن نفس اصلاح ژنتیک و محصول تراریخته، غیرمنطقی است. مثلا به لحاظ طبیعی، انسانی که رنگ چشم قهوه‌ای دارد با کسی که ژن وی برای چنین صفتی اصلاح شده است، تفاوتی ندارد.اگر هم مواردی از سوء استفاده از تکنیک‌های زیست‌فناوری گزارش شده باشد، همان موارد باید بررسی شود تا به بهانه‌ای برای محروم کردن کشور از این علم بدل نشود.
یکی از دلایلی که مخالفان توسعه زیست‌فناوری عنوان می‌کنند آن است که با وجود مزیت‌هایی که محصولات تراریخته از نظر بازده بالا و هزینه‌های پایین کاشت و برداشت و حمل و نقل محصول ارائه می‌کنند، به مرور کشاورزان از سایر گونه‌های رایج دست خواهند کشید و این کار به کاهش تنوع زیستی منجر خواهد شد.
این استدلال تنها در مورد گونه‌هایی کاربرد دارد که مورد استفاده در کشاورزی است و از دو منظر قابل بررسی است. اول اینکه در روش‌های سنتی اصلاح گیاهان نیز روشی که به کار می‌رود از نظر ماهیت تفاوت چندانی با روش مهندسی ژنتیک ندارد و تنها زمان پژوهش و آزمایش بسیار کاهش یافته است. به هر حال، در مورد محصولات اصلاح شده به روش‌های سنتی نیز دقیقا همین ایراد قابل طرح است و در مورد تمامی محصولات کشاورزی، کشاورزان قرن‌ها است اغلب تنها از گونه‌های اصلاح شده استفاده می‌کنند. دوم اینکه مطابق روش‌های استاندارد در شیوه کاشت محصولات زراعی، همواره اختصاص ترکیبی درصد کمی از کاشت به گونه‌های غیرهمگن پیش‌بینی شده است تا تبادل ژنتیکی بین آنها صورت گیرد.
ادعاهای دیگری نیز نظیر ایجاد ابرعلف‌ها و ابرحشرات، مقاومت به آنتی بیوتیک‌ها، خسارت به موجودات مفید و از میان رفتن حاصلخیزی خاک، مطرح شده است که بررسی علمی همه آنها از حوصله این نوشتار خارج است و هیچ کدام به عنوان خسارت جدی که به حکم فقهی و حقوقی علیه زیست‌فناوری بیانجامد، قابل اثبات نیست.طبق معاهدات بین‌المللی نیز هیچ کشوری نمی‌تواند با استناد به نظم عمومی و اخلاق حسنه، صرفا به علت مضرات احتمالی محصولات زیست‌فناوری ثبت محصولی را نپذیرد. به همین دلیل است که برخی کشورها نظیر آلمان که پژوهش‌های زیست‌فناوری و تولید محصولات تراریخته در آنها به شدت محدود شده است، ثبت و حمایت از محصولات تراریخته دیگران را ادامه می‌دهند.
در واقع چنین سیاستی منجر به این شده است که کشوری مانند آلمان صرفا به استناد یک سری دلایل به اصطلاح اخلاقی و مذهبی و مضرات احتمالی، از کشوری که دارای یک پتانسیل قوی علمی است به یک مصرف علم و فناوری بدل شود و حتی به پدیده مهاجرت متخصصان حوزه زیست‌فناوری به کشورهای دیگر دچار باشد. علت سیاسی این پدیده را که حتی برخی کشورهای صنعتی را نیز در بر گرفته است، در گفتار بعد درباره زیست‌فناوری هراسی بررسی خواهیم کرد.
مبحث سوم ـ ملاحظات راجع به ثبت اختراعات زیست‌فناوری

استدلال اصلی علیه ثبت اختراعاتی با موضوع اشکال حیات این است که ثبت ارگانیسم‌های زنده و اعطای مالکیت آن به اشخاص به معنای حمایت از تجارت آنها است. این مسئله در مورد ژن‌های انسانی روشن‌تر می‌نمایدچرا که بدن انسان نمی‌تواند مورد تجارت واقع شود. جرمی ریفکین در کتاب خود قرن بیوتکنولوژی خطر اصلی فروکاهش حیات به یک کالای تجاری را سوءاستفاده شرکت‌ها از بدن انسان می‌داند.

دانلود پایان نامه

اینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوندبرای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید.

رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

تبدیل حیات به یک کالای تجاری این خطر را در بر دارد که پژوهش محققان را صرفا در راستای اهداف و مزیت‌های تجاری ثبت اختراع هدایت می‌کند نه رویکردهای علمی. به ویژه اگر خطرات همراه با اختراع نتواند به طور کافی ارزیابی شود، و اثرات بالقوه منفی خاصی برای انسان و محیط زیست در آن قابل تصور باشد.
مسئله مالکیت بر اشکال حیات به طور گسترده در قضیه مور در امریکا مطرح شد و سؤالات اخلاقی خاصی در مورد قابلیت تملک اجزای بدن انسان در جامعه مطرح ساخت.مور در سال 1976 برای درمان یک نوع سرطان خون به دکتر گالد از دانشگاه کلمبیا مراجعه کرد. در طول درمان دکتر گالد با این توضیح که سلول‌های مور ویژگی‌های خاص و نادری دارد، بخشی از طحال وی را خارج کرد و توانست به منافع بالقوه زیادی دست یابد. دکتر گالد آنها را خالص‌سازی و در درمان‌های دیگر استفاده کرد. وی حتی در مورد محصولات مربوطه موفق به ثبت اختراع نیز شد. مور، بر این مبنا که دکتر گالد بخشی از بدن وی را بدون کسب رضایت وی مورد استفاده تجاری قرار داده است، علیه وی شکایت کرد. دادگاه استیناف کالیفرنیا با این استدلال که حق مالکیت بر اجزای بدن انسان قابل پذیرش نیست، رأی دادگاه بدوی علیه دکتر گالد را نقض کرد. استدلال‌های مور مبنی بر اثبات سلطه وی بر اجزای بدنش در دادگاه عالی کالیفرنیا نیز نتوانست رأی را به نفع وی برگرداند. استدلال دادگاه عالی آن بود که به رسمیت شناختن چنین حقی «پژوهش و تحقیقات پزشکی را با محدود کردن دسترسی به مواد ضروری آن تحت الشعاع قرار خواهد داد… و انگیزه اقتصادی برای انجام پژوهش‌های پزشکی مهم را نابودن خواهد کرد… نباید هر آزمایش سلولی بتواند پژوهش‌گر را وارد یک قمار قضایی کند.»
اگرچه برخی گفته‌اند این رأی قضایی تکلیف مالکیت بر اشکال حیات را مبهم گذاشته یا به علت سلب سلطه مالکانه کسی که منشأ سلول‌ها بوده است، تناقض آلود است، اما رأی دادگاه عالی کالیفرنیا به درستی مبنا و هدف تأسیس و تنظیم حدود نظام حق اختراع را در نظر گرفته است. چرا که برای حفظ انسجام درونی نظام حقوقی پس از روشن شدن مبنا و هدف تمامی تصمیم‌گیری‌ها به آن بازگشت خواهد کرد.اینکه نظام حق اختراع از طرف جامعه به کسی که فکر، وقت و سرمایه خود را در یک ابداع مفید برای جامعه هزینه می‌کند، پاداشی موقت می‌دهد. به نظر عادلانه می‌رسد که اطمینان حاصل شود مخترع چیزی در قبال هر فرآورده یا فرآیند مفیدی که ارائه می‌دهد دریافت کند. به قول جورج آناس، وکیل و مشاور پرونده مور، رأی دادگاه بر این مبنا صادر شده که صنعت زیست‌فناوری هم بسیار مطلوب است و هم بسیار شکننده؛ از آنجایی که مطلوب است باید تلاش خود را در تقویت آن به کار گیریم و از آنجایی که شکننده است باید از هر گونه آسیب به آن جلوگیری کنیم.
بعلاوه، دقت در کارکرد نظام حق اختراع مشخص می‌کند حقوق مندرج در آن ارتباطی با مسئله مالکیت بر اجزای بدن یا اشکال حیات ندارد. زیرا حق اختراع تنها توسعه صنعتی یک اختراع را بدون اذن دارنده ورقه اختراع منع می‌کند ولی نمی‌تواند از مطلق تصرف در آن جلوگیری کند و پژوهش یا هر گونه استفاده غیرتجاری دیگر از آن مجاز خواهد بود.
برخی به رسمیت شناختن حق مالکیت بر بدن انسان را به علت احتمال منجر شدن به ظهور بازار سیاه تجارت اجزای بدن انسان رد می‌کنند که یک نگرانی بجا است، اما نتیجه آن الزاما نفی نظام حق اختراع در مورد محصولات زیست‌فناوری نیست. بلکه در هر جا که لازم باشد باید تمهیداتی برای جلوگیری از سوءاستفاده از بدن بیماران اتخاذ شود. در واقع هر گونه تصرف در بدن بیمار با هدف منافع آینده پزشک یا مرکز درمانی می‌تواند سوءاستفاده از رابطه درمانی با بیمار تلقی شود، اما استفاده از نتایج تحقیقات پزشکی ضروری طی شده طی فرآیند درمان برای نیلی به پیشرفت‌های بالاتر پزشکی در راستای مبنا و هدف نظام حق اختراع قابل پذیرش است.
همچنین برخی موارد سوءاستفاده هستند که در آنها باید هر گونه کنترل ناشی از نگرانی‌های موجه و علمی، در مرحله تولید و توزیع محصولات ناشی از یک اختراع پیش‌بینی شود نه در سطح ثبت اختراع تا هم از پیشرفت‌های علمی عقب نمانیم و هم سوءاستفاده‌ها کاهش یابد. همان طور که ورقه اختراع در مورد محصولات خطرناکی مانند سم و اسلحه که هر دو آثار بسیار خطرناکی دارند، اعطا می‌شود، ولی قوانین محدودکننده در مرحله تولید و توزیع آنها وضع شده است.
جلوگیری از ثبت می‌تواند منجر به بی‌عدالتی نیز بشود؛ برای نمونه، معمولا محصول ناشی از کشف یک فرآیندیا داروی پزشکی که از ماده ژنتیکی استفاده می‌کند، در یک آزمایشگاه پزشکی ساده تولید می‌شود، ولی بوسیله یک شرکت دارویی بزرگ تجاری‌سازی می‌شود، و هزینه آن را بیمار می‌پردازد. اگر محصول اختراع شده ثبت شده باشد، منافع قابل توجهی از آن به کشف‌کننده می‌رسد، در حالی که اگر ثبت نشده باشد، تنها شرکتی که تجاری‌سازی کرده است، از آن نفع می‌برد، و در هر دو صورت بیمار هزینه آن را می‌پردازد. هیچ پاداشی و بالتبع هیچ انگیزه‌ای به پژوهش‌گر اصلی اعطا نمی‌شود، و این شیوه به ویژه اگر وی یک پژوهش‌گر مستقل باشد عادلانه نخواهد بود. همچنین اگر برخی کشورها تصمیم بگیرند ثبت اختراع در مورد خالص‌سازی ژن‌ها را ممنوع کنند، ممکن است شرکت‌های بزرگ از نتایج زحمات پژوهش‌گران و دیگران بدون هیچ زحمتی استفاده کنند و این امر به از دست دادن مزایای نظام حمایتی منجر می‌شود و شرایطی نابرابر را در مقایسه با دیگر کشورها پدید می‌آورد.

مطلب مشابه :  پایان نامه حقوق با موضوع : قانون حمایت خانواده

فصل سوم:
فناوری‌هراسی
گفتار اول ـ پیشینه
از هنگام انقلاب علمی قرن هفدهم و انقلاب صنعتی قرن هجدهم و نوزدهم، ظواهر علم و فناوری به طور روزافزونی جوامع را در خود فرو برده است تا جایی که امروزه علم و فناوری از ارکان جوامع هستند. تعجب برانگیز نیست که از نظر تأثیر چشم‌گیر آن، فرآیند صنعتی شدن با انتقاد و مخالفت آشکار روبرو شده است. رشد جمعیت در این سیاره خاکی از یک سو ضرورت به کارگیری فناوری را اجتناب ناپذیر ساخته و از سوی دیگر در استفاده حداکثری و جاهلانه از آن تجربه تلخ و عبرت‌انگیزی برای ما فراهم آورده است.
بنا بر تلقی متعارف تکنولوژی ابزار است و پیشرفت آن ما را به سوی آرمان شهر هدایت می‌کند. تکنولوژی یا فناوری به مجموعه‌ای از تلقیق دانش‌ها و مهارت های فنی برای تولید کالا و خدمات مورد نیاز جامعه از راه ترکیب عواملی نظیر مواد اولیه، ابزار و ماشین آلات، نیروی انسانی، زمین و طبیعت، سرمایه و غیره تعریف شده است. با این حال،برخی مخاطرات استفاده از این ابزار مانند تخریب محیط زیست، دامن زدن به گسترش کشتار جمعی در جنگ‌ها، تخریب و تبدیل ویژگی‌های مثبت فرهنگی در جامعه مدرن و مانند آن آشکار ساخت که تکنولوژی شمشیر دولبه‌ای است که می‌تواند انسان را به سوی ویرانشهر هدایت کند. به مرور که این جنبه از فناوری بیشتر آشکار می‌شد، این سؤالدر ذهن برخی اندیشمندان شکل گرفت که آیا تکنولوژی می‌تواند صرفا یک وسیله و ابزار و امری خنثی باشد؟
از این رو، پرسش‌هاییاز این دست درباره ماهیت تکنولوژی و جامعه مدرن، نگاه فیلسوفان، جامعه شناسان، و متخصصان علوم مختلف را به خود متوجه ساخته و به ارائه نظریات متنوع و موشکافانه‌ای از سوی ایشانمنجر شده است.این نظریه‌ها که ابتدا در قرن نوزدهم تجلی یافت ودر میانه قرن بیستم به اوج خود رسید، در ابتدا متعلق به تفکر سوسیالیستی بود، اما پس از ورود به دنیای لیبرال مسیحی غرب به ویژه امریکا با اخلاق مسیحی درآمیخت و شکل‌گیری نوعی فناوری‌هراسی غربی را رقم زد. ترس از پیشرفت‌های تکنولوژیکی در رمان‌هایی مانند 1984 جرج ارول، دنیای قشگ نو آلدرس هاکسلی و… وارد شد و با ورود به صنعت سینما با تکنولوژی‌های پیشرفته فیلم‌سازی درآمیخت و از عصر ماشین چارلی چاپلین تا جنگ ربات‌ها علیه انسان صحنه‌هایی از مخاطرات نبرد انسان و ماشین را به تصویر کشید.
در این طیف، نویسندگانی نظیر پل فایرابند با دغدغه‌های انسانی و باادعای راه باز کردن برای فرهنگ‌ها و سنت‌های دیگر،بر اثرات منفی علم و فنّاوری جدید بر فرهنگ‌ها متمرکز می‌شوند. با این وجود، در استدلال‌های خود به راه غلو می‌روند و ارزش‌های فرهنگی را یکسره در برابر ارزش‌های معرفتی علم جدید قرار می‌دهند، لذا بیش از آنکه به مخاطبان خود خدمت کنند، آنان را دچار سردرگمی و ابهام می‌کنند. این شیوه انسان را به یاد درگیری‌ها و برخورد‌های کلیسا با گالیله در دهه دوم قرن 17 بر سر نظریه خورشید مرکزی (منظومه کوپرنیکی) و مانند آن می‌اندازد که در نهایت به طرد و حذف کلیسا انجامید.
در طرف دیگر این طیف کسانی قرار دارند که علیرغم برخورداری از اندیشه خلاق، علم و ارزش‌های وابسته به آن را به کلی رد کرده و آن را بی‌ارتباط با علائق و فعالیت‌های خود تلقی می‌کنند. تازه این در صورتی است که رسماً و علناً به بدگویی از علم نپردازند و آن را فعالیت خطرناکی معرفی نکنند که کشتی زندگی را واژگون می‌سازد. اندکی متعادل‌تر از این گروه کسانی هستند که به نحو جدی به بررسی آن جنبه‌های فرهنگی، اخلاقی، احساسی، از تار و پود حیات آدمی می‌پردازند که به سادگی با ابزار علم تجربی قابل شناسایی نیست. اینان نیز هرچند رهیافت جزم گرایانه‌ای نسبت به علم ندارند اما نسبت به آن منتقدند. بنابرایننگاهنقادانه به ماهیت تکنولوژیکه از سوی‌اندیشمندان غربی عرضه شده است،شامل رویکردهای متنوعی می‌شود که هر کدام هدف خاصی را دنبال می‌کند.
از نظر تاریخی، مارکس با طرح نظریه جبر تکنولوژیک در توجه به نقش ماشین در عصر مدرن پیشتاز است. جمله تاریخی مارکس که گفت «آسیای دستی جامعه‌ای با ارباب و فئودال می‌دهد و آسیای بخار جامعه‌ای با سرمایه‌دار و صنعتی» بیان‌گر نگاه اقتصادی و از منظر طبقات اجتماعی به مسئله است. هایدگر، فیلسوف آلمانی، با دغدغه‌های وجودی و تحلیل متفاوتی که از ماهیت تکنولوژی ارائه کرد یکی دیگر از نقاط عطف این تفکر است. وی در «رساله پرسش از تکنولوژی»با نگاهی وجودشناختی به تکنولوژی، سعی می‌کند سیطره خواهی و تمامیت خواهی آن را اثبات کند.
اصحاب فلسفه‌های متأثر از سنت ایده‌آلیسم آلمانی نیز که برخی از اعضای حلقه فرانکفورت را می‌توان در زمره نمایندگان برجسته آن به شمار آورد، مدعیند علم و فنّاوری در عرصه زندگی عملی برای بشریت بیش از آنکه رفاه و سعادت به بار آورد، بدبختی و رنج و نابودی به ارمغان می‌آورد. این اعضای مکتب فرانکفورت که آغاز شکل‌گیری آن در همان دوران هایدگر رقم خورد، شامل کسانی چون آدرنو و هورکهایم از چهره‌های اولیه آن و هابرماس از چهره‌های امروزین آن می‌شود.پیروان این مکتب به بازکاوی شروع مدرنیسم با نگاهی تاریخی ـ فلسفی پرداختند. آنان در پی این هستند که ماهیت علم و تکنولوژی و نسبت آنها را آشکار سازند و معتقدند باید قطار ترمز بریده فناوری را در یک ایستگاه متوقف کرد. به طور کلی، چهره‌های سرشناسی در میان نویسندگان پست مدرن تأکید دارند که اگر به علم از جنبه رشد معرفت نظر شود، هیچ بهره معرفتی چشم‌گیری حاصل نمی‌کند و از این حیث فرق چندانی با دیگر روایت‌ها، اسطوره‌ها و افسانه‌های بشر ساخته ندارد.
می‌توان نشان داد که بسیاری از این مخالفت‌ها ریشه در تلقی نادرست از چیستی علم و فنّاوری دارد در حقیقت آنچه در بد فهمی و ایجاد تصویر نادرست از علم در اذهان کمک می‌کند علاوه بر معرفی نادرست روش علمی یکی تلقی کردن علم و فنّاوری است. هرچند این دو برساخته بشری ارتباط بسیار نزدیک و وثیقی با یکدیگر دارند اما از جهات مختلف از جمله اهداف، جنبه‌های معرفت شناسانه،

مطلب مشابه :  حل و فصل اختلافات
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92

دیدگاهتان را بنویسید