همراهی و همایندی اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه و اختلال مصرف مواد به فور توسط تحقیقات گوناگون و موقعیتهای بالینی گزارش شده است. میزان بالای ابتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه در نوجوانان و بزرگسالان مبتلا به اختلال مصرف مواد روان گردان (مثل حشیش، کراک، هروئین و…) مشاهده شده است. تحقیقات گوناگون گزارش کرده اند که 25 درصد نوجوانان بستری مبتلا به اختلال مصرف مواد مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه نیز هستند. باید توجه داشته باشید که پسران مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه در خطر بالاتری جهت مصرف مواد روان گردان قرار دارند. ویلن و همکاران به نقل از بایدرمن، گزارش کرده اند که 23% کودکان والدین مبتلا به مصرف مواد افیونی که توسط آزمون CBCL مورد بررسی قرار گرفتند، در خطر بالای ابتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه قرار دارند. همچنین مطالعهای که توسط (بایدرمن وهمکاران، 2008) جهت تحلیل عوامل خطر خانوادگی اختلال مصرف مواد و اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه در خطر بالای ابتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه قرار دارند و همچنین بین مصرف مواد، بخصوص الکل و اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه ارتباط وجود دارد.
Widget not in any sidebars

همچنین مطالعات نشان داده اند که همایندی بین اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه و اختلال سلوک، خطر مصرف مواد را بالا می برد و وضع این کودکان را وخیم تر می کند. در تحقیقی کودکان را به سه گروه تقسیم کردند:
• گروهی که فقط به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه مبتلا بودند.
• گروهی که هم به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه و هم به اختلال سلوک مبتلا بودند و
• گروهی که به اختلال افسردگی مبتلا بودند.
کودکان گروه دومی به مراتب بیشتر از کودکان گروه اولی مواد مصرف می کردند و کودکان گروه سومی نیز به خصوص وقتی که با اختلال سلوک همایند می شدند نسبت به گروه اولی مواد بیشتری مصرف می کردند (ریگس و همکاران، 1998). در این تحقیق پسران نسبت به دختران در خط بالای سوء مصرف و وابستگی به مواد قرار داشتند.
بیماری صرع و تشنج
شیوع اختلال بیش فعالی/ کمبود توجه در بین کودکان و نوجوانان مبتلا به صرح بین 12 تا 39 درصد تخمین زده شده است که بیشتر از جمعیت عمومی است. همانطوری که در بخش یک گفته شد کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ کمبود توجه به سه دسته طبقه بندی می شوند، در تحقیقی نشان داده شد که در نمونه کودکان مبتلا به صرع بدون مشکل تأخیرهای رشدی، زیردسته بی توجهی 24 درصد، زیردسته نوع مرکب 11 درصد و زیردسته نوع بیش فعال/ تکانشگری 2 درصد بودند. بنابراین میزان کودکان صرعی که به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه نیز مبتلا هستند، زیاد می باشد و جا دارد که در تحقیقات گوناگون به طور گسترده رابطه ی بین این دو اختلال بررسی شود (هیدریچ و همکاران، 2007).
شیوع
مطالعات در زمینه ی شیوع اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه نتایج ضد و نقیض زیادی به بار آمده است و علت آن معمولاً وجود تفاوت هایی در معیارهای مطالعه می باشد کانر و جت، 1996؛ به نقل از میرنسب، 1386). تقریباً ناممکن یا بسیار دشوار است که بتوان عدد مشخصی را برای شیوع اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه تعیین کرد. عوامل متعددی همچون گوناگون بودن تعریف ها، ارزیابی توسط افراد متفاوت، از قبیل والدین با معلمان بر پیچیدگی موضوع می افزاید. به نظر می رسد که برای افراد ارزیابی کننده، تعیین کردن حد فاصلی بین خیلی فعال بودن و بی توجهی طبیعی و غیرطبیعی، کار دشواری باشد. عوامل گوناگونی بر شیوع این اختلال اثر میگذارند. شیوع این اختلال در کودکان دبستانی بین 3 تا 5 درصد تخمین زده شده است. شواهد نشان می دهند که شیوع این اختلال در کودکان با تفاوتهای جنسیتی نیز همراه است. پسران حداقل 3 برابر دختران این اختلال را بروز می دهند. تحقیقات نشان میدهند که تعداد پسران مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه نسبت به دختر 4 به 1 است. بسیاری از مطالعات برآورد کرده اند که بین 2 تا 5/9 درصد کودکان مدرسه رو در کل جهان به این اختلال مبتلا هستند (بارکی، 1998).
(پولانزیک و همکاران، 2007)، طی یک تحقیق مروری سیستماتیک و فراتحلیلی، به بررسی مطالعات مربوط به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه طی 27 سال گذشته پرداختند و میزان شیوع جهانی این اختلال را 29/5 درصد برآورد کردند. برای مثال کودکان خردسال نسبتهای دختر/ پسر بالاتری را نشان می دهند، در حالی که گروه های مسن تر نسبتهای پایینتری را نشان میدهند (همان منبع).
به نظر میرسد که مردان و زنان دارای اختلال، نشانههای متفاوتی نشان میدهند و ممکن است نیازهای مداخلهای متفاوتی داشته باشند که این مسأله می-تواند تفاوت های موجود در شناسایی و شیوع این اختلال در بین دو جنس را توجیه کند (هاردمن، 2002).
لمبرت، سندوال و ساسون (1987) نشان میدهند که میزان شیوع این اختلال تابع تعداد نفراتی است که باید در مورد این تشخیص به توافق برسند. آن ها از والدین، معلمان و پزشکان 5000 کودک دبستانی پرسیدند، به نظر آن ها چه کودکی بیش فعال است. وقتی که فقط تایید یکی از این 3 نفر کافی بود، حدود 5 درصد از این کودکان بیش فعال تشخیص داده می شوند. اما وقتی موافقت هر سه نفر لازم بود، رقم مزبور در حدود 1 درصد کاهش می یافت. پس به دلیل همین مشکلات تعریفی تعجبی نخواهد داشت اگر در ادبیات علمی این بحث، میزان شیوع بین 1 تا 20 درصد باشد البته میزان وقوع اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه در بین فرهنگها و پایگاه های اجتماعی ـ اقتصادی و نواحی شهری و حومهها نوساناتی جزئی دارد، اما این میزان تا حد قابل توجهی تأثیر جنسیت افراد تغییر می کند (هربت مارتین، 1378).
شیوع سه نوع اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه در نمونه ای که از سطح اجتماع گرفته شده بود نیز برای نوع عمدتاً عدم توجه 9/9 درصد، برای نوع عمدتا بیش فعالی ـ تکانشگری 4/2 درصد و برای نوع ترکیبی 6/3 درصد بود (ولان و همکاران، 2001).
نشانه های مرتبط با عدم توجه، بین 5 تا 7 سالگی یا در آستانهی محصل شدن ظاهر میشوند. عدم توجه به عنوان مشکل اصلی، معمولاً بین اوایل تا اواسط دبستان شروع میشود (زهارت و همکاران، 1995). بالا بودن میزان تشخیص این اختلال در سالهای نخست دبستان نشان میدهد که مدرسه نسبت به خانواده فشار بیشتری بر کودکان می آورد، انعطاف کمتری دارد و توجه کمتری به تفاوت های فردی میکند. شیوع اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه در نوجوانی کاهش می یابد. ولی اختلال هم چنان در بسیاری آنها باقی می ماند (کاف و همکاران، 2001).
تشخیص افتراقی
یکی از مشکلات موجود در تشخیص اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه این است که اغلب با دیگر مشکلات همراه میشود. برای مثال بسیاری از بچههای مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه، ناتوانی ویژه ی یادگیری دارند. آنها در فراگیری زبان یا مهارتهای آکادمیک، خواندن و ریاضی مشکل دارند اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه به تنهایی یک ناتوانی ویژه ی یادگیری نیست، اما میتواند به علت مشکلات توجه و تمرکز این ناتوانی را ایجاد کند. تعداد کمی از مردم مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه یک اختلال نادر به نام نشانگان تورت دارند. افراد با نشانگان تورت، تیک ها و حرکاتی مثل پلک زدن، پا جمع شدن و انقباض ناگهانی صورت دارند که قادر به کنترل آن نیستند. در برخی دیگر این نشانگان به صورت شکلک درآوردن، شانه بالا انداختن، هوا را با صدا بالا کشیدن یا فریاد زدن کلمات می باشد. خوشبختانه این رفتارها با دارو کنترل میشوند. به طور جدی نزدیک به نیمی از بچه های مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه و عمدتا در پسران منجر به داشتن شرایط دیگری به نام اختلال مقابلهای متقابل می شود. خیلی از بچه های مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه و عمدتا پسران و بچههای کوچک تر اختلال های هیجانی دیگری را تجربه می کنند. در حدود 4/1 درصد احساس اضطراب دارند. افسردگی نیز تجربه دیگر این افراد می باشد. به علت اختلال های هیجانی و توجه، اغلب این بچه ها دست به دست میشوند. هر بچه ای که مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه می باشد بایستی از نظر به سایر اختلالهای همراه مثل اضطراب و افسردگی بررسی شود. لازم به ذکر است که همه ی بچه های مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه اختلال اضافی همراه ندارند. همچنین همه ی افرادی که مشکلات یادگیری، نشانگان تورت، افسردگی، اضطراب و اختلال بی اعتنایی دارند، مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه نیستند. اما اگر این مشکلات با هم باشند به طور جدی زندگی فرد را پیچیده میکنند.
سبب شناسی
علل اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه معلوم نیست، اکثر کودکان مبتلا قرائن آشکار ساختمانی در سلسله اعصاب مرکزی (CNS) نشان نمی دهند. برعکس، اکثر کودکان واجد اختلالات عصبی شناخته شده ناشی از صدمات سر، نارسایی توجه و بیش فعالی نشان می دهند. علی رغم فقدان اساس نوروفیزیولوژیکی و نوروشیمیایی خاص برای این اختلال رابطه ای قابل انتظار بین آن و انواعی از اختلالات دیگر که بر عملکردهای متغیر کودک تأثیر می گذارند. نظیر اختلالات یادگیری وجود دارد (کاپلان و همکاران، 1998).
نظریه های زیست شناختی (بیولوژیک)
فرضیاتی درباره ی نقش عوامل ارثی، ناهنجاری هایی در ساختار مغز، بی نظمی در انتقال دهنده های عصبی، و عوامل تغذیه ای و کمبود تحریک مغزی مطالعات بیشتری را در سبب شناسی این اختلال به خود اختصاص داده اند (کانر، 1999).
فرضیه های ژنتیکی
نظریه های ژنتیکی پیشنهاد می کنند که نوعی استعداد برای ابتلا به اختلال توسط کودکان به ارث می رسد، مطالعات مربوط به دوقلوها و خانواده ی آن ها این نظر را که عوامل ارثی نقش مهمی را در تعیین سطوح فعالیت های مزاجی (خلق و خویی) در جمعیت عادی بازی می کنند، حمایت می نماید (کانر، 1999). دلایل براساس ژنتیک اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه مشتمل است بر میزان تطابق بالاتر در دوقلوهای یک تخمکی نسبت به دوقلوهای دوتخمکی، همچنین خواهران و برادران کودکان بیش فعال دوبار بیشتر از جمعیت کلی در خطر ابتلا به این اختلال قرار دارند. یکی از خواهر و برادرها ممکن است عمدتا بیش فعالی و دیگران عمدتاً بی توجهی نشان دهند، و والدین بیولوژیک کودکان مبتلا به این اختلال بیشتر با احتمال ابتلا به آن مواجه هستند تا والدینی که این کودکان را به فرزندپروری پذیرفته اند (کاپلان و همکاران، 1998).
وقتی اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه در کودکی با اختلال سلوک همراه باشد، اختلالات مصرف الکل و اختلال شخصیت ضداجتماعی در پدر و مادر او شایع تر از جمعیت کلی است. مطمئناً مادران کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه امر و نهی ها و عبارات منفی بیشتری به کار می برند، هر چند که به نظر می رسد این امر تا حدی به لحاظ ماهیت تکلیف و سن کودکان باشد. به نظر می سد عوامل زیستی (عصبی و ژنتیک) در شروع این اختلال در تعداد زیادی از کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی/ نارسایی توجه که مورد مطالعه قرار گرفته اند نقش مهمی داشته است (کاپلان و همکاران، 1998).

                                                    .