رشته حقوق

نقش مددکاران اجتماعی در بزه دیدگی کودکان

: نقش مددکاران اجتماعی در مرحله رسیدگی

گفتار اول : نقش مددکاران اجتماعی در تشکیل پرونده شخصیت

نام پرونده شخصیت در بسیاری موارد، شخصیت بزه­کار را در اذهان تداعی می­کند؛ زیرا این واژه محصول دورانی است که شخصیت مجرم در مرکز توجه جرم شناسان قرار داشته و بزه­دیده به­دست فراموشی سپرده شده بود. در آن هنگام به پرونده شخصیت، تنها به عنوان راه چاره­ای برای باز اجتماعی کردن بزه­کار نگریسته می­شد. اما با ظهور و بروز جنبش بزه­دیده­شناسی، لزوم توجه به شخصیت بزه­دیدگان، برای کاهش و رفع آثار بزه­دیدگی آشکار شده و تشکیل پرونده شخصیت، برای بزه­دیدگان و به خصوص کودکان بزه­دیده نیز با اقبال روبه­رو شد.

اهمیت تشکیل پرونده شخصیت کودکان بزه­دیده در این است که موجب می­شود مرجع قضایی درک صحیح و عمیقی در رابطه با آثار ناشی از بزه­دیدگی پیدا نموده و با در نظر گرفتن ویژگی­ها وشرایط زندگی کودک، برنامه­های مناسبی را برای کاهش و رفع آثار بزه­دیدگی، مورد حکم قرار دهد.

ماده 44 لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان نیز با عنایت به اهمیت مسأله، وظیفه شناسایی شخصیت کودک بزه­دیده و والدین، اولیاء و یا سرپرستان قانونی او را بر عهده مددکاران اجتماعی قرار­داده است. بر اساس این ماده : « مرجع قضایی رسیدگی کننده، می­تواند با درنظرگرفتن غبطه و مصلحت کودک و نوجوان، انجام تحقیقات مقدماتی درباره وضعیت جسمی، روحی و روانی وی یا والدین، اولیاء و یا سرپرستان قانونی او، وضع خانوادگی و محیط سکونت، اشتغال، تحصیل، و سایر اماکن مرتبط با کودک و نوجوان را به مددکاران اجتماعی بهزیستی یا واحد حمایت دادگستری محول نماید ».

تشکیل پرونده شخصیت، مستلزم پرس و جو و تحقیق از کودک بزه­دیده و خانواده وی، در زمینه­های مختلف جسمی، روانی، خانوادگی، اجتماعی و … می­باشد. این نوع تحقیقات، ممکن است نوعی دخالت در امور خصوصی و خانوادگی محسوب شده و از طرف آنها غیر قابل پذیرش باشد. بنابراین انجام اینگونه تحقیقات نیازمند بکارگیری متخصصانی است که آموزش­های لازم را در این زمینه دیده باشند و بتوانند با جلب اعتماد کودک بزه­دیده و خانواده وی و احترام به حقوق آنها، تحقیقات جامع و دقیقی را به مرجع قضایی ارائه دهند. در صورتی که تحقیق­کننده از دانش و مهارت کافی برای جلب اعتماد و مشارکت کودک بزه­دیده و خانواده او برخوردار نباشد، انجام این تحقیقات، خود موجبات بزه­دیدگی دومین کودک را فراهم نموده و نظام عدالت کیفری را از هدف اصلی خود دور می­سازد. به­همین­دلیل به نظر می­رسد، دانش مددکاری اجتماعی با پایبندی به اصولی چون اصل رابطه حرفه­ای، اصل مشارکت بزه­دیده، اصل رازداری و … بهترین گزینه برای ارائه اینگونه خدمات به مرجع قضایی باشد.

محتوای پرونده شخصیت اطلاعاتی در رابطه با خصوصیات جسمی و روانی کودک بزه­دیده و والدین او، وضعیت خانوادگی و وضعیت اجتماعی آنهاست که در ادامه به شرح هر یک از آنها خواهیم­پرداخت.

الف : وضعیت جسمانی

یکی از اقدامات مددکار اجتماعی در تشکیل پرونده شخصیت، ارائه گزارشی دقیق از وضعیت جسمی کودک بزه­دیده است. مددکاران اجتماعی در تهیه این گزارش باید در نظر داشته باشند که «آسیب­های جسمی ناشی از بزه­دیدگی همیشه فوری آشکار نمی­شود»[1]. آگاهی از وضعیت جسمی کودک بزه­دیده مستلزم گرفتن شرح حال، مشاهده سوابق پزشکی، انجام معاینات و بررسی آسیب­شناسی رادیولوژیک و آزمایشگاهی است.[2] به همین دلیل مددکاران اجتماعی علاوه بر بالا بردن اطلاعات خود درباره علائم و آسیب­های جسمی کودکان بزه­دیده، باید از تخصص پزشکان آموزش­دیده نیز بهره­مند شود. در بسیاری از کشورها پزشکان، دوره­های آموزشی ویژه­ای را در رابطه با کودکان بزه­دیده می­گذرانند. این پزشکان پس از طی این دوره آموزشی، قادر خواهند بود آثار ناشی از بزه­دیدگی را از سایر آسیب­هایی که ممکن است به بدن کودک وارد شده باشد، تفکیک نمایند و نوع و شدت و زمان ورود آسیب را مشخص کنند.

علاوه بر وضعیت جسمی کودکان بزه­دیده، مددکاران اجتماعی باید در رابطه با وضعیت جسمانی والدین و سایر اعضای خانواده نیز تحقیقات لازم را به­عمل آورده و در صورت لزوم آنها را از نظر ابتلا به بیماری­های مزمن و واگیردار، اعتیاد به الکل یا مواد مخدر و … مورد بررسی و آزمایش قرار دهند.

ب : وضعیت روانی

علاوه بر وضعیت جسمانی، مددکاران اجتماعی باید ویژگی­های روانی کودک بزه­دیده و خانواده وی را نیز مورد مداقه قراردهند. شناخت دقیق شخصیت روانی کودک و خانواده، مرجع قضایی رادرتشخیص عوامل بزه­دیدگی و دامنه تأثیرگذاری آن برکودک بزه­دیده یاری می­دهد. مددکاران اجتماعی برای ارائه اطلاعات صحیح به مرجع قضایی، باید با انواع بیماری­های روانی و ویژگی­های آن آشنا باشند. برخی از بیماری­ها و اختلالاتی که ممکن است کودک بزه­دیده یا اعضای خانواده وی به آن دچار باشند، عبارتنداز[3]:

1ـ شخصیت پارانوئیدی : افرادی هستند که از اعمال و فعالیت­هایی که در اطرافشان به وقوع می­پیوندد سوء­تعبیر دارند. این افراد به همه مظنون هستند، لذاکمترموفق به تطبیق خود با محیط می­شوند. آنها همیشه احساس می­کنند که افراد نزدیک توطئه و نقشه­ای علیه او تدارک دیده­اند. در این حالت ممکن است وحشت آنها شدت پیدا کرده و برای اینکه مورد حمله قرار نگیرند، قبلاً خود به دیگران حمله می­کنند.

2ـ شخصیت هیجانی و بی ثبات : افرادی هستند که در خانواده به عصبانی و زود رنج بودن شهرت دارند. در وضع عادی از شخصیتی معمولی با خصوصیاتی چون مهربان و خوش برخورد، پر شور و خونگرم برخوردارند؛ اما در مقابل کوچکترین استرس، واکنش هیجانی بسیار تند نشان می­دهند و به اصطلاح از کوره در می­روند. عکس العمل آنها در برابر فشار یا مانع به دو گونه تجلی پیدا می­کند؛ یا متوجه دنیای خارج است که به صورت تندخویی و حمله به دیگران است یا متوجه دنیای درون که به صورت خودزنی یا خودکشی می­باشد.

3ـ شخصیت کژخو و ضداجتماعی (پسیکوپات) : افراد مبتلا به این اختلال دارای پریشانی دائم هستند که موجب می­شود دچار حالات تهاجمی و ضداجتماعی شوند. این افراد از نظر عاطفی بی قید و لا ابالی هستند، هیچ­گونه احساس مسؤولیتی ندارند، به اصول اخلاقی پایبند نیستند، از نظر هوشی بالاتر از سطح متعارف هستند، ظاهری آراسته و فریبنده دارند، از قدرت عوام فریبی بالایی برخوردارند و در ایام قبل و بعد از ارتکاب عمل ضداجتماعی از تمام جوانب طبیعی جلوه می­کنند.

4ـ شخصیت اسکیزوئیدی : کسانی هستند که متمایل به کناره­گیری از جامعه و طفره رفتن از ایجاد رابطه با سایر مردم می­باشند. این افراد از نظر عاطفی سرد هستند و واکنش قابل توجهی ندارند، رغبتشان به تماس­های اجتماعی اندک یا در حد هیچ است و معمولاً ترجیح می­دهند تک و تنها باشند. این افراد معمولاً عاری از شوخ طبعی بوده و دل مرده اند.

5ـ منحرفان جنسی : منظور از انحراف جنسی، اعمال و رفتار غیرعادی و نابهنجاری است که بعضی افراد برای ارضای خاطر جنسی خود مرتکب می­شوند و به­صورت هم­جنس­بازی، بچه­بازی، سادیسم (دیگر آزاری)، خود ارضایی، خود نمایی، چشم چرانی و… بروز پیدا می­کند.

ج : وضعیت خانوادگی

وضعیت خانوادگی شامل عواملی چون وضعیت سرپرستی خانواده، وضعیت اقتصادی و معیشتی آنها، سطح بهداشت و رفاه خانواده، تعداد اعضای خانواده، سن و میزان تحصیلات آنها، چگونگی رفتار اعضای خانواده با یکدیگر و با کودک بزه­دیده است. آشنایی مددکاران اجتماعی با انواع خانواده­های نابسامان و ویژگی­های آنان، می­تواند بر توانایی مددکاران در بررسی وضعیت خانوادگی کودک بزه­دیده تأثیرگذار باشد. بر اساس یک طبقه بندی جرم شناسانه، انواع خانواده های نابسامان عبارتند از:[4]

1-خانواده از هم گسیخته : منظور از خانواده از هم گسیخته، خانواده­ای است که به­دلیل از دست­دادن پدر یا مادر، بر اثر مرگ، طلاق یا جدایی، انسجام خود را از دست­ داده است و میان اعضای آن یکدلی و هماهنگی وجود ندارد.

2- خانواده آشفته : این خانواده با کنش­ها و اختلالات رفتاری نظیر غیر­منطقی بودن، دعوا، تعارض و … مشخص می شود و اعضای آن دارای شخصیت­های مخرب و غیرعادی هستند که فضای خانه را به اضطراب و تنش می­کشانند. در این نوع خانواده­ها، هر چند والدین حضور فیزیکی دارند اما فضای حاکم بر خانواده توأم با طرد فرزندان، عدم محبت و بی­توجهی به مسائل آنان و سوءرفتار می­باشد.

3- خانواده بی­کفایت : این خانواده فاقد منابع جسمانی یا روان شناختی مؤثر برای یک زندگی بهنجار است و نمی­تواند با مشکلات زندگی خانوادگی مقابله کند.

4- خانواده ضداجتماعی : این خانواده واجد ارزش­هایی به شدت مغایر با ارزش­های اجتماعی می­باشد و رفتارهای نامطلوب را تشویق می­کند.

یکی از موضوعات مهمی که در تشکیل پرونده شخصیت باید مد نظر مددکاران قرار بگیرد، نگرش والدین نسبت به تربیت کودک است. برخی از خانواده­ها، تنبیه بدنی شدید و رفتار خشونت آمیز با کودک را یک روش تربیتی مؤثر می­دانند. برخی نیز معتقدند عدم توجه به نیازهای کودکان باعث افزایش توانایی­های آنها در مقابله با سختی­های زندگی آینده می­شود. توجه مددکار اجتماعی به اعتقاداتی از این­دست، می­تواند مرجع قضایی را در درک صحیح عوامل بزه­دیدگی کودک یاری نماید.

مطلب مشابه :  عمل حقوقی و واقعه حقوقی

د : وضعیت اجتماعی

وضعیت اجتماعی شامل مواردی چون وجهه اجتماعی کودک و خانواده وی، شغل افراد خانواده و موقعیت اجتماعی آنان، داشتن یا نداشتن سوء پیشینه کیفری، تعلق آنها به گروهها یا فرقه­های خاص، نحوه رفتار آنان در محیط سکونت، کار، تحصیل و متقابلاً نوع روابط دیگران با آنها می­باشد.

مشخصات دوستان صمیمی، رفتار و وجهه اجتماعی آنان و بررسی فضای اجتماعی حاکم بر محل سکونت، کار، تحصیل و … نیز در تشریح وضعیت اجتماعی حائز اهمیت می­باشد. در صورتی که مددکار اجتماعی به این نتیجه برسد که یکی از عوامل بزه­دیدگی کودک، رفت و آمد او یا خانواده اش به محیطی خاص است، دادگاه می­تواند ضمن صدور حکم، آنها را از رفت و آمد به آن محل باز دارد.

یکی از مشکلات اجتماعی شایع در میان خانواده­های کودکان بزه­دیده، مسأله انزوای اجتماعی است.[5] این خانواده­ها روابط اجتماعی خوبی با دیگران ندارند و به­همین دلیل هنگام مواجه­شدن با سختی­ها و بحران­های زندگی از حمایت اجتماعی کافی برخوردار نمی­شوند. منظور از حمایت اجتماعی این است که فرد دوستان و آشنایانی داشته باشد که به او علاقه­مند باشند و هنگام بروز مشکل یا ناراحتی او را یاری نمایند. امروزه ثابت شده است که زندگی در محیط­های حمایتی مستقیماً بر سلامت فرد و خانواده مؤثر است. بنابراین مددکاران با ترمیم روابط اجتماعی خانواده می­توانند در پشگیری از بزه­دیدگی مکرر کودکان مؤثر باشند.

گفتاردوم : نقش­ مددکاران­ اجتماعی­ در­ فراهم­ آوردن­­ امکان ­­مشارکت­­ کودک­ بزه­دیده­ در فرایند رسیدگی

همان­طور که پیش از این گفته شد، یکی از حقوق کودکان بزه­دیده، حق مشارکت در فرایند رسیدگی است.. در این راستا نظام عدالت کیفری وظیفه دارد فرصت­ها و امکانات لازم را برای مشارکت و ابراز عقیده آنان فراهم نماید.

بند 2 ماده 12 کنوانسیون حقوق کودک در این باره بیان می­دارد که باید برای کودک فرصت­هایی فراهم شود تا بتواند در هر یک از مراحل دادرسی، اجرایی و قضایی مربوط به وی به طور مستقیم و یا از طریق یک نماینده یا شخصی مناسب ، عقیده خود را ابراز نماید. ماده 41 لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان نیز دادگاه را مکلف نموده است برای مشارکت کودک در فرایند رسیدگی، بدون ورود آسیب به وی، تدابیر واقدامات مقتضی از قبیل فراهم آوردن امکان مشارکت او بدون حضور فیزیکی را اتخاذ نماید.

الف: همکاری­ با مرجع قضایی­درفراهم­آوردن امکان مشارکت کودک بزه­دیده درفرایند رسیدگی

کودکان آسیب­پذیری بیشتری داشته و بیش از دیگران در معرض خطرات ناشی از بزه­دیدگی دومین قرار دارند، به همین دلیل امروزه بسیاری از کشورها، شیوه های آسان­تر و منعطف­تری را برای مشارکت دادن کودکان در فرایند رسیدگی اتخاذ می­کنند.

« پژوهش­ها نشان می­دهد که توجه به نظر کودک در رابطه با شیوه بیان اظهارات بسیار مفید خواهد بود و به آنها حس کنترل بر اوضاع و احساس مشارکت می­دهد »[6]. مرجع قضایی برای تصمیم­گیری در رابطه با شیوه مشارکت، پیش از هر چیز باید نظر کودک را در این باره جویا شود. مددکاران اجتماعی می­توانند با تشریح شیوه­های مشارکت برای کودک و بیان نقاط مثبت و منفی هر یک از این شیوه­ها، او را در تصمیم­گیری یاری نمایند. سپس نظر وی را به مرجع قضایی منتقل کنند.

علاوه بر این، مرجع قضایی برای تصمیم­گیری در این خصوص، نیازمند کسب اطلاعاتی در زمینه محدودیت­ها و آسیب­هایی که بر روی اظهارات کودک تأثیر­گذار است، می­باشد. مددکاران اجتماعی به عنوان کارشناسانی که آموزش­های لازم را در زمینه کودکان بزه­دیده دیده­اند، می­توانند با ارائه نظرات تخصصی، در این مورد نیز با مرجع قضایی همکاری داشته باشند.

روش ضبط ویدئویی اظهارات کودک و نیز انتقال اظهارات کودک به دادگاه توسط متخصصین، از شیوه­هایی است که امروزه در بسیاری از کشورها به منظور آسان کردن مشارکت کودکان مورد استفاده قرار­می­گیرد. در این میان مددکاران اجتماعی، هم در انتخاب شیوه مشارکت و هم در اجرای این روش­ها، می­توانند تأثیرگذار باشند. برای آشنایی بیشتر با فعالیت­های مددکاران در این زمینه، در ادامه به شرح هر یک از آنها خواهیم پرداخت.

1- ضبط ویدئویی اظهارات کودک بزه­دیده

در این روش اظهارات کودک بزه­دیده که در مصاحبه با مددکاران آموزش­دیده بیان شده، در یک نوار ویدئویی ضبط و در دادگاه پخش می­گردد.

ضبط اظهارات کودک در محیطی حمایتی و صمیمی، او را از تکرار وقایع نزد مرجع قضایی معاف نموده و از آسیب­های ناشی از حضور در دادگاه در امان می­دارد. به­علاوه، این امکان را برای مرجع قضایی فراهم می­کند که در صورت لزوم اظهارات را چندین بار بازنگری نموده و به جزئیات آن توجه نماید. مزیت دیگر این روش، ضبط جزئیاتی است که ممکن است به مرور زمان از ذهن کودک پاک شود. در سیستم قضایی ما معمولاً فاصله بین وقوع جرم و زمان تشکیل دادگاه، چندین ماه به طول می­انجامد و در طول این مدت ممکن است کودک بسیاری از جزئیات را فراموش کند. ضبط اظهارات کودک در زمانی نزدیک به وقوع جرم می­تواند در حفظ جزئیات واقعه مؤثر باشد.

مددکاران برای انجام مصاحبه، باید آموزش­های لازم را در زمینه چگونگی طرح سؤالات و شیوه­های برخورد با کودکان در سنین مختلف دیده باشند. آنها باید اعتماد کودک راجلب نموده و محیطی را فراهم کنند که کودک در آن احساس آرامش و امنیت داشته باشد. سپس هدف از انجام مصاحبه را به شیوه­ای که برای کودک قابل فهم باشد، توضیح داده و به او یادآوری کنند که گفته­هایش ضبط می­شود. سؤالاتی که از کودک پرسیده می­شود، باید کوتاه و ساده باشد و او را به سمت پاسخ راهنمایی نکند. مصاحبه کننده در طول مصاحبه باید آرامش خود را حفظ نموده و از شنیدن سخنان کودک مضطرب نشود؛ زیرا هر گونه تغییر حالتی در فرد مصاحبه­کننده ممکن است کودک را از توصیف جزئیات منصرف نماید. [7]

2– انتقال اظهارات کودک بزه­دیده به دادگاه

« امروزه در برخی از کشورها از جمله ایالات متحده، برای متخصصین بی­طرف این امکان وجود دارد که با کودکی مصاحبه نموده و سپس اظهارات وی را در دادگاه بازگو کنند »[8]. علت اتخاذ این روش این است که گاهی کودکان به دلایلی از جمله سن کم، سطح پایین قابلیت­های زبانی و مهارت­های حافظه، مشکلات تمرکز، کم­رویی و …  توانایی بیان اظهارات حتی به صورت ضبط ویدئویی را نیز ندارند.

در این صورت مددکاران می­توانند به یاری کودک آمده، به عنوان فردی آموزش­دیده که هم برای کودک و هم برای دادگاه قابل اعتماد است، اظهارات کودک و نظرات وی را به دادگاه منتقل نمایند و بدین­وسیله « امکان مشارکت کودکان بدون حضور فیزیکی در جریان رسیدگی »[9] را فراهم آورند.

ب : ایجاد آمادگی در کودک بزه­دیده برای مشارکت در فرایند رسیدگی

کودکانی که به عنوان بزه­دیده وارد سیستم قضایی می­شوند به خصوص کودکانی که مجبور به حضور در دادگاه هستند، آسیب­دیدگی های مضاعفی را تجربه می­کنند. این مسأله یکی از عواملی است که باعث می­شود کودکان بزه­دیده خود را از چشم نظام عدالت کیفری پنهان نموده و تحمل رنج­های ناشی از بزه­دیدگی را، به ورود به سیستم ناآشنا و ارعاب­آور قضایی ترجیح دهند.

یکی از تدابیری که امروزه در برخی از کشورها برای رفع این مشکل اندیشیده­ شده است، برنامه­های مربوط به آماده کردن کودک برای مشارکت در فرایند کیفری و حضور در دادگاه است. « هدف از اجرای این برنامه­ها، تلاش در جهت کاهش آسیب­های بالقوه­ای است که به­دلیل درگیر شدن کودکان در نظام عدالت کیفری ایجاد می­شود »[10].

برای آشنایی بیشتر با اقدامات مربوط به آماده­سازی کودکان، در این قسمت از بحث، به بررسی مؤلفه­های اصلی آن ـ که با توجه به برنامه­های اجرایی در کانادا تنظیم گردیده است ـ خواهیم پرداخت. این مؤلفه­ها عبارتند از : آموزش و اطلاع­رسانی درباره فرایند رسیدگی ، کاهش استرس کودکان و همراهی­کردن کودکان در دادگاه.

پیش از ورود به بحث باید توجه داشت که برای آماده­کردن کودک، لازم نیست کلیه برنامه­ها را در مورد وی اجرا نمود؛ بلکه باید هر کودک را به صورت جداگانه ارزیابی کرده و با درنظرگرفتن نیازها و دغدغه­های وی، برنامه­های لازم برای آماده­شدن او را تنظیم نمود. مددکار اجتماعی با مصاحبه­هایی که با کودک بزه­دیده و خانواده وی انجام می­دهد، می­تواند نیازها و نگرانی­های آنها را دریابد و برنامه­های خود را بر روی این نیازها متمرکز سازد.

مطلب مشابه :  جرائم مأمورین دولت نسبت به دولت

1ـ آموزش و اطلاع­رسانی درباره فرایند رسیدگی

بسیاری از دغدغه­های کودکان ناشی از ناآگاهی درباره فرایند دادرسی است. کودکان اطلاعاتی درباره چگونگی فرایند دادرسی و جایگاه خود در این فرایند ندارند. آنها نمی­دانند به عنوان بزه­دیده چه اقداماتی باید انجام دهند و چه مقرراتی را باید رعایت نمایند و همین ناآگاهی باعث نگرانی آنها و خانواده­هایشان می­شود.

در صورتی که مددکار اجتماعی به این نتیجه برسد که بخشی از نگرانی­های کودک بزه­دیده و خانواده وی ناشی از ناآگاهی است، می­تواند با ارائه آموزش­های لازم از دغدغه­های آنان بکاهد. مددکار اجتماعی برای اینکه به خوبی از عهده انجام این وظیفه برآید، باید اطلاعات کافی درباره مسائل حقوقی و شیوه­های آموزش آن به کودکان و خانواده­ها داشته باشد.

ارائه اطلاعات و آموزش­ها باید با توجه به نیاز کودک باشد. بنابراین مددکار ابتدا باید آنچه کودک نمی­داند و دانستن آن برایش مفید است به خوبی درک کند و سپس با زبان و شیوه­ای که برای او قابل فهم است، نگرانی­هایش را برطرف کند.

برای تعیین میزان اطلاعات کودک، می­توان از سؤالات ازپیش­تعیین­شده کمک گرفت. برای مثال برای دریافتن سطح اطلاعات کودک درباره دادگاه می­توان پرسید [11]:

ـ آیا شما می­دانید چرا باید به دادگاه بروید؟

ـ در دادگاه چه کسانی حضور دارند؟

ـ وظیفه قاضی در دادگاه چیست؟

ـ منظور از متهم و بزه­دیده در دادگاه کیفری چیست؟

ـ قاضی در دادگاه درباره چه کسی از شما سؤال می کند؟

ـ چرا باید در دادگاه حقیقت را گفت؟  اگر شخصی در دادگاه دروغ بگوید، چه اتفاقی می­افتد؟

یکی از مفاهیمی که در این مرحله باید برای کودک بزه­دیده تشریح شود « مفهوم مسؤولیت » است. کودکان درباره مسؤولیت، ذهنی آشفته دارند. کودک بزه­دیده اغلب، در رابطه با آنچه که اتفاق افتاده است، احساس گناه می­کند. گمان می­کند او متهم را دچار مشکل کرده است و در برابر آشفتگی­هایی که به خاطر فاش کردن ماجرا دامن گیر دیگران شده است، خود را مسؤول می­داند. « کودکان برای مشارکت مؤثر در فرایند کیفری، باید بدانند که در برابر رفتار دیگران مسؤول نیستند. هنگامی که شخصی تصمیم می­گیرد که قانون­شکنی کند، باید تبعات آن را نیز بپذیرد. همچنین کودک باید بفهمد که با گفتن ماجرا، مسؤول نتیجه دادگاه نیست؛ بلکه این قاضی است که تصمیم گیرنده است. اظهارات او قسمتی از مدارک و اطلاعات زیادی است که قاضی جمع­آوری می­کند. تنها وظیفه او این است که ماجرا را آنگونه که اتفاق افتاده است، به زبان خودش برای قاضی بیان نماید »[12].

2ـ کاهش استرس کودک بزه­دیده

یکی از روش­هایی که امروزه در برخی از کشورها مورد استفاده قرار می­گیرد و کارایی خود را در کاهش استرس کودکان به اثبات رسانده است، روش نقش بازی­کردن می باشد. « نقش بازی­کردن از طریق ایجاد یک فعالیت سرگرم کننده و آشنا کردن کودک با تشریفات ناآشنای دادگاه، اضطراب کودک را کاهش می­دهد»[13].

در این روش، کودک با قرار گرفتن در نقش بزه­دیده در دادگاه و پاسخ­دادن به سؤالات، مهارت های مربوط به خوب گوش­دادن، فکرکردن و بلند و واضح پاسخ­دادن را می­آموزد. همچنین یاد می­گیرد که کجا و چگونه بگوید که سؤالی را نفهمیده است و یا پاسخ را نمی­داند.

یکی دیگر از روش­های کاهش استرس کودک آموزش تکنیک­های خودآرام­سازی به آنها می­باشد. روش فوق این امکان را برای کودک فراهم می­کند که هنگام مواجهه با عوامل تنش­زا ، بدون نیاز به کمک دیگران از اضطراب و استرس خود بکاهد[14].

هنگامی که کودک نشانه­های استرس را بروز می­دهد، تنفس به شیوه مؤثر اولین اقدام برای به نظم­ درآوردن انرژی اوست. برای اجرای این تکنیک بهتر است، کودک در وضعیتی آرام و راحت قرار بگیرد. سپس باید نفس عمیقی کشیده، مدتی مکث نموده، به آرامی هوا را خارج نماید و همزمان با خارج شدن هوا عضلات بدن خود را شل کند. کودک برای به دست آوردن آرامش باید این نوع تنفس را 10 تا 20 بار انجام دهد.

روش دیگر خودآرام­سازی، تصویرسازی ذهنی است. تصویرسازی به معنای فکر­کردن به منظره­ها، تصویرها و احساس­هایی است که برای کودک خوشایند است. کودک باید چشم­های خود را ببندد، فکر خود را متمرکز کند و خود را در مکانی تصورکند که در آنجا احساس آرامش، آسودگی و اطمینان خاطر دارد. این روش راهی مؤثر برای رها شدن از نگرانی­ها و تغییر نگرش­های منفی است.

تکنیک انقباض عضلانی نیز یکی از روش­های رایج خودآرام­سازی است. برای استفاده از این روش کودک باید عضلات بدن خود را به ترتیب منقبض کند، کمی نگهدارد و سپس رها کند تا تفاوت بین این دو حالت را در یابد. کودک در طول انجام این عمل باید نفس عمیق بکشد و در حالی که هوا را خارج می­کند ماهیچه­ها را نیز رها کند تا هر چه اضطراب و تنش است از بدن او خارج شود.

مددکار می­تواند این تکنیک­ها را طوری آموزش­دهد که برای کودک سرگرم کننده باشد. به این ترتیب علاقه کودک به تمرین و تکرار، بیشتر شده و مهارت­های خودآرام­سازی در وی ارتقاء می­یابد.

3ـ همراهی کردن کودک بزه­دیده در دادگاه

« یکی از راه­های مؤثر برای کاهش نگرانی­های رایج کودکان، همراهی­کردن آنها در دادگاه می­باشد»[15]. « حضور فیزیکی یک فرد آشنا و صمیمی روشی عملی و آسان برای جلوگیری از اضطراب کودک و کمک به تمرکز وی در دادگاه است »[16]. فرد همراه باید از نگاه کودک، صمیمی و قابل اطمینان باشد؛ بنابراین توجه به نظر او درباره اینکه چه کسی در دادگاه همراه او باشد، اهمیت زیادی دارد[17]. مددکار اجتماعی باید در این مورد با کودک گفتگو کند و در صورت لزوم مشورت­های لازم را به او ارائه دهد.

بسیاری از کودکان دوست دارند در جلسه دادگاه والدین همراهشان باشند. در اغلب موارد حضور والدین، حمایت عاطفی مؤثری را فراهم نموده و باعث اطمینان خاطر و احساس امنیت کودکان می­شود. اما گاهی نیز حضور آنها در دادگاه برای کودک مفید نیست. زیرا ممکن است آنها افراد پراسترسی باشند، یا از اینکه کودک ماجرای بزه­دیدگی خود را فاش می­کند احساس شرمندگی کنند و این مسأله بر اظهارات او تأثیر گذار باشد. مددکار اجتماعی با درنظرگرفتن همه جوانب، باید به کودک کمک کند تا بهترین تصمیم را در این مورد بگیرد.

علاوه بر این، مددکار می­تواند به افرادی که همراه کودک هستند آگاهی­های لازم را درباره وظایفشان در دادگاه و چگونگی حمایت از کودک ارائه کند. همراه کودک باید بداند که هنگامی می­تواند بهترین کمک را به کودک بنماید که آرامش خاطر داشته باشد و خود را مطمئن و دلگرم نشان دهد[18]. او باید پیش از تشکیل دادگاه، در طول جلسه دادگاه و پس از پایان آن، همراه کودک بماند و در همه این مراحل همواره کودک را دور از متهم نگهدارد. همچنین باید در کودک احساس امنیت ایجاد نماید و در مواقع لزوم حمایت­های لازم را از او به عمل آورد.

« در بسیاری موارد کودک تمایل دارد شخصی که او را برای دادگاه آماده کرده است، در دادگاه نیز او را همراهی کند. به همین دلیل مددکار اجتماعی با توجه به تاریخ برگزاری دادگاه باید برنامه­ریزی لازم را برای حضور داشته باشد »[19].

1ـ اداره کنترل مواد مخدر وپیشگیری از جرم سازمان ملل متحد، مرکز بین المللی پیشگیری از جرم، پیشین، ص 14.

1ـ سیاری، علی و دیگران، کودک آزاری، ص 24.

1ـ ابراهیمی، ابراهیم، پرونده شناسایی شخصیت در فرایند کیفری ایران، ص 25-20.

1ـ صلاحی، جاوید، بزه­کاری کودکان و نوجوانان، ص95.

1ـ مدنی(قهفرخی)، سعید، کودک آزاری در ایران، ص 149.

1-Cunningham, Alison & Hurley, Pamela, Testimony Outside The Courtroom, P 27.

1- Cunningham, Alison & Hurley, Pamela (2007), Video-recorded  Evidence, p5.

1-Cunningham, Alison & Hurley, Pamela (2007), Hearsay Evidence  And  Children, P 12.

2-لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان، ماده41.

1-Hurley, Pamela & Scarth, Karen & Stevens, Lynda, Child  Witness  Court  Propration, P 5.

1-Ibid,P 22.

1-Ibid, P 31.

2-Ibid, P 29.

3-Ibid, P 30.

1-Cunningham, Alison & Hurley, Pamela, Designated Support  Person, P 3.

2- Ibid, P 2.

3-Hurley, Pamele & Scarth, Karen & Stevens, Lynda, Ibid, P 32.

1- Cunningham, Aliso, & Hurley, Pamela, Ibid, P 17.

2-Hurley, Pamela & Scarth, Karen & Stevens, Lynda, Ibid, P 33.

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92