رشته حقوق

مناشئ و منابع حق در حقوق بشر اسلامی

مناشئ و منابع حق در حقوق بشر اسلامی

مراد از منشأ حق در حقوق بشر اسلامی امری است که سرچشمه و خاستگاه حق می­باشد و بسته به اینکه معتقد به چه منشأیی برای حقوق گردیم منبع ما نیز برای استنباط حقوق متفاوت خواهد بود و در این موضع است که می­توان تفاوت میان مناشئ و منابع حق را به روشنی دریافت نمود. زیرا منبع حق در واقع صورت­های ایجاد قواعد حقوقی است؛ یعنی نیروهای گوناگون اجتماعی از چه وسایلی برای وضع قواعد استفاده می­کنند و مظهر خارجی عوامل یاد شده کدام است[1] منظور از منابع حق در حقوق بشر اسلامی نیز دسته­ای از گزاره­ها می­باشد که حقوق بشر را می­توان از آنها استخراج و استنباط نمود. در اصل مناشئ مربوط به مقام ثبوت می­باشند و منابع در رابطه با مقام اثبات. در اسلام منشأ حقوق بنیادین انسانی در واقع همان فطرت، نیازها و استعدادهای فطری بشر می­باشند که خداوند آنها را در درون انسان به ودیعت نهاده است. در زیر سایه تفکر حقوقی اسلامی است که حیثیت ذاتی انسان[2] مفهوم واقعی خود را پیدا می­نماید و آدمی حقوق بنیادین خود را از متن آموزه­های دینی استنباط و استخراج می­نماید و بر این اساس است همانگونه که پیشتر نیز بیان نمودیم حقوق بشر اسلامی بر خلاف حقوق بشر عرفی، غیردینی و سکولار «شناختنی» است و نه «تدوین کردنی» زیرا در نظام حقوق بشر اسلامی برخلاف حقوق بشر عرفی، غیردینی و سکولار که نسبت به خداوند لا بشرط است، منشأحق خداوند است و نه قرارداد میان آدمیان که یک وضع و جعل و اعتبار حقوقی و اجتماعی و … می­باشد. اما در بحث از منبع در حقوق بشر اسلامی نیز باید بیان نماییم که لغت منبع در فقه و اصول، از فرط استعمال مفهومی و مصداقی با اصطلاحات دیگر مانند مبنا و دلیل مخلوط گردیده است،[3] که از این لحاظ باید در شناخت و تشخیص منبع از خاستگاه و منشأ حق دقت کافی را بعمل آورد. به هر روی منابع استخراج و استنباط حقوق بشر اسلامی در یک تقسیم بندی کلی به قرآن، سنت، عقل و منابع دیگر مانند اجماع، بنای عقلا و سیره متشرعه و عرف تقسیم بندی می­شوند که البته در یک بخش بندی دیگر پاره­ای اشخاص این منابع را به منابع پایه مانند قرآن و سنت و منابع پیرو مانند اجماع- البته در اصطلاح شیعی آن- نیز تقسیم نموده­اند.[4]

گفتار اول: منشأ حقوق بشر اسلامی و اثبات آن

پس از مقدمه­ای که در محبث اول از این فصل آوردیم باید بیان نماییم که در الهیات ثابت گردیده خداوند خالق و مالک تمام هستی است و همه موجودات، فیض و وجود خود را از او دریافت می­کنند و او تنها موجودی است که قائم به ذات می­باشد و فیض وجودی خویش را از هیچ موجودی دریافت نکرده است. بر این اساس خالق حقیقی جهان و انسان خداوند است بنابراین هر حقی در صورتی ایجاد می­گردد که خداوند قادر متعال، آن حق را به کسی یا چیزی عطا کند. تمام هستی ترجمان اراده خداوند است «انّما امره اذا اراد شیئاً ان یقول له کن و فیکون؛ چون اراده او بر این تعلق گیرد که چیزی باشد، پس چون می­گوید باش، آن چیز موجود می­گردد.[5] بنابراین در رویکرد دینی به حقوق بشر، برهان عقلی بر خاستگاه و منشأ حق را می­توان اقامه کرد، اما در بینش غیردینی و عرفی و سکولار، برهان عقلی قابل اقامه نیست.[6] بر این اساس در حقوق بشر اسلامی نیز اثبات منشأ حقوق بنیادین انسانی یا «حق الله» از طریق فطرت و آفرینش انسانی، دارای یک منشأ حقیقی و عقلی و برهان بردار است. در حالیکه در حقوق بشر عرفی، غیردینی و سکولار چاره­ای برای اصحاب این اندیشه، جز دست بردن به عینیت و یا قرارداد و حس و تجربه و پوزیتیویسم جهت وضع و جعل و اعتبار منشأ برای حقوق بنیادین بشری باقی نمی­ماند و اینگونه است که به تعداد مکاتب فلسفی و اخلاقی می­توانیم حقوق بشر عرفی، غیردینی و سکولار داشته باشیم. مانند آنچه امروز عملاً موجود است. هرچند اسناد حقوق بشر در حال حاضر در نظام بین­الملل حقوق بشر رویکرد پوزیتیویستی را در این رابطه ترجیح داده­اند که این رویکرد نیز مصون از نقدی که در سطور پیشین آوردیم نمی­باشد. به هر روی باید توجه نمود که در بینش اسلامی تمامی حقوق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، و … تابعی از حق پروردگار عالم است. این سخن بدان معناست که در اسلام ریشه و اصل همه حقوق «حق الله» می­باشد و خداوند مالک همه حقوق است. واقعیت آن است که اگر خداوند را منشأ حقوق ندانیم از منظر برهانی و عقلی هیچ انسانی بر هیچ انسان دیگری دارای حقی نخواهد بود و هیچ حق و تکلیفی بر هیچ مخلوقی قابلیت اثبات نخواهد داشت. از همین روست که امام سجاد(ع) در رساله حقوق خویش در رابطه با «حق­الله» در مقدمه صحیفه مبارکه سجادیه می­فرمایند:

مطلب مشابه :  بررسی اصول مقررات حقوق بین ­الملل اقتصادی و حق توسعه در سه جهان

«و هو اصل الحقوق و منه تتفرّع[7]؛ یعنی حق خدا اصل و منشأ همه حقوق می­باشد و باقی حقوق از آن سرچشمه می­گیرد».

گفتار دوم: منابع حقوق بشر اسلامی

هر نظام حقوقی از مجموعه قواعد و احکام حقوقی تشکیل شده است که می­توانند از منابع مختلفی سرچشمه بگیرند. نظام­های حقوقی تمایز صددرصدی با یکدیگر ندارند. بنابراین ممکن است چند نظام حقوقی مختلف، دارای منابع یکسان باشند. به هر حال منابع حقوقی یک نظام حقوقی عبارتست از منابعی که احکام و قواعد آن نظام از آنها استخراج و استنباط می­گردد. در اسلام اصولیین و فقهای مسلمان به جای اصطلاح منابع حقوق تعبیر «ادله فقه» را بکار برده­اند، که عبارتند از کتاب، سنت، اجماع و عقل که در میان شیعه و سنی مشترک می­باشند.[8] حق این است که تنها منبع حقوق بشر در اسلام «اراده تشریعی الهی» است و این منابعی که برشمردیم نقش واسطه را دارند و ما را به حکم خداوند رهنمون می­گردند. در واقع باید گفت بدین صورت «حقوق بشر اسلامی مستند به خواست خدای متعال است، کتاب، سنت، اجماع و عقل هم فقط از این جهت حجیت دارند که اراده خدای متعال را کشف می­کنند و هرگز در عرض اراده تشریعی الهی، منابعی مستقل به شمار نمی­آیند. در نتیجه حقوق بشر را ابتدا باید در قرآن و سپس در روایات و عقل و دیگر منابع حقوق بشر اسلامی جستجو کرد نتیجه آنکه منبع واقعی و اصلی حقوق بشر «اراده تشریعی الهی» است و اعتبار منابع ظاهری به تناسب کاشفیت آنها از اراده تشریعی خداوند است و هیچ گاه منبع مستقلی در عرض اراده تشریعی خداوند نمی­باشند.[9]

مطلب مشابه :  فلسفه حق در حقوق بشر اسلامی

[1] کاتوزیان، ناصر، مقدمه علم حقوق، پیشین، ص121.

[2] Human Dignity

[3] کاتوزیان، ناصر، فلسفه حقوق، شرکت سهامی انتشار، تهران، 1377، ج2، ص2 به بعد؛ جعفری لنگرودی، محمدجعفر، مقدمه علم حقوق، گنج دانش، تهران، 1382، چ11، ص41؛ صرامی، سیف الله، منابع قانونگذاری در حکومت اسلامی، بوستان کتاب، قم، 1382، ص20.

[4] صرامی، سیف الله، همان، ص161.

[5] یس/82.

[6] ر.ک.: مصباح یزدی، محمدتقی، نظریه حقوقی اسلام، پیشین، ص113.

[7] صحیفه سجادیه، ترجمه عباس عزیزی، محدث، قم، 1385، پیشین.

[8] مصباح یزدی، محمدتقی، نگاهی گذرا به حقوق بشر از دیدگاه اسلام، پیشین، ص42.

[9] ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، حقوق و سیاست در قرآن، پیشین، صص 61-58.

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92