رشته حقوق

منابع پایان نامه ارشد درباره قرن نوزدهم، صاحب نظران، حقوق جزا

دانلود پایان نامه

کوتاهترین زمان ممکن انجام پذیرد:
همان طورکه در فحوای مفاد ماده 20 در هردو کنوانسیون آمده مشخص می گردد که قواعد مذکور فقط در مورد وضعیت وحالت بازگشت اسیران جنگی آن هم بعد از خاتمه جنگ و انعقاد پیمان صلح بین متخاصمین را شامل می شد و مواد موصوف شامل حالت بینابین ناشی از برقراری آتش بس1 یاترک مخاصمه فعال بین طرفین درگیر را شامل نمی شد و این موضوع مسکوت مانده بود در خلال جنگ جهانی اول عدم کفایت و دقت مواد اشاره شده کاملاً آشکار گردید لذا متفکرین و مسئولین کشور ها در صدد رفع این نواقص بودند که این مهم وخواست با انعقاد موافقت نامه های جدید بین کشور های متخاصم در طول سالهای 1917 و1918 تا حدود زیادی عیوب عنوان شده مرتفع گردید . در زمانی که ماده 20 کنوانسیون 1907 لاهه تحت بررسی و اظهار نظر قرار داشت الزام کشور نگهدارنده و دارنده اسیر نسبت به باز گشت و عودت اسیران جنگی به اوطانشان بخشی از حقوق بین المللی عرفی محسوب می شد و حسب عرف آن روز جامعه جهانی ، کشورها با اسیران رفتار می کردند البته این ماده نمی توانست یک ماده وقاعده خوبی باشد زیرا در جنگ ها معمولا از زمان خاتمه نبرد فعالانه تا انعقاد پیمان صلح مدت زمان طولانی می‌گذشت و در برخی موارد مخاصمات فی مابین بدون معاهده صلح پایان می پذیرفت .
درنتیجه اسیران جنگی کشورهای درگیر در این حالت بلاتکلیف می ماندند و سال های سال بدون هیج امید و تکلیفی در زندان ها و اسارتگاههای طرف مقابل به سرمی بردند. «ترک فعالانه جنگ جهانی اول در نوامبر سال1918 صورت گرفت و معاهده صلح ورسای در28 ژوئن 1919 بسته شد که وفق ماده 214 پیمان و رسای مقرر شده بود( بازگشت اسیران جنگی و غیر نظامیان بازداشتی در کوتاهترین زمان بعد از به اجرا در آمدن معاهده حاضر انجام می پذیرد درعمل معاهده منعقد در15 ژانویه سال 1920 اجرا شد و به همین دلیل ملاحظه می شود که از زمان ترک مخاصمه بین کشورهای درگیر تا زمان اجرای معاهده صلح بیش از 14 ماه به طول انجامید و اسیران جنگی و بازداشتی این مدت را نیز در بلاتکلیفی و اسارت سپری نمودند»1
دراین قسمت به طور مختصر به وضعیت اسیران جنگی از نظر تاریخی ، نحوه برخورد با آن ها و چگونگی حل شدن مسئله اسرا ازسوی دولت ها تاپایان جنگ جهانی دوم و اثرات آن می پردازیم ، درآخر هم به تغییر و تحولاتی که پس ازجنگ جهانی دوم در زمینه‌ی حقوق بین الملل پدید آمده و دربرخوردهای مسلحانه دررابطه با اسرای جنگی لازم الاجرا هستند اشاره خواهدشد.
بند اول : اسیران نظامی
اصولاً اگر انحرافات ، تجاوزات و تجردهای انسان های خودخواه و زورمدار نبود ، اساس زندگی نوع بشر برصلح، همزیستی مسالمت آمیز ، صفا ، صمیمیت و برادری بود زیرا که فطرت انسان‌ها ، آن ها را به سوی زندگی صلح آمیز و شرافتمندانه رهنمون می نماید و کمتر نیاز به جنگ و بکارگیری ابزار و ادوات جنگی می باشد .
به شهادت تاریخ و اسناد و مدارک موجود تا اوایل قرن 19 مهمترین راه حل و برخورد با اسیران جنگی ازطریق کشتن به روش های گوناگون حتی به فجیع ترین شکل یا خرید و فروش آن ها می شد. در کشورهای اسلامی ، بردگی اسیران مرسوم و جاری بود. «دراعلامیه ای از حاکم وقت تریپولی ، درآوریل 1816 آمده که درصورت جنگ با هرقدرت اروپایی ، هیچ یک از اسیران جنگی به بردگی نخواهند رفت و به صورت برده فروخته نمی شوند و باتمام زندانیان به‌ عنوان اسیر جنگی ، با انسانیت رفتارخواهد شد و مبادله آنها طبق رویه اروپاییان درموارد مشابه انجام می‌شود و در پایان مخاصمات ، اسیران بدون گرفتن فدیه و جریمه به کشورهایشان عودت داده خواهند شد». سیاست های دولت های غربی درمقابل امپراطوری عثمانی تلاش برای تخفیف شرایط رفتار با اسیران و یا القای بردگی بود. البته رویه جدید چندان مورد رضایت سلطان عثمانی نبوده و به همین جهت «در ژانویه 1824 ازسوی حاکم تونس اعلامیه ای منتشر گردید که طی آن وی متعهد شد که (برخلاف دستورات سلطان عثمانی ) اگر درآینده هر برده مسیحی یا یونانی به این‌جا آورده شود، نه آن‌ ها را بفروشد ونه به کسی اجازه خـریداری آن ها را بدهد ، بلکه تا برقراری صلح ، ازآن‌ ها به‌ عنوان اسیر جنگی نگهداری می کنیم ، وآن گاه آنان اسیران ماوما هم اسیران آنان را بدون فدیه بازگشت خواهیم داد»1.
«حکومت های مسیحی ، درطول تاریخ نسبت به اسیران بسیار سبعانه وبا بی رحمی ویژه ای رفتار شده است2» . مطالعه تاریخ جنگ های معاصر وهمچنین جنگ های صلیبی ولشکرکشی های اسکندرمقدونی نشان میدهد که دول غربی هم به هیچ وجه پرونده درخشانی دررفتار با اسیران جنگی نداشته اند وآنچه درجنگ جهانی دوم ازسوی آلمان هیتلری در رفتار با اسرا و سوزاندن اسیران جنگی درکوره های سوزان واستفاده از اسیران به ‌عنوان نمونه های آزمایشگاهی و… که درتاریخ ثبت گردیده ، مایه ننگ ورسوایی تمدن اروپایی است . رفتار دول استعمارگر اروپا با سرزمین های تحت استعمار ، سیاست های تجاوز کارانه وحمله به کشورهای ضعیف به خصوص آفریقایی و اسیر نمودن مردان، زنان، بچه ها و همچنین به هنگام جنگ‌ها و انقلابات استقلال طلبانه کشورهای جهان سوم همه اسرا را باغل وزنجیر و در بدترین شرایط زیستی نگهداری نمودند یا باهمان غل و زنجیر مجبور به پارو زدن در کشتی ها و یا کار در مزارع را باید به فهرست مذکور اضافه نمود.
وضعیت حقوقی اسیران جنگی تا پایان قرن 19 درهیچ معاهده یا توافق عمومی گسترده وفراگیر به طور تفصیلی گنجانده نشده بود .قبل از آن در مواد 105 و 106 مقررات 1863 در
امریکا در مورد مبادله اسیران اشاراتی مختصر شده بود . درسال 1866 در«پراگ» ‌کنوانسیونی بین اتریش وپروس شامل اصولی دررابطه با تخلیه سرزمین اتریش وعقب نشینی نیروهای پروس و هم چنین مقرراتی درمورد مبادله اسیران جنگی بین دو کشور منعقد گردید. اولین تلاش درتنظیم وضعیت حقوقی اسیران جنگی و رفتار با آنها ، دریک معاهده چند جانبه ، درکنفرانس 1876 «بروکسل» ‌بود که اگر چه جنبه الزام آور نداشت ، ولی حاوی اصولی بود که می توان آن ها راپیش درآمد تحولات بعدی دانست . دراعلامیه بروکسل ، طی 12 ماده برقراری رژیم حاکم براسیران جنگی مطرح شد ولی این اعلامیه هرگز تصویب نشد و به مرحله اجرا در نیامد، اما اصول آن درموافقت نامه های بین المللی بعدی مد نظرگرفته وملاک اعتبار واقع گردید. قرن نوزدهم شاهد مفاهیم نوین در حقوق طبیعی حرکت جدید بشر دوستانه به ویژه در ایده‌های «هنری دونان»1 بود .
بر اثر همین تفکرات روشن وجهت دهنده جهان متمدن بالاخره این اصل مهم و بدیهی را پذیرفت که اسیران جنگی جنایتکار نمی باشند ، بلکه صرفاً آنان دشمنانی هستند که دیگر قادر به حمل سلاح نبوده و در پایان مخاصمات وجنگ مسلحانه باید سریعا و بدون هیچ گونه آزار واذیت یا گروکشی آزاد شوند و در هنگام اسارت نیز باید مورد احترام بوده و شخصیت و کمال انسانی آن ها را حفظ و با آنان رفتاری انسانی داشت. این مفهوم وبرداشت از اسیر جنگی از طریق فعالیت های دیپلماتیک و رایزنی سیاسی وحقوقی به شکل متون حقوقی واصول وقوانین مدون در رویه دولت ها وحقوق جزایی آن ها جای گرفت . متن پیش نویس 1874 بروکسل ، کنوانسیون های 1899 و1907 لاهه ، موافقت نامه های ویژه میان متخاصمین در1917 و1918 دربرن سوئیس و کنوانسیون 1929 ، همگی نشان دهنده نقاط عطف در این تحول بوده اند . «اصول اولیه حقوق ، تکالیف وظایف اسیران جنگی در فصل دوم بخش اول قواعد و مقررات مربوط به حقوق، آداب وآیین جنگ زمینی ، ضمیمه کنوانسیون دوم کنفرانس صلح لاهه در1899 ، درمواد4 تا 20 گنجانده شد. همان قواعد باکمی تغییرات وبه شکل واضح تر وکامل تر درمواد 4تا 20 کنوانسیون 1907 لاهه آورده شد، که درآن به بازگشت ورهایی هرچه سریعتر اسیران جنگی پس از پایان مناقشه اشاره شده بود .ماده 20 چنین مقرر کرده است که بعد از انعقاد صلح ، بازگشت اسیران جنگی باید در کوتاهترین زمان ممکن انجام پذیرد»1 .
همان طور که مشخص ومعلوم است ،ماده 20 هردوکنوانسیون لاهه یعنی کنوانسیون های 1899 و 1907 فقط درمورد بازگشت اسیران جنگی ، بعد از انعقاد صلح بین کشورهای متخاصم یا دو کشور درگیر سخن می گوید و این عبارت درمورد حالت بینابینی ناشی از برقراری آتش بس یاترک مخاصمه مصداق ندارد .یعنی وضعیت ومدت زمانی که معمولا بین پایان نبرد مسلحانه و انعقاد قرارداد صلح بین طرفین مناقشه وجود دارد را نادیده گرفته و ازآن غافل شده بود.
درخلال جنگ جهانی اول عدم کفایت وکارآیی مواد مذکور آشکارگردید .این نقایص با انعقاد موافقت نامه‌هایی میان متخاصمین درسالهای 1917 و1918 تا حدود زیادی برطرف گردید . هنگامی که ماده 20 کنوانسیون 1907 لاهه مطرح بود ، الزام قدرت نگهدارنده به برگرداندن اسیران جنگی ، بخشی از حقوق بین‌الملل عرفی محسوب می‌شد . البته این ماده نمی توانست مطلوب باشد زیرا گاهاً تا انعقاد صلح زمان طولانی طول می کشید و حتی در برخی موارد مخاصمات بدون معاهده صلح پایان می پذیرفت . ترک مخاصمه یا پایان جنگ جهانی اول در نوامبر 1918 بود و معاهده صلح ورسای درروز28 ژوئن 1919 منعقد که در ماده 214 آن مقرر شده بود، بازگشت اسیران جنگی وغیرنظامیان بازداشتی ، درکوتاهترین زمان بعد از به اجرا درآمدن معاهده انجام پذیرد.
ملاحظه می‌شودکه از زمان ترک مخاصمه و پایان عملی مناقشه بین طرفین درگیر تا هنگام به اجرا درآمدن صلح ( 15ژانویه 1920)بیش از 14 ماه به طول انجامید. و این وضعیت طولانی بودن بین پایان جنگ و انعقاد پیمان صلح عملاً نمود عینی پیداکرد .
دریونان باستان اسیران را در تماشاخانه های جنگی برای تفریح و تفنن با وسایل گوناگون می کشتند تا نفس بیمار خود را تشفی بخشند چشم ها را از حدقه در می‌آوردند دست و پا می بریدند ، برگردن هایشان راه می رفتند تا مشرف به مرگ شوند و یا برای تفریح وتفنن و مجالس بزم اسیران را برهنه می‌کرده و برای تلذذ روح کینه توزی ونمایش فخرخود، آن بیچارگان را به انواع رقص ها وادار می کردند. در زمان دیگر یعنی جنگ جهانی اول نیز اردوگاه ها ی موحش ، نمور و غذای بسیار کم همراه با شکنجه های وحشتناک، اسیران بیچاره را دچار مرگ تدریجی مواجه ساخت.
درخلال جنگ جهانی اول و بعد از آن کشورها ی درگیر جنگ من جمله آلمانی‌ها و ژاپنی ها رفتارهای بسیار سبعانه‌ای بازندانیان جنگی داشتند به طوری که دراردوگاهی بنام «بوفن والدبود» ‌درسلولی که تنها 12متر گنجایش داشت شانزده اسیر نگهداری می شده است. یک نافرمانی یا یک حرکت غیر مجاز فردی از اسیران کافی بود تا تمام آن نفرات تنبیه شوند. کف اطاق ها 3 متر پایین تر از سطح زمین قرارداشته است همین امر باعث شده بود تا زندانیان براثر تحلیل قوای جسمانی، اثر سوء تغذیه شدید به محض فرو افتادن بیهوش می شدند.
اغلب آنها به محض برخورد با زمینی که کفش سیمانی بوده دست وپایشان می شکسته است. اطاق هایی به نام اطاق خفه کن مشهور بوده که در آن جا انواع شکنجه ها ، شلاق ها ،ضرب وشتم ها ودادن یک وعده غذا به زندانیان از عادت جاریه بوده است. وقتی هم این بخت برگشته ها دراثر این همه آزار واذیت و … می مردند جنازه‌ی آ
ن ها جلوی سگ ها انداخته وغذای سگ ها می شدند.
پوشاک ولباس زندانیان بسیار ناچیز به طوری که در مقابل سرما نگهدارنده‌ی آنان ازشلاق سرد سرما نبوده، ازبهداشت ودرمان که اثری یافت نمی شده است. هـرکس بـرحسب شرایط خاص ومشمئزکننده اردوگاه مریض می شد یا بهبودی خود به خود و یا مرگ علاجش بود، چون دارو و درمانی وجود نداشت. در ژاپن و روسیه و یوگسلاوی و… نیز زندانیان جنگی وضعیتی بهتر از همنوعان خودشان در آلمان، ایتالیا و… نداشتند . البته اگر بخواهیم در مورد تمامی فقرات و بندهای قوانین عمومی و جهانی درخصوص اسیران جنگی بحث شود مطلب بسیار طولانی و ملال آور خواهد شد چرا که در خلال جنگ جهانی اول و بعد از آن مدت زمان طولانی گذشته و به نوعی شامل مرور زمان می باشد و بنا داریم که در گفتار سوم به طور مشروح در این باره سخن گفته و مطلب ادا شود.
درایده برخی ازصاحب نظران ودارندگان قدرت گاهی امراض مسری درتعدیل جمعیت کره زمین نقش داشتند و در

مطلب مشابه :  ساختار پایان نامه
برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید

دیدگاهتان را بنویسید