رشته حقوق

مفهوم موادّمخدّر در فقه و حقوق

موادّمخدّر:

یکی دیگر از بزه‌ها و جرایمی که علی­الاصول می‌تواند از طریق گردشگری و سفر و حمل و نقل صورت گیرد حمل موادمخدّر به عنوان یک جرم فراملّی و بین­المللی است. در این تحقیق ترانزیت‌های عظیم و لرزاننده موادمخدّر در مرزهای سیاسی بین­المللی می‌تواند مورد بحث قرار گیرد. در ابتدا از اوایل دهه‌ی80، یک دسته از ملوانان نیجریه‌ای که در هند دوره می‌دیدند شروع به حمل هروئین به آسیای جنوب­شرقی نمودند و به تدریج دامنه‌ی فعالیت خود را گسترده کردند، آنها افرادی را که عمدتاً از اتباع نیجریه بودند، برای حمل محموله‌های کوچکی از مواّد اجاره می‌کردند. پولی که از این طریق به حاملان داده می‌شد بیشتر از دستمزد بود که می‌توانستند از راه کار شرافتمندانه در طول یک سال تحصیل نمایند لذا از آن استقبال می‌نمودند. شیوه‌های به کار رفته توسط این حاملان استفاده از کفش‌های پاشنه بلند، چمدان و غالباً قورت دادن بود که برای این منظور معمولاً 150عدد کاندوم محتوی هروئین توسط فرد بلعیده می‌شد و در مقصد تحویل دستیاران قاچاقچیان می‌گردید[1]. البته گاهی در پس این سفرها سازمانهای بزهکاری وجود دارد که به صورت  حرفه‌ای و مستمر حمل موادّ افیونی و موادمخدّر را به عهده می‌گیرد. به هر ترتیب، علیرغم اختلاف این گروهها از حیث ساختار، منشأ، دامنه‌ی فعالیت، حجم فعالیّت، تعداد اعضاء و … همه آنها برای ارتکاب جرایم خود مدرن­ترین هواپیماها، کشتی­ها، وسایل نقلیه، رادار، تجهیزات ارتباطی و سلاح‌های پیشرفته را به خدمت می‌گیرند و از شبکه‌های خاص حمل و نقل و حتی توانایی‌های ضدجاسوسی برخوردار هستند و مبارزه‌ای را به مأموران اجرای قانون تحمیل می‌کنند که قبلاً هیچ گروهی تحمیل نساخته بود[2]. به هر روی سازمانهای تبهکار با تشکیلات خاص خود و با استفاده از پدیده‌ی گردشگری بازار بزرگ جهانی برای فروش محصولات خود می‌سازند و از این طریق سودهای سرسام­آوری را در بانک‌های جهانی برای خود انباشته می‌سازند. آنچه می‌تواند در مسیر سفر صورت گیرد حمل موادمخدّر چه به صورت فردی یا به وسیله‌ی سازمانهای تبهکار است. در ترانزیت موادمخدّر، دو نقطه‌ی جهان از عمده­ترین کشورهای ارسال کننده و ترانزیت موادمخدّر هستند، اول منطقه مثلث طلایی، شامل کشورهای تایلند، برمه، لائوس است که اگر محصول یک ساله این مناطق ببار آید 50% محصول تریاک جهان را شامل می‌شود، کشورهای مذکور بزرگترین صادرکننده  ی هروئین به منطقه ی کشورهای آمریکایی بوده که بیشتر از 71% هروئین قاچاق کانادا را تأمین می‌کند. منطقه دوم هلال طلایی افغانستان و پاکستان است که 29% بقیه تریاک، هروئین و مورفین دنیا را تأمین می‌کند که در  مثلث طلایی تولید می‌شود. عمده راههای سودآوری تریاک عبارتند از: ایران، کشورهای اروپایی (سوئد، آلمان، دانمارک، بریتانیا، هلند، نروژو سوئیس)، آمریکای شمالی[3].

یکی از نویسندگان تحت عنوان طرق حمل و نقل هروئین  می‌نویسد: مسافرت هوایی بیشترین حجم حمل و نقل هروئین را عهده دار است در مقابل انتقال از طریق پست در حال کاهش است. این نویسنده در ادامه و تحت عنوان راههای سودآوری اضافه می‌نماید: مهم­ترین مکان‌های معامله قاچاق هروئین راههای زیر است:

 

  • پاکستان، هند، سریلانکا، بنگلادش، تایلند، اندونزی
  • کشورهای پاکستان، آفریقا به نیجریه، ساحل عاج، تانزانیا، کنیا، اوگاندا، اتیوپی، نگو، گینه، آفریقای جنوبی
  • پاکستان، کشورهای اروپایی به هلند، یونان، بریتانیا، آلمان، سوئد
  • پاکستان، عربستان سعودی (امارات متحده عربی، کشورهای آفریقایی )
  • هند، سریلانکا، بنگلادش
  • میانمار، چین
  • چین، مکه، ژاپن(در موارد متعددی مقادیر کمی توسط مسافرین به مکه قاچاق شده است و به ژاپن از طریق پست[4])

یکی از نویسندگان تحت عنوان قاچاق یا سودآورترین تجارت جهانی می‌نویسد: کوکائین در مزارع کشورهایی مثل پرو، بولیوی، کلمبیا و اکوادور کشت می‌شود پس از تسویه شدن در مراکز تصفیه به لطف و همکاری مأموران فاسد با قایق و هواپیما به مراکز حمل در آمریکای مرکزی، مکزیک و کارائیب، حمل و از آنجا به بازارهای مصرف در فلورایدا، تگزاس و کالیفرنیا در داخل خاک آمریکا ارسال می‌گردد این مثال به درستی خصیصه‌ی سازمان یافته و فراملّی جرم قاچاق موادمخدّر را نشان می‌دهد در کشور خود ما نیز کاروانهای قاچاق موادمخدّر از مرزهای شرقی کشور وارد می‌شوند تا موادمخدر را علاوه بر توزیع در داخل کشور به سوی کشورهای اروپایی و آمریکا ارسال دارند[5]. امروزه حتی توزیع موادمخدّر در سطح خرد نیز به طور سازمان یافته صورت می‌گیرد. قاچاقچیان خرده پا، مانند توریستها مقادیر کمی از موادمخدّر مثل چند گرم هروئین یا یک کیلو ماری­جوانا را به صورت مستقیم به افراد مورد اعتماد منتقل می‌کنند و سود کلانی را به دست می‌آورند برخی از قاچاقچیان نیز برای استفاده از مزایای قانونی مربوط به برخورد ملایم با کودکان از این افراد استفاده می‌کنند[6]. بروز جنگ در افغانستان به عنوان عامل اصلی قاچاق موادمخدّر به ایران و آوارگی بیش از 5/3 میلیون افغانی و پناهندگی آنان به ایران از دیگر عوامل عدم موفقیت مبارزه با قاچاق موادمخدّر به شمار می‌رود، چون برخی از این مهاجران فقط مهاجر صرف نبوده‌اند بلکه عامل پوششی مناسب برای قاچاق موادمخدّر به ایران بودند. ضمن اینکه تعدادی از خود همین مهاجران نیز قاچاقچی موادمخدّر هستند به نحوی که در سال 79 تعداد 4075 نفر از اتباع افغانستان به اتهام قاچاق موادمخدّر در زندانهای ایران به سر می‌برده‌اند که در مقایسه با تعداد اتباع خارجی دیگر بیشترین تعداد متعلق به افغانستان بوده است[7].

مطلب مشابه :  دلایل عدم جواز قتل از روی ترحم در فقه

به هر روی ترانزیت موادمخدّر و دامنگیرشدن جامعه جهانی به این جرم ، جامعه بین­المللی را به مبارزه واداشت. با تشکیل جامعه ی ملل در سال 1920 و کمیته مشورتی برای قاچاق تریاک و سایر داروهای خطرناک و سپس با تأسیس سازمان ملل و تجدید فعالیت پلیس بین­المللی تعدادی  با نسبت زیاد  کنوانسیـون، پروتکل و اسناد مهم بین­المللی در قرن بیستم میلادی به تصویب رسید و چند ارگان بین­المللی نیز برای اجراء یا نظارت بر اجرای مصوبات  بین­المللی تأسیس شد از قبیل: الف: هیأت دائمی مرکزی تریاک ب: هیأت کنترل بین­المللی موادمخدّر ج: برنامه کنترل موادمخدر که به دفتر مقابله با موادمخدّر و جرم تغییر عنوان یافته است د: کمیسیون موادمخدّر سازمان ملل متحّد و کمیسیون‌های فرعی و منطقه­ای[8].

همانگونه که گفته شد ، قاچاقچیان موادمخدّر از گردشگری و سفر به عنوان جزء جدایی­ناپذیری استفاده می‌برند تا سودهای کلانی نصیبشان شود و گاهی نیز افراد، بدون عضویت در تشکیلات و سازمانهای تبهکار به قاچاق موادمخدّر البته، نه در آن شکل گسترده ،  مبادرت می‌ورزند امّا سؤال اینجاست که چه دلایلی می‌تواند برای قاچاق موادّمخدر در میان باشد؟ یکی از نویسندگان تحت عنوان عوامل اعتیاد به موادمخدّر، از سال 48 تا آخر سال 57 می‌نویسد: عدم کشت و تولید تریاک در داخل کشور قاچاقچیان را به فکر وارد کردن موادمخدّر به خصوص هروئین از کشورهای دیگر به ویژه ترکیه، پاکستان و افغانستان به ایران انداخت[9]. عامل مهّمی که نباید از نظر دور داشت قاچاق موادمخدّر یک تجارت سودآور و فسادآور جهانی است شاید بیشتر از سایر جرایم فراملّی با گردشگری و سفر به عنوان یک پدیده اجتماعی گره خورده باشد و این آمیختگی تا سرحدی است که نبود سفر و گردشگری تحقق جرم قاچاق به این حجم عظیم سود را امکان پذیر نمی­سازد.

از سوی دیگر آنچه می‌تواند عامل مهم و ترغیب کننده در فرایند فسادانگیز قاچاق موادمخدّر باشد ناتوانی دستگاه‌های امنیتی و اطلاعاتی در کنترل مرزهای جغرافیایی می‌باشد به سخن دیگر ضعف در این حوزه امنیتی، قاچاقچیان را به عنوان تلاشگران عرصه ناسالم اقتصادی به سوی خود جلب می‌کند و شاید به همین علت باشد ترانزیت و قاچاق موادمخدر، از نقطه‌ای به نقطه­ی دیگر دنیا به نسبت زیادتر باشد. آنچه در این میان قابل ملاحظه است کشت خشخاش در نقاط معروف و مشخص دنیا قابل بحث است. فقر و بیکاری دو عامل اثبات شده گرایش به اعتیاد به موادمخدّر است بدون تردید در هر منطقه‌ای که این دو عامل حضور داشته باشد گرایش قاچاقچیان به قاچاق موادمخدّر بیشتر می‌شود ابتدا و در وهله ی اول این قاچاقچیان تلاش خود را مصرانه بر شناسایی مناطق سرمایه­گذاری می‌کنند که در آن کشت خشخاش از آزادی مطلق و بی چون و چرا برخوردار است پس با حمل مواد به کشورها و مناطقی که بازار این مواد محسوب می‌شود به دنبال یک تجارت پرسود هستند بدون شک به تحقیق در مورد کشورهایی می‌پردازند که از نظر اقتصادی و قدرت علمی و فرهنگی ضعیف می‌باشند این مطلب که فقر عامل مهم و تأثیرگذاری در وقوع جرم به شمار می‌رود در جرم­شناسی به اثبات رسیده است بنابراین فقر برای قاچاقچیان نقطه امید در رهایی به شمار می‌رود. فقر و بیکاری، پل عبور آنها برای دست­یابی به سرمایه‌های افسانه‌ای است. بدون تردید انحرافات اجتماعی عامل مؤثری در زمینه میزان قاچاق موادمخدّر، به کشورهای خاص می‌شود. یکی از نویسندگان علوم اجتماعی تحت عنوان نتایج فقر می‌نویسد: بخش زیادی از افراد بی­خانمان از ناراحتی‌های جسمی فراوان، اعتیاد به موادمخدّر و بیماری روانی، رنج می‌برند. حتی فقیرانی که بی­خانمان نیستند، از نارسایی در سلامت خویش و وابستگان خود رنج می‌برند[10]. این نویسنده در خصوص بررسی رابطه‌ی فقر و انحراف می‌نویسد: دو شکل فقر و انحراف با هم، رابطه‌ای دو سویه دارند از سویی فقر خود یک انحراف اجتماعی یا یک شکل اجتماعی شناخته می‌شود و از سویی، دیگر به عنوان عامل یا زمینه­ساز انحراف تلقی می‌شود. پژوهشگران اجتماعی، در بسیاری از بررسی‌ها فقر و یا نمودهای خاص آن را به عنوان یک متغیر مستقل، در مطالعات خود مورد استفاده قرار می‌دهند[11]. به صورت مطلق و بدون هیچ قیدی نمی­توان اینگونه پنداشت که قاچاقچیان به مثابه ی یک گروه جامعه­شناس به نظاره نشسته‌اند تا دریابند که کدام کشور بازار خوبی برای عرضه‌ی این محصول خانمانسوز به شمار می‌رود. بلکه کشوری مثل چین با موادمخدّر اعم از قاچاق و کشت و استعمال، همزاد شده است حال آنکه اقتصاد چین، امروزه جزء اقتصادهای پویای جهانی به شمار می‌رود. طبق آمار موجود سالانه 40 تن هروئین عمدتاً از طریق استان جنوب­غربی یونان وارد چین می‌شود که بخش اعظم آن، راهی سایر کشورهای غیرکمونیستی آسیا و نیز کشورهای غربی می‌گردد. کشت تریاک نیز امروزه در حداقل 17 استان از 30 استان چین انجام می‌گیرد. مرکز مبارزه با موادمخدر سیا حدود 2000 هکتار اراضی کشت تریاک را فقط در استان یونان شناسایی کرده است، این امر موجب افزایش تعداد معتادان این کشور نیز شده است از نوامبر سال 1992، تعداد معتادان ثبت شده در چین بالغ بر 250 هزار نفر بوده است که البّته بنابر اعتقاد منابع آگاه تعداد واقعی حداقل ده برابر این رقم می‌باشد[12]. با ملاحظه این آمار، این سؤال به ذهن خطور می‌کند که چطور چین که زمانی، یکی از بهترین نمونه‌های مبارزه با موادمخدّر به شمار می‌آمد در سالهای دهه 90، به یک کشور مشکل دار، در این زمینه تبدیل شد؟ دلیل عمده این امر را باید در خارج از مرزهای این کشور، جستجو کرد در محلی که اصطلاحاً مثلث طلایی تولید موادمخدّر نامبرده می‌شود، یعنی در کشور‌های لائوس،برمه، تایلند[13].

مطلب مشابه :  نهی از آزار و اذیت حیوانات و حمایت از آنان

در خصوص این قسمت دیده می‌شود، فقر و بیکاری عامل قاچاق قاچاقچیان نیست، بلکه یک عامل برون­مرزی و مجموعه‌ای از شرایط، علت قاچاق موادمخدّر به یک کشور یا منطقه ی دیگر به شمار می‌رود بنابراین، گاهی عدم کشت خشخاش به صورت مطلق عامل به شمار می‌رود، گاهی فقر و بیکاری عامل قاچاق است گاهی عامل یا عوامل برون­مرزی است که از آن جمله می‌توان در مسیر ترانزیت واقع شدن یک کشور را برشمرد. علی­الاصول در پاسخ به این سؤال که چه عواملی سبب صورت گرفتن قاچاق موادمخدّر می‌شود می‌توان به این نحوه نگریست که قاچاق موادمخدّر در ابتدایی­ترین مرحله یک تجارت پرسود است. حال قاچاقچیان در راه  به دست آوردن بازارهای پرسودتر و پررونق­تر، در جستجوی بی­وقفه  ی بازاری پرعرضه هستند و کجا بهتر از آنجا که فقر و بیکاری موج بزند و بستر را برای اعتیاد به مواد خانمانسوز مخدّر فراهم نماید و گاهی در عرصه‌ی بین­المللی بعضی از کشورها بیشتر از کشورهای دیگر، قربانی این موادّ افیونی می‌شود چراکه در مسیر ترانزیت و حمل موادمخدّر قرار گرفته اند.

اگرچه از بحث، فاصله می‌گیریم امّا این نکته را نباید از نظر دور داشت که جوانان و نوجوانان به دلیل عدم کنترل، وفور موادمخدّر، تأثیرپذیری از احساسات و تحریکات جوانی و لذّت­جویی، به موادمخدّر پناه می‌برند. در بعضی جوامع اروپایی استعمال موادمخدّر نوعی تفریح و در اوایل به انگیزه ارضاء حس کنجکاوی یا فرار از مشکلات زندگی و روحی، انجام می‌گیرد[14]. در این عرصه ما به دنبال گرایش به اعتیاد موادمخدّر نبودیم، بلکه به این نگریسته شد که علل قاچاق موادمخدّر چیست؟ که گاهی با علل گرایش به موادمخدّر آمیخته شد که از آن گریز و گزیری نبود، ضمن آنکه قائل به آن هستیم که علل دیگری هم می‌تواند پاسخگوی این سؤال باشد.

 

1- معظمی، شهلا – جرم سازمان­یافته- ص 90

1- همان- ص91

2- احمدی، عبداله قاچاق – ص124

1- همان-ص127

2- میرمحمدصادقی، دکترحسین – حقوق جزایی بین­الملل ص 257

1- رحمدل، دکتر منصور –  سیاست جنایی ایران در قبال جرایم موادمخدّر- ص109

2- همان ص 116-117

1- اسعدی، دکتر سید حسن موادمخدر و روانگردان در حقوق جنایی ملی و  بین­المللی ص130

2- همان ص 203

1- محسنی، دکتر منوچهر – جامعه شناسی انحرافات اجتماعی ص 99

1- همان ص 96

2- میر محمد صادقی، دکتر حسین – حقوق جزای بین­الملل ص 261

3- همان ص 262

1- نجفی­توانا، دکتر علی  نا بهنجاری و بزهکاری کودکان و نوجوانان ص 49

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92