رشته حقوق

مفهوم جهانگردی از منظر جرم­شناسی

جهانگردی از منظر جرم­شناسی:

گفتار اول: بررسی سفر از دید جرم­شناسی :

همانگونه که در گذشته یاد شد، سفر از منظر جرم­شناسی نیز قابل بحث و بررسی است. کما اینکه به مقوله ی  تاثیر سفر بر انسان پرداخته شد اما در آن بخش، بیشتر از منظر روانشناسانه به موضوع نگریسته شد و حال در این قسمت تلاش بر آن است که از دید جرم­شناسی موضوع مورد تحلیل قرار گیرد.

بر اثر سفر یک ایرانی به خارج از مرزهای جغرافیایی، دو حالت می‌تواند رخ دهد : حالت اوّل، اینکه فرهنگ و آیین بومی در فرد تقویت می‌شود و حالت دوم، این است که فرهنگ و آیین غیر بومی بر فرهنگ و آیین بومی سلطه می‌یابد و این سلطه‌ی فرهنگ و آیین بومی را در فرد از میان می‌برد. البته در این خصوص به تفصیل بحث خواهد شد.

« از نظر جرم­شناسی هیچ حادثه‌ای از قول به فعل تبدیل نمی­شود مگر اینکه علّت آن پدید آید به همین خاطر وقوع پدیده‌ی مجرمانه ناشی از علل مؤثر در بروز و پیدایش آن است و با این باور با سعه‌ی صدر به دنبال چنین علّتی است تا بتواند راهی برای مبارزه با علل تبهکاری یافته و با رد کردن این علل و انجام اقدامات لازم، جلوی بروز معلول نیز گرفته شود. »[1]

از یک منظر، برای رخ دادن سفر می‌بایست علّتی وجود داشته باشد و از منظر دیگر، سفر می‌تواند علّت وقوع جرمی ‌باشد.

پس با این نگاه، علّت وقوع جرم را از طریقی که از مقوله سفر می‌گذرد بحث و بررسی می‌کنیم به نظر می‌رسد با این نگاه همه جانبه، می‌توان به نتیجه‌ی علمی و منطقی­تری دست یافت. اینکه چرا انسان به سفر دست می‌یازد نکته مهمی است.

” آدمیان خاصه در سده‌ی کنونی کمتر در زادگاه خود برای همیشه استقرارمی‌یابند. استعدادهای گوناگون، موقعیت‌های مناسب، میل به زندگی بهتر و آمیزش با مرام برتر، تحصیلات بیشتر، ازدواج، کار و کسب ثروت، محیط مناسب و مساعد برای درمان و گذراندن دوران نقاهت، ناسازگاری، منازعات، قحطی، شورش، جنگ، فرار از انتقام، فرار از بدنامی و مسائل دیگر موجب می‌شوند که انسانی زادگاه خود را موقتاً یا برای همیشه ترک گوید و به شهر یا استان دیگر رو آورد و یا آنکه موقتاً از میهن خویش به کشوری بیگانه کوچ کند و یا آنکه ترک تابعیت گوید. بررسی علل مهاجرت مورد توجه جامعه­شناسان است. علت مهاجرت هرچه باشد محققان جامعه­شناسی جنایی کوشیده‌اند تا صرفاً تأثیر درون کوچی و برون کوچی را در تقلیل یا افزایش تبهکاری خاستگاه و مقصد جدید بررسی نمایند[2].

باید گفت: آنچه در این فصل قابل اهمیّت به نظر می‌رسد این است، که فرد به چه منطقه‌ی جغرافیایی از مناطق فرهنگ و آیین غیر بومی سفر می‌کند؟ این مسأله و پاسخ آن در میزان وقوع جرم و آنچه در تغییر ایده و نگاه مؤثر است آنقدر برجسته به نظر می‌رسد که نگارنده بر خود فرض می‌داند بدان بپردازد. مسلماً سفر یک ایرانی به نقاط خاصّی از دنیا یا به کشورهایی که جرم در آن‌ها به وفور صورت می‌گیرد به مراتب تأثیر گذارتر از مناطق یا کشورهایی است که جرم در آن‌ها به ندرت اتفاق می‌افتد. فرض کنید که یک ایرانی ، به کشوری که در آن آمار جرم سرقت زیاد است، به وفور سفر کند، بدیهی است، چنین فردی شیوه‌های ارتکاب این جرم و خلاصی از چنگال قانون و اجرای مجازات را بهتر می‌شناسد تا فردی که اصلاً به این مناطق خاص، سفر نکرده یا به مناطقی سفر کرده که این جرم در آن محقق نمی­شود.

بنابراین وضع اخلاقی و اعتقادات مذهبی و وضع اقتصادی هر جامعه مختص همان جامعه است و هر جامعه از این حیث با جامعه‌ی دیگر متفاوت است. بنابراین، این مقوله در خصوص افزایش یا کاهش وقوع جرم به عنوان علّت، اثرگذار است به گونه‌ای که سفر به هر منطقه و اجتماعی که مختصات خاص خود را دارد به تناسب در افزایش یا کاهش جرم تأثیرگذار است و پایه  ی بحث ما گمارده می‌شود. مثلاً سفر افراد ایرانی به سرزمین وحی الهی قاعدتاً نمی­تواند عامل جرم­زایی برای آنها بشمار آید. زیرا حال و هوای معنوی آن دیار از سویی و آموزه‌های دینی و فرهنگی افرادی که به این وادی سفر کرده‌اند تا حدود زیادی از وقوع جرم جلوگیری می‌کند.

به دیگر سخن، از منظر پیشگیری جرم که بنگریم،  با تقویت فرهنگ و آیین بومی و دینی، فرد از طریق دریافت محیط دینی و درک حال و هوای سرزمین وحی، انجام جرم و گناه را در آن سرزمین به مراتب قبیح‌تر از انجام همان عمل در زمان اقامت در وطن، می‌پندارد. امّا سفر ایرانی به محله‌های فحشا­زده‌ی کالیفرنیا که در آن، فقر و فحشا یک جریان عادی و روزمره محسوب می‌شود از قبح این عمل ضدانسانی و غیراخلاقی، در ذهن آدمی می‌کاهد و زشتی آن را تا حدودی از میان می‌برد، زیرا امکان دارد مداومت سفر فرد ایرانی به چنین سرزمین‌هایی، به تدریج انگاره‌ها و آموزه‌های نهادینه شده ی دینی را تحلیل ‌برد و امری مطرود و فاقد ارزش، تبدیل به ارزش شود و فرد مسافر به تدریج به سوی انجام جرم (زنا و جز آن) گام بر‌دارد. از سوی دیگر هوای­نفس و حالات روانی و جسمانی انسان را نباید از یاد بَرَد که فراهم بودن بستر فعل مجرمانه، خود عامل و علّتی برای ایجاد جرم و گناه بشمار می‌رود. وقتی در ایران حمل و عرضه مشروبات الکلی، جرم انگاشته شده، همین امر (در دسترس نبودن نسبی مشروبات الکلی) تا حدودی از وقوع جرم جلوگیری خواهد کرد. حال، وقتی در عرصه‌ی فرهنگ‌های غیر بومی، مشروبات الکلی به سهولت در اختیار عموم قرار می‌گیرد، همین امر، موجب می‌شود تا مسافــر ایرانی پس از حضــور در کانون فرهنگ‌های غیــربومی به استعمال مشروبات الکلی یا علی الاصول ارتکاب جرم‌های دیگر دست زند. پس سفردر ذات خود، از حیث جرم­شناسی اهمیت زیاد دارد. با مقایسه‌ی فرضی دو نقطه از دنیا، (سرزمین وحی و ایالت کالیفرنیا)، دانستیم که بسته به اینکه فرد ایرانی به چه منطقه‌ای سفر می‌کند، می‌تواند انجام جرم محقق شود. یکی از نویسندگان،  ذیل بحث عوامل محیطی موثر در بزهکاری، موضوع تغییر ارزشها را به میان کشیده در این باره چنین گفته است: «انسانهای امروز در چهارراه سرگردانی و تضاد ارزشها گرفتار آمده‌اند و نمی­دانند به کدامین سو حرکت می‌کنند. جوان امروز در این شرایط با مشکل بحران هویت روبه روست».[3] بنابراین سفر به عنوان یک علت جرم­شناسانه، می‌تواند ارزشهای نهادینه شده را با ضد ارزشها و یا با آیین و فرهنگ‌های غیربومی به تقابل بنشاند. این مسأله در بحث فرار نوجوانان هم مصداق دارد، که نوجوانان تحت تأثیر عوامل محیطی و تکنولوژیکی، رفته ‌رفته، فرایندهایی از فرهنگ‌های بیگانه را دریافت می‌کنند که با آموزه‌های آیین و فرهنگ بومی آنان در تضاد است. اصرار خانواده‌ها برای ترک این ‌گونه آموزه‌های غیربومی نیز ممکن است موجب فرار آنان از خانه گردد. به دیگر بیان بر اثر سیطره‌ای که فرهنگ و آیین غیربومی بر ذهن و اندیشه فرد ایرانی دارد، میل به اجرایی نمودن فرهنگ و آیین غیربومی در مرزهای سیاسی کشور، در وی به وجود می‌آید و آنجا که قوای قهریه با این امر به تقابل برمی‌خیزد نتیجه‌ای جز فرار از خانه یا خانواده، عاید نمی‌شود. بنابراین گریز نوجوانان از خانه، یکی از موضوع‌های مهمی است که می‌تواند در جرم­شناسی مورد تحلیل قرار گیرد در این بخش سفری را مورد بحث قرار دادیم که در نتیجه‌ی سلطه‌ای که فرهنگ و آیین غیربومی از طریق رسانه‌های جمعی و…. بر فرد ایرانی می‌یابد، رخ می‌دهد. یعنی در نگاهی، تغییر ایده‌ها و اصولاً تبدیل ارزش‌ها به ضد ارزش‌ها بر اثر سفر روی می‌دهد و در نگاه دیگر همانگونه که در بالا ذکر شد، این جریان، یعنی سلطه  ی فکری و فرهنگی از طریق رسانه‌های جمعی و فضاهای سایبری، در راستای تغییر ارزش‌ها به ضد ارزش‌ها رخ می‌دهد. تا آنجا که فرد ایرانی که مورد تهاجم فرهنگی قرار گرفته، محیط جغرافیایی فرهنگ و آیین بومی خود را محیطی تنگ و طاقت فرسا می‌داند به گونه‌ای که سفر را برترین گزینه برای تمایلات و خواسته‌های فرهنگ و آیین غیربومی می‌داند.

گفتار دوم: سفر و سن مسافر و روابط متقابلشان با یکدیگر:

در ادامه، بایستی به مقوله ی سن و سال در بحث سفر از دیدگاه جرم­شناسی هم توجه نمود، چرا که رابطه‌ی سن و بزهکاری بسیار مستقیم و اثرگذار است. از نظر جامعه­شناسی، بزرگسالان به دلیل جا افتادگی و تشخّص از تضادها و پارامترهای محیط جدید کمتر متأثر می‌شوند در حالیکه کودکان به علت روحیه‌ی حساس و منش تحول­پذیرشان مشکلات فراوانی برای حل معضلات روحی و روانی خود خواهند داشت. ساختار فرهنگی جدید با آنچه که بوم گزینان به آن عادت نموده‌اند به کل متفاوت و در حقیقت متضاد می‌باشد که در اصطلاح به آن تضاد فرهنگی گفته می‌شود. “از دیدگاه جرم­شناسی مهاجرت اعم و مهاجرت روستاییان به شهرها به معنای اخص آن، موجب بسیاری از دگرگونی‌ها به ویژه در کنش و واکنش مهاجرین خصوصاً در میان قشر جوان و کودکان محسوب می‌گردند.[4] هر سنی مقتضای حرکت خاص آن سن را دارد و به خصوص لحظه‌های بحرانی در زندگی افراد بشر به هنگام بلوغ ظاهر می‌شوند که شخص در مواجهه با این لحظه‌ها دچار سردرگمی و نگرانی است.

معمولاً دوران کودکی را نمی­توان دوران مجرمیت نام نهاد این مسأله یا به دلیل آن است که کودکان کمتر مرتکب جرم می‌شوند و یا آنکه اگر عملی انجام می‌دهند قانون ، آنها را مسئول نمی­داند بیشترین جرایم در دوران نوجوانی بین سنین 15 تا 25 سالگی انجام می‌پذیرد حرکت به سوی کهولت نرخ مجرمیت را تنزل می‌دهد و پیری تقریباً دوران سکون بزهکاری است هر چند نمی­توان پیری را منحصراًدوره  ی پایان مجرمیت دانست.[5]

مطلب مشابه :  نقش وسایل ارتباط جمعی در ترویج فرهنگ حجاب

به هرروی مهاجرت و سفر بر هر فردی با مقطع سنی خاص، تأثیر خاص خود را دارد. نوجوانان در سفر و رویارویی با فرهنگ‌های غیربومی ، مسلماً تاثیرات بیشتری خواهد پذیرفت چرا که هنوز ارزشها و هنجارهای بومی در آنان در حال شکل­گیری است و کماکان از شخصیت قوام یافته‌ای برخوردار نیستند. و آنان در این مقطع، در حال آموزش گرفتن از خانواده و محیط فرهنگی خویش هستند. پس تضاد فرهنگ بومی و غیربومی در کودکان و نوجوان ایرانی در حین سفر ممکن است، به سلطه‌ی فرهنگ و آیین غیربومی بر فرهنگ بومی کودک یا نوجوان بینجامد. تضعیف فرهنگ بومی در رویارویی با فرهنگ غیربومی، در فرد ایرانی که شخصیت، فرهنگ و آیین بومی در آن تکامل یافته است کمتر به چشم می­خورد. چرا که قوام و دوام این فرهنگ با انسان شرط پیروزی و موفقیت فرهنگ و آیین بومی در تضاد ارزشهاست.

فرهنگ و آیین غیربومی دارای مجموعه‌ای از هنجارها و قواعد تعریف شده است، برای مثال به روابط آزاد جنسی زن و مرد می‌توان اشاره کرد. چنین فرهنگی، گاه از طریق بازیهای رایانه­ای، گاه از طریق صنعت قدرتمند سینما، و گاه از طریق ماهواره وگاه فضاهای سایبری بر هنجارها و ارزش‌های نو پای ترسیم شده در شخصیت نوجوان و کودک اثر می‌گذارد. مقوله‌ی ارتباط و موصوف شدن این عصر، به عصر ارتباطات، این سلطه و اثردهی را معنای بیشتری می‌دهد. به طورکلی ارتباط انسانی فرایندی است که طی آن یک شخص با استفاده از پیام­های کلامی و غیرکلامی مفهومی را به ذهن شخص دیگر منتقل می‌کند. ارتباط را می‌توان جریانی چند طرفه دانست که طی آن دو یا چند نفر به تبادل افکار، نظریات، احساسات و دیگر حقایق می‌پردازند.  این امر از طریق به کار بردن پیام­هایی که معنایش برای کلیه ی  آنها یکسان است انجام می‌پذیرد. ارسطو، فیلسوف معروف، هدف ارتباط را جستجو برای دست یافتن به کلیه‌ی وسایل و امکانات موجود برای ترغیب و امتناع دیگران می‌داند. به این صورت که برقرار کننده ی ارتباط از هر راه و وسیله‌ای که امکان داشته باشد طرف مقابل یا مخاطب خود را تحت نفوذ می‌آورد تا نظر و عقیده خود را به او بقبولاند. وی در کتاب « مقدمه‌ای بر ارتباط جمعی » ارتباط را اینگونه تعریف می‌کند: ارتباط عبارت است از فن انتقال افکار و رفتار‌های انسانی از یک شخص به شخص دیگر است. [6]  همین مقوله ارتباط می‌تواند کارگر واقع شود و میان نسل حاضر و نسل کهن شکاف ایجاد کند و همین شکاف سبب از میان رفتن فرهنگ و آیین بومی و در نهایت افزایش جرم می‌شود. روابط آزاد، از نگاه نسل کهن ایرانی، که قائل به حصر زنان بودند و به خاطر دیده نشدن عورات، بناهای خود را به صورت اندرونی و بیرونی احداث می‌کردند، مسلماً امری قبیح و ضد اخلاق شمرده می‌شود، در حالی که نسل نوین با الهام از داده‌های ماهواره‌ای روابط آزاد دختر و پسر را امری معمولی و در عین حال ارزشمند می‌شمرد. عکس‌های مستهجن و تصاویر زننده و خلاف اخلاق، کودک یا نوجوان ایرانی را به سمت روابط نامشروع اخلاقی و جنسی سوق می‌دهد. اصولاً این دوران از زندگی (کودکی و نوجوانی) دوره‌ای بسیار مهم است. لمس آیین و فرهنگ غیربومی از سوی کودک یا نوجوان در این سنین زیربنا و ساختار شخصیت ایشان را می‌سازد به نحوی که تغییر ارزشها و هنجارهای فرهنگ و آیین غیربومی در دوران بعدی زندگی کودک یا نوجوان امری بسیار سخت و پیچیده است. ” کودکانی که زندگی­شان در زندانها می‌گذرد جوانهایی که از منزل یا خانواده می‌گریزند، مردانی که با زن و فرزند ناسازگاری می‌کنند و کودکان را به دست حوادث نامطلوب می‌سپارند، جهنم هایی که مردان در خانواده به وجود می‌آورند، همه‌ی آنها از زیرسازیهای دوران کودکی است اگر در دوران کودکی در محیطی آرام و با انضباط بزرگ شوند ممکن است استعداد آنها پرورش یابد ولی در صورتی که به دست مربیان جاهل سپرده شوند و یا پدر و مادری ناراحت داشته باشند گذشته از اینکه استعداد خود را از دست می‌دهند در آینده موجود خطرناکی خواهند شد.[7]

گفتیم درک فرهنگ غیربومی از سوی کودکان و نوجوان در این سنین، زیربنا و ساختار شخصیت ایشان را می‌سازد به عبارت دیگر سفر کودک یا نوجوان که به همراه والدین صورت می‌گیرد. زمینه‌ساز استحاله‌ی فرهنگی و پذیرش جاذبه‌های فرهنگ غیربومی است که خود می‌تواند به شکاف بین نسل نو و نسل کهن منجر شود. ژان پیاژه نیز در اثبات نظریه‌ی مزبور می­گوید: زیرساخت شخصیت هر فرد به دوران کودکی و نوجوانی وی بر می‌گردد.[8]

گفتار سوم: علل وقوع جرم مرتبط با سفر:

در بحث و بررسی تضاد ارزشها که از منظر سفر به آن پرداختیم، دیدیم که سفر چگونه در ایجاد جرم و تکوین آن کارگر است. امّا در این قسمت قصد داریم به آن بپردازیم که از منظر جرمشناسی چرا و به چه علت ارزشهای فرهنگ غیربومی بر فرهنگ بومی سلطه می‌یابد و در پاره‌ای موارد تأثیر آن موجب وقوع جرم می‌شود. به نظر می‌رسد دلایل متعددی برای پیروزی فرهنگ و آیین غیربومی می‌توان یافت که نگارنده  ، به فراخور بحث به آنها خواهد پرداخت . گرچه در گذشته به صورت گذرا و کوتاه به آن‌ها پرداخته شده است. یکی از دلایل پیروزی این فرهنگ را باید در تاریخ جست. تاریخ  ، بیان می‌دارد که در طول دو جنگ جهانی بزرگ، آمریکا از این بحران تاریخی به سلامت عبور کرد و همین امر سبب شد این کشور بدل به یک ابر قدرت اقتصادی شود. به تدریج کشورهای اروپایی هم قدرت اقتصادی یافتند. به دنبال بررسی سیر تطور تاریخ سیاسی کشورها نیستیم بلکه اشاره‌ای به این اختصار از نگاه نگارنده کافی به نظر می‌رسد. اقتصاد قدرتمند ابزارهایی را در اختیار فرهنگ و آیین غیربومی قرار داد. این فرهنگ به موازات کسب قدرت اقتصادی، به تولید علم پرداخت. علمی که بن مایه‌ی آن به فرهنگ و آیین بومی مشرق زمین باز می‌گردد. همین مسأله­ی تولید علم و ابزارهای صنعتی و علمی سبب شد تا در دورانی از تاریخ معاصر علاقه­مندان به علم و تحصیل مجذوب این امر شوند و در نهایت پدیده‌ی فرار مغزها از کشورهای در حال توسعه، بویژه کشور ما به کشورهای توسعه یافته، شایع شود. علم و اطلاعات عصر به سرعت در اختیار فرهنگ و آیین غیربومی قرار گرفت. این فرهنگ به دنبال تولید علم و به دنبال اقتصادی پویا ابزارهایی مثل ماهواره و اصولاً رسانه‌های سمعی بصری را در اختیار گرفت. از صنعت سینما گرفته تا  شبکه‌های عظیم کامپیوتری و ماهواره‌ای در اختیار این فرهنگ قرار داده شد ، این فرهنگ  داده‌ها و اطلاعات را در راستای ترویج هنجارها و ارزشهای خود در اختیار فرهنگ و آیین بومی قرار داد. آنچه که نگارنده از آن به عنوان داده و اطلاعات استفاده می‌کند صرفاً اطلاعات علمی نیست که فرهنگ و آیین غیربومی با به کار گرفتن متخصصان و دانشمندان علوم و با هزینه‌های گزاف به دست آورده است بلکه اطلاعات و داده­هایی است که در دایره تحقیقی ما به جنگ با ارزشها و هنجارهای دینی، اخلاقی و ملّی برخاسته است. تا اینجا به این موضوع پرداختیم که فرهنگ و آیین غیربومی با در دست داشتن اقتصادی پویا و قدرتمند و با به کار گرفتن متخصصان و دانشمندان علوم ، از اقصی نقاط دنیا و جذب ایشان، به تولید علم می‌پردازد .  حال که علم را به دست آورد، گوشه هایی از آن را به دنیا به نشانه ی چراغ سبز نشان می‌دهد و به جلب علاقمندان دیگر به تحصیل علم و دانش و مهاجرت ایشان می‌پردازد و کماکان به فربه شدن علم ادامه می‌دهد. از سوی دیگر رسانه‌های سمعی و بصری را با این قدرت علمی به کار می‌گیرد، به حدی که با ارسال یک ماهواره در فضا، یا با به کارگرفتن شبکه‌های عظیم رایانه­ای، به ترویج و تبلیغ ارزشها و هنجارهای خود می‌پردازد و در اینجاست که فرهنگ و آیین غیربومی به مبارزه و کارزار با فرهنگ و آیین بومی می‌پردازد. از برچسب‌های موجود در آدامس‌ها گرفته، تا امواج ماهواره و جز آن ابزار فرهنگ غیربومی به شمار می‌آید. در این میان نقش روانشناسی رنگ‌ها و علم ارتباط­شناسی را نباید از یاد برد چرا که این فرهنگ از به کاربردن بهترین تصویرسازان و نقاشان وکارگردانان در راه محقق شدن هدف به هیچ روی مضایقه نمی­ورزد. آنچه در این میان می‌تواند فرهنگ و آیین غیربومی را به فرهنگ‌های بومی پیروز گرداند، پیشرو بودن در این عرصه‌ی مسابقه گونه است. یعنی باید تاریخ دستیابی به فناوریهای علمی و صنعتی را پیدا کرد. همین مسأله سبب شد که ابتدا ارزشها و هنجارها که در ذهن و اندیشه ی انسان ایرانی نهادینه شده به یغما رود. بعد ارزشها و هنجارهای فرهنگ و آیین غیربومی جایگزین آن شود. حال در نظر بگیرید وضعیت کودک و یا نوجوان ایرانی در این یغماگری چگونه  است ؟یا وی در این میان چگونه از خود واکنش نشان میدهد ؟ به هرروی از نظر نگارنده ، این مسأله بسیار کلیدی و قابل توجه است  که از ابزارهای صنعتی و علمی همچون ماهواره و اینترنت سخن گفتیم. همین ابزار سبب شد که فرهنگ و آیین غیربومی جاذبه‌های توریستی و گردشگری خود را به جهانیان ارائه کند. و همین رویکرد سبب شد که خیل عظیمی از ایرانیان به سوی مرزهای سیاسی فرهنگ و آیین غیربومی روانه شوند. در اختیار داشتن دهها و صدها شبکه‌ی ماهواره‌ای در خصوص معرفی جاذبه‌های توریستی و گردشگری عامل بسیار مهمی به شمار می‌رود. حال آنکه رسانه‌های سمعی و بصری ما در این عرصه بسیار ضعیف عمل کرده ا‌ند و از معرفی جاذبه‌های توریستی و گردشگری کشور ایران عمداً یا سهواً امتناع ورزیده‌اند. سفر به دنبال این موضوع یعنی سفر به علت وجود جاذبه‌های توریستی و گردشگری، آرام آرام تغییر هنجارها و ارزشها و در نهایت وقوع جرم را به دنبال داشت. آنچه در صنعت رسانه‌های سمعی و بصری در معرفی جاذبه‌های توریستی و گردشگری و یا ایجاد تسهیلات لازم برای این موضوع از سوی مراجع ذیربط بیان شد، امری پیشگیرانه در جلوگیری از وقوع جرم محسوب می‌شود، یعنی به عنوان پیشگیری از علّت وقوع جرم به دنبال راه چاره برای درمان این درد اجتماعی هستیم که چنین فرضیه‌ای از سوی نگارنده طرح می‌شود. نمی­توان این موضوع را رد کرد که فرهنگ و آیین غیربومی در کشوری توریستی همچون دبی با حضور خوانندگان پاپ که مورد تأیید نظام سیاسی یا دینی ایران نمی­باشند به جذب توریست‌های فراوانی از ایران دامن می زند . مسأله به دنبال همان تهاجم فرهنگ و آیین غیربومی،  رخ می‌دهد. آنچه پیش از این  بدان اشاره‌  شد، در اختیار داشتن علوم و فنون پیچیده‌ای است که در دانشگاه­ها و مراکز علمی فرهنگ و آیین غیربومی ارائه می‌شود و همین امر، سبب می‌گردد که بسیاری از افراد در نقاط مختلف دنیا جذب این مراکز علمی شوند که این قاعده شامل قشر جویای علم و دانش در کشور ایران نیز هست. اگر چه قائل به این مسأله هستیم که تحصیل دانش سبب تقویت هنجارها و ارزش­های نهادینه شده‌ی فرهنگ بومی می‌شود. امّا در یک نگاه موشکافانه ، می‌توان چنین به موضوع نگریست که تغییر هنجارها و ارزش­ها بر اثر سفر و به تبع آن وقوع جرم در افراد ایرانی قابل رویت است. یکی دیگر از عواملی که در این فصل می‌توان به آن توجه کرد ، این است که فرهنگ و آیین غیربومی به واسطه ی  قدرت اقتصادی پیشرویی که دارد با شهرها و برج و باروهای مدرن و پر زرق و برقشان ، باعث جذب توریست ایرانی می‌شود و این جاذبه به حدی است که امروزه آمار مسافرت ایرانیان به کشورهای خاص، به ویژه کشورهای توسعه یافته ، بسیار قابل توجه است. یعنی اقتصاد مدرن و پویایی که پیش از این در همین فصل از آن یاد شد با معماری قدرتمندی که به تبع آن به وجود آمد، به جذب توریست ایرانی کمک شایانی نمود. نکته‌ی دیگری که در این رهگذر ریشه در ذات و سرشت آدمی دارد این است که: « انسان اساساً موجودی ضعیف و ناتوان است و به نظر می‌رسد قدرت و توان قابل توجهی در برابر فشار غرایز ندارد. شاید به همین علت باشد که یکی از صفاتی که در مورد انسان به کرات در قرآن مجید به کار برده شده است خسران و زیان است انسان در برابر عوامل طبیعت و همچنین در برابر شهوات و تمایلاتی که در وجود خودش تعبیه شده ناتوان است. نیروی جاذبه‌ی زندگی مادی آنچنان انسان را به زمین بسته است که تنها به وسیله ی  بعضی از وسایل بسیار مدرن می‌تواند از حوزه آن فرار کند تازه اگر هم فرار کند باز هم در حوزه جاذبه هریک از کـرات آسمانـی که قرار گیرد گرفتار است.»[9] « قرآن کریم می‌فرماید : یرید الذین یتبعون الشهوات ان تمیلوا میلاً عظیمی یرید اللّه ان یخفف عنکما و خلق الانسان ضعیفاً» کسانی که پیرو شهواتند می‌خواهند که شما را کاملاً منحرف سازند و خدا می‌خواهد که نسبت به شما تخفیف بدهد و انسان ضعیف آفریده شده است. بدون تردید همین ضعف انسان در برابر شهوات موجب شده است که خداوند در مسأله زناشویی توسعه‌ای بدهد تا مردم دچار انحراف و یا ناراحتی‌های دیگر نشوند.»[10] پس علت این ضعف انسان را یافتیم. گفتیم فرهنگ و آیین غیربومی در راستای جذب توریست از ابزاری همچون ماهواره و اینترنت و… بهره می‌گیرد، نتیجه ی این بهره گیری هم چیزی جز تغییر بنیان های فرهنگ بومی نیست . یعنی آنچه از منظر جرم­شناسی به وقوع می‌پیوندد غالباً کانون آن  توریست به کشورهایی است که فرهنگ و آیین غیربومی دارند. فرایندی که در ابتدای این نوشته، بدان پرداخته شد. جلال آل احمد، نویسنده‌ی شهیر ایران از نگاهی دیگر به این موضوع پاسخ داده است: شاید هم توجه ما به غرب از این ناشی می‌شده است که در این سپنددشت خشک ما همیشه چشم به راه ابرهای مدیترانه‌ای داشته­ایم. درست است که نور از شرق برخاسته امّا ابرهای باران­زا برای ما ساکنان فلات ایران همیشه از غرب می‌آمده‌اند در این توجه به سه منشاء ابر و آب و آبادانی ما از بیابانهای جنوب و شمال­شرقی نیز می‌گریخته­ایم.[11] این نویسنده ی  شهیر در ادامه می‌افزاید: اگر باز هم دقیق­تر باشیم ما از این توجه به غرب فراوان جای پا داریم. درست است که آب حیات در فلات شرق بود امّا اسکندر که به جستجویش رفت غربی بود و نظامی گنجوی که از ماست که او را پیامبر خواند و با ذوالقرنین در آمیخت… و آنچه مسلم است اینکه برای ما که هرگز ملتی نه دربند تعصب و خامی بوده ایم راه غرب همیشه باز بوده است، به مکه هم که می‌رفتیم همچون سعدی از طرابلس می‌رفتیم تا به کار گل بگمارندمان …  از همه ی این شایدها و باید ها که بگذرم رفت و آمد با غرب در زندگی ملتی که می‌خواسته هر روز ازروز پیش بهتر بزید و بیشتر بداند و آرامتر بمیرد امری عادی است. هیچ واقعه خارق عادتی

مطلب مشابه :  نوع و نحوه ارتکاب "فعل" در قتل عمدی

نیست.[12]

ولی اقبال لاهوری شاید نخستین متفکری است که این شیوه را آگاهانه به کار بسته و دلیل ضرورت آن را نیز بیان کرده است. او در این باره می‌گوید: اکنون که مسلمانـان پس از پنـج قـرن اسارت و بی­خبـری بیدار شده‌اند خواه­ناخواه چشم به غرب دوخته‌اند تا از راه و رسم آن تقصیر کنند خطر آن هست که زرق و برق و ظاهر خیره کننده ی تمدن غرب مانع از آگاهی مسلمانان برذات و کنه حقیقی این تمدن شود. وانگهی در طی همه آن قرنهایی که عقل ما مسلمانان خفته بود اروپا به جدیت درباره مسائل خطیری که فیلسوفان و دانشمندان اسلامی به آنها سخت دل بسته بودند می‌اندیشیدند.[13]

 پس از نگاه این نویسنده شهیر و همچنین نگاه اقبال لاهوری، علّت این سلطه را بایستی در ریشه‌های تاریخ و نگاه منعقد شده و تغییر ناپذیر انسان ایرانی یافت.

امّا حقیقتاً این نگاه، که قلم مرحوم جلال آل احمد به شیوایی آن را بیان کرد چه علتی دارد؟ چرا به قول اقبال لاهوری اکنون که مسلمانان پس از پنج قرن اسارت و بی­خبری بیدار شده‌اند چشم به غرب دوخته­اند؟ به نظر نگارنده آنچه در این عرصه قابل تأمل است سلطه سیاسی و عقب ماندگی است که تا دهـه‌های قبل با ملت ایران همگام و همراه بوده است. آیا این کشورها با استعمار خود، عامل عقب­ماندگی ملت ایران نبوده­اند؟ همین عقب­ماندگی که در همه‌ی ابعاد بر زندگی اجتماعی و سیاسی تأثیرگذار بوده است، سبب شده، انسان که اساساً کمال­گرا و ذاتاً دوست­دار زیبایی و رفاه و آسایش است به غرب پیشرفته چشم بدوزد. به هر وصف، همین علت از نگاه نگارنده عامل بسیار مهمی در سلطه‌ی آیین و فرهنگ غیربومی، بر آیین و فرهنگ بومی و نتیجتاً وقوع جرم می‌شود. آنچه در این فصل به عنوان علل سلطه که در گذشته از آن یاد شد، یاد کردیم، در حد بضاعت بود و به فراخور موضوع این اثر.گرچه قائلیم که از منظری دیگر علل فراوانی می‌تواند پاسخ به علل سلطه فرهنگ و آیین غیربومی بر بومی باشد امّا از رهگذر جرم شناسی سعی در کشف علل سلطه داریم تا بتوانیم با شناختن آن ها راه چاره‌ای اساسی و اصولی در این راه و در سیر پیشگیری از وقوع جرم بیابیم اگر چه نگارنده اعتقاد دارد پیشگیری از وقوع در این مسیر پر فراز و نشیب به کار فراوان علمی و اجرایی احتیاج دارد تا حدّی که بن مایه‌ها را باید تغییر داد و با بسیاری از شیوه‌ها و روابط نامعقول و غیر علمی مبارزه کرد. مبارزه‌ای که در این نوشته تحقیقی از آن به عنوان کارزار درون گروهی یاد می‌شود. کارزاری که بایستی به هر انسان ایرانی آموخته شود با عنایت به حجم عظیم مفاهیم و معانی متعالی که در آیین و فرهنگ بومی ما متبلور و متجلی است، رفتار انسان ایرانی در جامعه اجرایی گردد. نقطه آغازین تحولات یک جامعه بشری به همین موضوع باز می‌گردد. کما اینکه سرنوشت ملت ژاپن شاهد این اعتقاد است. سرنوشتی که از جنگ جهانی دوم تا به حال و تأمل بر آن هر عقل و ذهنی را به تعجب و شگرفی وا می‌دارد. عاملی که سبب شد که امروزه ژاپن تبدیل به قدرتی اقتصادی در دنیا شود، این که پیمان جمعی این ملّت بر آن بود که بیشتر و با جدیّت در روز به کار و فعالیت نپردازند.

 

1- سلاحی، جعفر – اساس و مبانی جرم­شناسی ص 88

1- همان ص 59

1- سلاحی، جعفراساس و مبانی جرم­شناسی ص 149

1- نجفی­توانا – دکتر علی، نابهنجاری کودکان و نوجوانان ص 130

1- نوربها، دکتر رضا – زمینه جرم­شناسی ص 177

1- زاهدی، محمّد شناخت روحیّات ملل ––ص 56

1- ژان پیاژه ترجمه شکیبا­پور، عنایت­اله زندگی و پرورش کودک ص 43

2- همان ،ص44

1- بهشتی، دکتر احمد انسان در قرآن ص 53

2- قرآن کریم به نقل از همان مرجع ص 56

3- جلال آل­احمد  غرب زدگی ص 49

1- همان ص 50 و 51

2- عنایت، دکتر حمید  دین و جامعه ص 18

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92