رشته حقوق

مفهوم تعامل دین و ارتباطات

تعامل دین و ارتباطات

تعامل دین با کلیه ابعاد فردی و اجتماعی ناشی از حضور گسترده دین در حیات انسان از یک طرف و توانمندی دین در تاثیرگذاری بر کلیه جوانب حیات مزبور است. این  تعامل ناشی از ماهیت دین است که با فطرت انسانی هم‌خوانی دارد . این هم‌خوانی و هم‌گرایی، عنصر اساسی و زمینه اصلی اثبات کننده نه تنها امکان، بلکه حتمیت نوعی از تبادل کنشی و  تعامل در ابعاد مثبت به عنوان نتایج سودمند در حیات انسانی است.(بشیر،1387: 5)

از طرف دیگر ارتباطات، روح تجلی خصوصیت‌های فردی و اجتماعی انسان در بعد اجتماعی است. به عبارت دیگر، ارتباطات حلقه وصل انسان با جهان است . این حلقه می‌تواند میان انسان و خدا، انسان با خود، انسان با طبیعت، انسان و انسان به وجود آید و نوعی از ارتباط را محقق سازد. بنابراین، ارتباطات به شکل وسیع آن ضامن تحرک انسان در ابعاد مختلف جهانی است. بدون این خصوصیت ذاتی، نه تنها انسان در فردیت خود مدفون می‌گشت، بلکه هیچ جامعه‌ای نیز به وجود نمی‌آمد و تشکل نمی‌یافت. (بشیر،1387: 5)

نظریات گوناگونی در مباحث مربوط به علوم سیاسی و نیز علوم اجتماعی درباره چگونگی تحقق  تعامل در ابعاد مختلف وجود دارد که عمدتا بر سه محور اصلی استواراند: مرکز محور، پیرامون محور، نظامند. در این تقسیم بندی می‌توان چگونگی  تعامل میان عناصر مختلف را ترسیم کرد. (بشیر،1387: 6)

در مبحث  تعامل دین و ارتباطات نیز می‌توان حضور نوعی از آنچه در تقسیم بندی ذکر شده صورت گرفت را مشاهده کرد. در این  تعامل مهم می‌توان دین را در مرکز  تعامل و سایر خصوصیات، نیازها و تحرکات فردی و اجتماعی انسان را در پیرامون این مرکزیت قرار داد. و یا اینکه برعکس دین در این حوزه  تعامل در منطقه پیرامونی قرار می‌گیرد و آنچه مرکزیت را شکل می‌دهد، خواسته‌های انسانی است و یا اینکه  تعامل مزبور نوعی از نظامی را تشکیل می‌دهد که در آن تفکیکی میان مرکز و پیرامون به عنوان دو حوزه وجودی منفک از یکدیگر وجود نداشته بلکه نوعی از وجود واحد بر آن حکم‌فرما است و بر ماهیت فطری انسان استوار است. به عبارت دیگر دین و تحرک انسان در همه عرصه‌ها و ساحات زندگی بر مبنای ماهیتی واحد از نظر وجودی استوا است، ولی در تجلی امکان آن نوعی از  تعامل سیستماتیک بر آن حاکم است که تشخیص این  تعامل در زمان‌ها و مکان‌های مختلف نیازمند قواعد و معیارهایی است که دین به معنای اخص آن، تعیین کننده آن‌ها است. (بشیر، 1387: 9)

با چنین رویکردی به اصل و ماهیت دین به عنوان مرکزیت که به شکل سیستماتیک تنظیم کننده حیات انسانی در همه زمینه‌ها و روح آن بر کمیت و کیفیت ارتباطی مبتنی است، می‌توان شیوه  تعامل دین با حوزه‌های ارتباطی انسان را ترسیم کرد. در حقیقت، دین در جوهره خود یک مقوله ارتباطی است . در این راستا، دین نه تنها ارتباط است، بلکه عرصه ارتباطات نیز در حقیقت، خود منفک از مقوله‌های دینی در طول تاریخ انسانی نبوده است. (بشیر،1387: 9)

علامه محمد تقی جعفری (ره) نیز در تبیین قلمرو و گسترش دین و شمول آن بر رهاورد علمی و فرهنگی بشر پس از بیان انواع چهارگانه ارتباطات انسان( انسان و خدا، انسان با خود، انسان با طبیعت، انسان و انسان) می‌نویسد:

” هر حقیقت و پدیده‌ای که قابل بهره‌برداری برای تنظیم و اصلاح حیات انسانی در ارتباطات چهارگانه مزبور باشد از دیدگاه اسلام جزء دین محسوب می‌گردد …. در نتیجه علم، جهان‌بینی، سیاست، اقتصاد، حقوق، اخلاق، فرهنگ به معنای پیشرو آن، صنعت و همه آن‌چه به نحوی در تنظیم و اصلاح مزبور تاثیر داشته باشد، جزیی از دین اسلام است.” (نصری، 1379: 253-252)

آیت‌الله جوادی آملی نیز ‌می‌فرماید: ” دین عبارت است از مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقررات که برای اداره امور جامعه انسانی و پرورش انسان‌ها باشد.” (جوادی آملی، 1380: 93)

امام خمینی نیز می‌فرماید: ” اسلام مکتبی است که بر خلاف مکتب‌های غیر توحیدی، در تمام شئون فردی و اجتماعی و مادی و معنوی و فرهنگی و سیاسی و نظامی و اقتصادی دخالت و نظارت دارد و از هیچ نکته ولو بسیار ناچیز که در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنوی نقش دارد فروگذار ننموده است و موانع و مشکلات در اره تکامل را در اجتماع و فرد را گوشزد نموده و به رفع آن‌ها کوشیده است.”( امام خمینی، 1369 ج21: 303)

با این نگاه می‌توان گفت که دین، نه فقط مجموعه‌ای از بایدها و نبایدها است که در حقیقت، یک فضای ارتباطی است که در آن جایگاه هر انسان، بسته به چگونگی انتخاب وی در عالم امکان ترسیم می‌شود. در حقیقت، دین طراح و تبیین کننده جایگاه مزبور و هدایت کننده انسان به سمت آن جایگاه با ارائه اصول، شیوه‌ها و اخلاق لازم و ضروری است. پیامبران الهی، در این زمینه به عنوان رابطان امین، حاملان پیام خداوند به انسان‌ها و نشان‌دهندگان راه هدایت‌اند تا انسان نشانه‌های الهی را با نشانه‌های شیطان به اشتباه نگیرد و تکاثر تصویرها هویت فطری وی را تحت‌الشعاع قرار ندهد. (بشیر،1387: 9)

دین در ارتباطات سنّتی

ارتباطات سنتی آن دسته از ارتباطات انسانی را شامل می‌شود که متکی بر ارتباطات چهره‌به‌چهره بوده و پیش از ظهور وسایل ارتباط جمعی نوین، ارتباطات اجتماعی  را محقق ساخته است و پس از ظهور رسانه‌های مدرن نیز کارکردهای خود را در جهت رفع نیازهای ارتباطی مردم استمرار بخشیده است. بر این اساس، ارتباطات سنتی بر مبنای محتوا تعریف نمی‌شود و این ویژگی رسانه‌های مورد استفاده و قدمت آن در دوره پیش از رسانه‌های مدرن چاپی است که ملاک تمیز این نوع ارتباطات خواهد بود. (باهنر، 1385: 84)

در ایران ارتباطات سنتی از دیرباز و پیش از ورود اسلام، جایگاه و نقش موثری در فرهنگ این سرزمین داشته است. چاپارخانه‌ها، کاروانسراها، بازارها، میدان‌های عمومی و قهوه‌خانه‌ها و حتی جمع گرم و صمیمانه خانواده‌های گسترده، مراکزی برای گذران اوقات فراغت، تربیت، اطلاع‌رسانی، یادگیری و تبادل تجارب و از این دست به شمار می‌آمد. پس از ورود اسلام و از تلاقی دو فرهنگ ایرانی و اسلامی، این شبکه ارتباطات متحول شد و رسانه‌هایی نوین با کارکردهای جدید به این مجموعه افزوده گردید. مهمترین تحول پدید آمده را باید در افزوده شدن کارکردهای اسلامی و پیدایش رسانه‌های دینی جستجو کرد. (باهنر، 1385: 84)

به این ترتیب منظور از رسانه‌های سنتی اسلامی آن‌دسته از وسایل ارتباطی است که با اتکا بر ارتباطات چهره‌به‌چهره، پیام‌های اسلام را به عنوان کارکرد اصلی خود به مخاطبان منتقل می‌کنند. قدمت این رسانه‌ها به پیش از دوره ظهور رسانه‌های مدرن چاپی بازمی‌گردد. مسجد و منبر، مجلس دعا و روضه‌خوانی، زیارتگاه، حسینیه، تکیه، مهدیه، فاطمیه، هیات‌های مذهبی، تعزیه، مکتب‌خانه و حوزه علمیه، نماز جمعه و از این دست و حتی خانواده را باید از جمله رسانه‌های سنتی اسلامی بدانیم که نقش و تاثیر ارتباطی آن‌ها در تاریخ تحولات جامعه شیعی ایران وحفظ و انتقال معارف ناب اسلامی بسیار با اهمیت بوده و تا امروز نیز به عنوان یک شبکه ارتباطی موثر عملکرده است. (باهنر، 1385: 84)

ابعاد الگوی ارتباطات سنتی در ایران

ارتباطات سنتی دینی تابعی از مشخصه‌های فرهنگی ایران به شمار می‌آید و مطالعات حوزه فرهنگ و ارتباطات، شناخت الگوی حاکم بر این نوع ارتباطات را میسر می‌سازد. این مطالعات نشان می‌دهد که رسانه‌های سنتی در ایران از تماس فرهنگ‌های اسلامی و ایرانی پدید آمده‌اند و الگوی حاکم بر ارتباطات سنتی دینی در ایران همواره متأثر از مولفه‌های فرهنگی ایرانی و اسلامی بوده است. هنجارهای حاکم بر این نوع از ارتباطات برگرفته و همسو با ارزش‌ها و هنجارهای اسلامی است و در طول تاریخ ایران پس از اسلام و با وجود تحولات پدید آمده در این رسانه‌ها هیچ‌گاه مشاهده نشده است که این همسویی هنجاری مخدوش شده باشد. بلکه همواره متأثر از دیدگاه‌های فقهی و عرفانی اسلام بوده است. از سوی دیگر هنجارهای ارتباطی رسانه‌های سنتی دینی و غیر دینی در تضاد و تقابل با یکدیگر قرار نداشته‌اند و تقسیم آن‌ها به دینی و غیردینی با نگاه به کارکرد غالب آن‌ها است و به معنای تفکیک حقیقی هنجارهای ارتباطی ایرانی از اسلامی نمی‌باشد. (باهنر، 1385 :137)

ارتباط‌گران اصلی در عمده این رسانه‌ها را علمای دین، خطبا و واعظان تشکیل می‌دهند که اکثریت قریب به اتفاق ایشان دارای لباس روحانیت و برخوردار از معلومات اسلامی هستند. تحولات تاریخی ایران که دراثر حضور رسانه‌های دینی پدید آمد نشان‌گر این ویژگی است که ارتباط‌گران اصلی این رسانه‌ها، نخبگان جامعه اسلامی ایران و مراجع فکری مردم نیز بوده‌اند. پس از ایشان هنرمندان شامل مداحان و شبیه‌خوانان تعزیه از جمله این ارتباط‌گران به شمار می‌آیند که با توجه به افول شدید تعزیه، مشارکت این قشر اجتماعی نیز در طول تاریخ کاهش یافته است، اگرچه در دوره پس از انقلاب اسلامی، به‌ویژه دهه اخیر، مداحان مشارکت بیشتری در پیام‌آفرینی ایفا کرده‌اند. برنامه‌های آموزشی، علمی و هنری جدید که در طول سال‌های گذشته به مجموعه اقدامات این رسانه‌ها به‌ویژه برای نسل جوان افزوده شده است، تاحدودی امکان حضور ارتباط‌گران از سایر پایگاه‌های اجتماعی مانند معلمان، استادان دانشگاه، نظامیان و هنرمندان غیر بازیگر را فراهم ساخت. شاید نگرانی از حضور غیر روحانیون و در نتیجه انحراف این رسانه‌ها از رسالت‌های اصلی خود، اجازه مشارکت جدی سایر اقشار را در پیام‌آفرینی نداده است. (باهنر، 1385 :138)

پیام غالب این رسانه‌ها معرف اسلامی است که تعیین رتبه میزان هر یک از معارف نیازمند تحلیل محتوای پیام‌های ارائه شده است. طرح مسائل و رویدادهای روز جامعه، تحلیل و بررسی آن‌ها و ارائه رهنمودها و توصیه‌های لازم به مخاطبان بخش دیگری از پیام‌هارا تشکیل می‌دهد. هم‌چنین یکی از موضوعات همیشگی در پیام‌های دینی این رسانه‌ها، ذکر امام حسین(ع) و مصائب کربلا است.

شکل ارائه پیام و عناصر بیانی به کار رفته در آن متناسب با رسانه دینی مورد استفاده تفاوت‌هایی پیدا می‌کند. شاید بتوان گفت که در اغلب ارتباطات این رسانه‌ها که ارتباط‌گران آن روحانی بوده‌اند، شکل ارائه پیام نیز سخنرانی و به صورتی یک‌سویه و بدون مشارکت مخاطبان صورت پذیرفته است و تغییر در این نوع ارتباط و استفاده از گونه‌های مختلف و جذاب ارتباطات دوسویه را کمتر می‌توان سراغ گرفت. سایر فرآیندهای ارتباطی در این رسانه‌ها از اشکال و عناصر بیانی متنوعی سود جسته است و مشارکت مخاطبان در ارتباطات دوسویه ویژگی مهم آن‌هابه شمار می‌آید. اشکالی هم‌چون کلاس درس، مداحی، روضه‌خوانی، سینه‌زنی، زنجیرزنی، دعا، جشن، نمایش و سایر اشکال هنری با بهره‌گیری از عناصر بیانی هم‌چون موسیقی آوازی، موسیقی‌سازی، حرکات موزون و عناصر نمایشی از آن جمله هستند که امکان حضور اشکالی غیر از سخنرانی و عناصر بیانی به جزکلام را فراهم ساخته‌اند. (باهنر، 1385 :138)

مطلب مشابه :  مفهوم شیوه ­های جایگزین حل و فصل اختلافات تجاری بین المللی

مخاطبان رسانه‌های دینی مردم هستند و اصولاً آن‌ها را باید رسانه‌های مردمی بنامیم. این رسالت برگرفته از رسالت دین اسلام است که برای همه انسان‌ها و به منظور هدایت آن‌ها آمده‌است.

کارکرد اصلی و تأسیسی رسانه‌های سنتی اسلامی، کارکرد ارشادی است. به عبارت دیگر، مقصود اصلی ترغیب مردم به سوی ارزش‌های اسلامی و تحول در احساسات آن‌ها به جهت زمینه‌سازی رفتارهای دینی می‌باشد. تقدم تزکیه در اسلام و هشدارهای مکرر در روایات و سیره معصومین(ع) درباب هوای نفس و لزوم به مهار کشیدن و مخالفت با آن و تلاش برای عمل دینی از جمله علل این مهم به شمار می‌آید. (باهنر، 1385 :141)

کارکرد آموزشی تنها در مدارس علوم دینی به عنوان هدف تاسیسی به شمار می‌آید و صورت کلاسیک با برنامه‌های آموزشی مشخص داشته است. در سایر رسانه‌ها، فراگیری اصول اعتقادی و پاره‌ای دستورات اخلاقی و احکام عملی اسلام پس از کارکرد ارشادی مورد نظر می‌باشد و از این‌رو آموزش و ارتقای سطح دانش و شناخت اسلامی مخاطبان به صورت غیرکلاسیک را از دیگر کارکردهای این ارتباطات باید بدانیم. (باهنر، 1385 :141)

رسانه‌های سنتی دینی همواره محلی برای تبادل اخبار و رویدادها و نیز طرح آخرین اطلاعات دینی جامعه بوده‌اند. کارکرد اطلاع‌رسانی رسانه‌های سنتی به‌ویژه در دوره حکومت‌های جور و فاسد و نیز در مقاطعی که وسایل ارتباط جمعی در دسترس متدینین نبوده یا مشروعیت خود را نزد آن‌ها از دست داده‌اند، اهمیت زیادی داشته‌است. (باهنر، 1385 :141)

کارکرد سرگرمی در این رسانه‌ها کمتر از سایر کارکردها بوده است و شاید تنها در مراسم مربوط به اعیاد دینی و تا حدودی در تعزیه این نیاز مخاطبان مورد توجه بوده است.

ویژگی ذاتی ارتباطات سنتی چهره‌به‌چهره و تأثیرات مربوط به آن به طور طبیعی و عام در همه این رسانه‌ها وجود داشته است. ارتباط مستقیم میان ارتباط‌گران و مخاطبان، روابط چهره‌به‌چهره میان مخاطبان با محیط پیرامون، بازخوردهای فوری و تأثیرات مربوط به بیان احساسات، شور و جذبه فردی و جمعی و از این دست که خاص ارتباطات انسانی است، ازتوانمندی‌های ارتباطات سنتی به شمار می‌آید و نیز محدودیت‌های آن به لحاظ سرعت، گستردگی، قابلیت دسترسی وکنترل وسازماندهی و … ازجمله زیرساخت‌های این الگوی ارتباطی محسوب می‌شود. (باهنر، 1385 :142)

دین در ارتباطات مدرن

رابطه میان دین و رسانه، پیشینه‌ای همسان تاریخ رسانه‌ها دارد. اولین کتاب چاپی جهان که در سال 1453 میلادی از سوی گوتنبرگ منتشر شد، انجیل بود. همان طور که مخترع رادیو نیز از بنیان گذاران رادیو واتیکان بود. تاریخ نشان می‌دهد که هر چقدر تولید پیام در یک رسانه جدید آسان تر و پوشش آن وسیع تر بوده، انگیزه مبلغان مذهبی برای به کار گیری آن بیشتر می‌شده است.آنچنان که در سال 1931، در شرایطی که هنوز بسیاری از کشورهای جهان فرستنده رادیویی نداشتند تلاش‌های واتیکان به ثمر رسید و صدای مسحیت به طور همزمان به سراسر جهان رفت. در مراسم افتتاح این رادیو که روز 12 فوریه سال 1931 با حضور پاپ پیوس یازدهم و مارکنی برگزار شد، مخترع رادیو گفت :

«خداوند متعال این امکان را برای بشر فراهم کرده که نیروهای رازآمیز طبیعت را به خدمت بگیرد و این سعادت را به من ارزانی کرد تا با اختراع این دستگاه، تمام انسان‌های باایمان کره زمین بتوانند از طریق آن صدای همایون پدر مقدس را بشنوند.»(محسنیان راد، 1388: 19)

واتیکان پس از آن و به تدریج توانست با ایجاد فرستنده‌های متعدد، صدای خود را به صورت 24 ساعته به 34 زبان مختلف به سراسر جهان ارسال کند. (محسنیان راد، 1388: 19)

نخستین جمعیت‌های دینی که قدرت رادیو و تلویزیون را به عنوان ابزار تغییر و تحول دریافتند سازمان‌های بنیاد‌گرا و اونجلیسیتی مسیحی بودند. (باهنر، 1385: 168) اونجلیست‌ها نمونه ای عالی از حضور اجتماعی گروه‌های سازمان یافته در فضای عمومی در آمریکا سکولارترین جامعه در جهان معاصر هستند.

در نقاط دیگر جهان، پخش برنامه‌های دینی به طرق گوناگون صورت گرفته و همیشه تحت تاثیر دین خاص کشور مربوطه و شرایط سیاسی آن بوده است. تا سال 1944 همه برنامه‌های دینی در ایتالیا ؛ کاتولیکی بودند، ولی پس از ان، زمانی نیز به برنامه‌های غیر کاتولیک اختصاص یافت و پروتستان‌ها و یهودیان نیز ساعاتی برای پخش برنامه‌های دینی خود به دست آوردند. در آفریقا پخش برنامه‌های مذهبی زمان کمی را به خود اختصاص می‌دهند . در جهان اسلام تمایز اندکی میان دین و فرهنگ وجود دارد و به همین دلیل، رادیو و تلویزیون دولتی معمولا به پخش برنامه‌هایی می‌پردازند که فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و نظایر آن‌ها، ولی در عین حال دینی هم هستند. هم چنین زمان قابل توجهی به پخش اذان و نماز و گفته‌های رهبران سیاسی و مذهبی اختصاص داده می‌شود. در این شبکه‌ها زمانی به اقلیت‌های دینی اختصاص نمی‌یابد، چون در چارچوب شریعت اسلامی، ادیان دیگر حق تبلیغ در کشورهای اسلامی را ندارند. به طور کلی بیشترین میزان پخش برنامه‌های دینی در دنیا به کشورهای اسلامی تعلق دارند.(محمدی،1382: 228-205)

الف) تاریخچه تلویزیون مذهبی

ظهور پروتستانیزم در اروپا و گسترش آن در غرب دستاوردهای مهمی در پی داشت که تحولات به وجود آمده در معارف اعتقادی و شیوه‌های عملی زندگی مسیحیت از جمله آن‌ها محسوب می‌شود. جریان پروتستانتیزم در آمریکا،متناسب با شرایط اجتماعی و فرهنگی این کشور با فراز و نشیب‌هایی در تاریخ خود روبه رو گشته و سه فرآیند رسمیت باختگی را پشت سر نهاده است . شرایط پدید آمده سبب تحول در جریان اصلی  و ظهور حرکت‌های احیاگرانه مسیحی گردید تا جایگاه به خطر افتاده دین تثبیت شود.(باهنر، 1385: 168)

نخستین فرآیند رسمیت باختن در دوران تدوین قانون اساسی آمریکا و جدایی دین و دولت بر اساس این قانون اتفاق افتاد که در اثر آن جریان انجیلگرایی یا اونجلیسم برای حفظ پروتستانیزم پدیدار گشت و به عنوان یک مذهب خودجوش از میان مردم، و نه به صورت رسمی، به تدریج در جامعه آمریکا مسلط گردید، به گونه ای که در اواخر قرن 18 و قرن 19 به عنوان فرقه مسلط پروتستانیزم در جامعه آمریکا شناخته شد . این جریان بر اصالت انجیل و اقتدار آن، تجربه عمیق مذهبی، عمل گرایی و محوریت تصلب تاکید داشت. (باهنر، 1385: 168)

دومین فرآیند پس از جنگ داخلی آمریکا که با صنعتی شدن جامعه همراه بود. در اواخر قرن 19 و اوایل قرن 20 موسسات آموزشی به سرعت رشد کرده و به تدریج از سلطه سازمان‌های مذهبی خارج شدند که این در واقع فرآیند سکولار شدن آموزش و از دست رفتن هژومونی فرهنگی پروتستانیزم در عرصه عمومی جامعه آمریکا است. اونجلیست‌ها [1]در این دوره که در واقع در میانه طیف کلیساهای جریان اصلی (لیبرال) و بنیادگرایان تندرو قرار داشتند، در کلیساهای خود باقی ماندند و سعی کردند با حضور در صحنه، فعالیت‌های تبشیری خود را ادامه دهند. آن‌ها، سال‌ها با مدارس مذهبی، انتشارات دینی و از این دست مرتبط بودند و اختراع رادیو را همچون جرقه‌ای برای تجدید حیات اونجلیسم می‌دانستند. در دهه‌های 1920 و 1930 شخصیت‌ها و کلیسا‌های اونجلیستی به تاسیس ایستگاه‌ها و تولید برنامه‌های رادیویی روی آوردند که البته توام با بحث و جنجال‌های بسیاری بود. پیام‌های تولیدی از سوی آن‌ها ساده و مستقیم و شامل ترکیبی از روش‌های محافظه کارانه و فرهنگ آمریکایی بود. واکنش فرقه‌های مذهبی به واقعیت نو ظهور برنامه‌های رادیویی، خرید و تاسیس ایستگاه‌های متعدد بود. دولت فدرال برای حدود یک دهه هیچ‌گونه کنترلی را بر برنامه‌ها اعمال نکرد و این سبب نزاع برای دستیابی به فرکانس‌های مناسب و نیز جدال‌های فکری برنامه سازان مذهبی می‌شد. شبکه NBC برای نخستین بار در سال 1923 یک برنامه مذهبی را به جای کلیسا از استودیو رادیویی خود برای علاقه مندان پخش کرد. پس از آن شورای فدرال کلیسا‌ها نماینده‌هایی را برای حضور در شورای مشورتی برنامه‌های مذهبی NBC تعیین کرد . به تدریج شبکه‌های دیگری هم‌چون ABC,NBS,CBC نیز زمان‌هایی را برای پخش برنامه‌های مذهبی اختصاص دادند و در این مسیر نیز محدودیت‌های ویژه ای برای فروش زمان پخش به گروه‌های مذهبی ایجاد کردند و تنها تعدادی از گروه‌های بزرگ امکان استفاده از این فرصت‌ها را پیدا نمودند. یکی از تجربه‌های مهم اونجلیست‌ها در این دوره که در پیدایش تله اونجلیسم موثر واقع شد، این بود که آن‌ها دریافتند کارکرد خوب و موثر برنامه‌های دینی زمانی است که با فعالیت‌های غیر رسانه ای و ارتباطات چهره به چهره همراه شود. به این ترتیب پخش برنامه‌های رادیویی در فاصله سال‌های 1940 تا 1950 گسترش و تنوع نسبی یافت و بخش‌های خبری و نمایشی نیز بدان‌ها افزوده شد و برنامه‌های دینی برای کودکان نیز پیش بینی و تهیه گردید. (باهنر، 1385: 168)

نخستین برنامه تلویزیونی دینی که توسط یک فرقه بزرگ مسیحی تولید شد، برنامه This is the life در سال 1952 بود که هزینه تولید این برنامه در سال 1955 بالغ بر 750 هزار دلار گردید. جریان تولید فیلم دینی که از سال 1945 با ساخت فیلم Beyond our own توسط کمیسیون فیل پروتستان آغاز شده بود، در طول دهه 1950 استمرار یافت و همچنین شخصیت‌های دینی به طور گسترده در برنامه‌های گفتگو و مصاحبه رادیو و تلویزیونی شرکت می‌کردند. دوره‌های اموزشی، کارگاه‌ها و انتشارات دینی متعددی در حوزه رادیو و تلویزیون دینی صورت پذیرفت. (باهنر، 1385: 169)

سومین فرآیند رسمیت باختن پروتستانیزم در دهه 1960 واقع شد. در این دهه گسستی میان پروتستانیزم و زندگی آمریکاییان پدیدار گردید و گروه‌ها و جنبش‌های ضد فرهنگ پروتستان با تکیه بر خوش‌گذرانی به جای کار و تلاش، و بی‌قیدی به جای قانون‌گرایی و از این دست رشد یافتند. در این دوره اشکال گوناگون دینی پدیدار گردید. در دهه 1970 گروه‌های پروتستانی گذشته که از دهه 1960 رو به افول نهاده بودند به تدریج اعضای خود را از دست دادند در حالی که برخی گروه‌های اونجلیست‌ها رو به رشد نهادند که می‌توان آن را احیای اونجلیست دانست. جریان نوظهور نئواونجلیسم در مسیر جریان اصلی کلیسا قرار گرفت و اغلب شاخه‌های مسیحیت از جمله کلیسای روم را تحت تاثیر قرار داد. نئواونجلیست‌ها توجه رسانه‌ها و مؤسسات سکولار را به خود جلب کردند. یکی از عوامل اصلی در این احیای سیاسی و دینی، استفاده از رسانه‌های الکترونیک برای ایجاد قدرت و سازماندهی بود.نقش این رسانه‌ها، هم در بیداری و آگاهی بخشی به مشارکت کنندگان در این جریان و هم متقاعد ساختن عامه مردم در خصوص این تحول فرهنگی و دینی عظیم بسیار برجسته بود. این پدیده را امروزه تله اونجلیسم می‌نامند. عوامل اجتماعی و دینی نئواونجلیسم که تحت تاثیر گسترده رادیو وتلویزیون مذهبی و نهادهای چند رسانه ای قرار داشتند، کلیسای الکترونیک نام گرفتند. (باهنر، 1385: 170)

مطلب مشابه :  محدودیتهای قراردادی انتقال سهام

امروزه در غرب، سازمان‌ها و آژانس‌های متعدد دینی مشغول فعالیت هستند که اغلب آن‌ها متعلق به پروتستان‌ها، کاتولیک‌ها و یهودی‌ها می‎باشند. هم‌چنین صدها ایستگاه خصوصی رادیو و تلویزیونی و شبکه‎های‌ متعدد محلی و ملی در کشورهای مسیحی دست‌اندرکار تولید و پخش برنامه‎های دینی هستند. در مجموع می‎توان دو کارکرد کلیسای الکترونیک را به قرار زیر تشخیص داد:

  1. تلاش برای استفاده از ظرفیت‌های طبیعی رسانه به‌منظور درگیر ساختن بخش بزرگتری از جامعه در مسائل مذهبی که عمدتاً اجتماعی و سازمانی هستند و کارکردهای اصلی آن‌ها اطلاع‌رسانی، آموزش و ارشاد است که با قالب‌های خبر، سخنرانی، گفت‌وگو، مصاحبه، پرسش‌وپاسخ، میزگرد، آموزش، مستند، جنگ و نمایشی، اعتقادات کاربردی مسیحیت را در پاسخ‌گویی به حقایق روز اجتماعی ارائه می‎کنند.
  2. فراهم ساختن اشکالی از تجارب عبادی که شامل مراسم رسمی عبادی کلیسا است که یا در استودیو اجرا می‎شود و یا مستقیماً از کلیسا گزارش می‎شود. (باهنر،1387: 174)

تجربه هشتاد ساله دنیای مسیحیت از به‌کارگیری وسایل ارتباط جمعی نوین حایز دستاوردهای مهمی درحوزه ارتباطات و دین بوده است که به برخی از نکات مربوطه براساس پژوهش‎های کتابخانه‎ای و پیمایشی انجام شده، اشاره می‎نماییم:

  1. به‌دنبال کاهش حاکمیت کلیسا، سیال شدن فرهنگ عصر حاضر و جایگزینی مراجع حکومتی به‌جای مراجع دینی، کلیسا به مقتضیات جدید عرضه دین توجه نمود و باجدیت به صنایع فرهنگی و بهره‎مندی از تخصص‌ها و مهارت‌های لازم رسانه‎ای روی آورد، اما حساسیت نسبت به واکنش‌های منفی احتمالی در جامعه سبب گردید تا به نوعی تقلیل‎گرایی روی آورد و ارزشهای انسانی را به عنوان محور مشترک کار رسانه و دین قرار داده و حقانیت خواسته‎های غیر دینی مردم در یک جامعه متکثر را به عنوان یک اصل بپذیرد.
  2. پیام‎آفرینان برنامه‎های مسیحی به‌طور عمده رهبران مذهبی و از روحانیون کلیساها می‎باشند. (باهنر،1387: 174)
  3. پخش مراسم عبادی و سنتی دینی و موعظه‎ای روحانیون بدون دخل‌وتصرف‌های برنامه‎سازی جایگاه ویژه‎ای در کلیسای الکترونیک دارد. بدین ترتیب، به‌کارگیری تعبیر دین تلویزیونی شده به جای تلویزیون دینی برای این تجربه مسیحی صحیح‎تر به‌نظر می‎رسد.
  4. مهم‎ترین معضل رسانه‎های الکترونیکی مسیحی مربوط به کارکرد سرگرمی این رسانه است. طرح تعارض ذاتی دین با سرگرمی و سقوط معنوی دین در اثر روی ‎آوردن به قالب‌های سرگرم کننده در مقابل اعتقاد به وجود زمینه‎های بی‌شمار جذاب و زیبا در معارف دینی برای طرح مناسب آن‌ها از جمله چالش‌های موضوع به شمار می‎آید. (باهنر،1387:174)
  5. خصوصیات مخاطبان برنامه‎های رادیو و تلویزیون مسیحی با ویژگی‌های مسیحیان متدین انطباق بیشتری دارد تا خصوصیات عمومی بینندگان این رسانه‎ها. تجربه موجود هنوز نتوانسته است که به‌گونه‎ای موفق پای خود را از محدوده زندگی در جامعه کلیسایی فراتر نهاده و با طرح ایده و الگوهای نوین، علایق و نیازهای منتظران پشت درب‌های دنیای کلیسا را پاسخی شایسته دهد.
  6. کلیسای الکترونیک هیچگاه خود را معارض یا نافی رسانه‎های سنتی دینی با اتکاء بر ارتباطات چهره‌به‌چهره معرفی ننموده است. بلکه صاحبان تجربه رادیو و تلویزیون مسیحی استمرار ارتباطات سنتی و مستقیم را امری لازم شمرده و آن‌را پشتوانه و مکمل فعالیت‌های رسانه‎ای دینی می‎دانند. (باهنر،1387: 174)

ب) دین در تلویزیون ایران

از زمان راه‌اندازی نخستین فرستنده رادیویی در ایران حدود70 سال و نخستین فرستنده تلویزیونی بیش از 50 سال می‌گذرد و در طول این سال‌ها، برنامه‌های اسلامی همواره بخشی از برنامه‌های رادیو تلویزیون ایران را تشکیل می‌داده‌است. پخش این برنامه‌ها پس از تشکیل جمهوری اسلامی ایران از سال 1980 تاکنون روزافزون بوده و به لحاظ کیفی نیز تحولات چشمگیری داشته‌است. ایران به عنوان تنها کشوری در جهان که رادیو و تلویزیون آن در انحصار حکومت است و تنها کشور جهان که حکومتی دینی آن را اداره می‌کند، مانند دیگر جوامع، شاهد تحولات سریع دو دهه اخیر در حوزه فناوری‌های جدید اطلاعاتی و ارتباطی است. ایرانیان از جمله دست اندرکاران تبلیغ دینی، حدود 240 سال دیرتر از مسیحیان با اولین رسانه آشنا شدند و در واقع 240 سال رسانه اصلی شان  منبر بود. و زمانی هم که رسانه دار شدند، ابزاری شد برای تبلیغ شاهان. احمد شاه قاجار اولین روزنامه ایران منتشر شد. در واقع 240 سال، در حالی که میز خطابه در اروپا این فرصت را یافته بود که در کنار رقیبی چون مطبوعات و متعاقباً دیگر وسایل ارتباط جمعی، تفاوت ماهیت خود ورسانه‌ها را دریابد ؛ منبر در ایران کماکان به عنوان رسانه بدون رقیب به حیات خودش ادامه می‌داد. ضمن آنکه سه تجربه تقریبا موفق را نیز پشت سر گذاشته بود : ماجرای تنباکو، مشروطیت و انقلاب اسلامی. این سه تجربه سوای مزایای که برای منبر داشت، او را دچار تصمیم گیری‌هایی کرد که حاصلش را می‌توان در ماهیت رادیو و تلویزیون دهه1360 دید. این تصمیم گیری از آن جهت به سرعت عملی شد که پس از پیروزی انقلاب اسلامی، برای اولین بار در جهان، یک رسانه سنتی –منبر- برنامه ریزی رسانه‌های مدرن را در دست گرفت.(محسنیان‌راد،1388: 22) این جابه جایی به تحمیق جامعه از طریق رویکردهای غرب گرایانه و تجددطلبانه –به جای تمدن طلبانه-پایان داد ولی در عوض رادیو در ایران شبیه رادیو شد.در این دوران، رویکرد سکولار جای خود را به رویکرد محتوا-محور یا معنا-محور داد. «این رویکرد برای رسانه‌ها جنبه ابزاری قائل است؛ دراین رویکرد، دین به عنوان مهم‌ترین نهاد معنابخش در زندگی انسان مطرح می‌شود با این دیدگاه که «رادیو و تلویزیون به عنوان ابزار، فی‌حد ذاته، از نظر اسلام، مشروع است و می‌توان در تبلیغ دین از آن‌هااستفاده کرد. در سال 1985 میلادی (1364 شمسی) تلویزیون ایران در جهان بالاترین سهم برنامه‌های دینی–که اکثراً سخنرانی‌های مذهبی و منبری بود- داشت. (محسنیان‌راد،1388: 22)

6.2.2           رسانه‌ای شدن

رسانه‌ها در دنیای امروز، جایگاه قابل توجهی در همه عرصه‌ها پیدا کرده‌اند و از مفهوم «رسانه‌ای شدن» حوزه‌های گوناگون سخن گفته می‌شود. رسانه‌ای شدن فرهنگ، ورزش، سیاست، دین وغیره از جمله مفاهیم جدیدی است که در این راستا به آن توجه شده است. دین رسانه‌ای نیز پی آمد فرآیند رسانه‌ای شدن دین در نتیجه گسترش وسایل ارتباط جمعی و رسانه‌های مدرن است. رسانه‌ای شدن امور، فرهنگ جدیدی را پدید آورده که فرهنگ رسانه‌ای نام گرفته است. در این فرهنگ رسانه‌ای جدید، شیوه‌های نمایشی پیچیده و جدیدی برای جذب مخاطبان و افزایش قدرت نفوذ و سود استفاده می‌شود. از جمله جدیدترین شیوه‌ها چند رسانه‌ای‌ها هستند که وجه نمایشی فرهنگ رسانه‌ای را برجسته‌تر کرده‌اند.(بشیر، 1385: 140)

داگلاس کلنر از جمله اندیشمندانی است که با نگاهی انتقادی به بحث «رسانه‌ای شدن»، به این امور پرداخته است. از نگاه کلنر (1385:181) فرهنگ رسانه‌ای برای جذب مخاطبان بیشتر و افزایش قدرت و سود خود، هر روز شیوه‌های نمایشی و چشم‌اندازهای پیچیده و فنی جدیدتری به کار می‌گیرد.

دین رسانه‌ای[2]

انتقال و گسترش مفاهیم دینی از شکل محدود و سنتی آن به مقیاسی گسترده و مدرن، خود تحولاتی گسترده در قشرهای گوناگون جامعه ایجاد کرده است، به گونه‌ای که مخاطبان از قشری خاص در ساختار سنتی به مخاطبان چند قشری و چند جنسیتی در تحولات رسانه‌ای مدرن تبدیل شده و تغییرهای مهم و متفاوتی را در جوامع پدید آورده است. این توسعه مخاطب در دنیای رسانه‌ای دین منجر به تاثیرهای گسترده‌ای در فهم و برداشت قشرهای گوناگون جامعه از دین شده است. در واقع دین رسانه‌ای نوعی ساختار شکنی از فضای سنتی آموزش و تبلیغ دین که محدود به زمان و مکان و نیز محدود به جمعی خاص بوده، می‌باشد و تحولات مدرن رسانه‌ای ضمن در هم شکستن ساختار تک‌بعدی سنتی، تاثیرات را بر مخاطبان متنوع خود چند بعدی ساخته است.(نوربخش، 1390: 761)

دین رسانه‌ای، گفتمان جدیدی است که طی آن منش ارتباطات دینی و حتی موضوع و کارکرد گفتمان دینی تغییر می‌یابد. دین رسانه‌ای با بازتولید کردن دین، موجبات بازنمایی دین را فراهم و با تغییر موقعیت دین در افکار عمومی، هویت دینی جدیدی، متاثر از عوامل فرافرهنگی ایجاد می‌کند و نهادهای دینی سنتی را به چالش می‌کشد. بدین وسیله دین از سویی رسانه را مورد استفاده قرار می‌دهد تا خود را در فرهنگ عمومی نشان دهد و از سویی دیگر رسانه نیز ضمن توجه به دین، در فهم دینی اثر می‌گذارد .

امروزه دین بیش از گذشته به یک بخش از زندگی روزانه انسان‌ها تبدیل شده است که توسط رسانه‌ها به همان اندازه منعکس می‌شود و تحت تاثیر قرار می‌گیرد. در طی این پروسه، دین غیر سلسله مراتبی می‌شود و ارزش‌های دینی و اخلاقی، بدین وسیله جزئی از زیبا‌یی‌های اجتماعی ‌می‌شوند. رسانه‌ها می‌توانند جهان فرهنگ دینی را به سمت علایق بازار یا به سمت سیاست ببرند یا اینکه به وسیله مجموعه‌ها و انجمن‌ها، به عنوان ابزاری مورد سواستفاده قرار بگیرند. (Bauer,2003)

[1]. هواداران کلیسای انجیلی (Evangelicals) بزرگ‌ترین جمعیت دینی-عقیدتی آمریکا را تشکیل می‌دهند . نفوذ و قدرت کلیسای انجیلی که از دهه 1970 رفته‌رفته در صحنه سیاسی آمریکا ظاهز شد، انکار‌ناپذیر است. اونجلیست‌ها مانند هر فرقه مذهبی دیگر از شاخه‌های مختلفی تشکیل شده‌اند، ولی اکثریت جمعیت 90 میلیونی آن‌ها به « عروج گروهی » (Rapture)،« ابتلای بزرگ» (Tribulation Great) و «دوباره حضرت عیسی» (coming Jesus second ) معتقدند. این نوع تلقی از مسیحیت را که به « ادوار گرائی » ( Dispensationalist ) شهرت یافته است، یک اونجلیست انگلیسی به نام جان‌نلسون‌ داربی (John Nelson Darby ) (1800-1882) در تاریخ مدرن مسیحیت در قرن نوزدهم بنیان گذاشت و در آمریکا یک وکیل، نویسنده و کشیش آمریکایی به نام سایروس سکوفیلد (Scofield Cyrus) ( 1843-1921) گسترش داد.

1 Medienreligion

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92