راه حل ها

معیارهای حداکثر شدن ثروت

  • معیارهای حداکثر شدن ثروت

معیارهای مختلفی از نظر سهامداران در رابطه حداکثر شدن ثروت آن­ها وجود دارد که این معیارها عبارتند از:

1) حداکثر شدن سود به عنوان یک معیار: اکثر سهامداران عادی سود شرکت را هدف مطلوب و حداکثر شدن آن را به عنوان حداکثر شدن ثروت خود تلقی می­کنند. حتی برخی محافل بازار مثل واحد ارزیابی بورس تهران با تأکید بیشتر بر سود گذشته شرکت، مبنای ارزیابی و قیمت­گذاری سهم شرکت­ها را بر این معیار قرار داده­اند. این در حالی است که براساس مفاهیم بازار کارا و با فرض اینکه هر سهم در برگیرنده تمامی اطلاعات تاریخی آن باشد نمی‌توان درآمد هر سهم را به عنوان یک معیار منفرد در میزان ثروت سهامدار قبول کرد.

2) حداکثر شدن عایدی هر سهم به عنوان یک معیار: به لحاظ اینکه سهامدار بیشتر به میزان عایدی خود توجه دارد تا به کل سود شرکت، عایدی هر سهم به عنوان معیار دیگری در جهت اندازه­گیری ثروت سهامداران مطرح است. اما عایدی به دلیل عدم توجه به ریسک سرمایه‏گذاری در سهام متفاوت، نمی‏تواند به عنوان یک معیار منحصر به فرد در نظر گرفته شود. ضمن اینکه در تعریف عایدی باید زمان بازده مورد انتظار را نیز تعریف کرد. زمان دریافت عایدی به دلیل تورم و کاهش ارزش زمانی پول بسیار مهم است. طبیعی است که سهامدار یک ریال عایدی امروز را بر یک ریال عایدی فردا ترجیح می­دهد.

3) حداکثر شدن قیمت سهم: قیمت سهم در بازار نشان­دهنده ارزشی است که بازار برای شرکت و سهم به عنوان قسمتی از شرکت قائل می‌شود. در واقع عملکرد شرکت در عملیات سودآور و شرایط عرضه و تقاضای سهم که آن هم ناشی از شرایط شرکت و اقتصاد کلی بازار است، قیمت سهم را تعیین می­کند. قیمت سهم به دلایل بسیاری از عوامل درونی و عملکرد شرکت می‌تواند به عنوان معیاری نسبی در جهت حفظ ثروت سهامدار مطرح باشد. ولی تاثیر گذاشتن عوامل خارج از کنترل مدیریت مثل شرایط کلی حاکم بر بازار سرمایه و سهم اعتبار به عنوان یک متغیر مستقل این معیار را تحت الشعاع قرار می‏دهد. ضمن این که تغییرات قیمت سهام تا زمانی که سهامدار اقدام به فروش سهام خود نکند امری ذهنی است ]پی نوو، 1387[.

مطلب مشابه :  اهمیت برند

دلایل چندی وجود دارد که نمی‌توان به صراحت معیاری کلی که مورد پذیرش عموم باشد را به عنوان تشخیص عملکرد مدیریت در راستای منافع سهامداران معین کرد، که به چند مورد آن اشاره می­شود:

1) تفاوت مطلوبیت سهامداران: سهامداران را با توجه به الگوی خرید و فروش سهم می‌توان به سه دسته تقسیم کرد: دسته اول کسانی که از روش اصولی استفاده کرده، یعنی سهام را تا زمانی که بازده بالایی دارد نگهداری می‌کنند و در مواقعی که ارزش ذاتی سهام کمتر از ارزش بازار آن است، اقدام به فروش سهم می‌کنند. دسته دوم سهامدارانی که با هدف سفته بازی سعی در به دست آوردن حداکثر سود در حداقل زمان را دارند؛ دسته سوم سهامدارانی که به دنبال بازدهی برابر با متوسط بازدهی بازار هستند و از خرید و فروش مکرر سهام خودداری می‌کنند. تفاوت سه دسته سهامداران فوق در مدت زمانی است که آن­ها جهت به دست آوردن میزان تشخیص بازده در نظر می‌گیرند.

2) تفاوت در نگرش به فعالیت شرکت: حداکثر کردن منافع یا ثروت سهامداران به عنوان یک اصل مورد قبول مدیریت و سهامداران است ]علیشاهی، 1393، ص 29[.

92