رشته حقوق

مراحل و عملیات اساسی جهت پیشگیری جرایم

مراحل و عملیات اساسی جهت پیشگیری

در این خصوص باید گفت که این عملیات در واقع یک سلسله عملیات فکری و علمی و مطالعاتی است که به آن امکان‌سنجی می‏گویند. این عملیات را به هفت مرحله تقسیم کرده‏اند:

مرحله اول، تحلیل حجم و ویژگی‌های وضعیت بزهکاری است یعنی، برای انجام هر نوع پیشگیری لاجرم باید ابتدا خصوصیات جرمی را که می‏خواهیم از آن پیشگیری کنیم مورد مطالعه قرار دهیم. این موارد فضای جغرافیایی نوع جرم می‏باشد. فضای جغرافیایی ممکن است محله‏ای از شهر، یک استان یا یک شهر باشد. بنابراین مطالعات ما در مورد جرم جنبه جرم‌شناختی خواهد داشت.

در تحلیل جرم سه بُعد مطرح می‏شود: 1ـ مطالعه فضای جغرافیایی مورد نظر بزهکاری؛ 2ـ تحلیل ساختار آن جرم و مباشران و بزهدیدگان آن؛ و3ـ تحول و نوسانات این جرم در یک دوره معینی بررسی می‏شود، یعنی تحلیل داده‏های مربوط به جرم.

بدیهی است در بحث پیشگیری، ما می‏توانیم جرایمی را که احساس امنیت و یا ناامنی ایجاد می‏کنند و از جهت ترسی که بر احساس امنیت مردم دارند، مورد توجه قرار دهیم. بررسی ما از جهت کاهش آنها نیست، بلکه به منظور راه‏حل‌هایی در جهت کاهش پیامدهای آن است. چرا که این جرایم از لحاظ روانی به مراتب ترسناک‏ترند.
(high incidence offences)

مرحله دوم، عبارتست از انتخاب آماج پیشگیری. در این مرحله ما می‏توانیم از روش معمول در پیشگیری پزشکی استفاده کنیم. در پزشکی، مبنای پیشگیری مبتنی بر ریسک و خطر است که شامل خدمات بهداشتی، اجتماعی، فرهنگی و خدمات روان‌کاوانه و روان‌شناختی می‏شود. بدین معنا که برحسب میزان ریسک، این خدمات متفاوتند. اگر میزان ریسک برای گروه یا سن خاصی بیشتر باشد، خدمات بهداشتی برای آن گروه بیشتر خواهد بود، لذا تمرکز ما بر آن گروه و دسته خواهد بود.

بنابراین؛ همانطور که در پزشکی افراد و گروه‌هایی بیشتر از دیگران در معرض خطر بیماری قرار دارند و بنابراین تمرکز خدمات بهداشتی بر آن‌ها بیشتر است، در جرم‌شناسی پیشگیرانه نیز می‏توانیم بگوییم بعضی شرایط و فرآیندها، بیش از دیگر گروه‌ها و اوضاع و احوال و فرآیندها در معرض خطر ارتکاب جرم قرار دارند. از این‌رو، در پیشگیری نیز می‏توانیم خطر را مبنای آن قرار دهیم، میزان آسیب‏پذیری گروه‌ها و افراد را برآورد کنیم و بدین منظور شاخص‌هایی مدنظر قرار دهیم. در انتخاب آماج پیشگیری چهار مرحله را باید رعایت کنیم: 1ـ فرضیه 2ـ آزمایش (شاخص‌های فرضی) 3ـ بررسی و برآورد نتایج مطالعه راهنما و اجرای آزمایشی یک نمونه و اصلاح ایرادات احتمالی 4ـ اجرای عمومی طرح پیشگیری (تسری این نتایج به همه موارد).

مثلاً آماج پیشگیری، سرقت از کیف‌ها و جیب است. فرض کنید نوجوانان و کهنسالان بیش از سایر افراد جامعه در معرض بزهدیدگی این جرم قرار دارند. در مرحله دوم، عده‏ای از این گروه کهنسال یا نوجوان را مدنظر قرار می‏دهیم و اقدامات پیشگیرانه‏ای جهت مصون‌سازی آنها اعمال می‏کنیم. در مرحله سوم، نتیجه این اقدامات پیشگیرانه را برآورد می‏نمائیم، کمبودهای این اقدامات را بررسی می‏کنیم و در صورت مثبت بودن نتیجه آن، پیشگیری را به کل افراد کهنسال و نوجوان تسری می‌دهیم. مثلاً در فرانسه، به دنبال چنین تحقیقی، به افراد کهنسال به جای  دسته چک یا پول نقد، کارت اعتباری صادر شد تا مانع از حمل پول نقد شود و به تبع آن کمتر در معرض حمله و سرقت قرار گیرند.

مرحله سوم ـ در هر طرح پیشگیری، تعیین نظریه جرم‌شناختی، پایه و اساس آن طرح است. در این مرحله، توجیه جرم‌شناختی آن طرح را مشخص می‏کنیم. در این مرحله طراح برنامه پیشگیری می‏تواند از متخصص جرم‌شناسی استفاده کند. در اینجا طراح پیشگیری باید از جرم‌شناسی نظری استمداد بطلبد. در جرم‌شناسی بالینی و پیشگیری از تکرار جرم، مفهوم (نظریه) پایه را از جرم‌شناسی بالینی می‏گیریم که به شیوه پزشکی است و در اینجا حالت خطرناک (درجه سازگاری فرد با جامعه و ظرفیت جنایی (استعداد مجرمانه فرد)) مدنظر است.

بر اساس نظریه حالت خطرناک در جرم‌شناسی بالینی، ما دست به پیشگیری از تکرار جرم می‏زنیم. حالت خطرناک یعنی اقتران سلسله عوامل شخصی و اجتماعی که فرد را در آستانه ارتکاب جرم قرار می‏دهد. بدیهی است در جرم‌شناسی بالینی چون الگوی ما پزشکی است، متخصص جرم‌شناسی از چهار مرحله عبور می‏کند: 1ـ بررسی و معاینه مجرم از طریق روان‌کاوی و فیزیولوژی 2ـ شناسایی علت و عوامل ارتکاب جرم 3ـ تعیین و تجویز دارو  4ـ مصرف دارو و پیگیری دوران مراقبت بعد از خروج.

در جرم‌شناسی پیشگیرانه نیز برای هر طرح باید به دنبال مبنایی برای آن باشیم. طراح پیشگیری بی‌نیاز از جرم‌شناسی نظری نیست. دو نظریه که می‏تواند مبنای توجیه بعضی از طرح‏های پیشگیری قرار گیرد، عبارتند از: 1ـ نظریه بی‏هنجاری (خلاء هنجاری) 2ـ نظریه نابسامانی اجتماعی. فرض کنید نظریه مبنای طرح ما «ناسازگاری، خلاء هنجاری یا بی‌هنجاری» باشد. دورکیم معتقد بود که جرم یک پدیده نرمال است و حتی معتقد بود که جرم یک عامل سلامت عمومی است و بنابراین چون جرم در همه جوامع وجود دارد، تاکید می‏کند نوع جرم ناشی از ساختار فرهنگی آن جامعه است. پس بزهکاری را باید همواره با محل معین و فرهنگ معینی بررسی کرد. با توجه به این توضیح، دورکیم معتقد است که چنانچه جرم از میانگین و میزان خود فراتر رود، در این‌صورت در آن جامعه یک مشکل وجود دارد که این مشکل با خلاء هنجاری یا ناسازمندی مشخص می‏شود. ناسازمندی از نظر دورکیم یعنی تضعیف هنجارهای اجتماعی از یک سو و ضمانت اجراهای این هنجارها از سوی دیگر، بطوری که به دنبال تضعیف هنجارها و ضمانت اجراهای آن، افراد در مقابل خود هیچ مانعی را نمی‏بینند.

بر اساس نظریه خلاء هنجاری، جامعه‌شناس آمریکایی، آقای روبرت مرتون، در سال 1957 نظریه «اهداف و وسایل دستیابی به اهداف» را مطرح کرد. متمایز وی معتقد است در هر جامعه فرهنگ یا ارزش‌هایی وجود دارد و در این فرهنگ تعدادی از اهداف به شهروندان توصیه می‏شود، مانند پولدار شدن، رفاه مادی و موقعیت اداری و اجتماعی و سیاسی. در کنار این اهداف، به عنوان ارزش آن جامعه، یک سری وسایل و امکانات نیز برای دستیابی به آن‌ها ترویج می‏شود. لذا فرهنگ معینی در مکان معینی، اهدافی را به عنوان ارزش توصیه می‏کند که علی‌الاصول راه دستیابی به آن اهداف را هوار می‌سازد. اما واقعیت این است که از نظر وی چنانچه بین این اهداف و وسایلی که بطور مشروع در جهت دستیابی با آن اهداف وجود دارند، ناهماهنگی بوجود بیاید، خلاء هنجاری ایجاد می‌شود. بنابراین، محرومیت بخشی از افراد به لحاظ نژادی، اقتصادی یا جایگاه اجتماعی، از دستیابی به آن اهداف یک حالت ناسازمندی ایجاد می‏کند و این افراد به وسایل غیر مجاز متوسل می‏شوند. بنابراین نظریه خلاء هنجاری می‏تواند مبنای طرح پیشگیری ما قرار بگیرد.

مطلب مشابه :  مصادیق دیه در حقوق اسلامی

نظریه دیگر، یعنی نظریه ”نابسامانی اجتماعی“ که توسط ساترلند مطرح شد نیز می‏تواند مورد استفاده قرار گیرد. نظریه نابسامانی اجتماعی توضیح می‏دهد که چگونه افراد مرتکب جرم می‏شوند و چرا نوع بزهکاری برحسب کشورها متفاوت است. در یک جمله، ساترلند معتقد است که جرم فراگرفتنی است، جرم آموختنی است و در ارتباط با جامعه آموخته می‏شود. در سطح فردی، آقای ساترلند نظریه ”معاشرت‌های ترجیحی“ را مطرح می‏کند. در چارچوب این نظریه، ساترلند معتقد است که یک انسان در مقطع معینی از حیات اجتماعی خود، به یک یا چند واحد اجتماعی تعلق خاطر دارد، اما تعلق خاطر او به یکی از این واحدها بیشتر از دیگران است. فرد در تماس با آن واحد ترجیحی، تلاشش در تبعیت از مرام آن واحد است. اگر واحد اجتماعی خانواده یا انجمن‏ دینی باشد، بی‌تردید فرد در تماس با محیط‏هایی است که زمینه مردم‌آمیزی و جامعه‌پذیری و اجتماعی‌شدن را فراهم می‏کند، اما اگر فرد در تشکل ترجیحی خود با تعبیرها و مرامهای مخالف قانون یا بی‌تفاوت نسبت به هنجارهای اجتماعی در تماس باشد، لاجرم به جای  جامعه پذیری، غیر اجتماعی و ضد اجتماعی خواهد شد. در سطح فردی رفتارهای مجرمانه ارثی نیست، بلکه در اثر تماس با دیگران در قالب ارتباط و همنشینی آموخته می‏شود. باندهای مجرمانه به این شکل عده‏ای را در خود جذب و استخدام نیرو می‏کنند. به نظر ساترلند به جهت هنجارهای خاص در این خرده‌فرهنگ‏ها، زبان، پوشش و آرایش، ظاهر خاصی در آنها وجود دارد. لذا جرم آموختنی است.

در سطح جمعی، ساترلند معتقد است که تفاوت نرخ بزهکاری بین ملت‌ها را باید در تفاوت موجود در سازمان‌های اجتماعی بررسی کرد. اگر در یک دولت بزهکاری بالاست، به لحاظ بی‌سازمانی اجتماعی است، به خاطر فقدان همگونی ارزش‌ها و انسجام فرهنگی است، به خاطر خرده‌ارزش‌هایی است که یکدیگر را خنثی می‏کنند و با ارزش اصلی جامعه در معارضه و رقابت می‏باشند و یک نوع تعارض وجود دارد.

یکی از عوامل نابسامانی اجتماعی از نظر ساترلند می‏تواند جنگ یا انقلاب باشد. انقلاب، بطور مقطعی حالتی ایجاد می‏کند که عبور از یک ارزش به ارزش دیگر است. لیکن، این عبور، به زمان نیاز دارد که در این فاصله نابسامانی اجتماعی بوجود می‏آید.

آقای فری قانون اشباع جنایی و فوق اشباع جنایی را مطرح کرد. به نظر آقای ساترلند، قانون فوق اشباع جنایی همان نابسامانی اجتماعی است که در اثر آن جرایم افزایش می‏یابد.

مرحله چهارم ـ در واقع اهداف پیشگیری است. بدیهی است که هدف کلی هر برنامه پیشگیری، کاهش جرم یا محدود کردن آن یا جلوگیری از رشد آن است. مثلاً در کشور ما، ستاد مبارزه با مواد مخدر به این نتیجه رسیده که باید طرحی ریخت که اعتیاد افزایش نیابد.

هدف بلند‌پروازانه پیشگیری، جامعه عاری از بزهکاری است. در طرح‌ریزی پیشگیری، باید از این اهداف کلی و مهم منصرف شده و هدف دقیقی را مشخص کرده و شاخص‌های ریسک را مشخص کنیم. مثلاً در طرحی که می‏ریزیم، هدف دقیقمان این باشد که در فلان محله از شهر که محل خرید و فروش اموال مسروقه و تجمع مجرمین و منحرفین است و در واقع به یک محیط مجرمانه تبدیل شده است، رفع مشکل بنمائیم. باید دید هدف ما کاهش خرید و فروش اموال مسروقه در آن محل است یا محو خرید و فروش اموال مسروقه و یا اتخاذ ترتیباتی که منجر به جابه جای ی جرم می‏شود.

بنابراین در تعیین هدف پیشگیری بایستی واقع‌بین باشیم تا هدف از کلی بودن و ابهام خارج شود.

مرحله پنجم ـ انتخاب نوع پیشگیری است. از آنجا که در جرم‌شناسی پیشگیرانه هستیم، بدیهی است پیشگیری‏های ما یا جنبه اجتماعی دارند و یا جنبه وضعی یا ناظر به اوضاع و احوال کل جامعه هستند یا این پیشگیری ناظر به شرایط و وضعیت پیش‌جنایی است. بدین منظور، جرم‌شناسی پیشگیرانه می‏تواند روش‌هایی را در اختیار متخصص پیشگیری قرار دهد. به عنوان مثال، در سطح اول، ممکن است پیشگیری در سطح جامعه صورت گیرد. مثل فراهم آوردن فرصت‏های فراغت برای جوانان، برنامه‏های مسافرتی، تفریحی و سرگرم‌کننده.

همچنین، پیشگیری می‏تواند در سطح وضعیت‌های پیش‌جنایی متمرکز گردد. یعنی از تشکیل وضعیت مشرف به جرم جلوگیری کند. هدف اجرای اقدامات روانی ـ اجتماعی جلوگیری از شکل‏گیری این وضعیت‌ها می‌باشد تا جلوی ارتکاب جرم گرفته شود یا مقرراتی اعمال گردد که از شکل‏گیری این وضعیت‌ها جلوگیری نماید.

در مورد وضع مقررات و اتخاذ روش‌های فنی برای جلوگیری از وضعیت‌های پیش‌جنایی، می‏توانیم به وضع «جرایم مانع»(محمدعلی، 1383) اشاره کنیم، نظیر ممنوعیت فروش و حمل اسلحه.

روش دیگر، اتخاذ تدابیری است که از تحقق فرآیند گذار از اندیشه به عمل مجرمانه جلوگیری می‌کند. به عبارت دیگر، این روش می‏تواند یک نوع جلوگیری از توسعه روند گذار به عمل باشد. این پیشگیری از سطح سوم، قرابت‌هایی با پیشگیری سطح دوم دارد. این قرابت‌ها از این جهت که اقدامات ما در سطح دوم ناظر به خود مجرم است و اینکه با اقداماتی که در محیط انجام می‏دهیم مرتکب منصرف می‏شود، وجود دارند.

مطلب مشابه :  ارتباط جرایم سیاسی با سایر جرایم

مرحله ششم، تعیین مقام و مرجع صالح برای پیشگیری است. در خصوص پیشگیری، تقریباً این اجماع وجود دارد که واحدهای اجتماعی مثل پلیس باید وظیفه پیشگیری را انجام دهند. اینکه آیا پلیس کافی است یا خیر، باید گفت که نقش پلیس بیشتر در چهارچوب پیشگیری کیفری قابل توجه است، هر چند اقدام او هم منجر به جلوگیری از ارتکاب جرم می‏شود.

از طرف دیگر، از نظر اجرای فنی هم در خصوص اینکه آیا پلیس مجری تمام طرح‌های پیشگیری باشد، اتفاق نظر وجود ندارد. عده‏ای مقام صالح برای پیشگیری را خود مردم می‏دانند. مردم از این زاویه به دو گروه تقسیم می‏شوند: گروه اول عده‏ای هستند که در معرض مجرم و بزه‌دیده شدن قرار دارند و گروه دوم، مردم به معنای خاص و خارج از این گروه هستند.

بدیهی است که جمعیت در معرض خطر بزهکاری و بزه‌دیدگی، باید در پیشگیری شرکت نمایند. یعنی خودشان موضوع اقدام پیشگیری هستند. اما این مشارکت باید تعریف شده و سازمان‏دهی شده باشد. به طوری که جای سوء استفاده فراهم نشود. زیرا چنانچه بر مشارکت این دسته از جمعیت و مردم در پیشگیری مقرراتی وضع نشود، موارد سوء استفاده فراوان می‌گردد. مثلاً دفاع شخصی (Personal defence) از خود،  دفاعی است که با دفاع مشروع فرق می‏کند. دفاع مشروع یک مقوله کیفری است و با دفاع شخصی امکان سوء استفاده از دفاع مشروع  بوجود می‏آید. به عنوان مثال، افراد یک  محله که در معرض خطر جرم قرار دارند، گروه‌های شبه نظامی تشکیل می‌دهند که هدفشان مبارزه با جرم در آن محل می‌باشد. بدیهی است که در مورد مشارکت کردن باید خیلی احتیاط کرد.

در خصوص عموم مردم مسأله بسیار پیچیده است. در باب پیشگیری شعار کلی امروزه این است که پیشگیری از جرم یک امر همگانی است، یعنی اعم از مردم و دولت. اما بحث این است که اگر ما به نام پیشگیری مردم را در مقابله با جرم مشارکت دهیم، آیا در این خصوص نیز زمینه‏های سوء استفاده و پایمال شدن حقوق خود مردم فراهم نمی‏شود؟ آیا به نام پیشگیری، کرامت اشخاص در معرض سوء استفاده قرار نمی‏گیرد؟ آیا آزادی رفت و آمد افراد و خلوت زندگی آنها در معرض خطر مداخله دیگران قرار نمی‏گیرد؟

به همان میزان که مشارکت مردم در پیشگیری مهم است، به همان میزان نیز ممکن است زمینه تجاوز به حقوق دیگران فراهم شود. در اینجاست که دولت به عنوان متولی اصلی امنیت، باید در چهارچوب مشخص، جایگاه مردم را مشخص کند. بنابراین، مردم می‌توانند در اقدام پیشگیری دخالت داشته باشند، لیکن باید نظارت دولت هم  موجود باشد.

مرحله هفتم، مرحله ارزیابی علمی پیشگیری است. علی‌الاصول، پیشگیری و تجربه‏های مربوط به آن، در ظاهر امر ایجاد امید می‏کند، اما این کافی نیست. یعنی حتی اگر کلیه احتیاجات در برنامه‏ریزی و طرح‏ریزی یک پیشگیری شده باشد، باز هم ممکن است در مرحله اجرا و دقیقاً به لحاظ اینکه موضوع پیشگیری جرم است و با پدیده انسانی مواجه است، این طرح با شکست مواجه شود. لذا لازم می‏آید که از نظر علمی برآورد گردد. این بیلان را یا ادارات و دستگاه دولت و یا افراد متخصص و کارشناس تهیه می‌کنند.

اصولاً تمایل سازمان‌های دولتی و اداری به این است که ارزیابی برنامه خود را در جهت مثبت اعلام کنند. به همین جهت است که در طرح پیشگیری باید از افراد متخصص استفاده کرد.

معیار سنجش برای کاهش یا افزایش طرح پیشگیری چیست؟ بدیهی است یک معیار برای سنجش ممکن است کاهش یا متوقف یا محدود شدن بزهکاری باشد. معیار دیگر نیز تغییر رفتار مردم و ملاحظه ایجاد تغییر در بالقوگی‏های مجرمانه و در وضعیت‌های ماقبل بزهکاری است.

مثلاً در پیشگیری وضعی، در بادی امر سرقت کاهش پیدا می‏کند و سنجش ما از پیشگیری به معنای توفیق آن خواهد بود، ولی باید ببینیم به دنبال این توفیق، یعنی کاهش سرقت، پدیده‏های جنبی بوجود نیامده‏ است.

در سنجش باید ارزیابی جامع صورت گیرد. آیا توفیق پیشگیری وضعی در محل، منجر به جابه جای ی جرم در زمان و مکان نشده است؟ آیا موجب تغییر بزهکاری یا جرم نشده است؟ زیرا تحقق چنین پدیده جمعی، بیلان توفیق پیشگیری را تقلیل می‏دهد.

در خصوص بیلان‏گیری از پیشگیری توصیه شده است که ارزیابی و سنجش باید دوره‏ای باشد و نباید منتظر پایان برنامه پیشگیری باشیم. بویژه زمانی که برنامه پیشگیری طولانی است، طراح باید بطور منظم و ادواری نمونه‌برداری کرده و آنها را ارزیابی کند. بدیهی است این بیلان‌گیری‌های ادواری به متخصص پیشگیری امکان می‏دهد که جرح و تعدیل‌های موضعی برای آن طرح انجام دهد.

بدین ترتیب در سنجش پیشگیری، متخصص پیشگیری می‏خواهد برونداد این طرح را با درونداد آن مقایسه و ارزیابی کند. تا چه اندازه نتیجه پیشگیری با هزینه‏های انجام شده انطباق دارد. اینجاست که جرم‌شناسی سازمانی یا مهندسی جرم‌شناسی صورت می‏گیرد. یعنی حال که ما برای پیشگیری سرمایه‏گذاری کردیم، باید ببینیم در بیلان‌گیری از این پیشگیری برونداد این سرمایه‏گذاری چیست؟

بدیهی است در این سنجش و ارزیابی، هدف انطباق دستاوردها با انتظارات و اهداف پیشگیری است. این که ما پیشگیری را از قبل موفق بدانیم یا اینکه دولت در توجیه سرمایه‏گذاری‌های خود اظهار کند که اگر هیچ کار نمی‏کردیم وضع بزهکاری بدتر می‏شد، نمی‏تواند قابل پذیرش باشد. نباید پیشگیری را پیشاپیش موفقیت‏آمیز بدانیم.

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92