رشته حقوق

مداخله در بحران بزه­دیدگی کودک

نقش مددکاران اجتماعی در مرحله پیش از رسیدگی

گفتار اول: مداخله در بحران بزه­دیدگی کودک

منظور از مداخله در بحران بزه­دیدگی کودکان، انجام یک سلسله اقدامات سنجیده، برنامه­ریزی شده و مبتنی بردانش است که هدف آن خروج کودک بزه­دیده از وضعیت بحرانی می­باشد.

فرو نشانی بحران امری تخصصی است و مداخله کنندگان در آن باید آموزش­های لازم را در زمینه کاهش آسیب­های ناشی از بحران و پیش­گیری از بزه­دیدگی مجدد دیده باشند. برای فرونشانی بحران بزه­دیدگی کودکان، مداخله کنندگان باید دانش و مهارت کافی در مورد مسائل زیر داشته باشند :

1- بزه­دیدگی کودکان، انواع، علائم و آثار آن؛

2- نیازهای کودکان در شرایط بحرانی با توجه به نوع بزه­دیدگی؛

3- شیوه رفتار با کودکان در سنین مختلف به­ویژه در شرایط بحرانی؛

4- اقدامات فوری و ضروری که باید برای کاهش آسیب وجلوگیری از بزه­دیدگی مجدد انجام داد.

لایحه حمایت ازکودکان و نوجوانان، بزه­دیدگی کودکان را از مصادیق وضعیت مخاطره­آمیز دانسته و مددکاران اجتماعی را موظف نموده است که بدون فوت وقت در بحران پیش­آمده مداخله کنند و گزارش آن را به مرجع قضایی ارائه نمایند. ماده 36 لایحه مذکور مقرر می­دارد: « هر گاه خطر شدید و قریب­الوقوعی کودک و نوجوان را تهدیدکند یا به سبب وضعیت مخاطره­آمیز موضوع ماده 3 این قانون، وقوع جرم محتمل باشد، مددکاران اجتماعی بهزیستی یا واحد حمایت دادگستری و ضابطان دادگستری مکلفند فوری و در حدود وظایف و اختیارات قانونی، تدابیر و اقدامات لازم را در صورت امکان با مشارکت و همکاری والدین، اولیاء و یا سرپرستان قانونی کودک و نوجوان جهت رفع خطر، کاهش آسیب و پیشگیری از وقوع جرم انجام داده ودر موارد ضروری وی را از محیط خطر دور کرده و با تشخیص و زیر نظر مددکاران اجتماعی به مراکز بهزیستی و یا سایر مراکز مربوط منتقل کنند و گزارش اقدامات خود را حداکثر ظرف 12 ساعت به اطلاع دادستان برسانند ».

با توجه به ماده فوق، هدف از مداخله مددکاران اجتماعی در چنین وضعیتی، رفع خطر، کاهش آسیب و پیشگیری از وقوع جرم است. آنها موظف­اند تدابیر و اقدامات لازم را حتی­الامکان با مشارکت و همکاری والدین، اولیاء یا سرپرستان قانونی کودک و نوجوان انجام داده و گزارش موضوع و اقدامات خود را حداکثر ظرف 12 ساعت به اطلاع دادستان برسانند.

نکته جالب توجه این است که مطابق ماده 37 لایحه مذکور ، مددکاران برای مداخله در وضعیت بحرانی (خطر شدید و قریب­الوقوع و یا وضعیت مخاطره­آمیز) می­توانند بدون کسب مجوز از مرجع قضایی وارد عمل شوند؛ مشروط بر اینکه دلایل ضرورت مداخله را در گزارش خود تشریح نمایند.

مددکاران اجتماعی برای کاهش آسیب­های ناشی از بزه­دیدگی و پیشگیری از بزه­دیدگی مجدد می­توانند فعالیت­های خود را بر سه محور سلامتی کودک، تأمین امنیت و ایجاد آرامش خاطر برای او، متمرکز کنند که در ادامه به شرح هر یک از موارد خواهیم پرداخت.

 

 

الف) حفظ سلامتی کودک بزه­دیده

« نخستین دغدغه هر مداخله کننده در بحران، باید سلامت جسمی بزه­دیده باشد. تا هنگامی که روشن نشده که بزه­دیده از نظر جسمی در خطر نیست یا نیازی به کمک پزشکی ندارد، دیگر حمایت­ها را باید کنار گذاشت »[1].

کودک ممکن است در اثر بزه­دیدگی دچار سوختگی، شکستگی، خونریزی­های داخلی، ضایعات داخل جمجمه­ای و نخاعی و… شده باشد. بنابراین مددکاران باید آمادگی لازم برای مقابله با این نوع آسیب­ها را داشته باشند. از پزشکان حاذق و متخصص در زمینه بزه­دیدگی کودکان کمک بگیرند و بدون فوت وقت، همه اقدامات ضروری را جهت کاهش آسیب­های وارده به کودک انجام دهند.

مددکاران علاوه بر سلامت جسمی کودک بزه­دیده باید به سلامت روانی وی نیز توجه داشته ­باشند. رایج­ترین واکنش­ روانی شناسایی شده بلافاصله پس از بزه­دیدگی، اختلال فشار روانی پس از رویداد آسیب­زا (PTSD  ) است. این اختلال مجموعه­ای از علائم روانی است که پس از مواجه فرد با رویداد آسیب­زا به­وجود می­آید. احتمال بروز این اختلال در همه سنین وجود دارد؛ اما این احتمال در کودکان بیش از دیگران است. زیرا آن­ها آستانه تحمل پایین­تری داشته و در نتیجه آسیب­پذیری بیشتری دارند. درمان این اختلال مستلزم به­کارگیری روش­های مختلف روان­درمانی و دارودرمانی است. آنچه مددکاران مداخله­کننده در بحران، باید درباره این بیماری بدانند، اولاً علائم و نشانه­های این بیماری در کودکان است و ثانیاً شیوه رفتار مؤثر با کودکان مبتلا به این بیماری. رایج­ترین نشانه­های این بیماری در میان کودکان عبارت است از[2]:

مطلب مشابه :  مسئولیت مدنی بین المللی دولت

1-ناآرامی و بی­قراری، رفتارهای پرخاشگرانه و احساس بیزاری از دیگران؛

2-گوشه­گیری و مشکلات در روابط بین­فردی و به سختی انس­گرفتن با دیگران ( به­خصوص هنگامی که کودک مورد سوء­استفاده جنسی قرارگرفته باشد)؛

3-احساس گناه و شرمندگی؛

4-رفتارهای تهییجی و برانگیختگی بیش از حد (احساس گوش به زنگ بودن و …)؛

5-اجتناب از افکار و احساسات و حتی اماکنی که وقایع ناخوشایند را برای کودکان یادآوری می­کنند؛

6-تکرار خاطره­های رویداد آسیب­زا در ذهن.

مددکاران برای مقابله با این اختلال باید شرایط را برای آسایش عاطفی کودکان فراهم نموده و حسب مورد، تکنیک­های خودآرام­سازی و تکنیک­های مقابله با افکار مزاحم را به آنها بیاموزند.

ب) تأمین امنیت کودک بزه­دیده

یکی از مهمترین اهداف مداخله در بحران بزه­دیدگی، رفع خطر و ایجاد امنیت برای کودک است. ایجاد امنیت در اغلب موارد کار بسیار دشواری است و مددکاران برای موفقیت در این کار باید آمادگی لازم را برای روبه­رو شدن با وضعیت­های مختلف بزه­دیدگی داشته باشند. جلب مرتکب، یکی از راه­های ایجاد امنیت برای کودک است؛ اما این اقدام در همه موارد امکان­پذیر نیست و برای حفاظت از کودک باید تدابیر دیگری اندیشید.

در اجرای این تدابیر امنیتی الویت با اقداماتی است که منجربه خروج کودک از محیط خانواده یا قطع ارتباط با آنها نشود[3]. به­همین دلیل مددکاران باید سعی­کنند حتی­الامکان کودک را به والدین خود بسپارند. مددکاران پیش از سپردن کودک به والدین، باید از توانایی­های آنها در محافظت از فرزند خود مطمئن شوند ودر صورت لزوم اطلاعات لازم در زمینه حفظ امنیت کودک را در اختیار آنها قرار دهند.

حفظ امنیت کودک هنگامی دشوارتر می شود که مجرم یکی از والدین او باشد. در این صورت مددکاران باید فعالیت های خود را روی والد غیر آزارگر(معمولاً مادر) متمرکز کنند تا او بتواند از فرزند خود نگهداری و محافظت نماید.[4] مددکاران باید به مادر کمک کنند تا موقعیت خود را درک کند و کنترل خود را به­دست­آورد. سپس شیوه­های حفاظت از کودک را به او بیاموزند. در صورت عدم دستگیری مجرم، مددکاران باید آنها را به جای امنی منتقل کنند و به مادر اطمینان دهند که در صورت بروز مشکل، او را یاری خواهند کرد. علاوه­براین، لازم است مددکاران به مادر یادآوری نمایند که باید در نگهداری از کودک دقت کند و در صورت سهل­انگاری در مقابل قانون مسؤول خواهد بود.

در صورتی که والدین مسؤولیت حفظ امنیت کودک را نپذیرند و یا توانایی حفاظت از او را نداشته باشند، مددکاران می­توانند کودک را به­طور موقت به مراکز بهزیستی یا سایر مراکز منتقل کنند و تا تعیین تکلیف نهایی نظارت کافی را بر آنها داشته باشند.[5]

ج) ایجاد آرامش خاطر در کودک بزه­دیده

توجه به سلامت و امنیت اگرچه از اهمیت ویژه­ای برخوردار است اما به تنهایی برای ایجاد آرامش در کودک کافی نیست. ممکن است کودک علی­رغم تأمین سلامت و امنیت، باز هم احساس آرامش و اطمینان خاطر نداشته باشد.

برای اطمینان دادن به کودک، مددکاران باید اورا از تدابیری که در جهت پیشگیری از بزه­دیدگی مجدد اندیشیده شده است، آگاه کنند. همچنین او را مطمئن سازند که به نظرش احترام می­گذارند و بدون توجه به نظر و عقیده او، درباره­اش تصمیمی نمی­گیرند.

مددکاران باید به کودک بزه­دیده فرصت دهند تا عواطف و احساسات خود را ابراز نماید. سپس صادقانه با او همدردی کنند و به وی اطمینان دهند که همه واکنش­هایش طبیعی و منطقی است، جامعه این رویداد را محکوم نموده و از او پشتیبانی خواهد کرد.[6] برخی کودکان، هنگام بزه­دیدگی احساس گناه می­کنند؛ بنابراین باید به آنها اطمینان داد که تقصیری متوجه آنها نیست؛ این مجرم است که مسؤول است و باید پاسخگو باشد.

مددکاران باید به کودک کمک کنند تا موقعیت خود را درک کند، کنترل خود را به­دست­آورد و افکار خود را سازماندهی کند. سپس او را برای مقابله با واکنش­هایی که ممکن است دیگران نسبت به بزه دیدگی او داشته باشند و آنچه ممکن است در رابطه­اش با نظام عدالت کیفری روی دهد، آماده نمایند.

 

گفتار دوم : ارائه گزارش بزه­دیدگی کودک

یکی از مهمترین خدماتی که مددکاران اجتماعی می توانند در جهت حمایت از کودکان بزه­دیده انجام دهند، ارائه گزارش بزه­دیدگی آنها به مرجع قضایی است. مددکاران برای ارائه این گزارش، باید با اصول گزارش نویسی، هدف ارائه گزارش و مسائل حقوقی مورد نیاز مرجع قضایی، آشنایی داشته باشند.

مطلب مشابه :  مبانی و ارکان مهایات در حقوق

اهمیت گزارش مذکور در این است که مبنای کار مرجع قضایی قرار خواهد گرفت و تصمیم­گیری­های بعدی در رابطه با کودک بزه­دیده، براساس این گزارش پایه خواهد بود. این گزارش برای مرجع قضایی حکم سندی را داراست که نویسنده آن باید مسؤولیت صحت آن را بر عهده بگیرد[7]. بنابراین مددکاران باید گزارش خود را با رعایت صداقت و امانت تنظیم نموده و مطالب مورد نیاز را با بیانی روان و گویا مطرح نمایند.

بر اساس ماده 36 لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان، چنانچه مددکاران برای مداخله در بحران بزه­دیدگی، بدون کسب مجوز قضایی وارد محل زندگی یا کار کسی شده باشند، مکلف­اند گزارش خود را حداکثر ظرف 12 ساعت به اطلاع دادستان برسانند.

 

 

 

 

ذکر موارد زیر در گزارش بزه­دیدگی کودک ضروری به­نظر می­رسد:

1- مشخصات کودک بزه­دیده و والدین او

در تنظیم گزارش بزه­دیدگی کودک، پیش از هر چیز باید مشخصات کودک و والدین او به­طور دقیق نوشته شود. این مشخصات شامل نام، نام خانوادگی، سن، جنس، قومیت، میزان تحصیلات، شغل، آدرس محل زندگی و محل کار، تلفن تماس و … می­باشد.

2- ویژگی­های بزه­دیدگی

ویژگی­های بزه­دیدگی شامل مواردی چون نوع و ماهیت بزه­دیدگی( اعم از کتک­زدن، محرومیت از تحصیل، وادارکردن به تکدی، هرزه­نگاری و … )، شدت و وسعت و درجه بزه­دیدگی( مانند سوختگی درجه دوم، آسیب پوستی عمیق یا سطحی و … ) ، سابقه، مدت استمرار و تکرار آن می­باشد.

3- چگونگی مطلع شدن از بزه­دیدگی و شیوه­های انجام تحقیقات

ذکر طریقه مطلع شدن از بزه­دیدگی و شیوه انجام تحقیقات، به مرجع قضایی کمک می کند که میزان اعتبار اطلاعات به­دست­آمده در نتیجه تحقیقات را بسنجد. گزارش­دهنده ممکن است سازمان­های فعال در زمینه کودکان، آشنایان و بستگان کودک، خود کودک و یا هر کس دیگری باشد که به نحوی از وقوع جرم مطلع شده است. ذکر نام، مشخصات و تلفن تماس گزارش دهنده می­تواند در مواقع ضرورت کمک کننده باشد. شیوه انجام تحقیقات نیز شامل مواردی نظیر گفتگو با کودک و معاینه وی، مشاهده پرونده پزشکی کودک،گفتگو با والدین و سایر افراد وابسته، پرس و جو از همسایگان و آشنایان، تحقیق از مدرسه کودک و … می­باشد.

4- دلایل ضرورت مداخله

چنانچه اطلاعات به دست آمده از تحقیقات، نشانگر فوریت موضوع بوده و مددکاران به ناچار، بدون کسب مجوز قضایی وارد محل زندگی یا کار کسی شده باشند، لازم است در گزارش خود دلایل ضرورت مداخله را بیان نمایند.[8]

در این قسمت آنها باید وضعیتی را که منجر به بزه­دیدگی کودک شده است به طور کامل و دقیق تشریح کنند؛ آن را با مواد مقرر در قانون در رابطه با انواع بزه­دیدگی کودکان منطبق نمایند و با دلایل محکم و منطقی، ضرورت مداخله فوری و بدون کسب مجوز قضایی را توجیه نمایند.

5-  اقدامات انجام شده در جریان مداخله

در جریان مداخله­دربحران بزه­دیدگی، مددکاران موظف­اند اقدامات و تدابیر لازم را در حدود وظایف و اختیارات قانونی خود انجام دهند. همان طور که در گفتار قبل توضیح داده شد، این اقدامات شامل اقداماتی است که در جهت سلامت جسمی و روانی، امنیت و اطمینان خاطر کودک انجام شده است. مددکاران باید جهت اطلاع مرجع قضایی، مشروح این اقدامات و چگونگی انجام آنها را در گزارش خود منعکس کنند. در صورتی که اقدامات امنیتی منجر به جدا شدن کودک از والدین خود شده باشد، مددکاران باید علت آن را نیز ذکر نمایند. علاوه بر این ذکر نکاتی در رابطه با وضع فعلی کودک، میزان مشارکت والدین در فعالیت­های مداخله ای و … نیز در این قسمت ضروری به­نظر می­رسد.

1ـ اداره کنترل مواد مخدر و پیشگیری از جرم سازمان ملل متحد، مرکز بین المللی پیشگیری از جرم، پیشین، ص 46.

1ـ قهاری، شهربانو، کودکان و بلایا، صص 23 و 22.

1ـ لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان، ماده 50.

2- Bourassa, Chantal (2008), Child Welfare  Workers  Practice  In Cases  Involving  Domestic Violence,  P 3.

3ـ لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان، ماده 36.

1ـ اداره کنترل مواد مخدر وپیشگیری از جرم سازمان ملل متحد، مرکز بین المللی پیشگیری از جرم، پیشین، ص 49.

1ـ اقلیما، مصطفی و راهب، غنچه، پیشین، ص 146.

1ـ لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان، ماده 36.

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92