رشته حقوق

مباحث گسترده جهانی شدن

: مباحث گسترده جهانی شدن

گفتار اول: تداوم یا تغییر

مباحث و اختلافات پیرامون جهانی سازی ، اغلب از تعریف آن شروع می شود . اغلب مردم از این واژه استفاده می کنند بدون اینکه به درستی این ا صطلاح را بشناسند . مثلا” برخی نویسندگان         جهانی شدن را به یک مرحله از سرمایه داری یا مدرنیته تعبیر کرده اند بدون اینکه ماهیت چنین عبارتی را مشخص کنند حتی برخی گفته اند جهانی شدن یک روش جدید تفکر است .  برخی تعریفها نیز کمکی نمی کند مثلا” گفته شده جهانی سازی فرایند زمان ما برای جهانی شدن است .[1] خلاصه اینکه با این مبهم گویی ها جهانی شدن برچسپی برای هر چیز که بی اهمیت باشد استفاده         می شود و از بیهودگی آن سخن می گویند .  مثلا” در سال 1943 یکی از با نوان نماینده کنگره آمریکا از این موضوع در سخنرانی خود شکایت می کند که همه چیز به شکل جهانی شده است. [2] ملاحظه می کنیم این گونه رد کردن موضوع ، بی عدالتی است .همانطور که ما در واژه فرهنگ ، توسعه و       بین الملل دقت می کنیم و با وسواس همه ابعاد آن را می سنجیم ، لازم است که در کاربرد جهانی شدن هم توجه کنیم . با همه جنجالها پیرامون تعریف ، روش ، ادواری شدن و توضیح موضوع جهانی شدن باید نظر کنیم که در یک مقوله ، همه اینها مشترکند که در جامعه معا صر ما تغییراتی به وجود آمده است . یکی از جامعه شناسان به نام ژیدن می گوید : ضرورت نظام جهانی یعنی اینکه دنیایی که در آن زندگی می کنیم متفاوت از سالهای قبل است .[3]  اگر جنگهای گذشته عاملی برای تبادلات اجتماعی و محرک اصلی تغییرات بود ، امروزه هرگونه تغییر ا صلی از جهانی سازی سرچشمه         می گیرد و بنابراین آیا می توان گفت تمامی تغییرات اجتماعی ناشی از وضعیت جهانی شدن کنونی است؟ اگر چه ضرورت جهانی شدن در زندگی معا صر منجر به تغییر شکل ساختارهای اولیه روابط اجتماعی گردیده است اما پنج عامل اصلی در ارتباط با سازمان اجتماعی وجود دارد که جهانی شدن هم در زمینه آنها توسعه پیدا می کند .عوامل جغرافیایی ، تولید ، حاکمیت ، هویت و علم و دانش  باعث تغییرات حاکم بر فرهنگ و روانشناسی اجتماعی ، مقررات  و نظم جهانی و انواع اقتصاد شده است. [4] با توجه به نقش تولید از دیدگاه ا قتصادی ، برخی جهانی شدن را کاملا” به تغییر روش شکل تولید ارتباط می دهند در حالی که گروهی نیز همان نقش تداوم را برای موضوع قائل هستند .   از دید نویسندگان اقتصاد ، معاهدات نشان می دهند که بازارهای جهانی ، رقابت جهانی و مدیریت جهانی به طور اساسی تغییر شکل داده است به گونه ای که سازمان و رفتار شرکتها نیز تغییر                  کرده است . [5]تاکید بر انقلاب به وجود آمده در حمل و نقل ارتباطات و فرایند اطلاعات ، دلیل این مدعاست . با وجود اهمیت مسائل اقتصادی ، دیدگاه دیگری وجود دارد که بحث جهانی شدن را     به تغییرات اجتماعی و تمرکز بر موضوعات مرتبط با حاکمیت بررسی می کند . آیا توسعه یک دنیای جهانی تغییرات اساسی را در زندگی اجتماعی به وجود می آورد ؟ آیا جوامع معا صر یک روش جدیدی از حاکمیت را به دلیل جهانی سازی تجربه می کنند ؟ از این دیدگاه بحثهای جهانی شدن و حاکمیت مرتبط با ماهیت و خصلت دولت است . مثلا” برخی اعتقاد دارند که جهانی شدن دنیای معاصر دولتها را از حاکمیت مطلق محروم کرده است.[6]از بحثی که بدان اشاره شد نتیجه میگیریم که رشد روابط جهانی منجر به کاهش وضعیت دولت کشور و رفتارهای جدید دولتها شده است .[7]            ا فرا طیون این دیدگاه ، دولتها را قربانی بی علاج جهانی شدن می دانند .نتیجه اینکه دولت باید خودش را از روابط جهانی که خود مختاری آن را محدود می کند خلاص کند . از لحاظ تداوم وضع سابق نیز باید گفت دولتها یا دولتهای ا صلی اقتدار نظام مند اولیه خود را حفظ می کنند ، حتی اگر تحت عوامل اقتصادی و مالی جهانی قرار داشته باشند . [8] در مجموع باید گفت در روند جها نی شدن ، نظام وستفالی از حالت ثبات در آمده و در روند تکاملی خود دولتها تحت نظام جهانی باقی  می مانند اما به صورت انحصاری که به  عنوان یک ا صل حاکمیتی در منشور ملل متحد نام برده شده است . مقوله دیگری که در بحث تداوم یا تغییر در نظام قانون مند جهانی مطرح می شود ، هویت و ساختارهای اجتماعی گروههاست . در اینکه جهانی سازی مردمان مختلف را شبیه تر یا متفاوت تر از گذشته می کنند ، بحث است . آیا جهانی سازی موجب یگانگی یا چند گانگی هویت هاست؟ از یک طرف بسیاری که جهانی شدن را نزدیک لیبرا لیزاسیون و غربی شدن می دانند فرایند جهانی سازی را به نوعی تبادل فرهنگی تعبیر می کنند به گونه ای که هرکجا هرچیزی بیشتر و بیشتر شبیه می شود. [9] از طرف دیگر نیز برخی معتقدند جهانی سازی باعث تنوع بیش از حد فرهنگی می شود .مثلا” ارتباطات جهانی بازارها و از این قبیل تثبیت کننده محتویات محلی مختلف هستند به گونه ای که از آن به محلی شدن یاد می شود . [10]در طول این سالها هنوز فرهنگهای محلی به خوبی هویت خود را حفظ کرده اند  بسیاری مذاهب احساسات ملی گرایی و دیگر خصیصه های هویتی خود را در قبال جهانی شدن حفظ کرده اند .[11] طرفداران هانتینگتون معتقدند هویت سیاسی در جهانی شدن با یک تعارض فرهنگی مواجه می شود. [12] اگر چه نباید از نظر دور داشت که روابط جهانی فرصتهای زیادی برای توسعه هویتهای فرا سرزمینی و انحصاری پدید آورده است مثلا” ارتباطات طبقات ، نژادها و مذاهب و جنسیتی نوعی تکامل را پدید آورده است و از تعصبات گذشته کاسته است . در زمینه علم و دانش نیز باید گفت این پدیده از ابتدا خصلت جهانی و تکاملی داشته است . آیا می توان فراورده ای از علم و دانش را نام برد که نتیجه آن به همه جهانیان نرسیده باشد . تحولی که بعد از قرون وسطی در اروپا پدید آمد از لحاظ متدلوژی ، جهانی شدن را به عنوان یک مقوله جدای از تقسیمات نظام مند پیشین قرار می دهد و می توان گفت در برخی جوانب تعارضاتی با خصلت عقل گرایی علم که در دنیای امروز عامل ا صلی پیشرفت است ایجاد می کند.[13]

 

گفتار دوم : بین المللی کردن :

تاریخ حقوق ملتها دو قرن پس از گروسیوس منجر به تکامل در نظام دولت کشور جدید در اروپا شد . برخورد بین قواعد عرفی و تمایل حقوقدانان در تنظیم معاهدات بین المللی تفکر جدید را که از زمان بینکر شوک ریشه داشت پدید آورد و به عنوان مثبت گرایان شناخته شدند. [14] در قرن نوزدهم باز هم حقوق بین الملل گسترش یافت .تاثیر تمدن اروپایی به سایر نقاط جهان ، مدرنیزه شدن حمل و نقل جهانی ، تخریب وسیع تر جنگها و بالاخره اختراعات جدید نیاز به نظام قانون مند جهانی را بیش از پیش  مطرح ساخت . شاید بتوان حکم داوری آلاباما در سال 1872 را به عنوان نقطه عطف مهمی در رفتار دولتها به حساب آورد .دولتها شروع به رویه جدیدی کردند که از طریق مذاکره و تنظیم معاهدات بین المللی در روابط متقابل پدید آمد . از نویسندگان مهمی که می توان نام برد و از ملیتهای مختلفی بودند که برخورد علمی با موضوع داشتند و سخن واحدی را بیان می کردند از جمله: کنت، میتون هردو آمریکایی ، دو مارتن روسی ، کلبر آلمانی ، فیلیمور انگلیسی ، کالو آرژانتینی ، فیور ایتالیایی ، پرادیر فودر فرانسوی[15] و بسیاری دیگر که گرایش آنها تمرکز بر دلیل و منطق ؛ در نبود قواعد عرفی و قراردادی بود .تشکیل دیوان دائمی داوری متعا قب کنفرانسهای لاهه 1899 و 1907 و دیوان دائمی دادگستری بین المللی در سال 1921 به عنوان یک مرجع مقتدر در نظام بین المللی و جانشین آن دیوان بین المللی دادگستری کنونی در سال 1946 ، ایجاد سازمانهای بین المللی مانند جامعه ملل و سازمان ملل متحد که وظیفه ا صلی آنها رفاه بشریت و حفظ صلح است . سازمان        بین المللی کار ، سازمان بین المللی هواپیمایی کشوری و از این قبیل منجر به تقسیمات متعددی شد که کشورهای جهان را در بحران جنگ سرد به جهان اول و دوم و سوم تقسیم می کرد. پس از آن تقسیم جهان به بلوک منطقه ای و جهانی و امروزه با آغاز هزاره جدید ، بین المللی کردن مترادف با جهانی شدن به کار می رود . حقوق بین الملل با تحول و پیشرفت تمدن و اختراعات در راستای تنظیم و حمایت از فعالیتها در فضای ماورای جو، محیط زیست و کنترل اطلاعات فرامرزی نظام حقوقی جدیدی را پدید آورده است که در صدد اکتشاف و بهره برداری منابع زیر بستر خارج از حاکمیت ملی کشورها ست .[16] وقتی که از جهانی شدن به عنوان بین المللی شدن یاد می کنیم این اصطلاح به گسترش معاملات و وابستگی بین کشورها ربط پیدا میکند .از این دیدگاه یک دنیای جهانی جایی است که پیامهای بیشتر ، عقاید ، تجارت ، پول ، سرمایه گذاری ، آلودگی و مردم زیادی فرای دولت کشور سرزمینی به هم مربوط می شوند . از نظر برخی محققان جهانی شدن ، یک پدیده ناشی از        بین المللی کردن است به طوری که جهانی سازی زیر مجموعه بین الملل محسوب می گردد. [17] به همین دلیل بسیاری واژه جهانی و بین المللی را مترادف استفاده می کنند. اکثر تلاشها جهت گسترش جهانی شدن از فرایند بین المللی کردن حاصل شده است . یکی از دانشمندان اقتصاد به نام رودریک، جهانی شدن را از میزان معاملات جاری به صورت تناسبی از تولید خالص ملی اندازه گیری           می کند. [18] از معیارهای دیگری که بیان شده شامل میزان فعالیتهای فرامرزی بین کشورها ست. ازجمله سرمایه گذاری مستقیم خارجی ، سفرهای بین المللی ، عضویت در سازمانهای بین المللی و مکالمات بین المللی و از این قبیل را میتوان ذکر کرد . علاوه بر این با اندازه گیری و مقایسه بر ا ساس معیارهای سرزمینی می توان گفت یک کشورتا چه اندازه کمتر یا بیشتر جهانی است. [19] تفکر جهانی شدن همان بین المللی کردن ، از آن جهت جذاب است که یک حداقل از مطابقتهای سیاسی و              خرد گرایی را دنبال می کند . روابط جهانی از این نوع  می تواند از زمینه های هستی شناسی و روش شناسی در روا بط بین الملل مورد بررسی قرار گیرد . فرهنگ و اقتصاد جهانی می توانند مشابه  فرهنگ و اقتصاد بین المللی مورد مطالعه قرار گیرند .

مطلب مشابه :  موارد جواز قطع اعضاء

در واقع بررسی جهانی شدن به عنوان بین المللی شدن تاکید بر گرایشات معا صر دارد که موضوعات تاریخی اخیر را دوباره اجرا می کند . به خصوص با تحلیل موضوع در می یابیم که سطح تجارت فرامرزی ، سرمایه گذاری مستقیم و مهاجرت دائم ا فراد به طور نسبی بیشتر از یکصد سال اخیر بوده است . پیشنهاد این است که جهانی شدن یا به عبارتی وابستگی بین المللی بیشتر یک نوع از نظام کشورهای مدرن و اقتصاد جهانی است که در طول زمان رخ می دهد . بنابر این محققان اجتماعی        می توانند بدون دغدغه تحقیقات خود را با استفاده از کارهایی که نسلهای گذشته انجام                       داده اند ، تکمیل کنند . با همه مواردی که گفتیم باز این سوال پیش می آید که چرا با وجود واژه         بین المللی و مفهوم گسترده ای که دارد از کلمه جهانی شدن استفاده می شود؟ باید گفت بر کسی پوشیده نیست که مفهوم جهانی شدن  با وجود تجربه سالهای اخیر مداخلات و وابستگیهای            بین المللی بزرگتر را شامل می شود و این تفکر هر روز توسعه بیشتری می یابد . از لحاظ سیاسی هم چنانچه جهانی شدن را با بین المللی شدن  یکی بدانیم محل بحث و اشکال است . سیاسیون معتقدند که روابط اجتماعی در سطح جهان تنها از طریق واحدهای سیاسی به نام کشور و حکومتهای دولتها و اجتماعات ملی امکان پذیرست . بدین ترتیب استفاده از واژه بین المللی باعث غفلت از انواع سازمانها، همچنین هویت و حاکمیتی که دارای ارزش بالایی به خصوص برای مردم بومی دارد و انواع مختلف تفکرات بین المللی ومنطقه ای خواهد شد . در حالی که بیش از دویست سال قبل امانوئل کانت       می گفت : اینکه بشریت در کنار هم است ،  موضوعی غیر قابل اجتناب است . هر تخطی و اعمال خشونت نسبت به قانون و عدالت در هرگوشه جهان ممکنست در هر جای دیگر نیز تکرار شود. در دنیایی که امروز در آن زندگی می کنیم سرنوشت همه جوامع به هم پیچیده شده است . بنا براین جهانی شدن فقط از بعد اقتصادی نیست بلکه دم زدن از حقوق بین الملل و عدالت است. رژیم          سنتی حاکمیت به سمت توسعه نظم جهانی که در آن دولتها آزاد و برابر هستند پیش می رود . از بین نظم های سیاسی متمایزی که وجود دارد معیارهای محدود کننده ای در زمینه دیپلماتیک و مشارکت هست و بدین ترتیب در زمینه بین المللی ، دولتها پذیرفته اند که ا صل تاثیر گذاری به عنوان ا صلی است که می تواند در جهان بین المللی موجد حق باشد. [20]

 

گفتار سوم : آزاد سازی جهانی :

تفکر دیگری که پیرامون جهانی سازی ، موضوع مباحث فراوانی قرار گرفته . مترادف بودن این واژه با آزاد سازی و ترقی خواهی است. [21] در این خصوص جهانی سازی فرایندی از تحمیلات بر کشورها را مشخص می کند که نتیجه آن ا قتصاد آزاد و بدون مرز در سرتاسر جهان بوده است .      بدین ترتیب مقررات تجارت کالا، محدودیت ارزهای خارجی ، کنترل سرمایه و از این قبیل مختصر و در مواردی از بین می رود . سیاستهای ا قتصاد کلان آزاد در این راستا مورد مطالعه قرار می گیرد . با وجود حمایت از این روش خصوصی سازی ، تنظیم مجدد مقررات و محدودیتهای مالیاتی باعث موفقیت ، آزادی ، صلح و دموکراسی خواهد شد . به عبارتی مخالفان جهانی سازی به نوعی با سیاست آزاد سازی جهانی مخالفند که نتیجه آن عدم مداخله در تولید و اقتصاد جهان و منجر به گسترش فقر، نابرابری ، مخاصمه ، تخریب فرهنگی و محیط زیست و کاهش دموکراسی خواهد بود. در طول ربع قرن گذشته گسترش وسیع جهانی شدن و آزاد سازی ا قتصاد جهانی به خوبی مشهود است به عنوان مثال میزان متوسط تعرفه برای تولیدات غیر کشاورزی به پایین ترین سطح خود رسیده است. [22] موج آزاد سازی نقش مهمی در سرعت بخشیدن به جهانی سازی ایفاء کرده است . نتیجه مذاکرات دور اروگوئه و تاسیس سازمان تجارت جهانی نظم جهانی جدیدی را پدید آورد که باعث تحول در موضوعات تجارت سنتی گردید . کشورهای جهان سوم و جنوب مجبور به جمع شدن با یکدیگر و هماهنگی با این آزاد سازی جهانی شدند . در این فرایند اجماع کاملی وجود دارد که مفهوم جنوب از بین می رود و توجه به نقش بازار جهانی در رسیدن به توسعه مهمترین است . علاوه بر این موضوعات جدید مهمی برای کار، برا قتصاد جهان وجود دارد که نیازمند گفتگوی شمال به جنوب است و بدین ترتیب مشارکت بین المللی را تقویت میکند . اگر چه منا فع مختلفی برای کشورهای در حال توسعه است اما مفهوم «جنوب» به خصوص پس از جنگ سرد مهمتر شده است . نقش کنفرا نس توسعه و تجارت سازمان ملل متحد[23] و تقویت آن در این زمینه باید مورد توجه باشد .آزاد سازی و جهانی سازی هر دو درکشورهای در حال توسعه و صنعتی ترکیب شده اند . به عبارتی در طول ده تا پانزده سال اخیر تجارت آزاد ، با توجه به محصولات صنعتی و حرکت آزاد سرمایه بین کشورهای صنعتی رونق یا فته است . دلیل این مدعا مقایسه وضعیت با دهه 50 و60 میلادی قرن بیستم است تقویت کنترل سرمایه در سطح بین المللی تحت رژیم برتون وودز منجر به اعمال مقررات و          تعرفه های سنگین بر تولیدات داخلی و بازارهای آزاد و سرمایه داری شده بود . آزاد سازی تجارت  به سرمایه گزاری و گردش ثروت بین کشورها  می پردازد ، در حالی که جهانی سازی هم پیرامون یکسان سازی و آسان کردن تولید در کشورهای مختلف تحت حمایت یا مالکیت شرکتهای چند ملیتی و همچنین یکسان سازی بازارهای مالی و تسهیل گردش ثروت از طریق آزاد سازی توجه دارد . در این بین اخیرا” گفته اند جهانی سازی می تواند با حمایت های حقوق بشر و زیست محیطی و اجتماعی تقویت گردد. بدین منظور که سیاستهای آزاد سازی برای جهانی سازی جنبه ذاتی ندارند. [24]در هرصورت برای جهانی سازی تکراری است که بگوئیم نباید دخالتی در اقتصاد ،باشد یا نبا شد . مردم در نظر و عمل ، بازارهای آزاد را در چندین کشور دنیا بدون اینکه صحبتی از جهانی سازی باشد   دیده اند . با وصفی که آزاد سازی به گسستن قید و بندهای ا قتصادی و اجتماعی کشورها مرتبط       ا ست . عموما” همراه با خصوصی سازی هم به کار می رود . مثلا” کشورهای اروپایی در زمینه        ا لکتریسیته و گاز به گونه ای آزاد سازی کرده اند که نظام رقابتی را به وجود آورده است . اگرچه برخی شرکتهای مهم در مالکیت دولت هستند ، این سیاست توانسته تا حدود زیادی موفق باشد . اگر آزاد سازی را یک راس مثلث فرض کنیم دو راس دیگر آن خصوصی سازی و ایجاد ثبات است .   این موضوعی بود که در استراتژی سه گانه اقتصادی در معاملات به عنوان «اجماع واشنگتن » [25]مطرح شد . موضوعاتی چون کاهش یارانه های دولتی ، تنظیم مقررات جدید ، تجدید ساختار سازما نی و عدم تمرکز و بالاخره خصوصی سازی در این زمینه به کار می آید .[26] یکپارچه شدن ا قتصاد جها نی ثابت کرده که ابزارهای قدرتمندی برای کشورها جهت ترویج رشد اقتصادی ، توسعه و کاهش فقر به همراه دارد . درطول بیست سال گذشته رشد اقتصاد جهانی هر سال به طور متوسط 6% تخمین زده  می شود . این رقم دو برابر سریعتر از رشد تولیدات جهانی است .تجارت به عنوان  موتوری برای    این رشد به کار می رود . از سال 1947 زمانی که موا فقتنامه عمومی تعرفه و تجارت GATT به وجود آمد نظام تجارت جهانی از هشت دور مذاکرات پیرامون آزاد سازی ا قتصاد چند جانبه بهره  برده است . به همین نسبت آزاد سازی به صورت یکجانبه و منطقه ای نیز مفید بوده است . پایان آن دور مذاکرات که دور اوروگوئه خوانده می شود منجر به ایجاد سازمان تجارت جهانی در سال 1994 برای کمک به اجرای رشد موافقتنامه های تجاری چند جانبه شد. به جرات می توان گفت هیچ کشوری در طول ده سال گذشته به موفقیت ا قتصادی با ا فزایش استاندارد زندگی مردم خود نرسیده، بدون اینکه برای بقیه دنیا ، درهای خود را گشوده باشد . باز کردن ا قتصاد کشورها به روی ا قتصاد جهانی برای بسیاری کشورهای جهان سوم در زمینه توسعه منا فع رقابتی در برخی تولیدات ضروریست . در این کشورها که از نظر بانک جهانی به « جهانی سازی های جدید[27]» تعریف        شده اند ، حدود 120 میلیون نفر یا 14% جمعیت از فقر مطلق ، بین سالهای 1993 و 1998 خارج شده اند[28] . کشورهایی مانند هند ، ویتنام و اوگاندا که ا قتصاد خود را در سالهای اخیر آزاد کرده اند رشد بیشتر ثروت و کاهش فقر را آزموده اند . به طور متوسط کشورهای در حال توسعه ای که تعرفه های خود را کاهش داده اند ؛  در دهه 1980 از آنهایی که این کار را در دهه 1990 انجام دادند از رشد بیشتری برخوردار شدند .[29]منافع آزاد سازی بیشتر برای کشورهای فقیر و در حال توسعه ای       مفید ست که با یارانه های مجازی ، از ا قتصاد بیماری برخوردار هستند . با ا فزایش مداخل فقرا       نا شی از ا قتصاد آزاد به وجود آمدن کار برای کارگران غیر ماهر و بالا کشیدن آنها به سمت طبقات متوسط ، نابرابری بین کشورها از سال 1990 به خصوص با ا قتصاد آزاد در کشورهای در حال توسعه نتیجه مفید آزاد سازی است.

مطلب مشابه :  آثار انتقال و واگذاری سهام نسبت به شرکت

 

گفتار چهارم : جهان شمولی و یا غربی شدن :

دیدگاه دیگری وجود دارد که جها نی شدن را به سراسر پهنه گیتی بسط می دهد از این لحاظ        جهانی شدن را فرایندی می گوئیم که موضوعات و تجربیات مختلف و پراکنده مردم در تمامی قسمتهای کره زمین را دربرمیگیرد . واژه جهانی به معنی گسترده در سطح دنیا و هرکجای ممکن      می باشد . هرموضوعی مانند تقویم مسیحی یا سامسونت های تجاری ، اسلحه ها ، عروسکهای باربی و غیره را می توان گفت شامل است . غالبا” جهانی شدن به معنی جهان شمولی ، به دنبال استاندارد کردن و همسو کردن یا تشابهات سیاسی و حقوقی ، اقتصادی و فرهنگی سراسر دنیاست . به عقیده برخی نویسندگان درجه جهانی شدن از قیمت کالاهای خاص و خدماتی که در کشورها وجود دارد ارزیابی می شود. [30]هنوز برای این مفهوم دیدگاه متمایزی پدید نیامده است .جهان شمولی یک جنبه کهن از تاریخ جهان است .مثلا” پیرامون تشکیل  زمین ما قبل از تاریخ چنین گفته اند که با گسترش قاره ها نوع بشر پدید آمد و یک میلیون سال قبل جوهره جهانی شدن پایه ریزی شده است .[31] تجارت فرا قاره ای بسیاری کالاها را از راههای دور و در زمانهای مختلف در هزاره قبل در چرخه      ا قتصاد جای داده است . با توجه به اینکه هیچ مفهومی از جهانی شدن در توضیح جهان شمولی در زمانهای قبل وجود ندارد لذا نیازی به ایجاد یک واژه برای تحلیل این پدیده کهن در حال حاضر وجود ندارد .به علاوه تفکر جهانی شدن به مثابه جهان شمولی فرضیات گمراه کننده ای از جهانی شدن به معنی یکسان سازی ممکن است به دست دهد و از آنجایی که نتایج سیاسی دارد از بحث اصلی ما      که نظام قانون مند از دیدگاه حقوق بین الملل است دور می شویم . در رابطه با واژه غربی شدن که هنوز هم برخی حقوقدانان برای حقوق بین الملل چنین مفهومی در ذهن دارند و البته ناشی از تحولاتی است که بعد از رنسانس در مغرب زمین پدید آمد . باید گفت از این نظر جهانی شدن      نوعی از جهان شمولی خاص است که در آن ساختارهای اجتماعی مدرنیته مانند سرمایه داری ، صنعتی شدن ، خرد گرایی و اروپایی شدن و فرد گرایی و از این قبیل تمامی انسانها را دربرگرفته و در فرایندهایی برخی فرهنگهای از قبل موجود و خودمختاری محلی را ویران میکند . منتقدان به        غرب گرایی از جهانی شدن چنین استنباط می کنند که به معنی استعمار گری و آمریکایی شدن است. به قول مرحوم آل احمد این مفهوم به معنی غرب زدگی است . با این نظر انتقادی صحبت از جهانی شدن توسل به یک برتری و ایدئولوژی به سوی پیشرفت است که نتیجه آن سلطه مغرب زمین خواهد بود. [32]در یک مورد می توان مطمئن بود که جهانی سازی نتیجه فشار عمده مدرنیته مانند خرد گرایی علم و تولیدات سرمایه داری و حاکمیت نظام اداری است. [33]در همین برهه از زمان تمایل به سمت جهانی شدن نیز گرایش به مدرنیته را تسهیل می کند [34]. در عوض جهانی سازی معا صر غالبا” بر موضوعات جدید تاکید می کند . قابل توجه اینکه روابط اجتماعی غربی به طور گسترده و عمیقی در سراسر کره زمین وجود دارد. گاهی اوقات این غرب گرایی چهره خشنی از خود نشان داده که از آن به امپر یا لیسم یاد می شود . علاوه بر این نباید این وا قعیت را انکار کرد که نهادهای حاکمیتی  شرکتها ، وسایل ارتباط جمعی ، اجتماعات علمی و جوامع مدنی در اروپای غربی و آمریکای شما لی دارای انسجام و جذابیت بیشتری از سوی جهانی شدن معا صر هستند . نکته قابل تامل دیگر اینکه جهانی شدن و غربی شدن آن چنان ارتباط محکمی دارند که مشابه دو روی یک سکه در توسعه یکدیگر تاثیر می گذارند . تمدن غربی و مدرنیته در اشکال مختلفی جهانی شدن معا صر را همراهی کرده است .از طرفی مهم است بدانیم که از لحاظ سیاسی ، جهانی شدن اصولا” تابع تمدن غربی نیست .مثلا” جهانی شدن بودایی، جهانی شدن کنفوسیوسی ، جهانی شدن اسلامی یا هر جهانی شدن دیگری کاملا” متفاوت از غربی شدن است. [35]  بنا بر این کاملا” اشتباه است که جهانی شدن را ذاتا” امپریالیستی بدانیم زیرا که جنبشهای اجتماعی جهانی وجود دارد که هدف آنها مبارزه با قید و بند امپریالیسم است . در هر حال غربی شدن ، مدرنیته شدن و استعمار دارای تاریخ طولانی تری از         جها نی شدن معا صر است . به همین دلیل شاید بتوان جریان غالب جهانی شدن امروزی را به عنوان جنبه خاصی از نوعی مدرنیته تلقی کرد با این تصور در تعریف جهانی شدن نیازمند تعیین مشخصه ای که مدرنیته جهانی را معلوم کند خواهیم بود . بنابراین جهانی شدن و غربی شدن ، هم مرز نخواهند بود. به علاوه با این تحلیلها سخن از جهانی شدن و تعاریف مختلفی که برایش پیش می آید زیاد     می شود .با توضیحاتی که در بالا دادیم جهانی شدن شامل مباحث اجتماعی ، مردمی ، اداری و علمی و حتی روزنامه نگاری خواهد بود . انتقاداتی که بر آن وارد می شود حملاتی است که از سنت گرایان و متحجرین بر دستا وردهای نو با توجه به مفاهیم آن مطرح می شود . مطمئنا” از مطالب بالا        نمی خواهیم چنین نتیجه ای به دست آوریم که هرگونه بحث پیرامون وابستگی بین المللی کشور نئولیبرالیسم و جهانی گرایی در مقابل تنوع فرهنگی ، مدرنیته و امپریالیسم بی اهمیت است .بلکه منظور این است که در روند صلح جهانی ،  تعریف جهانی شدن مترادف بین المللی شدن ،    لیبرالیسم و جهان گرایی یا غربی شدن با توجه به ضرورت نظام قانون مند فایده ای نخواهد داشت.  با این مباحث در واقع تکرار مکرراتی صورت خواهد گرفت که ما را از ضرورت های مهم زما نه خود غا فل خواهد کرد. . با جهانی شدن مردم قادر خواهند بود از لحاظ قانونی ، فیزیکی ،  زبانی ، فرهنگی و حتی روانی با یکدیگر در هرکجای کره زمین ارتباط پیدا کنند . فضایی که عمل انسان و تجربه او تجلی پیدا می کند جایی که به آن زندگی اجتماعی گفته می شود . هنوز جغرافیا و فاصله مکانی         جنبه ای از زندگی اجتماعی است .اگر چه وسایل ارتباطی گسترده ای در سراسر پهنه گیتی وجود دارد اما روابط بین مردم همیشه در یک مکان یا محل ، یک منطقه یا یک سایت رخ می دهد بنا براین تشریح اوضاع و احوال اجتماعی بدون یک وسیله پرکننده فا صله ها کامل نخواهد بود. [36]

 

[1] Archer-M,Globalization,Knowledge and Society:Reading from International Sociology.London:sage.1990.pp1,2

Luce ,C.B-Speech to the House of Reresetatives,Congressional Record.vol89February1943p9[2]

[3] Giddens.A-Runaway World:How Globalization  is Reshaping our Lives.London Profile2002p225

[4] Bartlett,C.A and Ghosal-Managing Across Borders:The Transnational Solution,London ,Random House Buisiness Books,1998p77

[5] Taylor W.C.and Weber-Going Global.Four Enterpeneurs Map the New World Marketplace .NewYork.Viking-1996p217

[6] Camilleri,J.Aand J.Falk-The End of Sovereignty?The Politics of a Shriaking and Fragmentating World.Aldershot:Elgar1992p63

[7] Sassen,S.Losing Control?Sovereignty in an Age of Globalization,NewYork.Clumbia University Press1997.p117

[8] Helleiner E.Sovereignty,Teritoriality,and the Globalization of Finance,London,Routledge.pp138-57

[9] Norberg-Hodge.H-The Mach of the Monoculture.”The Ecologist”vol29no3-1999p124

Glocalization

Barber B.R Jihad v McWorld New York.Ballantine1996-p.146-195[11]

[12] Huntington.SP.The Clash of Civilization?Foriegn Affairs vol72.no31993pp22-49

[13] Scholte Y.A.Globalization Studies Past and Future:A Dialogue of Diversity Globalization,vol 29 no3-1999-pp.194

[14]Positivists

[15]Ken , Wheato , DeMartens , Kluber , Phillimore , Calvo , Fiore , Pradier , Fodere

[16] Burn H Weston,Richard A.Falk, Anthony D,Amato-International Law and World Order-American Casebook Series.West Publishing Company 1990-pp19-21

[17] Hirst P and G.Thompson-Globalization in Question the International Economy and the Possibilities of Governance.Cambridge Polity 1999 p.7-13

[18] Rodrik.D-The Global Governance of Trade as if Development Realty Mattered NewYork.United Nations Developments Programme.2001.p7-13

[19] Kearny-Measuring Globalization:Who,s up-Who,s down,Foreign Policy.no134,2003pp.60-72

[20] Falk,R.A-The Interpoly of Westphalia and Charter Conceptions of International Law.in Black ,ca and r Falk”The Future of the International Legal Order,vol 1.Princeton University Press-1969.pp.396-9

[21] Liberalization

[22] http://www.southcentre.org/publications/liberalization

[23] UNCTAD

[24] Marrison,A.Free Trade and its Reception.1875-1960.London:Routledge1998-pp43-47

[25] Washington consensus

[26] http://www.imf.org

[27] New Globalization

[28] World Bank.Globalization,Growth and Poverty,Facts,Fears and an Agenda for Action

Dollar,David:Globalization,Inequality and Poverty Since 1980,World Bank Mimeo2001[29]  169

[30] Bradford.S and R,Z.lowrence-Has Globalization Gone for Enough?The Costs of Fragmented Markets,Washington D.C Institute of International Economics2004-pp167-9

[31] Gamble Clive-The Prehistory of Global Civilization,Cambrige University Press1994-pp8-9

[32] Petras,J.and H.Veltmeyer- Globalization Unmasked: Imperialism in the 21th Century London:2001p170

GIDDENS,a.The Consequences of Modernity: Cambridge: 1990.pp56-9[33]

[34] Robertson,R-Globalization :Social Theory and Global Culture:London ,1992p170

[35] Pettman-Anti-Globalization Discourses in Asia”London. Routledge.2005pp77-86

[36] Brenner,N et al –state /space:A Reader.Oxford,Blackwell2003p9

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92