رشته حقوق

قتل عمد بر مبنای وضعیت بزه دیده در حقوق ایران

: قتل عمد بر مبنای وضعیت بزه دیده

 

2-1-3-1)مفهوم

بند «ج» ماده 206 ق. م. ا. ، کشنده بودن نسبی عمل مرتکب یعنی این که عمل نسبت به قربانی خاص بر اثر بیماری، پیری، ناتوانی، کودکی و امثال آنها را که از چنین ویژگی برخوردار بوده است را موجب عمدی محسوب شدن عمل مرتکب می­دانند بدین ترتیب مثلاً سیلی زدن عمل نوعاً کشنده نیست بلکه همین عمل وقتی نسبت به یک کودک تازه متولد شده با یک بیمار کهنسال انجام شود ممکن است چنین ویژگی را یافته و در نتیجه در صورت مرگ قربانی عمدی محسوب شود. به همین دلیل دیوان عالی کشور در یکی از آرائی که در زمان حاکمیت قانون مجازات عمومی سابق صادر کرده است را اشعار می­دارد «منظور از کلمه آلت و قتاله وسیله­ای است که مرتکب به کار برده و به مرگ منتهی شده باشد و اعم است از این که وسیله مزبور معمولاً کشنده باشد و یا آن که از جهت حساس بودن موضوع اصابت به مرگ مجنی علیه منتهی گردد و محدود ساختن آلت قتاله به موردی که آلت عرفاً قتاله شناخته شود (مثل کارد یا قمه) موافق با این نیست. [1]

قانونگذار در بند ج ماده 206 وضعیت­های مجنی علیه را به «مکشوف یا مشهود» همانند کودکی، پیری، ناتوانی و غیر مکشوف یا غیر مشهود تقسیم بندی نموده و آگاهی قاتل را نسبت به چنین وضعیت­هایی شرط تحقق قتل عمدی دانسته است. به عبارت دیگر مرتکب باید کاملاً از اوضاع و احوال مقتول آگاهی داشته باشد تا بتوان او را به عنوان قاتل عمدی تحت تعقیب قرار داد. ضابطه و معیار آگاهی قاتل نیز تفاوت میان وضعیت­های مکشوف و قابل رؤیت با وضعیت­های غیر مکشوف می­باشد. بدین توضیح که دفاع متهم در خصوص عدم آگاهی از وضعیت­های مکشوف به لحاظ وضوح آنها قابل ترتیب اثر نیست. به عنوان مثال چنان چه آموزگار دبستان سیلی محکمی به صورت دانش آموزی بزند و سبب مرگ او شود دفاع او مبنی بر عدم اطلاع از وضعیت مقتول «کودکی» و این که منجر به چه حادثه­ای می­شود پذیرفته نخواهد شد اما دفاع متهم در خصوص عدم آگاهی از وضعیت­های غیر مکشوف قابل رسیدگی و ترتیب اثر است. زیرا وضعیت مجنی علیه به گونه­ای است که امکان عدم اطلاع از آن وجود دارد مگر آن که در چنین مواردی خلاف آن ثابت شود هماننداین که در فرض بیماری خانواده مقتول اثبات نماید که مرتکب از بیماری او آگاهی داشته و حتی در بیمارستان نیز به عیادتش آمده است. بنابراین در مورد وضعیت­های غیر مکشوف آگاهی قاتل از وجود چنین خصوصیاتی در مجنی علیه شرط تحقق قتل عمدی می­باشد. این موضوع در یکی از آراء دیوان عالی کشور به شرح زیر مورد تأکید قرار گرفته است:

مطلب مشابه :  ساختار وکالت در نظام حقوقی آمریکا

«با توجه به کیفیت خاص پرونده و اظهارات و اقرار صریح متهم در کلیه مراحل تحقیق و دادرسی دایر بر این که با لگد به سینه متوفی زده و یا سر به زمین خورده است و فوت نموده است و قصد کشتن را نداشته و این که زدن هر لگدی به سینه نوعاً کشنده نمی­باشد و این که محرز نیست که متهم از بیماری و ناتوانی متوفی هم آگاهی داشته است یا خیر. لذا قتل مورد بحث شبه عمدی به نظر می­رسد و مورد از مصادیق قتل عمدی خارج می­باشد. [2]

 

2-1-3-2)شرایط تحقق

تفاوتی که بین بندهای (ب) و (ج) از حیث مطلق یانسبی بودن ویژگی رفتار مرتکب به شرح پیش گفته وجود دارد باعث شده است که مقنن در بند‌ (ج) آگاه بودن مرتکب نسبت به کشنده بودن عمل را شرط عمدی محسوب شدن جرم مرتکب بداند. زیرا چه بسا وی از بیماری یا ناتوانی قربانی مطلع نباشد که در چنین صورتی عمدی محسوب کردن جرم وی منصفانه نخواهد بود.

نکته قابل ذکر در این جا آن است که عدم تصریح مقنن در بند «ب» به لزوم آگاه بودن قربانی به نوعاً کشنده بودن عمل به معنی آن نیست که وی نمی­تواند جهل خود را نسبت به این موضوع اثبات کند. به عبارت دیگر دربند (ج) با توجه به نسبی بودن ویژگی عمل مرتکب اصل بر عدم آگاهی مرتکب می­باشد و در نتیجه اثبات آگاهی وی نسبت به این ویژگی (یعنی کشنده یا مجروح کننده بودن) بر عهده­ی مدعی است در حالی که در بند (ب) با توجه به مطلق بودن این ویژگی آگاهی مرتکب نسبت به آن مفروض انگاشته شده و بار اثبات عدم اطلاع (که خلاف ظاهر است) بر عهده­ی مرتکب قرار دارد. برای مثال وی می­تواند با اثبات این که گلوله­های شلیک شده را از نوع گلوله­های مشقی یا بیهوش کننده تصور می­کرده و نسبت به واقعی بودن آنها ناآگاه بوده است یا این که علیرغم نوعاً کشنده بودن انفجار از وجود مسافر در هواپیمایی که منفجر می­کرده و به عبارت دیگر از این که مرتکب یک عمل نوعاً کشنده نسبت به انسان دیگر می­شوند مطلع نبوده یا این که نمی­دانسته است که در آبی که قربانی را در آن می­اندازد کوسه یا نهنگ وجود دارد از مسؤولیت ارتکاب جرم عمدی(قتل) بگریزد. [3]

مطلب مشابه :  اعمال کنترل دولت بر کشتی های صاحب پرچم

سؤالی که در مورد عبارت : قاتل نیز به آن آگاه باشد مذکور در پایان بند (ج) ماده 206 قابل طرح می­باشد این است که آیا منظور از آگاهی مرتکب آگاه بودن وی نسبت به وضعیت خاص قربانی (مثلاً پیری – بیماری- کودکی – ناتوانی و نظایر آنها ) است یا آگاه بودن وی نسبت به کشنده بودن عمل در آن شرایط مد نظر می­باشد؟! به نظر می­رسد برداشت دوم ارجح باشد. بدین ترتیب به طور مثال طرف اثبات اطلاع مرتکب از ابتلای قربانی به بیماری عدم انعقاد خون کافی نیست. بلکه، علاوه برآن باید اثبات شود که وی می­دانسته است که نوعاً چنین افرادی بر اثر ایراد کمترین جراحتی خونریزی پیدا کرده و بر اثر تداوم خونریزی جان می­سپارند.

نکته قابل ذکر دیگر در مورد بند (ج) آن است که با توجه به نسبی بودن ویژگی رفتار مرتکب دراین بند(بر خلاف بند «ب») معمولاً نیاز به دخالت کارشناس برای احراز کشنده یا مجروح کننده بودن عمل ارتکابی وجود دارد که این موضوع در آرای شعب مختلف دیوان عالی کشور مورد تأکید قرار گرفته است. از جمله در یکی از آرای دیوان عالی کشور آمده است: «تشخیص حساس بودن موضع از اموری است که باید نظر کارشناسی درمورد آن جلب شود.» [4]

دیوان در رأی دیگری اشعار می­دارد:

«تشخیص حساس بودن یا غیر حساس بودن موضع اصابت امری است فنی و تشخیص آن از صلاحیت دادگاه خارج است. بنابراین در مواردی که آلت نوعاً قتاله نیست وفقط بر حسب موضع اصابت ممکن است قتال تشخیص شود. جلب نظر کارشناسی ضروری است». [5]

[1]. رأی شماره 8939 مورخ 23/10/1336 هیأت عمومی دیوان عالی کشور به نقل از کیوان ضیاء،قانون مجازات اسلامی در قلمرو قضایی،تهران،انتشارات ضیاء،1383،ج 1،ص456.

[2]. رأی شماره 4356 مورخ 18/8/1370 شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور به نقل از امیرخان، سیهوند: همان، ص 69.

[3]. میرمحمد صادقی، حسین:همان، ص 111.

[4]. رأی شماره 18 مورخ 16/1/1329 به نقل از کیوان ضیاء ،همان. ص 458.

[5].  رأی شماره 18 مورخ 16/1/1329 به نقل از کیوان ضیاء ،همان. ص 458.

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92