رشته حقوق

قانون مجازات اسلامی

دانلود پایان نامه

همانطور که قبلا بیان گردید در مقابل مفهوم سبب دو مفهوم شرط و علت قرار دارد که برای تمایز سبب از این دو مفهوم به بررسی و مقایسه آنان با یکدیگر خواهیم پرداخت.
بند اول: مقایسه سبب با شرط
“شرط” واژه ای عربی ست که جمع آن “مشروط و اشراط” می باشد. در لغت به معنای قرار، پیمان، عهد، نشان و علامت آمده است. در قرآن کریم واژه ی شرط به صورت جمع و به معنای علائم و نشانه های قیامت بکار برده شده است. در عرف شرط به معنای رسم و شیوه به کار می رود و در اصطلاح فقه و اصول فقه شرط به معنای چیزی است که وجود آن برای تحقق چیز دیگر لازم و ضروری است. فقها در توضیح این واژه گفته اند:” الشرط مایلزم من عدمه العدم و لایلزم من وجوده الوجود” یعنی شرط چیزی است که از عدم آن عدم مشروط لازم می آید اما از وجود آن وجود مشروط لازم نمی آید مانند حفر کردن چاه نسبت به افتادن در آن.
تعبیر دیگر شرط چیزی است که تأثیر موثر متوقف بر وجود آن است اما در علیّت آن هیچ دخالتی ندارد. برای مثال ممسک در جنایت که مجنی علیه را نگه می دارد تا دومی او را به قتل برساند شرط محسوب می شود زیرا علت جنایت فعل دومی است و امساک مجنی علیه هیچ دخالتی در سلب حیات نداشته است.
در مقایسه سبب با شرط باید گفت با وجود شباهتی که میان آنها وجود دارد با هم متفاوت هستند. شباهت سبب با شرط این است که هردو اگر نباشند نتیجه محقق نمی شود به این معنا که اگر شرط نباشد مشروط بوجود نمی آید و اگر سبب نباشد مسبب به وجود نمی آید اما با این وجود سبب نسبت به شرط در وقوع نتیجه تأثیر بیشتری دارد بدین گونه که با وجود سبب غالباً مسبب و تلف واقع می شود اما با وجود شرط معمولاً تلف به وجود نمی آید مثلاً ” الف” به “ب” پیشنهاد می دهد که برای شنا به رودخانه بروند “ب ” نیز با قبول پیشنهاد وی همراه او عازم رودخانه می شود ولی “ب” به دلیل عدم مهارت در شنا غرق می شود در اینجا پیشنهاد” الف” شرط محسوب می شود زیرا اگر پیشنهاد وی نبود این اتفاق نمی افتاد اما اتفاق پیش آمده نتیجه ی این شرط نیست بلکه عدم مهارت “ب” سبب تلف او شده است و عرف جنایت را منتسب به “ب”می داند نه به “الف “. زیرا شرط فقط زمینه ساز تلف بوده است و غالباً از آن انتظار تلف نمی رود بلکه عدم مهارت (سبب) است که باعث تلف او شده است.
بند دوم: مقایسه سبب با علت
مفهوم “علت” در برابر” سبب” قرار می گیرد. در کتب لغوی علت به معنای جهت، بهانه، سبب و نیاز آمده است. از نظر حقوق، علت هدف مستقیمی است که شخص برای دستیابی به آن خود را متعهد می سازد مانند اجرای تعهد که علت انعقاد عقد است و طرفین برای رسیدن به آن خود را متعهد به اجرای تعهدات می نمایند.
فلاسفه علت را به معنای امری می دانند که از وجود آن وجود معلول و از عدم آن عدم معلول پدید می آید. به نحوی که بین علت و معلول چنان وابستگی وجود دارد که با تحقق یافتن علت معلول بدون تأخیر و بلافاصله به وجود می آید. مانند عقد بیع که به محض تحقق آن مالکیت فروشنده نسبت به ثمن و مالکیت خریدار نسبت به مبیع حاصل می شود.
فقها در تعریف مفهوم علت بیان نموده اند ” فهو ما یستند الفعل الیه” یعنی چیزی که فعل به آن نسبت داده می شود. مانند اینکه شخصی جراحاتی به دیگری وارد می کند و این جراحات به دیگر اعضای او سرایت نموده و موجب مرگ او می گردد. بین سبب و علت از دو جهت می توان قائل به تفکیک شد اول اینکه در تسبیب عدم سبب باعث عدم حادثه می شود ولی وجود آن الزاماً باعث وقوع حادثه نمی شود به بیان دیگر در برخی از اوقات با وجود سبب حادثه اتفاق نمی افتد، در حالی که میان معلول و علت رابطه عدم و وجود برقرار است و این رابطه تخطی ناپذیر است. دوم اینکه علت بدون هیچ واسطه ای معلول را به وجود می آورد اما سبب زمینه تحقق نتیجه را بوجود می آورد اما علت تحقق حادثه سبب نیست بلکه عامل دیگری (مباشر) به عنوان واسطه حادثه را محقق می سازد.
مبحث سوم: مفهوم مباشر و مقایسه آن با سبب
گفتار اول: مفهوم مباشر
بند اول: مفهوم لغوی
در کتب لغت برای “مباشرت” معانی متعددی ذکر شده است مانند مدیر عامل کار، پیشکار و متصدی اداره، کارپرداز و کسی که از سوی دیگری سرپرست و عهده دار انجام امری شده و ضبط و ربط امور مالی و نظارت بر امور را بر عهده دارد مباشر اختیار عمل داشته و به خودی خود برای انجام امری دست به کار شده که یا انجام دهنده آن عمل است و یا ناظر مستقیم بر آن. معانی دیگر که در اصطلاحات جزائی برای مباشرت بیان شده کسی است که به نفع خود اقدام به انجام کاری می کند.
بنددوم: مفهوم اصطلاحی
اگر اتلاف به صورت مطلق و کلی به کار برده شود به معنی اتلاف به مباشرت است که در برابر واژه تسبیب قرار می گیرد عنوان اتلاف در قانون مدنی از فقه گرفته شده است در اتلاف، مباشر سبب نزدیک می باشد برخلاف تسبیب که سبب دور ضامن است یعنی شخص به طور مستقیم موجب تلف مال یا ورود خسارت به دیگری می شود برای مثال اگر کسی خرمن دیگری را آتش بزند و یا قفل خانه ای را بشکند از مصادیق اتلاف و مباشرت است.
هرگاه شخصی عدواناً به مال یا جان دیگری کلاً یا بعضاً با آلات یا بدون آلات ضرر وارد نماید به گونه ای که خسارت وارد شده را بتوان به وی منسوب کرد و توسط فاعل عمل به هدف اصابت کرده باشد آن شخص مباشر و ضامن جبران خسارت می باشد. اصطلاحاً جنایت مستقیماً و توسط خود جانی بدون هیچ گونه واسطه ای مرتکب شده باشد. مانند تحریک کردن سگ درنده و وحشی برای دریدن لباس عابرین.
محقق بودن رکن عمد یا فقدان عمد، قصد یا فقدان قصد در مسئولیت مدنی تلف کننده و وارد کننده خسارت اثری نخواهد داشت و در هر صورت شخص وارد کننده ضرر مقصر می باشد، در واقع می توان گفت وجود تقصیر شرط ضامن شناختن فرد در بحث اتلاف و مباشرت نیست حتی در حقوق مدنی شخص دیوانه ،نابالغ، سفیه نیز در صورت اتلاف مال غیر (عمد یا غیر عمد به تقصیر یا بدون تقصیر ) ضامن می باشند.
در مباشرت میان عمل جانی و جنایت و ضرر وارد شده رابطه علیّت عرفی باید موجود باشد و لازم نیست تقصیر اثبات شود زیرا ممکن است تلف و یا جنایت به طور غیر عمد انجام گرفته باشد اما باز هم مسئولیت محقق می گردد. اما میان فعل و ضرر وارد شده باید مناسبتی برقرار باشد بدین معنا که اگر فردی با اکراه وادار به تلف مال دیگری و یا خسارت به جان وی شود مباشر در حکم آلت بوده و باید سبب اقوی را مقصر دانست.
در منابع فقهی و مواد قانون قانونگذار به شکل واحدی عمل نکرده بود بدین معنی که در ماده 320 قانون مجازات اسلامی مصوّب 70 در خصوص ختّان که به طفل خسارت وارد می کند مبنای مسئولت را شرط تقصیر دانسته است و در خصوص پزشک و یا دامپزشک مبنای مسئولیت تغییر کرده و مسئولیت آنها مسئولیت محض و بدون تقصیر معرفی شده است اما در قانون مجازات اسلامی مصوّب 92 چه در صورت اتلاف،و چه در صورت تسبیب ختان، پزشک و دامپزشک مقصرند مگر اینکه عدم تقصیر توسط خود آنها به اثبات برسد.
قانونگذار در ماده 317 قانون مجازات اسلامی مصوّب 70 و 494 قانون مجازات اسلامی مصوّب 92 طبق تعاریف فوق در خصوص مباشرت بیان داشته که هرگاه جنایتی مستقیماً توسط خود شخص جانی مرتکب گردد ضامن است.
گفتار دوم: مقایسه مباشر و سبب
بررسی تفاوت و شباهت بین عوامل تحقق یک حادثه پیچیده و دشوار است و می بایست در هر حادثه ای به دقت مورد مطالعه قرار گیرد اما مهم ترین وجوه افتراق و اشتراک میان مباشر و سبب را می توان به ترتیب زیر بیان نمود:

مطلب مشابه :  روش های ارزیابی رضایت شغلی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید