رشته حقوق

فخرالدین اسعد گرگانی

دانلود پایان نامه

نجستی زین جهان جفت جوان را ولیکن توشه جستی آن جهـان را
(همان: 58)
سنّتشکنی و جسارت ویس زمانی بیشتر جلوه مییابد که وارد یک رابطهی ممنوع با رامین، برادر شوهر خود میشود. هر چند ویس به سادگی تن به عشق رامین نداد. امّا در نهایت وسوسههای دایهاش و پافشاری رامین او را تسلیم کرد. پس از آن که موبد از ماجرای ارتباط همسر و برادرش آگاهی مییابد؛ ویرو، همسر سابق و برادر ویس، را فرا خوانده و از او میخواهد خواهرش را تنبیه کند، که در غیر این صورت، خودش به بدترین شکل او را تنبیه خواهد کرد. امّا ویس در مقابل برادر میایستد و نه تنها اظهار پشیمانی نمیکند که گناه خود را به گردن میگیرد و به موبد میگوید؛ ترسی از او ندارد و هر چه میخواهد، انجام دهد:
که رامینــم گـزین دو جهــانست تنـم را جــان و جـانم را روانـست
بگفتـــم راز پیشـــت آشـــکارا تو خواهی خشـم کن، خواهی مدارا
مـرا نـز مرگ بیم است و نه از درد ببین تا که چه چــاره بایـدت کـرد
(همان: 133)
ویس خودش را عاشق رامین و آب از سرگذشته میبیند و البتّه تقدیر الهی را نیز بیتقصیر نمیداند:
قضــا بر مـن برفت و بودنـی بود ازین اندرز وزین گفتـار چه سود؟
در خانه کنون بستن چه سود است که دزدم هر چه در خانه ربودست
مرا رامین به مهـر اندر چنان بست که نتوانم ز بندش جـاودان رست
(همان: 134)
بیپروایی، جسارت، عدم مخفیکاری و صراحت کلام ویس در ادبیات فارسی از جانب یک زن، کم نظیر است.
د ـ موانع برطرف شده و وصال صورت میگیرد
در اکثر داستانهای عاشقانهی فارسی «موانعی گوناگون بر سر راه عاشقان پدید میآید، مهمترین عامل بازدارنده، دشمنی و نفرت و جنگ میان دو دودمان است که مانعی برونی و خارج از قدرت و اختیار عاشقان است. این گونه موانع در غالب داستانهای عاشقانهی ایرانی، مانند زال و رودابه، بیژن و منیژه و … نیز دیده میشود. امّا مانع بزرگ و اساسی دیگر برخورد و ستیز میان دو گرایش متضاد اخلاقی است. دو اخلاق متضاد رویاروی هم هستند. یکی اجتماعی و دیگری شخصی. انتخاب میان این دو کار آسانی نیست. از این رو از یک سو لزوم رعایت و حفظ ظاهر و محترم شمردن آنها در میان است؛ و از سوی دیگر شور عشق و تن دادن به نیروی درون چیره است. این ستیز درونی ماجرایی دردناک و کشاکش انگیز پدید میآورد … امّا عاشقان راه عشق را برمیگزینند. و داستان را به حدیث وفاداری به عشق بدل میکنند» (مختاری، 1378: 38ـ39). انعکاس این مقوله در داستان ویس و رامین نیز قابل مشاهده است. علاوه بر کنشهای درونی ویس و رامین که این ارتباط عاشقانه را در ابتدا غیر اخلاقی میدانستند و نمونههای شعریاش ذکر شد، وجود «موبد» همسر ویس و برادر رامین، وصال صورت میگیرد و دو دلداده، زمستان جدایی را پشت سر گذاشته و نوروز وصل را جشن میگیرند:
چه باشد عاشقـا گر رنج دیدی بلا بــردی و ناکامــی کشیـدی
به آســانی نیــابی شــادکامـی به بی رنجــی نیــابی نیکنـامی
به هجر دوست گر دریا بریدی ز وصل دوست بر گوهر رسیدی
زمستـان را بود فــرجام نوروز چنانچونتیرهشبرا عاقبتروز
چو در دست جدایی بیش مانی ز وصلت بیش باشد شــادمانی
وفــا گشتم مرا شـادی برآورد مه تابان به مهــرم سر در آورد
وفــاداری پسندیدیم به هر کار ازیرا شد جهــان با من وفـادار
(فخرالدین اسعد گرگانی، 1381 :142 )
«لّذت و کام غایت این عشق است. و این غایت، وحدت عاشق و معشوق است، این حماسهی «تن هوشیار» است که اکسیر خوشبختی یا «فراز تنهایی» را نه در عشق دست نیافتنی، بلکه در عشق کامروا و هماهنگی خواهرانهی روح و تن است» (اسلامی ندوشن، 1370: 141).

مطلب مشابه :  منابع انگلیسی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید