رشته حقوق

علل و آثار جهانگردی

علل و آثار جهانگردی:

گفتاراول: علل جهانگردی

همانگونه که پیش از این گفته آمد ، انسان به عنوان موجودی اجتماعی، ناگزیر از ایجاد ارتباط با محیط  اطراف ، همگنان و عموماً اجتماعی است که در آن زندگی می‌کند. این انسان بنا به وضعیتی که در آن قرار دارد، گاه به زیستن در زادگاه خود بسنده می کند و گاه نیز پا را از محیط جغرافیایی خود فراتر می‌نهد و بیرون از آن حیطه به گشت و گذار می‌پردازد، امّا آنچه، علّت این مسأله به شمار می‌رود چیست؟ به چه علت این موضوع در زندگی اجتماعی انسان جریان می‌یابد؟ پرسشی است که در فصل قبل عنوان کردیم. و پاسخ به آن را در نیازمندی  بشر دیدیم یعنی با انجام سفر نیاز یا برخی از نیازهای آدمی براورده می شود . وقتی تاریخ را ورق می‌زنیم و در مقام یک جستجوگر به دنبال این پاسخ می‌رویم، انسانی را می‌بینیم که در هر لحظه‌ی حیات خود نیازی داشته که به اقتضای برآوردن آن به این پدیده اجتماعی( سفر) دست یازیده است. امّا بی گمان سفر کردن گاهی با جنگجویی همراه بوده، گاهی در قالب تجارت و بازرگانی انجام می‌شده و گاهی نیز به منظور پژوهش و تحقیق علمی و کسب آگاهی بوده است.  گاه نیز سفر بر اثر نا امنی سیاسی مملکت انجام می گرفته است . سعدی ، آنجا که بوی حمله مغول به مشامش می رسد به ناچار در عنفوان جوانی را هی نظامیه ی  بغداد می شود و شرایط خود را در ایران بحران زده ی آن روزگار چنین ترسیم می کند :

وجودم به تنگ آمد از جور تنگی             شدم در سفر روزگاری درنگی

جهان زیر پی چون سکندر بریدم           چو یأجوج  بگذشتم از سد سنگی

مرون رفتم از تنگ ترکان چو دیدم        جهان در هم افتاده چون موی زنگی[1]

 به هر روی تاریخ باستان و حمله­ور شدنهای اقوامی همچون بابلی، فینیقی و جز آن به یکدیگر، مفهوم کلی نیاز را در ذهن آدمی متبادر می‌کند. به دست آوردن منابع عظیم آبی یا نقاط مهم و استراتژیک، افزون‌خواهی و تنوع‌طلبی یا عمدتاً تجارت، در طول حیات بشر عامل مهمّی، برای سفر به شمار می آمده است کما اینکه دیده می‌شود این عامل، عاملّی ثابت و لایتغیر بوده است. گذشت زمان و تعامل انسانها مقوله‌ی سفر را قوام و دوام ­بخشیده و به اشکال مختلف متصوّر ساخته است. امّا از نگاه تحقیقی آیا می‌توان عامل نیاز را به عنوان پاسخ سؤال، تنها گزینه دانست؟ بدون شک در این خصوص اختلاف نظر وجود دارد . به نظر می­رسد مسأله‌ی نیاز آن قدر منطقی و مستدّل است که برای تمامی اعصار و ادوار زندگی انسان پاسخگو و کارآمد ­تواند بود. نیاز به مثابه ی  چتری است که می‌تواند بر همه‌ی جوانب این سؤال بسیار مهمّ سایه اندازد، امّا از سوی دیگر تحلیلی وجود دارد که با توجه به تحولات عظیم اجتماعی که در این عصر رخ می‌دهد، نمی‌توان مقوله‌ی نیاز را پاسخی منحصر به این سؤال دانست چرا که انسان امروز، با انسان‌های  ادوارگذشته، تفاوت‌هایی فاحش دارد که نمی‌تواند از نظرها دور بماند. انسانی که در دهکده ی جهانی زندگی می‌کند و با پدیده‌های صنعتی و رسانه‌ای مخصوص عصر خود رو به روست. بی‌گمان پیچیده‌تر از همگنان باستانی خویش است و به تناسب همین پیچیدگی، جهان او هم ، تعاملات پیچیده و مناسبات شگرف عصر خود را به همراه دارد. اگر بخواهیم پاسخ این سؤال را بیابیم باید ببینیم که در این رهگذر با یک گزینه رو به رو هستیم یا با چندین گزینه؟ ایرانی عصر حاضر که با رسانه‌های جمعی و غیر قابل گریز امروز، مورد تهاجم فرهنگ و آیین غیر بومی قرار دارد و بنا به ضرورت به آن سوی مرزهای جغرافیایی مرز و بوم خود به عنوان مسافر کشانده می‌شود را در نظر بگیرید. چه عاملی علت سفر او به شمار می‌رود. آیا نیاز، علّت صرف مسافرت اوست یا چیزی بجز نیازمندی‌ها موجب آن است. این پاسخ بنا به استدلالاتی که وجود دارد نارسا و ناکارآمد است. مفهوم نیاز را در ابتدای بحث دریافتیم امّا در این قسمت از بحث باید بدانیم انسان در کجا قرار گرفته است و اصولاً چه مسائلی برای انسان امروز نیاز به شمار می‌آید؟ باید بپذیریم انسان عصر حاضر با انسان دوران‌های کهن تفاوت‌هایی فاحش دارد و این تفاوت‌ها را بایستی ناشی از تحولات ناگهانی در بخش صنعت، رسانه‌های سمعی و بصری، علم و فن دانست و به تناسب این تحولات ناگهانی تناسبات و تعاملات اجتماعی انسان این عصر هم تغییرات و تحولات عمیقی یافت. دسترسی انسان به فرایند‌های مختلف دنیای مجازی از جمله اینترنت، ماهواره و حجم عظیـم تبادل اطلاعات و داده‌ها در این میان، آنقدر کارساز و تأثیر گذار است که نمی­توان از کنار آن عبور کرد. امّا اینکه حجم عظیم این اطلاعات و داده‌ها در اختیار چه تفکر و جریانی است، بسیار قابل تأمل است چرا که عرضه ی  این اطلاعات و داده‌های عظیم، آن هم در همه ابعاد، تمامی انسانها را در هر طبقه و جنس، به سوی خود می‌کشاند. ماهواره و صنعت آن و هزاران شبکه با میلیون‌ها برنامه‌ی تلویزیونی از سوی فرهنگ‌ها و آیین‌های غیر بومی چه معنایی می‌تواند داشته باشد؟!! امروزه بخش اعظمی از برنامه‌های ماهواره به جذب توریست و جهانگرد اختصاص دارد. اگرچه این هدف را نمی­توان به صورت مستقیم از امواج و فرکانس ماهواره دریافت کرد چرا که در پس ذهن مبلغین و برنامه ریزان این صنعت، روانشناسی مدرنی خفته است که در جای خود محل تجزیه و تحلیل است. آنان با این روانشناسی مدرن سعی در عرضه و فروش کالا و به تبع آن فرهنگ خود دارند. راهکاری که موجب جذب توریست می‌شود و در ارزآوری و تقویت اقتصاد سرزمینشان، بسیار مؤثر است.

حال فرد ایرانی که بر اثر تبلیغ وتاثیرات مستقیم ماهواره و شبکه‌های آن مجذوب کشورهای بیگانه می‌شود را می‌توان نیازمند فرض کرد ؟

اطلاعات و داده‌هایی که در فضای سایبری، در دسترس یک ایرانی است، وی را با دنیایی آشنا می‌سازد و از طریق موتورهای جستجوگر که در این فضای مجازی وجود دارد امکان ملاحظه ی جا به جای  دنیا را به وی می‌دهد را در نظر آورید آیا این فرضیه را می‌توان قائل شد که این انسان را نیازمند به سفر و جهانگردی فرض نماییم؟

مطلب مشابه :  آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در فسخ نکاح

با توضیحاتی که پیش از این داده شد، مقوله‌ی نیاز را صرفاً می‌توان برای قسمتی از تاریخ بشریت ترسیم کرد و برای انسان عصر امروز علاوه بر مقوله ی  نیاز شرایط و اوضاع و احوال حاکم بر زندگی فردی و اجتماعی را مدّ نظر قرار داد. حقیقتاً مقوله ی نیاز علّت بسیار مهمّ و قابل توجهی در خصوص علت سفر به شمار می‌رود امّا حجم عظیم اطلاعات و داده‌هایی که در اختیار فرهنگ و آیین غیربومی است، اندیشه انسان ایرانی را به یغما می‌برد. اینکه از کلمه یغما استفاده می‌شود بررسی مقوله‌ی جهانگردی بر وقوع جرم از بعد منفی آن است. در این فصل از انسانی سخن به میان می‌آید که مورد هجوم اطلاعات و داده‌های متنوع است و قادر به تجزیه و تحلیل آنها نیست. بلکه به راحتی تحت تأثیر آنها قرار می‌گیرد. فرهنگ و آیین غیربومی با استفاده از تجهیزات قدرتمند صنعتی همچون فضای سایبری و ماهواره‌ای به معرفی پدیده‌های توریستی و فرهنگی خود می‌پردازد تا به حدّی که سفر به مرزهای سیاسی این فرهنگ و آیین‌های غیر بومی، برای بسیاری آرمان به شمار آمده است و می­آید. در خصوص این امر (سفر به کشورهای حاشیه‌ای) این واقعیّت وجود داردکه علت سفر یک ایرانی به چنین نقاطی از روی نیاز نیست. بلکه از سر تفنن و سرگرمی است و بر اثر همین سفرهاست که غالباً معیارهای آیینی و فرهنگی فرد ایرانی آسیب می‌بیند. در گذشته و دهه‌های پیشین یک ایرانی لازم بود آن قدر به سفر و جهانگردی بپردازد تا ارزشهای فرهنگی و آیینی که عناصر مهم بازدارنده‌ ازجرم بود تبدیل به ضد ارزش گردد، امّا امروزه با تجهیزات نوین رسانه‌ای و علمی، نیازی به جهانگردی به آن معنایی که در ابتدا بحث شد نمی­باشد بلکه امواج وفرکانس‌ها، این زحمت را از دوش فرهنگ و آیین غیر بومی برداشته است. به سخن دیگر تجهیزات مدرن قادر است ارزشهای بومی نهادینه شده در ذهن انسان‌ها را به گونه‌ای شگرف تغییر دهد و پاره‌ای از عناصر جذاب فرهنگ‌های بیگانه را، جایگزین آنها سازد و درست در چنین حال و هوایی است که بنیان‌های فرهنگ بومی آسیب می‌بیند و توازن فرهنگی جامعه به هم می­خورد. پس انسان ایرانی به گردشگری در محیط جغرافیایی فرهنگ و آیین غیربومی می‌پردازد تا بتواند به آن رفتارها که ما از آن به عنوان رفتارهای ناهنجار یاد می‌کنیم، مبادرت ورزد. به هر روی، سفر مقوله‌ی بسیار وسیعی است که همچون دایره‌ای بزرگ تمامی موضوعات را در خود می‌گنجاند از کسب علم گرفته تا تجارت و بازرگانی و تبادل اطلاعات و مواردی از این قبیل. به سخنی دیگر در مقام تحقیق از ذکر فهرست وار نیازهایی که می‌تواند علت سفر به شمار رود پرهیز شده و تنها از یک کلمه استفاده شده است که آن کلمه نیاز می‌باشد. به هر روی سفر به عنوان یک مسأله اجتماعی و تأثیرگذار در این میان قابل بحث است چرا که تغییر محیط جغرافیایی و تعاملات اجتماعی مکرّر و مستمر با فرهنگ‌ها وآیین‌های غیر بومی به تدریج در ذهن و اندیشه انسان ایرانی می‌تواند کارگر واقع شود به گونه‌ای که تضادّ میان فرهنگ و آیین بومی و غیر بومی برقرار می‌شود و در این تضادّ و جنگ فرهنگ­ها، آیین غیر بومی پیروز می‌شود، چرا که گاه غلبه و تأثیر فرهنگ غیربومی تا بدانجاست که معمولاً پاره‌ای فرایندهای فرهنگ بومی در برابر آن تاب مقاومت ندارد و علت این کار را بایستی در ابزارها و کارکردهایی دانست که فرهنگ و آیین غیربومی در اختیار دارد. این مسأله را نباید به دید تردید نگریست بلکه این تحلیل و استدلال آن قدر قوّت دارد که انکار آن، عملّی ناروا به نظر می‌رسد. اصولاً علت‌ها و انگیزه‌های فراوانی می‌تواند علت سفر از سوی انسان به شمار رود امّا آنچه در این میان مورد مداقه قرار گرفته بیشتر مقوله ی  نیاز است که به نظر می‌رسد پاسخ کلیدی به این معما می­تواند باشد و ظاهراً پاسخگوی ما نیز در همین امر، نهفته است.

گفتار دوم: آثار جهانگردی:

همانگونه که پیش از این گفته شد سفر و آشنایی با آداب و آیین‌ها و تمدّنهای بشری در تغییر نگاه انسان می‌تواند اثرگذار باشد. گاهی این اثرگذاری اندک و ناچیز است و گاه آن قدر کلان و قابل توجه است که ذهن هر محقّقی را به سوی خود جلب می‌کند چرا که این مسأله بسیار بدیهی است که سفر و تأثیرات آن سبب تغییر هنجارها در انسان می‌شود و یا تغییری در انسان ایجاد نمی­کند، بلکه هنجارهای نهادینه شده را تقویت می‌کند و همین دو مقوله می‌تواند بر میزان وقوع جرم اثرگذار باشد و این اثرگذاری هم می‌تواند از حیث کمی و آماری باشد و هم از حیث نوع جرم. بررسی شخصیت و زندگی علمی افرادی در فرهنگ و آیین بومی همچون ناصرخسرو، ابن بطوطه، ابن سینا، ابوریحان بیرونی، وازاین دست حکایتگر این واقعیت است که سفر در زندگی انسان و تغییر ایده‌ها ی پیش روی آن به سوی کمال و حتی صیقل زدن هنجارها و ارزشهای نهادینه شده به شکل یک دستگاه قوی و قابل توجه عمل می‌کند و این مقوله از حیث جرم شناسی قابل اهمیّت است.

“سفر از جمله توصیه‌های مهمّ قرآن کریم است. آیاتی چند، اهل ایمان رابه سیر و مهاجرت فراخوانده است. مشایخ عظام نیز ادب سفر را نیک پاس می‌داشته‌اند و مریدان را نیز بدان بر می‌انگیختند. آنان برای سفر فایدت­هایی چند قائل بوده‌اند امّا اهم آن را ترویج نفس سرکش دانسته‌اند چه در سفر است که گوهر آدمی به ظهور می‌رسد چنانچه گفته‌اند: «سُمِّی السَّفرَ سفراً لانه یُسفُرِعن اخلاق الرجال» سفر را از آن رو سفر نامیده‌اند که برق از چهره سیرت آدمی می‌گشاید باز در ضرورت سفر گفته‌اند: «حکم السفیر اَن یکون کُلَّ یَومٍ فی منزلِ و لایموتْ الا بین منزلین» تیرطریقت باید که هر روز در منزلی باشد و غیر دیگر آنکه میان دو منزل باشد. [2]یکی از مقاصد سفر صاحبدلان، یافتن انسان‌های کاملتر از خود است. مولانا این مطلب را ضمن نقل حکایت تقوی چنین گفته است:

با چنیـن تقوی و اوراد و قیــــام         

طالب خــاصان حق بـودی مدام

در سفر معظــم مر ادش آن بـدی         

مطلب مشابه :  مفهوم  وثائق عینی

که دمی بر بنــده ی  خـــاصی زدی

این همی گفتی چو می‌رفتی به راه         

کن قرین خاصــــگانــم‌ای اله

یارب آنها را که بــــشــناسد دلم         

بنده و بــسته مـــیان و مجمـلم

و آنکه نشناسم تو‌ای یــزدان جـان        

برمن محـجوبـشان کـن مهـربـان

     (دفتر سوم 1949 1945 )

گفت حق اندر سفــر هر جـا روی         

بایـد اوّل طالــب مردی شــوی

قصد گنجی کن که این سود و زیان      

در تبـــع آید تـو آن را فرع دان[3]

  (دفتر دوم 22 22 21 22 )

تا بدین مرحله، تأثیرات سفر بر انسان، مورد بررسی قرار گرفت امّا به نظر می‌رسد بایستی با دامنه‌ی عمیق­تری، بحث را ادامه داد تا بتوان یک نتیجه تحقیقی ارزنده ارائه کرد. در این تحقیق، نگاهی گذرا به سرگذشت مهاتماگاندی و سفر او به انگلستان، می‌تواند نمونه‌ای برجسته از جلوه‌های مثبت سفر و پیامدهای اجتماعی آن باشد.

در کتاب سرگذشت گاندی آمده است: پس ازیک ماه که به زندگی در انگلستان عادت کرد برای ادامه‌ی راه زندگی در یک خانواده انگلیسی حاضر شد…. حالا دیگر مستقر شده بود. در هندوستان هرگز روزنامه نخوانده بود ولی اکنون روزنامه‌های دیلی نیوز، دیلی تلگراف و نشریه پال مال را می‌خواند تا انگلیسی‌اش بهتر شود[4]

مطالعه این کتاب و سفر مهاتما گاندی به انگلستان برای تحصیل علم  مقوله‌ی نیاز را که نگارنده به عنوان یکی از دلایل مهم سفر بدان پرداخت، را تقویت می‌کند در این میان می‌بایست به سفرنامه ی ابن بطوطه پرداخت. “ابن بطوطه مورخ نیست گرچه سفرنامه‌ی او سراسر نقل وقایع و رویدادهای تاریخی است ، او در این کتاب هم داستان خود را می‌گوید و هم داستان مردمی را که با آنها دیدار کرده است ، مردمی که جوان و زیبایند و شوخ‌طبعیها، زیرکی ها، وارستگی‌ها و مهربانی­هایشان شیفته­اش می‌ساخته است. اگر از کسی علم آموخته یا درخور شأن خود، احترام یافته، اگر از کسی محبت و مکرمت دیده، یا آزمندی و مال اندوزی، دنیا گریزی یا ستمکاری و سنگدلی کسی مایه شگفتی او شده، همه را در کتاب خود آورده است. او از سفری طولانی سخن می‌گوید که حدود سی سال طول کشیده و در انجام آن گاهی بر پشت اسب و اشتر نشسته و همراه کاروانیان طی طریق کرده یا در اکرام مرکب پادشاهان بزرگ گاهی سوار بر قایق و کشتی ، بازیچه‌ی موج‌ها و طوفانهای سهمگین بوده، همراه دیگر سرنشینان دمی از بیم دستبرد دزدان و حرامیان فارغ نبوده است . آری، او از چنین سفری که تصورّش، حتّی در این عصر نوین ( روزگار تکنولوژی مدرن) موی بر اندام آدمی راست می‌کند، سخن می‌گوید».[5]

در ابتدایی‌ترین گام در تأثیر سفر بر انسان، می‌توان به حالات و شخصیت ابن بطوطه اشاره کرد:» وی در باب فعل و انفعالات روحی خود می‌گوید: در نخستین روزهای سفر، از دوری خویشان و کسان و رنج غربت و تنهایی، احساس ملامت می‌کرد”. در جای دیگر درباب تغییر حالات او در سفر، چنین گفته شده است: “طولی نکشید که مذاق او با طعم سفر خو گرفت و عاشق و شیفته ی  افقهای نو و سرزمین‌های نادیده و مردمان ناشناخته شد و از آن تاریخ تا به سال 754 تقریباً سی سال تمام ، مدام آتش این اشتیاق در درون او شعله می‌کشید[6].

“در چند مورد از سفرنامه که ابن بطوطه به فیض صحبت بعضی از اولیاء نایل می‌شود ، میل درونی او به انقطاع زهد بیدار می‌گردد و چنان منقلب می‌شود که درصدد بر می‌آید ، دست از دنیا شسته و کنج غربت برگزیند و بقیت عمر را وقف عبادت و تصفیه ی  باطن کند. لیکن باز به قول خود وی شیطان هوی به جدال بر می­خیزد. [7]

بنابراین، بدون تردید سفر در انسان به عنوان یک مقوله‌ی اجتماعی تأثیرگذار، دارای قدرت فراوانی است. چرا که هم می‌تواند وجود انسان را به سوی کمال صیقل دهد و هم یارای آن دارد که انسان را به پستی‌ها و پلیدی‌های سوق دهد.

شاید قرآن کریم با توجه به زمینه‌های مزبور فرموده است: «قل سیرو فی الارض….» سیر کردن در زمین و دیدن اینکه این آدمیان چگونه به چنین سرنوشت­هایی دچارشده اند!!! پس سفر به عنوان یک امر تأثیرگذار، آن قدر قدرت دارد که می‌تواند بسیاری از هنجارهای اجتماعی را ناهنجار سازد و بالعکس پاره‌ای ارزش‌ها را به ضد ارزش بدل گرداند. در این میان جرم شناس به مثابه ی  یک جراح اجتماعی می‌بایست به جراحی لایه‌های زیرین و پنهان جامعه بپردازد و از ریزترین نکات در تحقیق و تجسس خود چشم نپوشد. تا بتواند به یکی از علّت‌های جرم پاسخ دهد. در گذشته مفهوم جرم را شناختیم. فعل یا ترک فعلی که در قانون برای آن مجازات تعیین شده است.” این فعل یا ترک فعل می‌تواند نوعی هنجار شکنی باشد که قانون برای آن مجازات تعیین کرده است. هنجارشکنی به علت تناقض در اهداف و شیوه‌ی دستیابی به هدف در یک جامعه یا فرهنگ، پدید می‌آید. جوامعی که دارای چنین تناقضاتی نیرومند باشند، ارقام بالاتری از کج رفتاری را خواهند داشت.[8]

یکی از عواملّی که سبب ایجاد این تناقض‌ها یا اساساً، پیدایش این تفکر می‌شود، سفر است. شخصی که مرتباً سفر می‌کند به تدریج با نوعی دگرگونی دوره‌ای یا دگرگونی فرهنگی وشخصیتی مواجه خواهد شد. فرد در مقام جهانگرد یا کسی که مرتباً در حال سفر است. تعامل با فرهنگ‌ها و جوامع دیگر یکی از شاخصهای مهم رفتاری او است. و هم در چنین حالتی است که فرد آرام آرام تغییر رویه می‌دهد تا آنجا که گاه بدل به فردی کجرو و هنجار شکن می‌شود و بسیاری از آداب و آیین‌های دینی و ملّی خود را به مثابه خرافه می‌پندارد و به عنوان فردی هنجارشکن از دید قانون، مجرم محسوب می‌شود

 

1- دانش پژوه.دکتر منوچهر. کلیات سعدی..ص 747

1- زمانی، کریم – میناگر عشق ص 834 

1- همان- ص 836

1- تایازینکین ترجمه شریفی، علی  سرگذشت گاندی ص 29

2- سفرنامه ابن­بطوطه ـ ص 13 و 14

1- همان ـ ص 24

2- همان ص 33

1- ممتاز، فریده – انحرافات اجتماعی ص 15  

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92