رشته حقوق

عزت نفس بالا و پایین

دانلود پایان نامه

عزت نفس را از خود پنداره متفاوت معنی می کند خودپنداره عبارت است از مجموعه ویژگیهایی که فرد برای توصیف خویشتن بکار می برد که شامل افکاری راجع به شخصیت ظاهری ودرونی ماست مثلا این که وزن فرد چند کیلو است یا اگر محصل است چگونه دانش آموزی است اینها جزء خود پنداره است اما عزت نفس عبارت است از ارزشی که اطلاعات درون خود پنداره برای فرددارد و از اعتقادات فرد در مورد تمام صفات وویژگیهایی که در اوهست ناشی می شود اگر نزدیک کودک دانش آموز ممتاز بودن ارزش زیادی داشته باشد ولی خودش دانش آموز متوسط یا ضعیفی باشد وی از پائین بودن عزت نفس خود رنج می برد با این وجود ممکن است توانائی بدنی و محبوبیت همین کودک در میان همسالانش بیشتر از توانیی تحصیلی اش باشد حال اگر اودر هر دو زمینه ممتاز باشد نفس بالا خواهد داشت پس عزت نفس هر فرد براساس ترکیبی از اطلاعات عینی درمورد خودش وارزشهای ذهنی که برای آن اطلاعات کامل است بنا نهاده می شود.
ریشه ها وابعاد عزت نفس :
انسان مانند یک درخت است درختی با همه اجزا آن ریشه . تنه. شاخه ها. برگها. شکوفه ها و میوه ها. هر درختی برای زنده ماندن . تازه وسرسبز بودن . رشد و نمو کردن وبارورشدن نیاز به ریشه های قوی و سالمی دارد که مواد غذایی مورد نیاز را از زمین اطراف بدست آورد عزت نفس ریشه های درخت انسان است که وظیفه تهیه مواد غذایی لازم را به عهده دارد پدر ومادر در اولین منبع قابل دسترسی جهت تقویت ریشه های عزت نفس هستند آنها با اولین تماس بانوزاد خود قبول او به همان صورتی که تولید یافته . قبول همه عکس العملهای او یادر آغوش کشیدنهای بی شمار با نوازشهای ممتد و بعدها با تحسین ها و تشویق های شفاهی و عملی با ملایمتها ، توجهات ، مراقبت ها و خلاصه با قبول صددرصدو بی چون چرا مواد غذایی اولیه را در اختیار ریشه ها قرار می دهند اما متاسفانه همه فرزندان این مواد حیاتی لازم را از والدین خود دریافت نمی دارند ودر نتیجه ریشه آنان محکوم وقوی نمی شود این افراد یاد می گیرند به خود اعتماد نکنند به خود امید نداشته باشند با خود صمیمی و همراه نگردند و بهبارت دیگر با کلمه «نه » رشد نمایند .
بدین ترتیب به افرادی متزلزل و سست مبدول می شوند که قادر نیستند به روی پای خود استوار بمانند و برای زندگی کردن به اطذافیان . دوستان . همسر و حتی فرزندان خود نیاز دارند. برای گروهی داشتن کمال و فضیلت . کار و موفقعیت . خلاقیت و ابتکار موجب تقویت ریشه های جهت تقویت اعتماد به نفس ضروری است همه اینها موادی تقویتی برای محکم ساختن ریشه های عزت نفس هستند و هیچکس حق ندارد بگوید که کدام یک از این مواد بیشتر مورد نیاز یا مقوی است هر فردی می تواند درمورد خود شخصا” تشخیص دهد که چه چیز برای تقویت عزت نفس او موثر است عزت نفس با داشتن احساس مثبت نسبت به خود و قبول و پذیرش خود . رشد ونما می یابد و برای استحکام و پایداری به یک سیستم حمایتی ثابت و قابل انکار نیازمندند که موجب شده مردم بدنبال گروهها و اجتماعاتی باشند که با پیوستن بدانها پشتیبانی و پشت گرمی لازم را بدست آورند ( نینوایی . 1372) عدم اعتماد به نفس مادرزادی نیست این کیفیت در جریان و طول زندگی کم کم تضعیف می شود این امر چگونه صورت می گیرد ؟ خیلی ساده محرومیت های ناشی از تجارت گمراه کننده ای که انسان تحمل می کند روی هم متراکم شده و اطمینان خاطر او را کم کم به تحلیل می برند منظور از تجارت گمراه کننده فقط موقعیت هایی نیست که انسان در آن قرار می گیرد بلکه تجربه مخصوص است که انسان درمورد خودش ودر طول سالها بدست می آورد کمبودهای شدید شخص شکست اجتماعی ویا عدم موفقیت شخصی ( پترلستر1 )
تاییدخود
کسانی که برای خود عزت و اعتبار زیادی قایلند اساسا به خود اعتماد دارند چنین حالتی آنها را علاقمند می سازد که باتمام وجود به استقبال مسائلی بروند وابزار وجود نمایند این امر به آنها شجاعت می دهد تا در مقابل تهدید ها اسیتادگی نمایند چنین افرادی گوشه گیر و تنها نبوده انتقادرا می پذیرند ناکامیها را تحمل می کنند و شکست آنها را از پادرنمی آورند

مطلب مشابه :  نقطه مرجع

Peter Lester(1372)-1

از نظر جسمی سلامتند واز زندگی لذت برده دید یا نگرش مثبت دارند یا وجودی که از نقاط ضعف و قدرت خود آگاه هستند از خود انتقاد نکرده ایراد نمی گیرند ( ستوده . 1374) .
عزت نفس دارای دو جنبه وابسته به یکدیگر به شرح زیر است
1- اعتماد به نفس را حساس سودمندی
واقعیت مرتبا انسان رادر سر چند راه قرار می دهد که ناگزیر باید یکی از چند راه را انتخاب نماید خوشبختی انسان در گروه انتخاب صحیح و برگزیدن راه درست است درستی در استدلالها ودرستی در انتخاب انسان در تنهاموجودی است که می تواند وسیله حیات و بقاء یعنی نیروی تفکر خود رامردود یا تخریب یا به دشمن تسلیم کند وهم اوست که می تواند به وسیله تمرین و تربیت ، نیروی عقلانی خویش را مساعد و شایسته زیستن نماید واین مسئلیت عمده اودر فرایند زندگی است انسان هرچند بیشتر خود را به شناخت متعهد بداند به همان اندازه آگاه و بیدا می شود وبه سوی سودمندی در شناخت سوق داده می شود برعکس هر چند انسان در بیدار و هوشیار ساختن هدف تنظیم کننده عمل خود آگاهی دچار شکست شود یا از آن امتناع نماید به همان میزان از کوشش ذهن و مسئولیت استدلال بدور می ماند که نتیجه آن ناسودمند کردن نیروی شناخت است ( ستوده 1374)
2- احترام به خود ( احساس ارزشمندی )
شخصیت یک انسان مجموعه اصول وارزشهایی است که راهنمای اودر انتخاب روشهای اخلاقی است کودک در جریان رشد اولیه خود از قدرت خویش در انتخاب اعمالش آگاه می شوند همانطور که احساس شخصیت و موجودیت می کند به همان نحونیازمند است خویشتن رادر مقام یک انسان درست و موجه ببیند یا لحاظ رفتار و روش و اعتقاد بپذیرد که انسان خوب و شایسته ای است .
انسان نیاز دارد به خود احترام بگذارد زیرا برای نیل به ارزشها ناگزیر از عمل است وبه منظور آنکه وارد عمل شود نیاز دارد که به ثمره عمل خود ارج نهد به قول مولوی
گرنبودی میل وامید ثمر کی نشاندی باغبان بیخ شجر
برای آنکه انسان خواهان ارزشهایی باشد خود را مستعد لذت بردن از آنها بداند و برای آنکه برای نیکبختی تلاش نماید خود را شایسته آن بداند ( ستوده ، 1374)
عزت نفس بالا و پایین
عزت نفس بالا بعنوان یک دیدگاه سالم از خود مورد بررسی قرار گرفته است یعنی دیدگاهی که بطور واقع گرایانه کمبودها و نقاط ضعف رادر برمی گیرد. ولی نه به آن شدتی که منجر به انتقاد شدید از فرد شود شخصی که از عزت نفس برخودار است خودش را به گونه مثبتی ارزشیابی کرده برخورد مناسبی به نظریات مثبت خود و دیگران دارد .
در مقابل کسی که به عزت نفس پایین متبلا است اغلب نوعی نگرش مثبت مصنوعی نسبت به دنیا دارد ودرنا امیدی تلاشی می کند تا به دیگران وخودش نشان دهد که او شخصی لایقی است ویا ممکن است به درون خویش انزوا گزیند واز ارتباط با دیگرانی که از آنها می ترسد. اجتناب نماید. شخص مبتلا به عزت نفس پایین اساسا فردی است که احساس غرور کمی در خودش ادارک کرده است ( بیا بانگرد ، 1373)
چه چیزی باعث ضعف نفس می شود
یک روز یک کودک را دیدم که برروی پیش بندش این جمله ها نوشته شده است « من مامانم را دوست دارم ، من بابام را دوست دارم ، من همه را دوست دارم » این پیام می توانست شامل این نیز باشد « من خودم را دوست دارم » بچه ها فکر می کنند ک هر چیزی و هرکسی دوست داشتنی است از جمله خودشان ، آنان زمانی که خودشان هستند و مجبور نیستند تظاهر کنند احساس شادی می کنند آنها عمیقا از زندگی لذت می برند گرایش اساسی به داشتن احساسی خوب نسبت خود ودنیای اطراف چیزی است که همه ما با آن بدنیا می آییم با این حال ، با گذشت زمان ، این تمایل طبیعی به طرق مختلف مورد تهدید قرار می گیرد در این خصوص ، پژوشگران متغیرعای زیادی را بررسی کرده اند از جمله شیوه پرورش بدرفتاری جسمانی یا جنسی ظاهر جسمانی ، جنس و رویدادهای جاری زندگی .
شیوه پرورش
به نظر می رسد که کیفیت روابط در کودکی اهمیت اساسی داشته باشد زیرا در این زمان است که بذرهای عزت نفس کاشته می شود تصور می شود که مادر ( یا جانشین مادر ) از این لحاظ نقش محوری ایفا می کند اگر رابطه مادر – فرزند سالم باشد ( یعنی کودک احساس کند که مادرش قادر است به احساسات و نیازهای او به سرعت و بطور موثر واکنش نشان دهدو آنها را درک کند) کودک خواهد توانست در مورد خودو توانایی برقراری روابط شخصی صمیمی در بزرگسالی ، احساس مثبت داشته باشد عقیده براین است که عکس این موضوع نیز در صورت ضعیف بودن رابطه نادر می تواند به اضطراب دایمی ناشی از بی توجهی یاطرد منجر شود .

مطلب مشابه :  فایل پایان نامه حقوق مخاصمات مسلحانه

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید