راه حل ها

طبقه‌بندی عزت‌نفس

طبقه‌بندی عزت‌نفس:

عزت‌نفس به دوطبقه عزت‌نفس بالا و پایین تقسیم می‌شود:

عزت‌نفس بالا، یعنی احساس غرور در خود و قبول کردن عملکرد خود توسط شخص درزمانی که استعداد ذاتی خود را باکیفیت مثبت پرورش دهد (فرانکن، 1384). کوپر اسمیت (1967) کودکان برخوردار از عزت‌نفس بالا را افرادی می‌داند که بااحساس اعتمادبه‌نفس و با بهره‌گیری از استعداد و خلاقیت خود به ابراز وجود می‌پردازند و به‌راحتی تحت تأثیر عوامل محیطی قرار نمی‌گیرند (به نقل از مفتاح، 1381). فرد باعزت نفس پایین، نگرش مصنوعی نسبت به دنیا دارد و در مسیر ناامیدی تلاش می‌کند تا به دیگران و خود نشان دهد که شخص لایقی است و یا ممکن است به درون خویش پناه ببرد و انزواطلبی پیشه گیرد. فرد در چنین حالتی از ارتباط با دیگران می‌ترسد و از آن اجتناب می‌نماید و در این حال احساس غرور کمی دارد.

عزت‌نفس در ما و دیگران به شکل‌های متفاوتی ظاهر می‌شود اما به‌طورکلی عزت‌نفس را می‌توان در حالت چهره، رفتار، صحبت و حرکت اشخاص مشاهده کرد. برخورد باز و گشوده با انتقادها. راحتی در پذیرش اشتباهات نمونه هائی از شکل عزت‌نفس است. کلام و حرکات شخص دارای عزت‌نفس از کیفیت راحت برخوردار است. به‌عبارت‌دیگر طرز کلام و حرکات شخص دارای عزت‌نفس از کیفیت راحت برخوردار است. به‌عبارت‌دیگر طرز کلام و حرکات شخص نشان می‌دهد که او در جنگ با خویشتن نیست و با دیگران نیز جنگی ندارد. هماهنگی میان آنچه شخص می‌گوید و انجام می‌دهد یعنی از خود پنهان نمی‌شود و با خود در جنگ و ستیز نیست. دروغ. ریاکاری و پنهان‌کاری در افراد دارای عزت‌نفس سالم وجود ندارد.(بیابان‌گرد، 1373).

عزت‌نفس از دو بخش مهم تشکیل می‌شود:

1- باور خود توانمندی به معنای داشتن اطمینان به توانائی فکر کردن. درک کردن. آموختن. انتخاب کردن و تصمیم‌گیری برای خود.

مطلب مشابه :  نمونه تجارب برتر معلمان - کاملترین نمونه های رایگان سالتحصیلی 97-98

2- احترام به خود یا داشتن حرمت نفس به معنای ارزش برای خود یعنی آن‌که به خود حق بدهیم که زندگی کنیم و شادباشیم.

عزت‌نفس یک نیاز اولیه برای انسان‌هاست. چون فکر کردن لازمه زندگی موفق است و این اندیشه و فکر به ما امکان می‌دهد که قدرت تصمیم‌گیری هر انسان بستگی به میزان عزت‌نفس او دارد بنابراین نقش عزت‌نفس در زندگی انسان بسیار مهم و چشمگیر هست. افراد دارای عزت‌نفس واقع‌بین هستند. خلاق و نیروی خلاقه خود را بکار می‌گیرد و به فراورده‌های ذهن خود توجه کافی دارند (خود را دست‌کم از دیگران) کسانی که عزت‌نفس سالم دارند هرگز از اینکه بگویند «اشتباه کردم» واهمه و ترسی ندارند. اشتباهات خود را واقع‌بینانه می‌پذیرند و برای اصلاح اشتباهات خود تلاش می‌کنند. درحالی‌که کسی که عزت‌نفس ندارد قبول هر اشتباه را به‌حساب تحقیر شدن خود می‌گذارد و دچار احساس گناه. احساس بی‌کفایتی و شرم و خجالت می‌شود. بنابراین اشتباهات خود را به دیگری نسبت می‌دهد. همدردی و همدلی در اشخاصی که از سلامت عزت‌نفس برخوردارند. فراوان وجود دارد. به دلیل پذیرش و اطمینان به خود از دیگران نمی‌ترسند و به اعتمادبه‌نفس دیگران نیز احترام می‌گذارند. بنابراین روحیه همکاری برای دستیابی به هدف‌های مشترک در افراد دارای عزت‌نفس سالم فراوان دیده می‌شود. جرات ورزی و شهامت ابراز وجود در این افراد وجود دارد.

هنگامی‌که عزت‌نفس در شخصی کم است. هراس و ترس از واقعیت در فرد وجود دارد و ترس از حقایق درباره خود و پذیرش خود. ترس از افشا شدن ترس از فروریختن تظاهرها و وانمودها. ترس از ناکامی. ترس از تحقیرشدن. این افراد گویا برای دیگران زندگی می‌کنند و همواره نگران قضاوت‌های دیگران هستند بنابراین جرات اندیشیدن به خود و توانمندی‌های خود را از دست می‌دهند. زود تسلیم می‌شوند و دیگران می‌توانند به‌سرعت آنان را دلسرد کنند و حالت انفعال در آنان فراوان دیده می‌شود. ترس و هراس از موانع تصورات منفی از موانع سر راه دستیابی به هدف‌ها از نشانه‌های عزت‌نفس پائین است.

مطلب مشابه :  دلایل مطرح شدن ارزش افزوده اقتصادی

تعیین‌کننده اساسی میزان عزت‌نفس کاری است که شخص صورت می‌دهد و اقداماتی است که در انتخاب‌های آگاهانه خود به انجام می‌رساند. اراده به معنای آن نیست که بتوانیم هر کاری را که بخواهیم انجام دهیم بلکه اراده نیروی قدرتمندی در زندگی ماست که به توانائی مواجه با مسائل و مشکلات زندگی را می‌دهد. انتخاب و گزینش هدف‌های واقع‌بینانه در زندگی و تمرکز بر آنان از نشانه‌های عزت‌نفس سالم است. دنبال کردن این هدف‌ها تا تحقق و دستیابی آنان حاصل اندیشه قوی اراده قوی و عزت‌نفس کافی است.

لازمه زندگی آگاهانه احترام گذاشتن به خود و دیگران. احترام گذاشتن به واقعیت‌ها. شناخت نیازها. خواسته هاو پذیرش امکانات و واقعیت‌های موجود زندگی هر فرد است. زندگی آگاهانه یعنی در برابر حقایق احساس مسئولیت کنیم. یعنی اگر من آرزوی خرید لباس یا وسیله جدیدی داشته باشم و همزمان ببینم که باید اجاره خانه‌ام را بپردازم و درنتیجه پولی برای خرید لباس جدید باقی نماند و خرید لباس را منطقی نمی‌دانم و موقعیت را و امکانات خود را با حفظ احترام به خود هماهنگ می‌کنم. یا اگر باید تن به یک عمل جراحی و مصرف داروئی بدهم که پزشک معالجم آن را برای سلامت من لازم می‌داند به‌جای طفره رفتن از درمان و هراس و ترس از واقعیت موجود. باشهامت و آگاهانه به درمان خویش اولویت می‌دهم، ناامیدی، دلسردی ترس از روبه‌رو شدن با واقعیت‌ها درست نقطه مقابل زندگی آگاهانه هستند.

92