رشته حقوق

روش پژوهش در حقوق بین الملل

روش پژوهش در حقوق بین الملل

 

بند اول – دیباچه

دست یابی به هدف های تحقیق میسّر نخواهد بود مگر این که روش شناسی دقیقی به کار برده باشیم .امّا روش شناسی در پروسه تحقیق چه کمکی به ما می کند؟  روش شناسی در پژوهش، مجموعه ای از فرایند ها وقواعد است که درقالب یک نظم سیستماتیک وروش های اجرایی، محقق رادرپاسخ به سؤالات تحقیق هدایت می کند . ویا مجموعه ای به هم پیوسته از قواعد ،اصول وروش های معمول در یک رشته از دانش اطلاق می شود .[1]   از پژوهش، تعاریف گوناگونی شده ولی تعریفی را نقل می کنیم که با این پژوهش مناسبت بیشتری داردومنظورما را درپژوهشِ روشمند بیان می کند  . پژوهش روشمند عبارت از بررسی ومطالعه منظم ،کنترل شده وآزمایش قضیه های فرضی درباره ی روابط احتمالی بین پدیده ها با «دیدی انتقادی» است . چنین تحقیقی دارای دو شرط می باشد 1- کنترلِ دقیق شرطی که مانع تأثیر عوامل نامربوط ومزاحم می شود  2-  توجه به پادایم ها ومبانی فلسفی علم مربوطه .  واما مفهوم روش شناسی درتحقیق چیست ؟ روشمند بودن در امر پژوهش یعنی چه ؟  روشمند بودن یعنی نظم دادن به فکر . نظم دادن به فکر ، خود در دو مرحله انجام می شود : [2]

1- فکرکردن در موضوع تحقیق و پژوهش

2- فکر کردن یا تأمّل در تفکر خودمان

روش شناسی در تحقیق به معنای درپیش گرفتن راهی ویا معیّن کردن مراحلی است که برای رسیدن به هدفی ، می باید با نظمی خاص آنها را دنبال کرد ویا به تعبیردیگرمجموعه اسلوب ها وطرقی است که وصول به حقیقت وهدف مورد نظررا ممکن وآسان می سازد  « با دیدی انتقادی و فلسفی» که اگر این قید آخر را به کار نبریم با روش تحقیق به معنای محض آن اشتباه خواهد شد . با این رویکرد پژوهش روش مند باید کلیّه ی ابزارو وسایلی که برای جمع آوری اطلاعات وکیفیّت بررسی آنها جهت وصول به یک هدف خاص را داشته باشد که عبارتند از :  1- انتظام     2- عقلانی بودن ودوری از توهّمات وعواطف           3- روح علمی ،بی طرفی ،تسّلط بر خویشتن ، صبر وتواضع  4- واقعیت گرایی .

 

بند دوم –  رابطه روش پژوهش و روش شناسی در حقوق بین الملل

در ابتدای فصل پیش گفته شد روش های استنتاج، به معنای کلّی آن در «روش شناسی» حقوق بین الملل با «روش های پژوهش» در این رشته، رابطه ی تگاتنگ دارد؛  البته این مختصّ تمام رشته های علوم انسانی است؛ پس «روش های پژوهش» نیز بی نیاز از روش شناسی حقوق بین الملل نیستند  .  چراکه عرصه ی عمل ونمودِ روش شناسی ، همان میدان تحقیق و پژوهش است  . آنجا که که تنها به مباحث صرف ذهنی و فلسفی پیرامون روش های کسب علم در این رشته سخن گفتیم در ساحت روش شناسی به معنای خاص گام نهادیم. اکنون می خواهیم در میدان عمل، روش های استنتاجی و غیر استنتاجی را بحث نماییم .  پژوهش هایی که در علوم عقلی انجام می شود،به روش قیاسی یعنی از کلی به جزئی است وپژوهش هایی که درعلوم نقلی و تجربی صورت می گیرد، اغلب به روش استقرائی یعنی از جزئی به کلی و گاهی هم به روش تمثیلی یعنی از جزئی به جزئی است. اما ظاهراً حقوق بین الملل یک حالت بینابینی دارد چرا که در عرصه پژوهش هم نیازمندمشاهده وتجربه است وهم نیازمند روشِ استدلال قیاسی که البته در فصول پیش و خصوصاً فصل پیش آفات تجربه وآفات قیاس را ذکر کردم .

 

بند سوم –  مواد پژوهش در حقوق بین الملل

داده های پژوهشی در یک تقسیم بندی کلّی به دو دسته تقسیم می شود: دادهای حسّی و دادهای عقلی. دادهای حسّی نیزخود به دو نوع دادهای حسی مستقیم و داده های حسی غیرمستقیم تقسیم می گردد.در علوم نقلی از دادهای حسی غیر مستقیم و درعلوم تجربی ازداده های حسی مستقیم بهره برداری می شود.

داده های عقلی نیز دو نوع اند: داده های عقل نظری و داده های عقل عملی.درعلوم فلسفه و ریاضی ازداده های عقل نظری ودر علوم اخلاق و کلام و اصول فقه و جز آنهااز داده های عقل عملی استفاده می شود.[3] شاید حقوق بین الملل جزء معدود رشته هایی باشد که از تمام این مواد استفاده می کند. به طورکلی، پژوهش وتحقیق درحقوق بین الملل در سه سطح انجام می شود: «توصیفی»که مطالعه وتبیین حقوق بین الملل وتابعان ،نهادها وروش های آن است؛ «هنجاری» که بحث در درستی ونادرستی،بایستگی ونابایستگی اصول وقواعدحقوق بین الملل است؛ و«فراحقوق بین الملل»که گزاره های حقوق بین الملل را ازنظرمعناشناسی ومنطقی بحث می کند.[4]

 

بند چهارم   پژوهش توصیفی[5] در حقوق بین الملل

ویژگی مشترک این روش آنست که  موارد را همانطور که هست ،بدون هرگونه دستکاری استخراج کند. به این نوع از پژوهش به جهت آن که درآن همه ی موارد به طور عمیق و دقیق بررسی نمی شود، «نگرش پروازی» هم گفته اند.[6]

چنانکه گفته شد «پژوهش توصیفی» همان مطالعه وتبیین حقوق بین الملل وتابعان ،نهادها وروش های آن است. مثلاً اگر پژوهشگر بخواهد در مورد اختیارات و کارکرد شورای امنیّت تحقیق کند . یا درمورد نقش، وظایف و اختیارات دیوان بین المللی دادگستری و… . بااین وصف به نظرمی رسد بیشترموضوعات و تحقیقات دانشجویان دوره کارشناسی در سطح توصیفی است .

موضوعات زیربدون قید حصر می تواند دست مایه ی پژوهش توصیفی باشد: سابقه ی تاریخی حقوق بین الملل، شاخه بندی های حقوق بین الملل، منابع حقوق بین الملل، اعضای جامعه ی بین المللی و تابعان حقوق بین الملل، حقوق دریاها و حقوق هوا، نارسایی های سازمان ملل ، روش های مسالمت آمیزاختلافات بین المللی و…

 

1-4- روش همبستگی

روش همبستگی را می توان  زیر مجموعه ی روش توصیفی دانست . در این نوع پژوهش نیز حوزه ی تحقیق ، مواردبسیاری رادر برمی گیرد،امّا محقّق درآن می کوشد،دویاچند دسته از اطلاعات مختلف مربوط به یک گروه یا یک دسته از اطلاعات مربوط به دویا چند گروه مختلف را با هم مقایسه کند؛به این منظور که رابطه ی یک یا چند عامل را با یک یا چند عامل دیگرکشف کندو میزان همبستگی میان آنها را به دست آورد.[7]  مثلاً موضوع تحقیقی، پیرامون نقش سازمان های غیر دولتی درشکل گیری واجرای قواعد بین المللی حقوق بشردر این مجموعه قرارمی گیرد  . بیشترتحقیقات در سطح کارشناسی ارشد با این روش صورت می گیرد .

 

2-4- پدیده  شناسی

 عرصه پژوهش در علوم انسانی ازجمله حقوق بین الملل دو گونه است :یا عالم ذهن است یا عالم خارج از ذهن. به این ترتیب پژوهش راازلحاظ این که آیا موضوع و مسئله ی پژوهش معنای ذهنی است یا پدیده ی عینی به دو نوع می توان تقسیم کرد:معناشناسی و پدیده شناسی.

موضوع این نوع از پژوهش پدیده ی عینی و خارجی است و درآن رابطه ی دو یا چند پدیده ی عینی و خارجی بررسی می شودکه آیاتغییر یکی سبب تغییردیگری می شود(پژوهش علّی)؟ آیا اوصاف مشترکی باهم دارند(پژوهش توصیفی) و…؟[8]

گفتنی است که در علوم جدید به پدیده عینی«متغیر» می گویند.آن را از این جهت متغیرگویندکه تغییرپذیر است و حالت های گوناگونی پیدامی کند.در علوم جدیدتلاش می شود،تغییرات پدیده های عینی و روابط میان آنها مطالعه شود.[9]پنهان نیست که اطلاعات مربوط به چنین پژوهشی هم از طریق اسنادو منابع کتابخانه ای به دست می آید وآن زمانی است که خواسته باشیم،پدیده های تاریخی را موردپژوهش قراردهیم(پژوهش تاریخی)وهم از طریق بررسی های میدانی حاصل می شودوآن زمانی است که بخواهیم،پدیده های موجودوزمان حاضرراموردپژوهش قراردهیم.[10]

 

 

بند پنجم – پژوهش هنجاری در حقوق بین الملل

در این جا بحث در دُرستی ونادرستی، بایستگی ونابایستگی اصول وقواعدحقوق بین الملل است. دراین وادی ازپژوهش ، کمی از توصیف ساده ی پدیده ها فاصله می گیریم وکمی به اساس حقوق بین الملل نزدیک می شویم . البته در اینجا منظور از« اساس» ، مبانی فلسفی آن نیست ؛ مثلاً وقتی قاعده ای را با اصل «رضایت» دولت ها می سنجیم دیگر وارد مبانی و مباحث فلسفی ایجاد رضایت نمی شویم چرا که دیگرآن مبحث یک مبحث «فرا حقوقی»  است . چنانکه در این پژوهش فصلی را راجع به مبانی« رضایت»  در ایجاد معاهدات بین المللی در قالب «نظریه ی بازی» شرح دادیم. در طول تاریخ حقوق بین الملل، قواعد و هنجارها رابا اصول مختلفی سنجیده اند. در طی قرون وسطی، اساس حقوق بین الملل بر اراده ی الهی تصور می شد ولی با رسیدن دوره جدید و سقوط قدرت کلیسا، طبیعت و عقل را جایگزین کردند و برخی به هر دو وفادار ماندند. موضوعات زیر بدون قید حصر می تواند دستمایه ی پژوهش هنجاری باشد: شخصیت حقوقی دولت، آیا جامعه بین الملل حقوقی وجود دارد؟ تحقیق در وجود یا عدم ضمانت اجرای قواعد بین المللی ، تفاوت میان حقوق طبیعی و حقوق بین الملل ارادی، جنگ مشروع، اختلاف نظربین طرفداران نظریه ی دوگانگی حقوق و…

 

بند ششم پژوهش «فرا حقوقی» درحقوق بین الملل

چنانکه می دانیم هرعلمی گزاره هایی دارد؛ وقتی با رویکردفلسفی به آنها پرداخته شودممکن است برخی گزاره ها خارج از آن علم دانسته شود هرچند عالمان آن علم ممکن است به آن گزاره به دید یک گزاره علمی بنگرند. حال اگربخواهیم در حقوق بین الملل گزاره ها را غیر از توصیف وتبیین حقوقی آن  بررسی کنیم مجبوریم وارد مباحث «معنا شناسی» و «منطقی» شویم . از مصادیق این نوع پژوهش می توان به فلسفه حقوق بین الملل ، روش شناسی حقوق بین الملل، مکاتب حقوق بین الملل، روش استنتاج درحقوق بین الملل و.. نام برد.

 

1-6- فلسفه حقوق بین الملل

اغلب نویسندگان کلاسیک حقوق بین الملل برای حقوق بین الملل فلسفه ای قائل نیستند و آن را یک مقوله هنجاری می دانند. چنانکه فلسفه در علوم اجتناعی مقوله مستقلی نیست . نزد ایشان حقوق بین الملل یک پروسه یا روند اجتماعی بین المللی است که از خود سازمانی برخوردار است و بی تعارف حقوق بین الملل را ذیل روابط بین الملل قرار می دهندو موضوع و هدف آن را قانونمند کردن روابط بین المللی می دانند. اما واقع مطلب این است که حقوق بین الملل دست کم در روزگار ما یک دستگاه کامل فکری است . از این دیدگاه ، فلسفه حقوق بین الملل وسیله ای است برای شناخت و کنه حقیقت حقوق بین الملل. این همان کاری است که در فلسفه به معنای خاص آن انجام می شود. [11]

 

2-6- معناشناسی در حقوق بین الملل

چنانکه گفته شد حوزه ی این نوع پژوهش عالم ذهن است  . موضوع چنین پژوهشی می تواند معنای متن باشد و درآن رابطه معنابا لفظ،معنابامعناومعنابا مصداق بررسی می شود.

تلاش هایی مانندترجمه،تفسیر،ﺗﺄویل،نقدمتن واستنباط ازمتن آن جمله است.برخی از مهمترین اغراض چنین پژوهشی یا شناسایی متن اصیل(تصحیح)یا کشف معنای مرادمتکلم از متن(تفسیر) یا استخراج لوازم آن معنا(استنتاج)ویا تطبیق متن برمصادیق خارجی(استنباط)است.معمولاً اطلاعات مربوط به چنین پژوهشی از اسنادو منابع کتابخانه ای به دست می آیدو پردازش آنها با تکیه به قواعدی است که در علوم دستوری مانند، نحو،بلاغت،منطق،اصول،رجال ومانندآنهابیان می شود. [12]

 

3-6- متن پژوهـی

گاهی پژوهش یک متن معین است و پژوهشگرقصددارد،آنرا تصحیح یا ترجمه یا شرح ویا نقدکند. این نوع از پژوهش را می توان «پژوهش متن محور»یا«متن پژوهی» نامید؛چون درآن محور، متن معینی با تبویب و ترتیب و ترتیب مشخصی است وهربحث و مطلبی بایدبرمحورآن مطرح شود.[13]

مثلاً ممکن است موضوع پژوهشی متن یک کنوانسیون بین المللی باشد . بسادریک پژوهش موضوع محوریا متن محور به سؤالاتی علمی نیز پرداخته شود؛منتها آن سؤالات محور مباحث و مطالب نیست و لذا به موجب وجودآن سؤالات در چنین تحقیقاتی نمی توان آنها را«مسئله پژوهی» دانست. ﻣﺘﺄسفانه ملاحظه می شود،گاهی متولّیان پژوهش در مراکزعالی این سه محورتحقیقی را از یکدیگرمتمایزنمی سازندو با تقلیدکورکورانه از فرم طرح تحقیق مرسوم در پژوهش های میدانی از دانشجویان علوم قدیم یاحتی حقوق بین الملل که موضوع تحقیقشان تحقیق در متون واسناد حقوق بین الملل باشد الزاماً می خواهندکه حتی برای پژوهش های موضوع محوریا متن محوربیان مسئله و فرضیه داشته باشند.

متن پژوهی در رشته ی حقوق بطور اعم ودر حقوق بین الملل بطور اخص با بحث« تفسیر» پیوند پیدا می کند که به آن می پردازیم:

 

4-6- تفسیر

موضوعی که لازم است در اینجا گفته شود آنست که شیوه ی«تفسیر» به مسائل گوناگونی در فلسفه ی حقوق برمی خورد؛ از جهتی به مبانی حقوق و از جهتی به منطق حقوق و از جهتی به منابع حقوق. زیرا،تفاوت می کندکه حقوق را ناشی از «قدرت» یا ناشی از «فطرت انسان» یا ناشی از «تحولات اجتماعی» و وجدان عمومی بدانیم . هر کدام از این گزینه ها را اختیار کنیم برای تفسیر قانون بایستی به دنبال نتایج همان نظر باشیم و شیوه ی متناسب را برگزینیم.

موضوع به منابع حقوق هم ارتباط پیدا می کند: تفاوت می کند که ما منبع حقوق را قانون بدانیم یا بین قانون و حقوق تفاوت قایل نباشیم یا بگوییم حقوق منابع زیادی دارد. حقوق بسان استخری است که آب های مختلف در آن ریخته می شود و یکی از آن آب ها، آبی است که از قانون سرچشمه می گیرد، ولی این بخش ناچیزی از حقوق است؛ بسان خلیجی از یک اقیانوس. رویه ی قضایی و عرف و عادت و عقاید نویسندگان و اندیشمندان حقوقی، و به عقیده ی بعضی قواعد صنفی ، در ایجاد قواعد حقوقی مؤثرند. اگر ما پذیرای این منابع باشیم تفسیر قواعد هم فرق می کند و برای فهم قانون باید در پی تمام این منابع هم بود.[14]

 

1-4-6 – روش های تفسیر

روش نخست ؛ مکتب تفسیرلفظی؛ در حقوق بین الملل شاید مکتب حقوق طبیعی ومکتب اصالت اعیان یا مکاتب مذهبی همچون حقوق بین الملل اسلام از این روش بهره ی بیشتری برده یا ببرند . درآغاز عدّه ای اعتقادداشتند که باتوجه به ترکیب خارجی قانون می توان اراده ی قانونگذار را کشف کرد، چرا که این اراده در ظواهر عبارات آمده است. بنابراین ،عبارت قانون می تواندنشانه ی اراده قانونگذارباشد ولی سایرمنابع مشکوک است. به همین جهت به صنایع لفظی پرداختندکه به مکتب تفسیرلفظی شهرت یافته است. روش تفسیرادبی و لفظی در مورد قوانین مذهبی می تواند کارایی داشته باشد، چراکه آنها می خواهند حکم خدارا استنباط کنندوطبیعی است که باید محتاط باشند.این روش در میان فقهای خودمان وشدیدتر درمیان اخباریون که می خواستند حکم تمام نیاز ها را در اخبار یا در آیات پیداکنندمشهود بود .

روش دوم توجه به هدف قانونگذاروعقل ؛برای یافتن اراده قانونگذار تحولی رخ داد. گام دوم به این جا رسیدکه مفسران ، به جای تکیه به متون قوانین ، به هدف قانون هم توجه داشته باشند. این تحول در اروپا به طریق علمی برجسته شده و کاملاً مشخص است ولی زمینه های آن در حقوق اسلام هم دیده می شود

روش استنباط اراده قانونگذار ؛ پیروان این مکتب ، درجستجوی اراده ی نویسندگان قانون هستندومی گوینداراده ی آن مقامی که قانون را وضع کرده حجّت است .بنابراین ، درآخرین تحولی که در جستجوی اراده ی قانونگذارایجادشد، سهم عقل برجسته شدکه، راه و روزنه ای به عدالت است وبدین ترتیب ، راه ورود اخلاق و عدالت به حقوق باز شد. به قول هوریو یکی از نویسندگان بزرگ حقوق اساسی وحقوق عمومی فرانسه که شهرت جهانی دارد«روش تفسیرعبارت از تمهیدی است که حقوق دان به وسیله ی آن می تواند برقوانین و رویه قضایی چیره شود»  . در حقوق بین الملل مکاتب انسان گرا، همچون مکتب اصالت اراده یا همان پزیتیویسم و زیرمجموعه های آن مثل مکتب وضعی جدید و اصالت اراده مشترک یا مکتب خودمحدود سازی ارادی این روش تفسیری را برمی گزینند .

روش سوم:  اصالت قانون ؛ درمرحله ی بعد، عدّه ای به این فکرافتاده اندکه، حال که این سدشکسته شده وراه نفوذ عدالت به تفسیربازگردیده است، برای خود قانون صرف نظراز نویسندگان آن ارجی قائل باشند .می گویند: قانونگذار همین که قانون را وضع می کند، کارش تمام شده است و ما هیچ وظیفه ای نداریم که بدانیم که نویسندگان آن قانون چه خواسته اند . قانون ، همانند پدیده ی اجتماعی ، تابع تحولات اجتماعی است. بنابراین تحولات در معنی قانون تأثیردارد وما بایدقانون را به گونه ای تفسیرکنیم که با تحولات اجتماعی سازگار باشد. براساس این نظر، قانون دو چهره دارد: متن قانون و روح قانون . متن ثابت است ولی روح و معنا تابع تحولات اجتماعای می شودو، در مقام اجرای قانون ، بایدتحولات این پدیده ی اجتماعی را در نظر گرفت . در حقوق اروپایی ،مکتب تاریخی در واقع همین سنخ فکررا داشته است .در عقیده ی آنها اجتماع خودبه خود قانون را ایجاد می کندوقانونگذار برای فهم آن باید به وجدان اجتماعی توجه کند و ببیند وجدان اجتماعی چه اقتضا دارد .

عده ای دیگر، به جای وجدان اجتماعی ، به حقوق فطری روی آوردندوبرای این که اسم قانون از بین نرودگفتند: بالاتر از قانون انسانی ، قوانین عالی وجود داردکه فطرت انسان و ذات روابط اشیاء آن را اقتضا می کند . بنابراین باید به دنبال قوانین طبیعی رفت ودید که قوانین وضع شده کشف از آن قوانین عالی می کنندوآیابا آن فطرت همگامی دارندیانه؟ به بیان دیگر،قانون را به گونه ای بایدتفسیرکردکه با قوانین فطری تطبیق کند

مطلب مشابه :  روش های پیشگیری کیفری از حفاری و کاوش غیر مجاز

روش چهارم: روش تحقیق علمی آزاد ؛جمعی دیگربه کلی از قوانین بریدندوخواستند عدالت را به تنهایی اجرا کنند . اینان مکتبی را پرداختند به نام«علمی آزاد»  . «ژنی» در اروپا مکتب تحقیق علمی آزاد را تأسیس کردوگفت:درموارد نقص قانون ما معلومات معینی داریم که بایدمبنای کشف حکم قرار گیردواز جمله آنهااست: معلومات غایی ، معلومات تاریخی ومعلومات قانونی .بایدآنها را ترکیب کنیم و راه حلی از میان آنهاکه مطابق با مصالح جامعه باشدبه دست آوریم . این مکتب ظاهرفریبنده ای دارد،ولی اگراجرای قانون به تحقیق آزادوعلمی از واقعیت ها کشیده شود، قاضی آزاد می شود که آنچه می خواهد از راه حل هایی غایی و تاریخی و قانونی به دست آوردوچیزی جلودارآن نیست و «نظم» فدای عدالت می شود درحالی که مابه دنبال راهکاری هستیم که نظم و عدل را باهم داشته باشد .[15]

 

 

5-6- منطق خطایی  در حقوق بین الملل

در فصول پیش راجع به منطق و روش های حقوقی منطقی، همچون قیاس و استقراء بحث شد که دوباره به آن نمی پردازیم اما عنوان دیگری تحت عنوان «منطق خطایی»  در این بند،  جای طرح دارد.  منطق حقوق، منطق ریاضی نیست. منطق تحلیلی و استنتاجی تنها هم نیست بلکه به نظرمی رسد، برخلاف آنچه شهرت داردونتیجه گیری که از آن می شود بیشتر «منطق خطایی» است  . وقتی قاضی یا حقوقدان با پژوهشگری مطلبی روبرو می شودو درمی یابدکه قضیه چیست، خواه ناخواه راه حلی

به او القا می شودو عدالت را احساس می کندکه نام آن را«عرفان حقوقی» نهاده ایم .[16]  لازم نیست که گیرنده ی این الهام، تنها حقوقدان باشد. همه این راه حل را احساس می کنندولی تفاوت حقوقدان با دیگران این است که احساس او تربیت شده است، همانطور که یک هنرمندنقاشی یا موسیقی زیبایی را آن گونه که مردم عادی در می یابند درک نمی کند، قاضی هم که با نظام حقوقی آشنا است طبیعتاً آن عدالتی را که احساس می کند از درون همان نظام استخراج کرده است. ولی این اشراف و این «عرفان حقوقی» اورا هدایت می کندبه سوی عدالت. ولی این تمام کار نیست، اگر بنا باشدقاضی به سائقه ی عدالتی که می خواهد عمل کندوهیچ نظمی اورا پای بند نسازد، هرج ومرج ایجاد می شودو نظم از بین می رود. پس وقتی حرکت ذهن به سوی عدالت آغاز شد، تمام هنرحقوقدان در این است که بتواند آن راه حل عادلانه را به قانونگذار نسبت دهد یا در استفاده از «قوانین» به نحوی آنها را کنارهم بچیندو قیاس ها را ترکیب کند که بتواندآن نتیجه را بدست آورد. دانشمند طبیعی مثل فیزیکدان یا پزشک برای ایجاد انرژی تازه یا برای درمان بیماری آیا می تواند از عوامل و قوانین طبیعی جدا شودوبگویدکه مثلاً سنگ به زمین نیفتاد؟ خیر؛ اومحکوم این عوامل و قوانین است، منتهامعنی کشف او این است که این عوامل را به نحوی در کنارهم قراردهدو ترکیب سازدکه به آن نتیجه ی مطلوب برسد. کارحقوقدان ماهرهم همین است که از ترکیب قوانین قیاس هایی بسازدکه منتهی به عدالت شود. اگر به عدالت رسیداین عدالت قابل استناد است و اگرنتوانست به عدالت برسد، فقط این خشنودی و امتیاز برایش می ماند که با ظلم در افتاده است.[17]

 

بند ششم – مراحل پژوهش در حقوق بین الملل با رویکرد فلسفی و روش شناسی

هرچند قصد این پژوهش، بررسی و توضیح روش تحقیق به معنای تخصّصی آن نیست اما چنانکه گفته شد رابطه ی تنگاتنگی بین علم روش شناسی و روش تحقیق در هر علم وجود دارد . چنانکه در این بند خواهد آمد، حتّی در مرحله ی «نگارش» پژوهش هم بی نیاز از روش شناسی و نکته سنجی های فیلسوفانه نیستیم . ازآنجایی که بحث روش های استنتاج در این پژوهش به تفصیل به آن پرداخته شده دراین بند از آن صرف نظر کرده وبه مباحث قبل ازاستنتاج می پردازیم .

1-   پیدا کردن موضوع ( طرح اولیه )

2-  کتابشناسی

3-  مطالعه اجمالی موضوع و نتایج نخستین پژوهش

4-  مطالعه عمیق و همه جانبه وانتقادی موضوع

5-  نگارش  (بیان پژوهش)

 

  1-6- انتخاب موضوع 

اولین مرحله پژوهش انتخاب موضوع و ترسیم طرح اولیه پژوهش است مثلا در رشته حقوق بین الملل موضوعات گسترده هستند؛ اما باید اذعان داشت نسبت به رشته های دیگر علوم انسانی مثل فلسفه یا ادبیات فارسی،تاریخ وحتّی رشته های دیگر حقوق تنوّع موضوعات یا نکات مبهم که نیاز به تفسیردارند زیاد نیست و همین سبب محدودیت موضوعات پژوهشی شده است که می توان به علل زیر اشاره کرد:

1- حقوق بین الملل به معنای امروزی رشته ی نوپا وجوانی است و شاید تمام متون کنوانسیون های

جهانی به معنای کلی به اندازه آثاری که یک فیلسوف در عمر خود می نگارد نباشد و یا به تعداد

آثار ادبی مثلاً قرن هشتم نباشد .

2- غیر از کتاب هایی که در مورد مبانی حقوق بین الملل بنیانگذاران و نظریه پردازان نخستین  این

رشته نگاشته اند که البته تعداد آن نیزخیلی  زیاد نیست وقتی به کتاب های حقوق بین الملل عمومی

رجوع می کنیم می بینیم تقریبا تمام آنها درموضوعات مختلف مثل حقوق معاهدات یا حقوق دریاها  یا حقوق جنگ و.. همه  یک چیز را بیان کرده اند. شاید مثال ها یا نوع گفتارشان باهم تفاوت داشته باشد .

3- همانطور که می دانیم یک علم یا مکتب مشتمل بر گزاره هایی است که که احکام کلی را بیان

می کند و باید بر مصادیقی در خارج صدق کند حال اگر به بخواهیم به مصادیق حقوق بین الملل

و  case های آن رجوع کنیم به مواردِ محض حقوقی کم بر می خوریم چرا که بیشتر کشور ها برای برآوردن منافع خود کمتر از این راه وارد می شوند وسعی می کنند از طرق غیر حقوقی مثل جنگ یا رایزنی های سیاسی یا فشارهای سیاسی به منافع خود دست یابند .

4 – از این ها که بگذریم برخی موضوعات حقوق بین الملل هنوزبه معنای علمی آن حقوقی نشده

وتعاریف و تحدیدات آن به صورت اصولی مشخص نشده مثل دفاع مشروع، مجازات متخلف ازقواعدحقوق بین الملل.

2-6- یافتن موضوع پژوهش

ابتدا باید یک دید کلّی نسبت به رشته ای که می خواهیم درآن تحقیق کنیم داشته باشیم مثلا در رشته حقوق بین الملل آشنایی با مکاتب حقوقی و مبانی حقوق بین الملل و کنوانسیون های مهم و تعاریف کلی برخی مفاهیم کلیدی و حتی آشنایی با  case های مهم . این دید کلّی از آن جهت مهم است که بتوان از مقایسات ذهنی استفاده کرد.

دانشجونه تنها باید نسبت به رشته اصلى خود که مى خواهد درآن تحقیق کند مطالعات و دیدِجامع داشته باشد بلکه بایدمطالعاتى درحوزه هاى دیگر، که حتى ربط کمى بارشته ى او دارد داشته باشد.

مثلاً یک دانشجوى حقوق بین الملل باید مطالعاتى درزمینه تاریخ روابط بین الملل و علوم سیاسى و

فلسفه حقوق و فلسفه سیاست و… داشته باشد. چنین دانشجوى است که مى تواند  موضاعات بکر و

وکاربردى بیابد. پژوهشگردرمطالعه اجمالى موضوع ،باید ازمتون عمومى شروع  کندتا به کتابهاى تخصصى برسد. درابتدا به دایره المعارفها رجوع مى کندکه ضمن توضیح اجمالى موضوع ، کتابنامه هم براى مطالعه بیشردارند و معمولاً به مقالاتى هم که با موضوع مورد تحقیق مربوط هستند ، ارجاع مى دهند.

 

3-6- ویژگی های موضوع پژوهش

1- داراى معنى باشد : یعنی تعریف پذیر وقابل تحلیل و بررسى باشد.

2- خیلى کلى نباشد و حدود و مرزهاى آن مشخص باشد:یعنى پژوهشگرغایت و انتهاى آن رادر ذهن خود داشته باشد. به عبارت دیگرپژوهشگر باید بداندچه کار مى خواهد بکند، به کجا می خواهد برودو غایت پژوهش[18] چیست .

4-6- کتابشناسى

کتابشناسى یعنی انتخاب بین کتب ؛ این انتخاب در مطالعات کلّى و در پژوهش و مطالعات تخصصى صورت می گیرد. پس باید مهمترین و با ارزش ترین کتب و مقالات را انتخاب نمودو کتابنامه اى درباره موضوع مورد تحقیق تشکیل داد.

کتابشناسى به چند طریق صورت مى گیرد:

  • کتب و مجلات کتابشناسى
  • کتابنامه ى کتب و مقالات
  • برگه دان کتابخانه ها

در حقوق بین الملل هم مانند سایررشته هاى علوم انسانى دو نوع منابع داریم . یکى منابع ومتون دست اول و دیگرمتون دست دوم. متون دست اول مى تواند دست نوشته خود حقوقدانان بزرگ یا خود متون معاهدات و کنوانسیون هاى بین المللى باشد امامتون دسته دوم تفاسیرو نقدها و یاپژوهش پژوهشگران دیگردر باب آن موضوع باشد.

دکتر کاتوزیان: چند کتاب معتبردر آن موضوع را با دقت می خوانم و عنوان های متناسب با تالیف مورد نظر خود را استخراج و یادداشت می کنم و با مراجعه به فهرست کتاب ها و مقاله های دیگران آن را تکمیل نسبی می کنم،چندان که در می یابم با چه مسائلی روبه رو هستم و چگونه بایستی آنها را ضمن مباحث و گفتارها دسته بندی کنم. در این مرحله، که نقشه ی اجمالی راه را در ذهن دارم، شروع به ترسیم آن نقشه و تقسیم مطالب و دسته بندی آنها در فصل های اصلی می کنم و می کوشم که هر فصل به چند مبحث و هر مبحث به چند گفتار و هر گفتار به چند عنوان فرعی دیگرتقسیم شودو کار تحلیل عنوان ها صورت پذیرد، به گونه ای که هر مجموعه زیرمجموعه ی عنوان کلی تر شود، به سان ظروف کوچک وبزرگی که در درون هم جای می گیرد.[19]

 

5-6- جمع آوری و پردازش اطلاعات

اطلاعات : آغاز تحقیق و مواد اولیه آن اطلاعات است . پژوهش بدون اطلاعات ،تهی وبی ثمراست.

نوع اطلاعات و غنی یا فقیربودن آنها نقش مهمی در باروری یاعقیم بودن و میزان بهره وری تحقیق دارد.

الف) اطلاعات نه داده : پژوهش نیاز به اطلاعات تحلیل شده دارد نه داده های خام . تحلیل اطلاعات

از داده ها در اثربخشی تحقیق تاثیر فراوان دارد .

ب) اطلاعات مرتبط  :  وجود اطلاعات کم ارتباط یا بی ارتباط ، موجب اخلال در برنامه پژوهشی می شود ونبود اطلاعاتی که با فرضیه تحقیق مرتبط است کارایی تحقیق را پایین می آورد .

وجود هرگونه مطلب کم ارتباط یا با ارتباط تصنعی در تحقیق که غالباً با انگیزه  حجیم کردن تحقیق وانبوه سازی منابع و ماخذ آن صورت می گیرداز عمده ترین انحرافات و خلل های برنامه ی پژوهشی

است . تشخیص میزان ارتباط اطلاعات با مساله و فرضیه ی تحقیق محتاج تخصص ذهن انباشته از معلومات و نیزبرخورداری محقق از روی آوردهایی چون مطالعه ی میان رشته ای و تفکرسیستمی

است . به همین دلیل ، گزینش اطلاعات ، تابع ذهنیت محقق است و اطلاعاتی که از نظر محقق کاملاً مرتبط است و به همین علت ، توسط وی ضبط می شودو از نظرمحقق دیگر ، بی ربط است و فروگذاشته می شود.

1-5-6- اطلاعات کافی و کامل  :

بسنده کردن به اطلاعات قابل دسترس و آسان یاب و گرایش حد اقلی در شکار اطلاعات ، ازمهمترین

عوامل شکست برنامه پژوهشی است . ساده انگاری ، عافیت طلبی وسرعت طلبی از عوامل عمده است که محقق را از تلاش وسیع برای دستیابی به حداکثر اطلاعات بازمیدارد.بطور مثال وقتی محققی نوآوری های ملاصدر را موضوع پزوهش خود قرار می دهد ، اطلاعات لازم او ، دامنه فراخی دارد زیرا بدون اشراف کامل بر اندیشه های فلسفی پیش از ملاصدرا (متوفی1051) هرگونه داوری کردن ،تسامح وبلکه تیردرتاریکی انداختن است . گاهی عدم وقوف نسبت به حدکفایت اطلاعات لازم ، سبب می شود که موضوع هایی خارج از وسع وتوانایی فردی برای پایان نامه های کارشناسی ارشد و دکتری و سایر برنامه های پژوهشی دیگرآغازنشده عقیم و نافرجام باشد.

 

2-5-6- اطلاعات صادق :

یکی از شاخص های گزینش اطلاعات ، صدق آنهاست . اطلاعاتی که مطابق با واقع نیست و صرفاً پنداروانگاره های ذهنی است ، تحقیق را عقیم می سازد . باتمایز بین داده ها و اطلاعات در واقع این نکته بحث

شد. محقق باید با ابزارهای  رایج در حرفه خود صدق اطلاعات رابسنجد . از آنجا که نتیجه ، تابع اخــس

مقدمه هاست ، ورود مقدمه ی کاذب و یا اثبات نشده ، نتیجه را نیز مخدوش می سازد . البته از نظر منطق –

دانان ممکن است در فرآیند تفکر، به صورت تصادفی از مقدمات کاذب ، نتیجه صادق به دست آید. اما اول در مواردی که به تفضیل در آثارمنطقی بحث می شود کذب مقدمات ، لزوماً کذب نتیجه را به میان می آورد

حکمیان دراین مقام ، البته درآرمان ،نه درعمل ، صدق مقدمات راصدق ضروری می دانند.باورهای صرفاً صادق راقول جازم ویااعتقاد(beliveve) می خوانندوصدق ضروریرا باورصادق مطابق با واقع واثبات شده   است ،علم (knowledge) تلقی می کنند.[20] فیلسوفان تاکید دارندکه مراد ازصدق مقدمات در تحقیقات فلسفی  صدق ضروری وتصدیق علمی است ، روش برهان را تنها روش تحقیقات فلسفی می دانند وآن راازجدل ،خطابه و سایرصناعات می دانند.

 

3-5-6- اطلاعات  دقیق

علاوه برصدق مقدمات، دقیق بودن آنهانیزاز شرایط باروری تحقیق است . غالباً در زبان عرفی، صرفاًدغدغه ی صدق وجود دارد.درحالی که در زبان علوم ،دقت ، نقش اساسی دارد. دریک تحقیق علمی ،وقتی فاصله تهران تا شـاهـرود 400 کیلومتر است ، قابل قبول نیست ، اگرچه در زبان عرف به همین جمله بسنده می کنیم .در مواردی عدم دقت سبب صدق اطلاعات می شود.مهمترین نمونه این نوع بی دقتی خطایی است که منطق دانان مسلمان آن را  ”  مغالطه سوء اعتبار ”  حمل می کنند.برای مثال : این جمله ی ابوالحسن عامری اولین فیلسوف مسلمانی است که از اتحاد عاقل و معقول به نحومدون سخن گفته است ،  کلّی گویی و اهمال در ذکر قیدهای اجزای جمله ، موجب عدم دقت می شود . یا مثلاً این جمله که ” گروسیوس مُــبــدی و پدر حــقوق بیــن المــلل است ” اطلاعات باید واضح و متمایز باشد

دقیق بودن اقتضا می کند که تا اطلاعاتِ تحقیق عاری از هرگونه ابهام باشد . ابهام چه ازحیث مفهومی و ذهنی باشد و چه ازحیث مصداقی و عینی ، موجب می شود که اطلاعات نقش خود را ایفا نکند.

اطلاعات تحقیق می تواند سه نوع ابهام داشته باشد :

1- ابهام زبانی : مرتبه آشکار و جلی اشتراک لفظی است .غالباً چنین اشتراک لفظی واضح وروشن است وموجب رهزنی اندیشه نمی شود . مثل “حوصله ام سر رفت ” می فهمیم “سر رفتن ” ناشی ازجوشیدن زیاد نیست یا “انگور شیرین است ” منظور “شیرین ” همسرخسرو پرویز نیست .

 

2- ابهام معنایی : مرتبه پنهان و خفی اشتراک لفظی است که برخاسته از کاربرد مختلف واژه در علوم وصناعات گوناگون است . واژه ای ممکن است در ساختار لغوی ، داری ابهام نباشد، اما دانشمندان در رشته های مختلف ، همان واژه را به معانی گوناگون به کار برند .مانند لفظ ” حــــدّ ” که در جغرافیا ،حـــقوق بیــــن الـــمـــــلل ، حقوق جزا یا فقه ، ریاضیات و منطق  دارای معنای واحدی نیست.

تشخیص معنای واقعی این نوع مشترکات لفظی نیزبا توجه به قراین موجود امکان پذیر است مثلاًوقتی می گوییم” حد دریای سرزمینی ایران فلان قدر است “می فهمیم این واژه بارمعنایی حقوق بین الملل داردیا وقتی میگوییم ” حد جلگه های سیبری تا فلان نقطه است ” می فهمیم اینجا این واژه بار جغرافیایی دارد

یا وقتی می گوییم “انسان دارای حد است ” منظورمعنای منطقی آن که نوعی تعریف دربرابر ” رسم ” است. حال اگر بخواهم تعداد بیشتری مثال  بیان کنم تا برای دانشجویان حقوق بین الملل مفید باشد مثال های زیر را بیان می کنم واژه های  : خلیج های کوچک ” منابع فلات قاره ایران ” رودهای داخلی ” هوا وفضا ” نیروهای مسلح یک کشور و… می تواند وازگانی باشد که در جغرافیا ویا فرهنگ داخلی یک کشور معنایی غیر از معنای علمی آن در حقوق بین الملل باشد.

 

3- ابهام مصداقی : پنهان ترین مرتبه اشتراک لفظ ، آن است که واژه ای درکاربردیک علم ، معنای

گوناگون پیدا کند .مثال بارز آن در ادبیات فلسفی ، واژه ” ذاتی ” است که از الخلص فخررازی تاکنون ، غالب منطق دانان سعی کرده اند کاربردهای متنوع آن را طبقه بندی کنند.[21] که البته به علت تخصصی بودن بحث وطولانی نشدن بحث از ذکرآن خود داری می کنم . جهت ملموس تر بودن بحث چند مثال از رشته حقوق بین الملل ذکر می کنم : واژه عهد نامه اگر مصداقاً معلوم نگردد ممکن است برشئونات مشابه تلقی گردد. دریای سرزمینی مصادیق و حدود متفاوتی دارد .

اشتراک لفظ دائم رهزن است                اشتراک گبرو مؤمن در تن است

هردو گر یک نام دارددرسخن               لیک شتان این حسن تا آن حسن

مطلب مشابه :  آثار انتقال مال غیر منقول بدون تنظیم سندرسمی

اشتباهی هست لفظی در بیان                 لیک خودکو آسمان تاریسمان [22]

این اشتراکات لفظی سه گانه (جلی ، خفی ، اخفی ) تنها ابهاماتی است که به همان لفظ مربوط است اما فراتر ازآن ابهامات ، ابهامات دیگری وجود دارد که به مفاهیم و تصورات ذهنی متعلق است . بسیاری از مفاهیم به صورت مبهم و نامتمایز از سایرمفاهیم ، وارد پژوهش می شود و در نهایت جز ابهام حاصلی به بار نمی آورد.ابهام در مفاهیم همان است که دکارت (1596-1650) را پرچمدارمبارزه با آن می دانیم. نتیجه : بنابراین در گزینش اطلاعات تحقیق ، غالباً با سه نوع ابهام مواجه هستیم و رفع هریک از آنها محتاج ابزار خاصی است :

1-شرح اللفظ یا پرسش از معنای لفظ ( meaning) ابهام زبانی و اشتراک لفظی را از بین می برد

2- تعریف (definition) ، ابهام مفهومی و تصوری را دفع می کند

3- تحلیل مفهومی (conceptual  analysis)  و تحلیل گزاره (  propotional analysis) هم رافع ابهام زبانی و هم برطرف کننده ی  ابهام ذهنی است .

4- ملاک تمایز ( criteria) نیز ابهام مصداقی را بر طرف می کند.

 

4- اطلاعات نو

علم وجود تدریجی دارد و هرروز اندیشه نو ، روشی تازه و مسایل جدیدی به بازار دانش می آید محقق نمی تواند به اطلاعات گذشته محدود شود . درمواردی اطلاعات پیشین فاقد اعتبارو  یا با اطلاعات جدید

دارای دقت بیشتری شده است .

5– اطلاعات باید مستند باشد

1-5- یکی از شرایط گزینش اطلاعات و ورود آنها به فرایند تحقیق ، اعتبار و اصالت اسنادآنهاست . اهمال در این امر سبب می شود اطلاعات کاذب ، ناقص، نارسا و فاقد اعتبار به پژوهش راه یابد و آن را عقیم سازد. به همین دلیل ، دستیابی به ماخذ اصیل و نقد اسناد از وظایف اولیه محقق است .[23]   دررجوع به مآخذ و توجه به اسناد، کثرت و کمیت شاخص نیست بلکه مهمترین ملاک، اصالت و امانتداری است . به تعبیر مرحوم زرین کوب محقق باید از مدارک و اسناد خویش به اصطلاح امروزه سوء استفاده  نکند و پرونده دروغین نسازد . [24] وقوف به اهمیت اسناد درتحقیق ، جسارت های کاذب ناشی ازبی خبری

را ازبین می برد . وقتی محققی بداند برای اثبات نوآوری علامه طباطبایی دریک مساله فلسفی ، چقدر مطالعه دقیق آثار واسناد خطی لازم است جرأتش برای این تحقیق کم خواهد شد یا اگر یک دانشجوی حقوق  بیت الملل بخواهد مفهوم عدالت در آرای محاکم بین المللی را بررسی کند اگر بداند که چقدر باید به اسناد با زبان خارجی رجوع کندازتصمیمش پشیمان خواهد شد .

2-5- اعتماد برحافظه ، همانگونه که مرحوم زرین کوب یادآورمی شود ، دام خطاست و ازاین روست که  محققان بزرگ جهان ازاعتمادبرحافظه ، برحذر بوده اند . مرحوم قزوینی گفته بود : ” من اگر بخواهم آیه  قل هو الله احد رانیز درجایی بیاورم ، آن را از روی قرآن نقل خواهم کرد” [25]

3-5- محقق درگزینش اطلاعات ، با توجه به شاخص هایی که گفته شد ، بیش ازهرامری به دقت درعمل    نیاز دارد . این دقت رادوگونه آفت عمده تهدید می کند : شتابکاری و عجب . آفت نخست ، غالباً محقق جوان رگرفتارمی سازد و آفت دوم ، محقق پرسابقه ومشهور را تهدیدمیکند . خوب است دراینجا نقل قولی ازمرحو زرین کوب را نقل کنیم : بی دقتی حاصل شتابکاری است . این بی دقتی درتحقیق ، بلایی بزرگ است و بسا که ازآن ضلالت های سخت برخاسته است . اتفاق می افتد که اشتباه بین دو اسم ، محقق را به خطایی سخت گرفتارکرده است که اندک دقتی ، ممکن بود او از عواقب وخیم آن  خطا درامان نگه دارد .بسیار پیش می آید که اعتمادبرنقلی نادرست محقق ساده دل را گمراه می کند و به ورطه لغزش می افکند .

شاید درخیلی از موارد، این بی دقتی از آنجا پدید می آید که محقق از فرط غرور و خودپسندی ، برحافظه ى خویش تکیه میکند[26]

6- عدم اطلاعات ، خود اطلاعات است درمقام گردآوری اطلاعات ، نبایدصرفاً به آنچه هست ، حصرتوجه کرد .بلکه آنچه نیست نیزمهم است . یکی  از تفاوت های داده و اطلاعات همین نکته است . وقتی به داده ای دست نمی یابیم ، عدم داده در ذهن تحلیلی

محقق، تبدیل به اطلاعات مفیدی می گردد. مثلاً در بحث دانشمندان ازویژگی های نبوت توجه به مؤلفه هایی  که آنها در تعاریفشان نیاورده اند ، برای محقق به اندازه ویژگی های ذکرشده مهم است. یا مثال دیگری در

رشته حقوق بین الملل بزنیم فرض کنیم محققی می خواهد در مورد قواعد آمره در حقوق بین الملل تحقیق

کند . دانشمندان و حقوق دانان برجسته در مورد قاعده آمره ویژگی هایی برشمرده اند؛ برای یک محقق

هوشمندآنچه که بیان نشده هم می تواند راهنما و مفید باشد.

 

6-6- نگارش  (بیان پژوهش)

شاید پنداشته شود که بحث «نگارش» تنها جنبه شکلی تحقیق است و نمی توان در آن ریشه های فلسفی و فکری نویسنده را تحلیل و کشف نمود بعضی نویسندگان مطالبشان را به صورت منظّم تبویب و تنقیح می کنند. مطالب ذیل عناوین فرعی بیش از یکی دو صفحه نیست، مگر اینکه دنباله بحث بسیطی، ایجاب کند که صفحه ای دیگر به درازا کشد. که البته این سبک نگارش، اقبال خوانندگان را بیشتر به دنبال دارد. تألیفات استادان فرانسوی از این جهت نمونه است، به ویژه که در غالب این آثار،ترتیب منطقی عنوان ها چنان آرایش می یابد که گروهی از عنوان ها در درون عنوان عام تر جای می گیرد و سلسله ی عناوین تا عنوان اصلی کتاب ادامه پیدا می کند.برعکس ، تالیفات حقوقی انگلیسی و آمریکایی از این امتیاز بی بهره است و طفره و گسستگی عنوان ها خواننده را رنج می دهد. منتها ، دلیل این اختلاف را باید در نظام فکری آنها جستجوکرد که عادت کرده اند از موضوعات جزئی و پراکنده نتیجه ی متناسب با شرایط را بیابند و نباید این را به رسم بی بندو باری و عدم مواظبت نسبت داد.

 

 

نتیجه گیرى

معمولاً روش شناسیِ یک علم ، برای دانشجویان وپژوهنده گان آن علم مغفول واقع می شود.

روشمند بودن یعنی نظم دادن به فکر . نظم دادن به فکر ، خود در دو مرحله انجام می شود :

1- فکرکردن در موضوع تحقیق و پژوهش

2- فکر کردن یا تأمّل در تفکّر خودمان

که این شرط دوم به معنای واقعی کلمه همان روش شناسی است . روش شناسی شناخت فرایند «عقلانی» یا«غیرعقلانی» ذهن برای دستیابی به شناخت و یا توصیفِ واقعیت است. علومی مثل هستى‏شناسى و معرفت‏شناسى ازمباحث مهم «فلسفه» هستند که مقدّم بر روش شناسی هستند وبا آن رابطه تنگاتنگ دارند اعتقاد به یک نحله ی فکری – فلسفی، پژوهش را به سرمنزلی خاص ، راهبری می کند پس انواع مختلف روش‏شناسى وجود دارد که در عرض یکدیگر و یا در تقابل با یکدیگر مى‏باشند. حال که قرار است روش شناسی، علم وآگاهی ما وکیفیّت کسب آن آگاهی را مورد بررسی قرار دهد پای دانش دیگری به بحث کشیده می شود که آن «معرفت شناسی» است . معرفت شناسی چه به معنای محض آن و چه به معنای حقوقی آن در روش شناسی لازم است. برای رسیدن به «روش شناسی» باید از دالان « هستی شناسی» و سپس «معرفت شناسی» گذشت وموضع خود رادرقبال هریک مشخص کرد تابتوان به شناخت “روش” نائل شد. هستی­شناسی، منطقاً بر شناخت­شناسی و آن هم منطقاً بر روش­شناسی تقدّم دارد. هستی­شناسی مربوط می‌شود به ماهیّت دنیای اجتماعی و سیاسی حقوق بین الملل دراین رشته ، شناخت­شناسی یا همان معرفت شناسی مربوط می­شود به آن‌چه می­توانیم درباره­ی دنیای مورد نظر بدانیم. و روش­شناسی مربوط می‌شود به این‌که چگونه می­توانیم آن شناخت را کسب کنیم. هر جامعه علمی زیر سلطه و سیطره ی مجموعه ی بسیار وسیعی از مفروضات مفهومی و روش شناختی است که اصطلاحاً به آن پارادایم گفته می شود این پارادیم ها در قالب «نمونه های استاندارد» ریخته شده و دانشجویان از طریق همین نمونه های استاندارد نظریه های رایج در رشته ی خود را فرا می گیرند. این نمونه ها در عین حال معیارهایی برای شناخت علم معتبر به شمار می آیند. همواره با مفاهیم کلیدی هر علم مفروضات روش شناختی و متافیزیکی آن علم را به دانشجویان منتقل می کنند. آنها نمونه هایی هستند که در فعالیت های جاری علمی پذیرفته شده اند و به شکل قانون و نظریه موجب پدید آمدن سنت های خاص ومنسجم پژوهش علمی می شوند. . مثلاً اگر تا کنون حقوق بین الملل را برگرفته از حقوق طبیعی و فطرت میدانستیم و گزاره های آن را با آن نگرش تبیین می کردیم اکنون آن را محصول اراده دولت ها و رضایت آنها برمی شماریم . تفکیک بحث هستی شناسی از معرفت شناسی بسیار مشکل است چرا که وقتی شما در بحث «معرفت شناسیِ» حقوق بین الملل، مکاتب فلسفی این علم را تحلیل می کنیدناگزیر بحث ها به جاهایی کشیده می شود که گویی «هستی شناسی» حقوق بین الملل است. برخی مکاتب تفاسیری از حقوق بین الملل دارندکه گویی آن را نفی یا آن را از معنا تهی می سازد؛ چنانکه رئالیسم ویا بهتر بگوییم برخی از نظریه پردازان آن مکتب، حرف هایشان بیشترسیاسی است تا حقوقی. دروادی هستی شناسی حقوق بین الملل به شبهاتی که به موجودیت این رشته وارد شده پاسخ گفته می شود چرا که با وقوع جنگها وبحران های منطقه ای وجهانی و به طور کلّی تجاوزهای متعدّدی که به مقرّرات حقوق بین الملل وارد گردیده موجب شده تا نسبت به ماهیّت این رشته ی حقوقی به مثابه ی مجموعه ی قواعدلازم الاجرا، به دیده ی تردیدبنگرندوحتّی تا بدانجا پیش روندکه این پرسش را مطرح سازندآیا حقوق بین الملل اساساً یک حقوق واقعی است یا یک سری دستورات ساده ی اخلاقی فاقدارزش اجرایی؟ پاسخ به این پرسش درهستی شناسی حقوق بین الملل داده شدکه هر نظام حقوقی می تواند بدون داشتن ارگان خاص و مستقل و ضمانت اجرایی متمرکز یا سلسله مراتبی کاملاً منظم، میان قواعد و مقررّات به حیات لرزان خود ادامه دهد.این همان مرحله ای است که حقوق بین الملل در آن به سر می برد. روش شناسی حقوق بین الملل در ساحت معرفت شناسی به ما می آموزد مطالعه حقوق بین الملل بدون توجه به مبانی فلسفی و ریشه های تاریخی،سیاسی و مذهبی آن مطالعه ای ناقص و تلاشی بی ثمر است . این مباحث خارج از علم حقوق است اما آبشخورعلم حقوق بین الملل است. بحث دیگر آنکه روش شناسی حقوق بین الملل را نمی‏توان از (منابع حقوق بین‏الملل )جدا کردتحلیل منابع، خواه از جهت شناخت عناصرتشکیل دهنده ی آن و خواه به منظور تمیز شاخه ها و فروع مورد بحث ، افق تازه ای به روی محقق می گشاید. محل واقعی نزاع را نشان می دهد(تحریر محل نزاع)  مطالعه را عمیق تر می کند و ریشه ی اختلاف را معین می سازد . ظهور یک قاعده به عنوان منبع حقوق بین الملل ، نتیجه بازی نیروها و تعارض منافع در جامعه بین‏المللی و تأثیر ایدئولوژی‏ها و فلسفه‏ها و همچنین نیازهای جامعه است. تحلیل این پدیده ها خود نوعی فلسفه ی حقوق بین الملل است.

بحث دیگری که در روش شناسی حقوق بین الملل مطرح می شود مطالعه روش های استنتاج دراین رشته است البته منظور، تنها استنتاج منطقی که همان انواع قیاس می باشد نیست .هرچند به قیاس منطقی نیز به عنوان زیر مجموعه ای از این بحث پرداخته می شود. روش های استنتاج وروش های تحقیق، یک رابطه عموم و خصوص من وجه دارند چراکه برای به سرانجام رساندن یک پژوهش باید قواعد منطقی وغیرمنطقی استنتاج رارعایت نمود واز سوی دیگربرای فراهم آوردن مواد درست برای استدلالات منطقی باید روش های صحیح تحقیق و باز ماندن از خطاهای ذهنی و مشاهداتی را آموخت. روش منطقیِ حقوق بین الملل همان روش استدلال منطقی است که ماهیّت وشیوه استدلال حقوقی را روشن می کند واز این روش می توان در استنباط صحیح احکام حقوقی وشناخت و تحلیل قواعد حقوق بین الملل استفاده نمود. بنابراین استدلال منطقی که در مرتبه ای بالاتر از تکنیک های حقوقی رسمی جای دارد به عنوان یک روش تحلیلی نام برده می شود.نتایج چنین روشی(روش استدلال منطقی) از طریق روش تجربی، تصدیق یا ثابت می شود؛ یعنی راه رسید به استدلال منطقی، روش تجربی وتوجه به واقعیات اجتماعی است. به بیان دیگر، ابتدا باید واقعیات اجتماعی را در جامعه بین المللی مد نظرقرار دهیم (روش تجربی) و سپس با استفاده از روش منطقی، حکم حقوقی هر قضیه را یافته آن را مورد ارزیابی قرار دهیم. می توان به لحاظ صورت وسیرتحقیق و تفکر، روش های پژوهش واستنتاج منطقی را در علوم مختلف از جمله حقوق بین الملل به سه نوع قیاسی، استقرایی و علمی تقسیم کرد. البته مواد استنتاج در روش های فوق ممکن است دچار آفاتی شود که از آنها به بت های ذهنی یاد شد؛ پژوهشگر از ارزش گذاری و پیش داوری اجتناب می کند . اینکه فلان مکتب حقوقی صحیح است یا فلان دین حق است در پژوهش مبتنی بر روش شناسی جایی ندارد. دست یابی به هدف های تحقیق میسّر نخواهد بود مگر این که روش شناسی دقیقی به کار برده باشیم. بی توجهی به پادایم ها ومبانی فلسفی حقوق بین الملل پژوهشگر و حقوقدان و قاضی بین المللی را ممکن است گمراه کند . اگر ذهن را با نورفلسفه هدایت نکنیم ممکن است به خطا رویم و آنچه که دستاورد علمى مى شماریم در واقع جز پریشان گویى نباشد که لباس پر ابّهت گزاره هاى علمى را به تن کرده است . گمان مى کنم کسانى که بخواهند تاریخ علم را از این دید مطالعه کنند کتاب معروف خوابگردها برایشان بسیار شیرین است . کتاب مابعدالطبیعه علوم نوین ترجمه دکتر سروش هم براى افرادى که مى خواهند با فلسفه علم آشنا شوند بسیار خواندى است. امیدوارم آنچه مى خواستم در این پژوهش مختصربیان کنم درمعنى آمده باشدواستاد محترم نقص یا کاستى را با دیده اغماض ازنظر بگذرانند.

 

 

 

Visited at:jun/7/2010، http://www.mohamehdi.blogfa.com 232-

[2] – ایلخانی ، محمد ، درس روش شناسى ، گروه فلسفه ی دانشگاه شهید بهشتى تهران ،1378.

[3] – نکونام ، جعفر، منبع پیشین، ص1.

[4] – تسون، فرنادو،منبع پیشین ،ص15.

236- descriptive  method

[6] – نادری، عزت ا.. و مریم سیف نراقی. روش های تحقیق و چگونگی ارزشیابی آن درعلوم انسانی. چاپ سوم. (تهران: انتشارات بدر1375)، ص 102.

[7] – همان ، ص 81-82

[8] – نکونام ،جعفر،منبع پیشین ،ص 22-23.

[9] – دلاور،علی، روش های تحقیق درعلوم تربیتی.(تهران،دانشگاه پیام نور، تهران،1370)، ص55.

[10] – نکونام،  جعفر ،منبع پیشین ،ص 23.

[11] –  تسون، فرناندو، منبع پیشین،ص15.

[12] – نکونام ، جعفر، منبع پیشین، ص 22-23.

[13] – همان ، ص 21

[14] –  کاتوزیان ،ناصر، منبع پیشین، ص 178.

[15] –  کاتوزیان، ناصر، منبع پیشین ،صص184تا190.

[16] –  این اصطلاح راآقای دکتر کاتوزیان به کار برده اندکه الحق اصطلاح گویایی است.

[17] – کاتوزیان ،ناصر،منبع پیشین ، ص190.

 

249 – اینجا منظور از غایت پژوهش ، هدف پژوهش نیست . هدف پژوهش مورد خاصی است که کل پژوهش برای آن انجام می یابد که ممکن است شخصی، اجتماعى یا ادارى یا صنفى باشد . هدف خارج از پژوهش است ولی غایت پژوهش در و یا با خود پژوهش است .

[19] – کاتوزیان ناصر، منبع پیشین ،ص33.

 

[20] – ابن سینا ، اشارات والتنبیهات (باشرح محقق طوسی)، ، ج 1،چاپ اول، (تهران،انتشارات آرمان، 1403 ه) ، ص 47.

[21] – قراملکی ،احد فرامرز ، «موضوع کل علم مایبحث فیه عن عوارضه الذاتیه » ، مقالات و بررسی ها . شماره 53-54 ص 141-142 و ص123-158.

[22]  – مولوی ، مثنوی معنوی ،  چاپ سوم، (تهران،انتشارات  پیام محراب ،1380)،دفتر 6 بیت 649.

 -[23] جستجوی مآخذ و رجوع به همه موارد آن که شاید ذکری از مطالب مورد نظر در آن ها باشد اولین قدم در راه تحقیق است زیرا تحقیق نوعی حجت منطقی است

هرقدر در آن به  مآخذ گوناگون رجوع افتد ، حجت ، قویتر واستقراء کاملتر خواهد بود . اما جستجوی مآخذ دقت و حوصله می خواهد و محققان بزرگ که شوق و درد تحقیق و طلب داشته اند ، بسا که در جستجوی کتابی نادر ، رنج ها برده اند . ابوریحان بیرونی (362-440) در جستجوی سفرالاسفار مانی چهل سال رنج برد تا سرانجام به آن دست یافت و حنین بن اسحاق (194-263) برای بدست آوردن بعضی از آثارجالینوس مجاهده های سخت کرد ( برگرفته از عبدالحسین زرین کوب ، یادداشت هاواندیشه ها ، تهران ، انتشارات اساطیر1371) ص 14

[24] – عبدالحسین زرین کوب ، یادداشت ها و اندیشه ها ،چاپ اول،(تهران ، انتشارات اساطیر)، ص 14.

[25] – همان ص 12.

[26] – زرین کوب ،حسین، منبع پیشین،ص12.

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92