رشته حقوق

راهکارهای اصلاح آثار پایدار جنگ بر کودکان

راهکارهای اصلاح آثار پایدار جنگ بر کودکان

با توجه به آنچه که اشاره شد ملاحظه می­شود که تدابیر جدی در زمینه بازگرداندن وضعیت کودکان به قبل از جنگ میبایست اندیشیده شود که به مهمترین موارد آن اشاره می­نماییم.

 

گفتار اول: توانبخشی و بازپروری

بهنگام اختتام مخاصمه ، دولتها ممکن است با صدها یا هزاران کودک مواجه شوند که این کودکان نیازمند رسیدگی­های روحی روانی و فیزیکی می­باشند. بازپروری و اسکان مجدد آنان نیازمند کمک­های ویژه مالی و در طی دوره زمانی مناسب می­باشد.­برنامه­های خلع سلاح ، صلح سازی و اسکان مجدد((DDR[1] شهروندان در کشورهای مختلف در جهت بازگشت مجدد جنگجویان به زندگی عادی قبل از وقوع جنگ صورت می­گیرد لکن این برنامه­ها معمولاً شامل کودک سربازها بدلیل انکار وجود این افراد از سوی کشورها نمی­گردد. در حالیکه کودکان خارج از این برنامه­های مساعدت قرار می­گیرند امکان شناسایی آنها وجود نداشته و مساعدتهای جانبی نیز شروع نمی­گردد. زمانی که برنامه­های مزبور شامل کودکان می­گردد، باز پروری آنان بدلیل خصومتهای اجتماعی و خشونتهایی علیه کودک سربازان قدیم مختل می­گردد با اینحال هر قدر که کینه­ورزیها کمتر باشد جامعه در مساعدت و بازپروری مجدد کودک موفق­تر خواهد بود.  پیدا کردن خانه و کاشانه برای کودکان که والدین خود را گم کرده­اند و یا از دست داده اند بسیار سخت و مشکل بوده و گاهی حتی خانواده ها از پذیرش کودکانی که علیه جامعه خود مرتکب جنایت گردیده­اند  در خانواده­هایشان پذیرفته می­شوند. زمانی که جنگ هنوز ادامه دارد ممکن است بازگشت برنامه­های حمایتی زمانی موفق خواهد بود که بتواند کودکان بصورت تدریجی بازپروری نماید که ممکن است از طریق مدرسه ، فعالیت­های ورزشی و سرگرمی ، مهارتها کاریابی و اقدامات حمایتی دیگر به کمک آنها شتافت . نماینده ویژه مسئول امور کودکان در مخاصمات مسلحانه توجه فرهنگی به بازپروری کودکان را مورد تأکید فراوان قرار داده است.

در صورت عدم توجه به مسائل کودک سربازان سابق جامعه با مشکلات عدیده بعدی از جمله بزهکاری اطفال و نوجوانان و جمعیت بزهکار و فاقد آموزش­های ضروری اجتماعی و مهارتی مواجه خواهد بود. بنابراین جنگجویان با خطرات عدیده­ای مواجه می­گردند. کودکان در طول جنگ طرز استفاده از اسلحه را یاد می­گیرند و رفته­رفته قصاوت و خشنونت برایشان امری عادی جلوه می­کند . مسلماً کودکانی که از نیروهای نظامی منفک می­شوند و هیچگونه کمک و پشتیبانی در اختیار آنها از تجربیات و مهارتهای که در طول جنگ آموخته­اند برای محافظت از خود بکار خواهند بست که این مطلب در قالب تبدیل شدن به جنایتکار جلوه خواهد کرد. کنوانسیون چهارم ژنو 1949 دراین زمینه اشعار می­دارد:

  1. دولتهای عضو تمام تلاش خود را بکار خواهند بست تا اطمینان از رسیدن کمکهای مناسب اجتماعی از جمله آموزشی به کودکان بی­سرپرست و یتیم که در نتیجه جنگ با مشکلاتی اینچنین مواجه شده­اند، حاصل گردیده ممکن است دولتهای بی طرف نگهداری کودکان را در طی جنگ بپذیرند. بعلاوه به کودکان زیر 12 سال می­بایست نشانهای تشخیص هویت داده شود[2].

نیاز به توانبخشی و بازپروری کودکان از طرف حقوق بین المللی تنها در سالهای اخیر مورد توجه قرار گرفته است. این در حالیست که کنوانسیون حقوق کودک دولتهای عضو را موظف به انجام اقدامات مزبور نموده و تا سال 2000 و زمان تصویب پروتکل الحاقی بعنوان سندی که دولتها را موظف به خارج کردن کودکانی از نیروهای نظامی و بازپروری آنها نموده ، تنها سند در این زمینه قلمداد می گردید. به منظور جبران نقایص و اقدام در جهت رسیدن به این اهداف ، پروتکل الحاقی دولتهای عضو را موظف به انجام حمایتهای مالی و فنی نموده است.

دبیرکل سازمان ملل در فوریه 2000 گزارش تحت عنوان نقش صلح­سازی سازمان در خلع سلاح، انفکاک نیروها و بازگشت اوضاع به حالت عادی انتشار داد. در این گزارش اظهار شد، در مواقع لزوم جایگاه کودکان بر مخاصمات مسلحانه از طریق گفتگوهای صلح مشخص گردیده و منافع کودکان می بایست در این زمینه صراحتاً  در برنامه­های خلع سلاح ، بازگشت نیروها و ادغام آنها مورد توجه قرار گیرد. در حالیکه اقدامات DDR از نظر زمانی تقریباً در اواخر جنگ و جهت تسهیل شرایط اختتام جنگ به وقوع می­پیوندد، تلاش دارد تا کمکهای سنجیده و موثر انجام دهند و از  بکارگیری و سوء استفاده از کودکان زیر 18 سال در جنگ جلوگیری کند.

در سالهای اخیر قطعنامه هایی نظیر 1460 از کلیه دول عضو ملل متحد و سازمانهای بین المللی خواسته است تا در طی اقدامات خود در زمینه صلح و آتش بس از اجرای DDR نسبت به کودک سربازان سابق اطمینان حاصل نمایند. این قطعنامه­ها بر اهمیت نیازهای کودکان بویژه دختران تأکید فراوان داشته­اند[3].

 

گفتار دوم: کاریابی

در اغلب موارد کشورهای درگیر در مخاصمات با توجه به اختلال در سیستم اقتصادی و اجتماعی قادر به آماده­سازی افراد جامعه به ویژه کودکان برای ورود به اجتماع ونیز پذیرش نقشهای مناسب علی­الخصوص در بخش اشتغال نمی­باشند.[4]

مطلب مشابه :  شخصیت حقوقی شرکت مدنی در ایران و مصر

پر واضح است کودکانی که تحت تاثیر جنگ والدین خود را از دست داده،از آنها دور افتاده،ویا به هر علت دیگر نتوانسته­اند درطی جنگ آماده ورود به بازار کار گردند؛بعد از پایان درگیریها جهت امرار معاش خود می­بایست صاحب مشاغل آبرومندانه و سالم گردند در غیر اینصورت که اغلب موارد نیز چنین است بحرانهای شدید اجتماعی سالهای بعد از جنگ گریبان جوامع را خواهد گرفت.آنچه از حیث حقوقی در عرصه بین­المللی در ارتباط با مسئله کودک وکار  مورد توجه قرار گرفته است بیشتر حول محور منع اشتغال کودک و کودکان کار بوده است.سازمان بین­المللی کار که بعد از پایان که بعد از جنگ دوم جهانی ضمن امضای موافقتنامه­ای در سال 1946با سازمان ملل متحد در عداد یکی از سازمانهای تخصصی آن درآمد به کودکان نیز توجه خاصی داشته واهم فعالیتهای خود را به امحای کار کودکان معطوف داشته است.[5] آمارهای سازمان بین­المللی کار95،از جمله هشدار سال 1995 مبنی بر اشتغال یک کودک از هر چهار کودک بین 5 تا 15 سال و هشدار 2000 که نشان می داد این آمار به یک کودک از پنج کودک رسیده است وتقسیم کار کودک به سه دسته کارهای غیر خطرناک،کارهای خطرناک،شکلهای نامتعارف کار کودکان تقسیم می­کند.1  در عرصه حقوق مخاصمات مسلحانه نیز بیشتر تلاشها و چالشها در این زمینه به بحث کودک سرباز معطوف شده و ناخواسته به مشکلات و خواستهای کودکان بعد اتمام جنگ کمتر توجه شده است.

جامعه جهانی تلاش می­کند تا ابتدائا جان کودکان را بعنوان آسیب پذیرترین قشر گرفتار در جنگ حفظ نماید که در بسیاری از موارد قادر به انجام وظیفه بصورت مناسب نمی­باشد بنابراین پر واضح است در خصوص کاریابی برای کودکان که در درجه دوم اهمیت قرار دارد چندان موفق ظاهر نگردد.نماینده ویژه دبیرکل در مورد کودکان و مخاصمات مسلحانه در سال 1996 به دنبال توصیه­های مندرج در گزارش ماچل مجمع عمومی قطعنامه 77/51 را که نماینده­ای را به مدت 3 سال مأمور ویژه دبیرکل در مورد کودکان و مخاصمات مسلحانه انتخاب کرد[6]. دفتر این امر در سال 1997 تأسیس و اولاً اوتونو بعنوان نماینده منصوب شد. آقای اوتونو اقدامات خود را در امور ذیل تبیین کرد:‌

  1. شناساندن نیازهای اساسی کودکان جنگ زده
  2. پیشنهاد ایده­های مناسب در جهت حمایت از کودکان در جنگ
  3. تجمیع عناصر اصلی و موثر داخل و خارج از ملل متحد.
  4. تعهد به مشوق­های دیپلماتیک و بشردوستانه تا شرایط سخت سیاسی را تسهیل کند.

از تاریخ شروع مأموریت ، نماینده ویژه موفق به قرار دادن موضوع کودکان و مخاصمات مسلحانه در یک سطح مطلوب قابل بحث در عرصه بین الملل شد[7].  نه تنها کودکان بعنوان قشر نیازمند به توجهات ویژه و حمایت بلکه به عنوان نقطه مجوی جریان برقراری صبح ، مباحث امنیتی بصورت کمی و بعد از پایان جنگ پذیرفته شده از نماینده دبیرکل همچنین در مورد تعهد به حمایت از کودکان از هر دو طرف کشور و نیرهای شورشی را در گزارش خود گنجانیده است. و پر واضح است که این اقدام وی بسیار حائز اهمیت بوده که نشان می­داد طرفهای مختلفی تعهدات حقوق بشری و حقوق بشردوستانه را متعهد شده­اند، لکن بسیاری از این تعهدات از سوی دولتها تصدیق نشدند.دولتها تا حد ممکن تلاش دارند تا از پذیرش تعهدات مضاعف خودداری نمایند لکن رشد و توسعه حقوق بین­الملل از طریق پیوستن اصول و قواعد نوینی به عرف بین­الملل[8]،ایجاد تعهدات عام­الشمول[9]،و نیز احترام به قواعد آمره[10]ناگزیر از تبعیت و گردن نهادن به وضعیت موجود هستند. ملاحظات بشردوستانه و حقوق بین­الملل بشردوستانه از جمله حیطه­های مهم در این جریان هستند. برخی زمینه­ها از جمله آنچه در ذیل می­آید نیازمند توجه خاص است که با توجه به ارتباط آن با زندگی پس از جنگ کودکان آن را در این قسمت به بحث می­نشینیم:

آموزش کودکان از جمله آموزشهای پایه تحصیلی ومهارت آموزی را میتوان بعنوان پایه­های اصلی اجتماعی کردن کودکان و بازگرداندن آنان به آغوش اجتماع  نامید.[11]

گفتار سوم: ایجاد سرپناه

ویرانیها و خرابیهای بجا مانده از جنگ که پیش از آن اغلب خانه و کاشانه مردم بوده است دیگر قابلیت اسکان ساکنان سابق خود را ندارد. کودکان با توجه به وضعیت جسمانی­شان در خطر وقوع آسیبهای شدید قرار گرفته و ابتدایی­ترین نیاز انسانی که عبارت از خوراک پوشاک و مسکن است برایشان تبدیل به یک آرزو می­شد که با دستان کوچک و نحیفشان می­بایست برای بدست آوردن آن به سخترین کارها دست زنند. همانگونه که پیشتر اشاره شد با توجه به ماهیت جنگهای نوین و تعدد جنگهای واقعی نسبت به جنگهای بین المللی ، میزان آوارگان داخلی نسبت به سالهای گذشته در دهه اخیر افزایش یافته است.

مطلب مشابه :  عوامل استقرار مهریه

آوارگان داخلی نسبت به پناهندگان با خطرات بیشتری مواجه هستند. دلیل این امر کنترل کامل دولت بر سرنوشت و حیات آنهاست. آنها ناخودآگاه در یک مخاصمه ناخواسته گرفتار می­شوند و یافتن سرپناه برایشان به معضل اصلی تبدیل می­گردد.

اقداماتی که به منظوربازگشت داوطلبانه وایمن آوارگان باید انجام گیرد عبارتند از:

  1. اقدامات تدارکاتی جهت بازگشت ایمن بویژه مین روبی؛
  2. ارایه کمک برای تامین نیازهای اولیه؛
  3. تامین وسایل ساخت وساز؛
  4. وسایل خانه وابزارآلات کشاورزی؛
  5. بازسازی مدارس؛
  6. برنامه های آموزشی ومهارتی.[12]

با وجود اینکه مشکلاتی که آوارگان داخلی با آن مواجه­اند بسیار بغرنج است معمولاً جامعه بین المللی نسبت به حل و فصل آنها قصور میکند. نظارت نهادهای ملل متحد نسبت به این امر تا زمانهای نچندان دور بسیار کم و نامحسوس بوده و مداخله در امور مخاصمات داخلی حمایت کمک به آوارگان داخلی به ندرت صورت گرفته است.

مسئله بهداشت کودکان درگیر در جنگ بعنوان نمونه­ای از تعهدات دولتها بیان می­شود و بی­تردید مقایسه آن با آنچه دولتها به آن عمل می­کنند جالب توجه است:

مواد18،24،26،27،کنوانسیون حقوق کودک به حق برخورداری کودکان از امکانات بهداشتی پرداخته و بر مواردی چون تعهد دولتها به تامین حداکثر امکانات بهداشتی ،تامین اجتماعی و بیمه ،برخورداری از رشد مناسب اجتماعی و بیمه تاکید مینمایند.[13] با توجه به تعهد دولتهای درگیر در جنگ به رفتار یکسان با کودکان طرف مخاصمه و کودکان متبوع خود بنابراین موارد فوق­الذکر در خصوص این کودکان نیز لازم­الاجرا خواهد بود.

حمایت و تأمین امنیت جامعه و خانواده ، کودکان بسیار آسیب پذیر در برابر خطرات جنگ از جمله سربازگیری توسط نیروهای نظامی ، تجاوز جنسی و بهره­کشی ، سوء تغذیه و بیماری خواهند بود . بعلاوه معمولاً گروه­های به مناطقی فرار می­کنند نه خارج از دسترس گروههای امدادرسان سازمانهای بشردوستانه و ملل متحد است . زمانی که اردوگاههای آوارگان، تأسیس می­شود آنها معمولاً بسیار از نظر سازماندهی ضعیف و ناامن و امکانات بسیار ناچیز است.

 

گفتار چهارم: بازگرداندن به آغوش خانواده

پروتکل دوم دارای قواعد مشابهی اما بصورت مختصر ، از قواعد حمایت از کودکان مندرج در پروتکل اول است تحت پروتکل دوم کودکان می­بایست تحت کمک و مراقبت­های مورد نیاز قرار گیرند[14]. بویژه کودکانی که نیاز به آموزش دارند، کودکانی که نیاز به بازگشت به جمع خانواده­شان دارند در حالیکه اکنون دور افتاده‌اند[15] ، و کودکانی که می­بایست از منطقه جنگی به مناطق امن در همان کشور منتقل شوند[16].  قبل از انتقال و جابجایی کودکان می­بایست رضایت والدین یا سرپرستان آنها جلب شود. و نیز در این مورد می­بایست با کسانی که مسئول سلامت و رفاه آنان است هماهنگی­های لازم صورت گیرد. بعلاوه کودکانی که بخاطر جرائم مربوط به مخاصمات مسلحانه تحت تعقیب قرار می­گیرند نمی­بایست به مجازات اعدام محکوم گردند. این در صورتی است که هنگام وقوع جرم این افراد کمتر از 18 سال داشته باشند[17]. پروتکل اول 1977 الحاقی به کنوانسیون­های ژنو مصوب 12، آگوست 1949 و مربوط به حمایت از قربانیان مخاصمات مسلحانه بین المللی بعنوان سندی قابل اتکا در این زمینه دربند4 ماده 77 درحمایت از کودکان بازداشتی ویا زندانی اشعار می­دارد:

­ در صورتی که کودکان به هر عنوان دستگیر ، زندانی یا بازداشت شوند می‌بایست در محلی جدای از بزرگسالان نگهداری شوند مگر اینکه به همراه خانواده همانند آنچه که در بند 3 ماده 75 گفته شده بتوانند دوران بازداشت خود را سپری نمایند.

مواد5 و9 کنوانسیون حقوق کودک اشعار ­می­دارد:

  • دولتها موظف به تامین خانواده و حمایت از آن در جهت منافع کودک می­باشند.
  • در مواقعی که جدایی کودکان از خانواده ناشی از اقدامات دولت از قبیل بازداشت،تبعید و غیره باشد، دولت­ها بایستی خدمات ویژه­ای را جهت مراقبت و حفاظت از کودکان ارائه نمایند و نیز جهت سرپرستی از کودکانی که از خانواده جدا شده­اند رهیافت­های منسجمی را به منصه ظهور بگذارند.[18]

 

[1]– Disarmanent .Demobilization. Reintegration (DDR) .

[2]– (Article 24)

[3]– See: Para 13 s/res/1460(2003) .

[4] – International Labor Organization(ILO)

[5]– عراقی، دکتر عزت­اله: حقوق بین­الملل کار،نشر دانشگاه تهران،1376،ص.162

[6]– Para 35 , Resolution 51/77 Adopted by the General Assembly on 12 December 1996(A/Res/51/77)

[7]– نماینده ویژه دبیرکل در این زمینه گزارشات سالانه­ای را به مجمع عمومی و نیز کمیسیون حقوق بشر ( شورای حقوق بشر تقدیم می کند.)

[8]-International custom

[9]-Erga Omnes

[10]-Jus cognes

[11]-See: Child labor in developing countries;www.faqs.org/childhood/labor-develping.html

 

[12]-opcit, J.M Henckaerts, p.468

[13]-برادری،خسرو:حقوق کودک در اسناد بین­المللی ، مجله کانون وکلای مرکز،شماره 37،پاییز 88،ص7-126

[14]– Article 4(3)(a)

[15]– Article 4(3)(b)

[16]– Article 6(4)

[17]-Article 4 (3) (c)

[18]-برادری،خسرو:پیشین،ص142

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92