رشته حقوق

دلایل فرقه بودن بهائیت

فرقه بودن بهائیت

 

ما در این مبحث در پی آن هستیم که اصطلاخ فرقه (cult)و همچنین تفاوت آن با دین رابیان کنیم و به بررسی این نکته بپردازیم که علی رغم ادعای بهائیان این جریان انحرافی یک فرقه است و دین نیست و تشکیلات بهائیت بیان میشود که تطابق این جریان با فرقه روشن شود چون یکی از ویژگیهای فرقه همانطور که در ادامه می آید، داشتن تشکیلات و سازمان مشخص است،و همچنین براندازی نرم را به این دلیل در این مبحث مطرح کردیم که فقط فرقه و تشکیلاتی بودن امکان ارتکاب آن را می دهد

 

گفتار اول مفهوم فرقه 

فرقه در زمینه های مختلف کاربرد دارد و هم از لحاظ دینی و هم از لحاظ سیاسی  دارای معانی مختلفی است در این گفتار قصد داریم فرقه را هم از لحاظ لغوی و هم از لحاظ اصطلاحی بررسی میکنیم.

 

بند اول:مفهوم لغوی

فرقه در لغت به معناى دسته، طایفه، مسلک، حزب، دسته، بخش، بریدن، قسمت کردن و گروهى از مردم آمده است و همچنین ،معنی گروه ودسته رامی دهد[1] و فریق: گروه جدا شده از دیگران است؛ فرقه درآیات قرآن نیز همین معنی را می دهد :

فَرِیقٌ فِی الْجَنَّهِ وَ فَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ[2] گروهی دربهشت وگروهی درجهنم – فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ مِنْهُمْ طائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّین[3] چرا از هر گروه دسته‏اى براى تفقّه در دین کوچ نمیکنند.

 

بند دوم :مفهوم اصطلاحی فرقه

در اصطلاح علم کلام فرقه به عده‏اى از مردم گفته مى‏شود که به دلیل اختلاف در مسائل اعتقادى از پیروان یک دین جدا شده و عقاید و تبیین‏هاى خاصى از آن دین را انتخاب کنند.[4] چنانکه در طول تاریخ اسلام فرقه‏هاى متعددى بودند که به دلیل حوادث و وقایع گوناگون از جمع مسلمانان جدا شده‏اند. این فرقه‏ها را مى‏توان در دو گروه جاى داد:

گروه اول؛ برخى از فرقه‏ها با این که در پاره‏اى مسائل اعتقادى و یا تبیین آن مسائل با سایر مسلمانان اختلاف دارند و گاهى در احکام فرعى نیز برخلاف سایر مسلمین عمل مى‏کنند، ولى در اصول هم چنان با آنها متحد بوده و مسائلى چون توحید، نبوت، معاد و… را باور داشته و به حج، روزه، زکات، نماز و… عمل کنند. فرقه‏هایى چون، اهل حدیث، معتزله، اشاعره، زیدیه و… از این­قبیل­هستند.

گروه دوم؛ برخى دیگر از فرقه‏ها وجود داشته و دارند که هر چند منشأ و خاستگاه آنان دین اسلام بوده، ولى به دلیل افراط و تفریطهاى رهبران و پیروان‏شان، آن چنان از دین اسلام دور افتاده‏اند که هیچ‏گونه وجه اشتراکى با مسلمانان ندارند و نه تنها در مسائل فرعى بلکه در مسائل اصلى نیز معارف اسلامى را تحریف و در نهایت منکر آنها شده‏اند.به عنوان مثال مى‏توان به برخى از فرقه‏هاى غیرمعروف اشاره کرد که در کتاب‏هاى فرق و مذاهب به آنها «غالى» گفته شود. برخى از این فرقه‏ها به جاى توحید اسلامى رهبران خود را به مقام ربوبیت رسانده و به جاى معاد در دام تناسخ گرفتار آمده‏اند و در فروع دین نیز ضمن انکار اصل تکلیف، دچار اباحى‏گرى شده و نماز و روزه، و حج و… را از بیخ و بن انکار کرده و با توجیه‏هاى­انحرافى­اصل­این­تکالیف­را­منکر­شده‏اند.

فرقه‏هایى چون «اسحاقیه»، «حروفیه»، «حلمانیه» و… را مى‏توان از زمره چنین فرقه گروه دوم شمرد[5]

در حقیقت این فرقه‏ها فقط منشأ اسلامى دارند و در تاریخ فرق اسلامى از آنها نام برده مى‏شود. ولى سایر مسلمانان آنان را مسلمان نمى‏دانند.

در فرهنگ سیاسى این واژه در مورد بخشى از جامعه که از مذهب رسمى جدا شده یا به آئینى گرویده باشد که توسط همگان به رسمیت شناخته نشده است، به کار مى‏رود و هم مسامحتاً در مورد هر نوع جنبش جدائى‏طلب (ملى، زبانى، مذهبى، سیاسى وغیره) استفاده مى‏شود.[6].

در زبان لاتین واژهء cultرا به دین جایگزین(  Alternative Religion ) ، ترجمه کرده اند گروهی دینی است که درمقایسه با ادیان اصلی ، باورها واعمالی متفاوت دارد . cult  ها به صورتی شگرف ،وسیع و ناسازگار، معنی یک cult  و گروه هایی که باید به عنوان cult طبقه بندی می شدند راشامل می شود  . امروزه ، اندیشمندان معمولاً اصطلاحات: دین جایگزین  alternative religion  ،  دین جدید (new religion)، یا  جنبش دینی جدید (new religious movement ) را برای توصیف گروه هایی که از مسیر اصلی دینی جدا شده اند بکار می برند .ادیان جایگزین ، در سراسرتاریخ ظاهر شده اند هرچند ، برخی از آنها به زودی ناپدید شدند ،ولی برخی نیز مقاومت کرده و تعدادی هم سرانجام به عنوان” فرقه های مذهبی ” رسمی پای گرفتند.[7]

واژه ی cult ،به لحاظ تاریخی ، به اعمالی دینی اطلاق گردیده که بر به جای آوردن تشریفات و پرستش مذهبی نسبت به خدا یا خدایان یا پرستش شخص یا شیئ تأکید داشت .  امروزه نیزهمان معنی ادامه یافته و با همان معنانسبت به فرقه ی مریم مقدس(باکره) و فرقه ی قدیسی خاص بکار گرفته می شود . آنها به پرستش مخصوص آن شخص اشاره دارند .اما معنای واژه ی cultبسط پیدا کرد به طوری که برای بیان جنبش های دینی غیر سنتی یا گروه های مستقل و بریده از ادیان اصلی نیز بکار رفت .

مردم گاهی cult ها و sect ها را با یکدیگرخلط میکنند حال آنکه آنها متفاوتند .  Cultها و  sect ها از این لحاظ که هردو دینی جدید یا تفسیری جدید از یک دین رسمی را ترویج می کنند ، شباهت پیدا می کنند. اما، sect ها گروه هایی هستند که اغلب در اعتراض به چیزی که آنها آن را به عنوان انحراف یا اعتقادی ناخالص می بینند، از یک دین رسمی جدا شده اند اما  cultها، برخلاف sect ها ،در اعتقادشان به نحو تیزتر و صریح تری از ادیان رسمی متفاوت اند [8].

 

بندسوم:ویژگی های فرقه

صاحب نظران در این زمینه ویژگی‏های اصلی فرقه‏ را به ترتیب ذیل‏ بیان کرده اند:

1-جدایی از اجتماع کلی و برخورداری از ارزش‏ها و نگرش‏های متفاوت

2-تمایل به تضعیف نگرش‏ها و ساختار اجتماعی

3-تأکید بر تجربه درون‏قلبی اعضا

4-عضویت داوطلبانه در مقابل عضویت مادرزادی

5-روحیه بازآفرینی

6-غلبه روحیه فردی و اخلاق طبیعی

بنابراین در جمع‏بندی ویژگی‏های فرقه‏ها می‏توان به موارد زیر اشاره کرد:

1-فرقه انشعاب و انحراف از سازمان مذهبی مسلط جامعه است.فرقه از جامعهء بزرگتر جدا و با مذهب رسمی موجود،مخالف و ناسازگار است.

2-در فرقه‏ها،ریاضت‏جویی  رایج است و این امر به تدریج تعلقات دنیوی را در بین اعضا حاکم می‏کند.چون در اثر ریاضت‏جویی،امنیت مالی بهتری به وجود می‏آید.

3- فرقه‏ها تمامیت‏گرا هستند و با سایر گروه‏های مذهبی مخالفند.آنها تمایلی به رواداری و همزیستی با دیگران ندارند و خصوصیاتی نظیر آشتی‏جویی و تطبیق با شرایط،از شناسه‏های‏ آنها نیست[9].

4- فرقه‏ها،متعصب و بر درستی عقاید خود مصراند.بنابراین،خود را درست آئین دانسته و مدعی انحصار در کشف حقیقت هستند[10].

5- فرقه‏ها برای حفظ موقعیت و نفوذ خود،در عضوگیری قایل به محدودیت بوده و ریشه‏گرا یا بنیادگراهستند.

6-عضویت در فرقه حداقل در نسل اول داوطلبانه و اختیاری است و منوط به کسب‏ بعضی فضایل،آگاهی از آموزه فرقه و یا گرایش به نوع خاصی از تجربه مذهبی است.فرقه هر کسی را در درون خود نمی‏پذیرد و رویه‏های خاصی برای اخراج اعضا دارد[11].

7-رهبران فرقه معمولا از رهبران رده پائین سازمان مذهبی(رسمی)بوده‏اند که اینک درصدد دستیابی به رده‏های بالاتری از اقتدار معنوی هستند.

8- فرقه‏ها خود را حافظ تعالیم و اصول اولیه‏ای می‏دانند که به نظر اعضا،سازمان رسمی‏ مذهب،آنها را سست یا رها کرده است[12].

 

بند چهارم:تفاوت فرقه و دین

دین یکی از اصطلاحات به ظاهر ساده است که ارائه تعریفی جامع و مانع از آن محال به نظر می رسد و آن قدر تعریف های متفاوت و گوناگون از دین عرضه شده است که حتی ارائه فهرست ناقص از آن میسر نیست.[13] اصطلاح دین در قرآن به معنایی غیر از معنای واقعی آن بکار رفته است،قرآن کریم حتی مسلک مشرکین را دین محسوب کرده است،و می فرماید:( لکم دینکم ولی دین[14]) که خداوند در این آیه مسلک مشرکان را نیز نوعی دین به شمار آورده است،در بین متکلمان غربی نیز در این باره اختلاف نظر زیاد است، برخی از آنها گفته اند که: دین عبارت است از قوانین الهی که وضع شده اند تا صاحبان عقل را با اختیار خودشان به خیر بالذات نایل سازند.[15] و عده ایی دیگر همانند دورکیم گفته اند که، دین دستگاهی از باورها و آداب است در رابطه با مقدساتی که مردم را به صورت گروه های اجتماعی به یکدیگر پیوند می­دهد ولی آنچه مورد اتفاق است اینکه واژه دین چیزی متفاوت از فرقه است و واژه فرقه دارای اشاره‏های تلویحی می‏باشد و اغلب از عقاید عجیب و غریب، اعمال شیطانی و اغوا کننده، کنترل ذهن و اجبار روانی و احتمالاً سوء استفاده‏های جنسی و گرایشات مجرمانه حکایت دارد[16].

به نظر می رسد برای درک مفهوم دین و تمایز آن با فرقه بهتر باشد از نظر اندیشمندانی چون میشل مالرب استفاده کنیم.

میشل مالرب تفاوت های فرقه و دین را به این صورت بیان می کند:

اول آنکه،ملاک تفاوت دین و فرقه،«کام‏یابی»است.ادیان کام‏یاب بوده و پیروانی فراوان‏ دارند.اما فرق،فاقد چنین اقبالی هستند و البته ادیان بزرگ نیز در آغاز راه پیروان زیادی‏ نداشته‏اند.

دوم آنکه،ادیان در پی ایجاد یک پیوند روحانی بین آدمیان و خداوند هستند.اما فرقه را گروهی از مردم تشکیل می‏دهند که سلوک‏شان از روال عادی فراتر می‏رود تا جایی که در نگاه‏ اکثریت بزرگ مردم چه دیندار چه بی‏دین به ریشخند و یا رسوایی می‏رسند.به بیان دیگر، فرقه‏گرایان به رفتارهای مذهبی نابهنجار و خارج از عرف می‏پردازند که موجب تحیر سایرین‏ می‏شود.

سوم آنکه در فرقه‏ها،باور مردم با ایمان،به سوی اهدافی سوق داده می‏شود که در آنها وجهه‏ای از روحانیت وجود ندارد.مانند پول،جاه‏طلبی شخصی و سیاست،به شرط آنکه‏ این جاه‏طلبی‏ها هدف آگاهانه و حساب شده خود دین(جدید)باشد،بنابراین شاخص‏ و وجه ممیزه دین و فرقه از نگاه مالرب در شخصیت رهبران و بنیان‏گذاران فرق و تمایل‏ آنها به سوء استفاده شخصی از عقاید و اعضای فرقه نهفته است.[17]

بنابر آنچه که گفته شد،از آنجاکه دین ناشی از یک نوع رابطه بین خدا و فرستاده اش که منجر به ابلاغ سلسله دستوراتی در قالب یک دین می شود.ومذهب شیوه سلوک خاصی از گروهی از تابعان یک دین است،آنچه قابل اثبات است اینست که، تعریف دین ومذهب شامل بهاییت نمی شود واز آن طرف خصوصیات فرقه که رهبر گرایی وتشکیلات محوری است شامل بهاییت می باشد، ویژگی های سازمانی و ساختاری  بهائیت، مقررات خشک و تمرکز گرایی وسوءاستفاده شخصی از اعتقادات اعضاء و…..کاملاًمنطبق با ویژگی های فرقه است برای تائید این ادعا  خاطرات فرانچسکو فیچیکیا که قبلاً خود بهایی بوده بیان میکنیم.

او بر این باور است که عقاید سیاسی افراطی رهبریت تشکیلات جهانی بهاییت، برانگیخته از گرایش‌های فاشیستی است. اعضای تشکیلات در برابر هرگونه تفکر انتقادی، نوآوری‌، آزادی بیان، انتقاد از مقررات سخت و سانسور با طرد فوری از سوی تشکیلات روبه‌رو می‌شوند. فیچیکیا در تبیین ساختار تشکیلات جهانی بهائیت بیان می‌کند که این تشکیلات کاملاً سخت‌گیر و پیچیده است. از نظر او تعالیم و اعتقادات بهائی، صرفاً در خدمت پذیرفتن و اجرای فرامین تشکیلات است. ساختار این تشکیلات در اطاعت بی‌چون چرا و تأکید اکید بر اطاعت و پیروی کوکورانه بنا شده است و در این تشکیلات هرکس که از این قاعده اصلی تخطی کند طرد می‌شود. فیچیکیا در اثر خود، بارها به ماهیت استبدادی و مقاصد و افکار افراطی تشکیلات بهائیت تأکید می‌ورزد. او اهداف سیاسی تشکیلات جهانی بهائیت را دیکتاتور مآبانه، ضد مردمی و شدیداً معارض با آزادی می‌داند و معتقد است که عقاید سیاسی افراطی رهبریت تشکیلات جهانی بهائیت، برانگیخته از گرایش‌های فاشیستی است.[18]

به اعتقاد فیچیکیا در تشکیلات بهائیت اعضای آن در برابر هرگونه تفکر انتقادی، نوآوری‌های فردی، آزادی بیان، انتقاد از مقررات سخت، سانسور و منعِ مطالعه آثار مخالفان با طرد فوری از سوی تشکیلات بهائیت روبه‌رو می‌شوند. به گونه‌ای که او معتقد است تعالیم بهائی در راستای اهداف تشکیلات جهانی بهائیت به تعالیم ایدئولوژیک بدل شده که جانشین فکر مستقل است و او با استناد به بندهای 122 و 125 کتاب اقدس که در آنها آزادی‌های اجتماعی نادیده گرفته شده، بهائیت را در تقابل با دمکراسی می‌داند. همچنین فیچیکیا بر این باور است از آنجایی که در ساختار تشکیلات جهانی بهائیت اصل تفکیک قوا لحاظ نشده، آن تشکیلات تمرکزگرا و ضد دمکراتیک است[19].

به دلیل اینکه رهبران و پیروان اولیه فرقه بهائیت ابتدا مسلمان بودند و در سرزمین‏هاى اسلامى زندگى مى‏کردند، یکى از فرقه‏هاى اسلامى آن هم از نوع «گروه دوم»، باطل انحرافى و گمراه‏کننده مى‏باشد. یعنى از جمله فرقه‏هایى که بعد از جدایى، اصول و فروع مورد اتفاق مسلمانان را انکار کرده و با ادعاهاى کاذب خود (امامت، نبوت و خدائى) از زمره مسلمانان خارج شدند و در صدد ایجاد اختلاف، تفرقه‏افکنى و و تحقق مقاصد شوم بیگانگان در سرزمین‏هاى اسلامى بر آمدند. بر این اساس بهائیت  جزء فرقه‏هاى اسلامى محسوب نمی شود زیرا آیین بهائیت یک آیین ساختگى است و فقط به دلیل خاستگاه و سابقه تاریخى بنیان‏گذارانش با اسلام ارتباط پیدا مى‏کند، ولى به دلیل ماهیتش چیزى جز یک فرقه هم چون صدها و هزاران مکتب و مسلکى که در طول تاریخ به وجود آمده‏اند، نیست و چون طرفداران این آیین موحّد نیستند در ردیف کافران قرار مى‏گیرند.

مطلب مشابه :  رابطه توارث و نفقه طفل با مرد صاحب اسپرم

از دیدگاه قرآن چندین گروه به‌عنوان سردمداران جنگ نرم به‌شمار می‌روند که خداوند به تفکیک از هر گروهی به نامی خاص یاد کرده است که ما در اینجا فقط به ذکر نام تعدادی از آنها می پردازیم:

1-مشرکین: اولین گروه به تعبیر قرآن مشرکین می‌باشند: وای بر مشرکان همان‌ها که زکات را ادا نمی‌کنند و آخرت را منکرند.[20]

2-منافقین: دشمنانی که در لباس دوست سعی در آسیب زدن به ساختار دین و اجتماع را دارند. هنگامی که منافقان نزد تو آیند… آنها «منافقان»دشمنان واقعی تو هستند از آنان بر حذر باش خداوند آنها را بکشد چگونه از حق منحرف می‌شوند؟[21]

3- سردمداران باطل: می‌گویند: پروردگارا ما از سران و بزرگان خود اطاعت کردیم و آنها ما را گمراه ساختند.[22]

این سه گروه عمده به‌عنوان دشمنان جبهه حق و سردمداران جنگ نرم بر ضد این جبهه به شمار می‌آیند که البته همه آنان به ‌عنوان پیاده نظامان و امیران لشکر سردمدار بزرگ جبهه باطل یعنی شیطان به‌شمار می‌آیند. شیطان می‌خواهد آنها را شدیدا گمراه کند و قسم خورده که احدی از نسل انسان را رها نکند حتی پیامبران را که گمراهی آنها غیرممکن است ولی با وجود این شیطان حتی از تلاش برای گمراهی آنها هم دست نمی کشد.

 

گفتار دوم:تشکیلات فرقه بهائیت

در درون فرقه بهائیت مانند بقیه فرقه ها وجود سازمانی فعال که قابلیت طراحی، تبانی، هدایت این فرقه را داشته باشد، ضروری است، به سبب وجود تشکیلات و حاکمیت سلسله مراتب سازمانی، این سازمان نیاز به تشکیلاتی دارد که هر یک با موقعیتی ویژه در آن و بر اساس نظر افراد مافوق خود انجام وظیفه کنند.

تشکیلات بهائیت یک تشکیلات هرمی و تو در تو است که قبل از آنکه یک دین باشد یک فرقه است ، بیت العدل در راس آن و هیئت های تبلیغاتی و محافل ملی و محلی هم در رده های پایین تر این ساختار را شکل می دهند.

 

بند اول:بیت العدل

تشکیلات بهائیت یک قدرت مرکزی به اسم بیت العدل اعظم  دارد که تمام فرمانها را در مراسم و زمان های مختلف صادر می کند

عنوان بیت العدل را اولین بار حسینعلی بها در کتاب اقدس به مطرح کرد به این صورت که در هر شهری که نه تن  بهایی باشند،یک بیت العدل تشکیل دهند. پس از مرگ عبدالبها در سال 1921، رهبری جامعه بهایی به مرحله جدیدی وارد شد، یعنی از تمرکز در یک فرد واحد تغییر یافت و بر اساس دو رکن یعنی ولایت امرالله و بیت‌العدل اعظم بنا شد.

عباس افندی دومین رهبر بهائیان، اعضای سازمان بیت‌العدل، ایادی امرالله و همه آحاد بهائیان را به تبعیت از دستورات ولی امرالله فراخواند، او ولی امر را به عنوان عضو ارشد ریاست دائمی و غیرقابل عزل بیت‌العدل منصوب و اختیارات گسترده را نظیر اخراج یا تنبیه اعضای خطاکار بیت‌العدل برای وی بر می‌شمرد در واقع ثبات، دوام و استقرار جامعه بهایی ناشی از وجود ولی امر بوده و هرگاه ولایت امر- سازمان تعیین از نظم بدیع حضرت بهاءالله سازمان تشریع مفترع شود، اساس این نظم متزلزل والی‌الابد محروم از امن توارثی می‌گردد [23]

بنابراین ولی امرالله رکن اول سازمان مدیریت بهائیان است و هم‌‌چنین عضو ارشد و ریاست دائمی و غیرقابل عزل تشکیلات بیت‌العدل سازمان تعیین هم هست. عباس‌افندی می‌گوید: ولی امرالله رئیس مقدس مجلس بیت‌العدل و عضو اعظم ممتاز لاینعزل بوده و جمیع افنان باید کمال اطاعت و تمکین و انقیاد و توجه و خضوع و خشوع را به ولی امرالله داشته باشند[24]. بنابراین از جمله وظایف ولی امرالله، تنبیه و اخراج اعضای خطاکار و گناهکار بیت‌العدل. مسئول دریافت و توزیع اموال عمومی ،[25]تبیین و تفسیر کننده متون بهائیان، عبدالها، تصریح می‌کند: ای احبای الهی، صریح کتاب این است که اگر دو نفس در مسائل الهیه جدال و بحث نمایند و اختلاف رفتار نمایند هر دو باطلند. اگر اندک معارضه‌ای به میان آید سکوت کنند و حقیقت حال را از ولی امر سؤال کنند. [26]

براساس گفته حسینعلی بها بیت‌العدل مرکز تشریع و سازمان بهائیت و ولی‌امرالله مرکز تبین است. در رابطه با ارتباط این دو سازمان با همدیگر می‌توان گفت که؛ براساس گفته رهبران بهائیت هیچکدام حق دخالت در امور یکدیگر را ندارند و بنا به گفتهعبدالبهاء هیچ یک نمی‌تواند به امور مقدسه دیگری تجاوز نماید و هرگز نیز تعدی نخواهدکرد.. و بیت‌العدل نمی‌تواند وظایف ولی امر را انجام دهد، همچنان که ولی امر نمی‌تواند  وظایف بیت‌العدل را انجام دهد. [27]. بنابراین حدود اختیارات هر یک از این دوتوسط رهبران بهایی مشخص شد. هیچ‌کدام حق دخالت در حوزه دیگری ندارند ولی نکته قابل توجه این که در حال حاضر بیت‌العدل اعظم سازمان ولی امرالله را از تشکیلات بهائیان حذف کرده و بدین وسیله مشروعیت بیت‌العدل زیر سؤال می‌رود و این مسأله در تعارض با گفته‌های رهبران بهایی است.

بنابه تصریح عبدالبهاء در الواح  وصایا، پس از وی بیست و چهار تن از فرزندان ذکورش، نسل بعد از نسل، با لقب ولی امرالله باید رهبری بهائیان را به عهده می گرفتند و هر یک بایدجانشین خود را تعیین می کرد «تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد» [28]

لیکن شوقی افندی، نخستین فرد از این سلسله عقیم بود و به همین دلیل انشعاباتی در بهائیت به وجود آمد یکی از این انشعابات  روحیه ماکسول همسر شوقی افندی بود.

 

بند دوم:واحدهای تبلیغاتی

واحدهای تبلیغاتی بیت العدل از دارالتبلیغ بین المللی شروع و به هیئتها و لجنه های محلی ختم می شود ،بالاترین مرجع تصمیم گیری بیت العدل ،دارالتبلیغ بین المللی است ،علاوه بر دار التبلیغ واحدهای روابط عمومی ،دار الاثار هیئت مهاجرین دفتر بین المللی بهایی درا الاثار جامعه بهایی با شرح وظایف مخصوص مستقیماً زیر نظر بیت العدل انجام وظیفه می کند هیئت مشاورین قاره­ای به عنوان یکی از واحدهای وابسته به دار التبلیغ بین المللی در قالب قاره­های آسیا، اروپا و آمریکا ،آفریقا و اقیانوسیه از طریق هیئت­های معاونت خود مدیریت محافل ملی کشورها را به عهده دارد این هیئت ها علاوه بر محافل ملی کشورها دو وظیفه عمده صیانت از تشکیلات و جامعه بهایی و تبلیغ و نشر مرام بهایت را نیز بر عهده دارد.

این همان نهاد تبلیغاتی است که شوقی افندی در نقشه دهساله خود به آن اشاره کرده بود وی درآن نقشه از تشکیل نهادی تبلیغی در هر یک از کشورها  سخن به میان آورده بود تا امر تبلیغ و ترویج آیین بهائیت راانجام دهد اعضای این نهاد که ایادی امرالله نامیده می شونددرواقع مسیونرهای بهائیت محسوب میشوند و تحت حمایتهای محافل ملی ومحلی در جهت گسترش دایره نفوذ بهائیت در مناطق تحت مسوولیت خود فعالیت میکنند [29]

 

بند سوم:محافل ملی و محلی

محفل ملی و محلی  بهائیان رابط بین بیت العدل  و بهائیان آن کشور است به عنوان مثال در ایران محفل ملی در تهران قرار داشت و در واقع  رابط بین بیت العدل اعظم در عکا وبهائیان ایران بود

در هر شهری که امکان آن وجود داشته باشد یک گروه نه نفره بهایی به نام محفل روحانی بهایی از طرف جامعه بهایی انتخاب میشود و انتخاب اعضای این محافل بدون تبلیغات و به صورت مخفی و آزاد است، این محفل زیر مجموعه محافل محفل ملی هستند و از تمامی اختیارات و وظایف لازم برای کنترل بهائیان تحت حوزه خود برخوردار است

محافل ملی اداره کننده کلیه امور بهائیان به حساب می آید وظیفه اجرای منویات ودستورات بیت العدل اعظم را به عهده دارد و فعالیتهای تبلیغی وفرهنگی رادرآن کشور انجام می دهدو تبعیت از دستورهای این محفل بر همه بهائیان واجب است و سرپیچی از آن دستورات محرومیت های گسترده ایی را در پی دارد وبا متخلفان به شدت برخورد میشود. [30]

 

گفتار سوم:فرقه بهائیت و براندازی نرم

یکی از رفتارهای مجرمانه ایی که فرقه و تشکیلاتی بودن امکان ارتکاب آن را فراهم می آورد براندازی است.

واژه براندازی به معنای انهدام و یا سرنگونی نظام حاکم است، طبیعت براندازی گروهی و تشکیلاتی است،نکته ایی که در اینجا ذکر آن لازم به نظر می رسد اینکه طبیعت جرم براندازی از جمله ارتکاب آن توسط اشخاص یا گروههایی که به صورت متشکل در صدد ساقط کردن حکومت هستند و وجود سلسله مراتب و برنامه ریزی این تلقی را می رساند که بتوان براندازی را به عنوان جرم سازمان یافته مطرح کرد ، ولی جرم سازمان یافته نیست چون جرم سازمان یافته غالباً به دنبال اهداف و انگیزه های اقتصادی و نامشروع هست و اگر مقابله یی با ارکان یا اجزای حکومت دارد در جهت تسهیل دستیابی به اهداف سود جویانه است[31]، در حقوق ایران نیز هر چند تشکیل دسته و گروه به قصد بر هم زدن امنیت و یا قصد براندازی جرم  انگاری شده است ولی این جرم به عنوان جرم سازمان یافته مطرح نشده است، از نظر حقوق اسلام و مبانی فقهی و به خصوص از نظر اهل سنت که شرط تحقق بغی را وجود تشکیلات و رهبری می دانند و جرم بغی به عنوان جرم تشکیلاتی و سازمانی مطرح شده است[32] ولی به علت ایدئولوژیک بودن  و نداشتن اهداف اقتصادی جرم سازمان یافته محسوب نمی شود. در تعریف  دیگر براندازی به معنای کلیه اعمال و فعالیت های غیر قانونی که بر ضد مصالح یک کشور انجام می شود و هدف نهایی از آن واژگون کردن حکومت وقت می باشد، به عبارت دیگر عملیاتی است که به منظور کاهش و از بین بردن قدرت های سیاسی، نظامی و اقتصادی و روانی و دشمن طرح ریزی را انجام می شود تا به تدریج یک رژیم برای سرنگون شدن آماده شود براندازی یکی از شاخه های جنگ نامنظم است.[33]

ژوزف دومستر درباره اهمیت حفاظت از بنیادهای سیاسی و اجتماعی و فرهنگی نظام حاکم می گوید: دول فقط حقوق از پیش موجود را اعلام کنند با این همه حائز اهمیت است که هر قانونی امکان نوشتن آن باشد نوشته شود البته در حقوق اساسی همیشه چیزی است که نانوشته می ماند و باید در حجابی مقدس محفوظ بماند و هر کس از آن تخلف کرد به جرم سعی در براندازی دولت مجرم شناخته شود.

تعاریف دیگری هم از براندازی شده است از جمله تغییر سیستم سیاسی یک کشور و یا ایجاد تغییر و تحول اساسی در ارزش های یک نظام که گاهی از طریق خشونت ، انقلاب و … صورت می گیرد و گاهی از طریق مسالمت آمیز و با اجرای برنامه حساب شده در درازمدت برای نفوذ در ارکان سیاسی یک نظام نتیجه هر دو اقدام منجر به تغییر سیستم و در نهایت براندازی خواهد شد .[34]  و به صورت های مختلف ممکن است صورت گیرد: اشغال نظامی که مشهورترین نمونه های براندازی است و از طریق اشغال یک کشور صورت می گیرد و در طول تاریخ و قرون گذشته بیشتر به این صورت بود و در زمان ما میتوان حمله امریکا ارتش امریکا به عراق را نمونه ایی از این براندازی دانست شیوه دوم براندازی انقلاب هاست. شهید مطهری در تعریف انقلاب می گوید عبارت است از طغیان و عصیان مردم یک ناحیه و یا یک سرزمین علیه نظام حاکم موجود برای ایجاد نظمی مطلوب[35].

خاصیت انقلاب دگرگون کردن است از طریق اعمال خشونت آمیز صورت می گیرد و موجب تغییرات زیادی در همه ارکان نظام جامعه می شود. نوع دیگر براندازی کودتا است : کودتا به معنی ساقط کردن غیر قانونی دولت با زور و قدرت نظامی است و تفاوتی که با براندازی از طریق انقلاب دارد این است که درکود­تا تغییر و دگرگونی توسط افراد حکومتی صورت می گیرد ولی در انقلاب ها توسط توده مردم است.[36] نوع آخر براندازی ، براندازی آرام است به طور خلاصه یعنی ساقط کردن حکومت از روش های مسالمت آمیز که امروزه
رسانه های مختلف دنیا بخصوص با تاثیر گذاشتن بر روی عقاید کشورهای مذهبی جهان سوم از درون باعث اضمحلال نظام می شوند. خاصیت این نوع براندازی این است که بر روی عقاید مردم تاثیر می گذارد و از همین طریق باعث بی اعتماد کردن مردم نسبت به حکومت می شوند، این نوع براندازی به خصوص در کشورهای مذهبی بسیار موثر است [37]. تظاهر تبلیغ آیین بهائیت در جامعه مسلمانان ایران توطئه علیه نظام حاکم و براندازی است در این صورت آزادی اظهارعقیده انحرافی که در ادامه بیشتر توضیح داده میشود به معنی براندازی نظام است  و چنین عملی باعث ایجاد فتنه و اغتشاش در جامعه می شود. البته سابقه این نوع طرح براندازی در اسلام وجود دارد. قران کریم می فرماید: گروهی از اهل کتاب به پیروان خود می گویند به آنچه بر مومنان نازل شده در آغاز روز ایمان بیاورید و در پایان روز ان را انکار کنید[38] تا شاید باعث ایجاد تردید و بازگشت از اسلام شود این آیه به چند ویژگی از این نوع ارتداد اشاره می کنند : 1) سلسله مراتب بودن 2) تشکیلاتی و سازمان یافته بودن. در بسیاری از کشورها هر گونه عملی که باعث بی احترامی به نظام یا استخفاف آن شود جرم انگاری شده است مثلاً جمهوری سوسیالیستی مصر جمهوری مقدسی است که نه تنها نمیتوان نسبت به براندازی یا تغییر آن اقدامی کرد هر گونه سخنی که باعث بی احترامی یا استخفاف این نظام شود جرم و به سختی مجازات می شود[39] میتوان گفت در همه نظام های حقوقی ، تهدید به خطر افتادن موجودیت و اساس حکومت خط قرمزی است که همواره با واکنش و عکس العمل شدید و همراه بوده است. عده ایی از فقها علت مجازات مرتد در اسلام را جرم علیه امنیت و براندازی نظام دانسته اند.[40]

مطلب مشابه :  قواعد کلی مسئولیت حاکم بر آلودگی‌های جوی

امروزه کشورهای غربی بخصوص آمریکا با تبلیغات گسترده در رابطه با نقض حقوق بهائیان در ایران و … در جهت ایجاد دو دستگی و تشتت  در میان مسلمانان هستند. در واقع گسترش آیین بهائیت نتایجی دارد که کشورهای غربی و بخصوص آمریکا سالهاست که در پی آنند: از جمله از بین بردن ولایت فقیه و سست کردن جایگاه آن در نظام جمهوری اسلامی چون که در آیین بهایی اعتقاد به ولایت فقیه جایگاهی ندارد ، یکی از نقشهای بهائیت، بدنام کردن روحانیت و مرجعیت و گسیختن رابطه‏ی ملت با آن‏هاست.

در اکثر کتاب‏های این فرقه، زشت‏ترین ناسزاها را به رهبران دینی شیعه می‏بینیم نمونه‏ای از این ناسزاگویی‏ها در مکتوبات عباس افندی و نوشته‏های میرزا حسین علی به عنوان مشتی از خروار، موجود است. [41]چنانکه استانلی دوم معاون رئیس سازمان امنیت ملی امریکا می گوید آنچه تاکنون همه تحریکات ها را برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران با ناکامی مواجه ساخته است اعتقاد مردم ایران به ولایت فقیه است[42] از دیدگاه سیاه تنها سرنگونی ولایت فقیه به منزله تغییر ماهیت رژیم ایران است در تیرماه 1377 در فصلنامه آمریکایی خاورمیانه در جریان یک میز گرد چهار نفره تصریح می کند : اگر نظام ولایت فقیه در ایران از هم بپاشد آن وقت میتوان پذیرفت که جمهوری اسلامی تغییر ماهیت داده است[43].

پیامد دیگر گسترش فرقه بهائیت تضعیف اسلام است که : جرج سوروسن[44] در این باره به برخی طرفداران ایرانی خود چنین می گوید: اقدام امام خمینی در اولین سال انقلاب که جمهوری اسلامی ایران به رفراندوم گذاشت اقدامی هوشمندانه بود. با این اقدام خود ساختار اسلامی حکومت را شکل داد ما به دوستان خود توصیه می کنیم که برای متزلزل کردن رژیم اسلامی باید روی دو نقطه بیشتر متمرکز شوند اول اسلامیت رژیم و دوم بی نقص بودن قانون اساسی . این حرکت نباید در میان توده های مردم باشند زیرا مردم عادی نسبت به اسلام و امام خمینی حساسیت دارند و در محافل روشنفکران به عنوان بحث و تریبون آزاد میتوان نقیض در میان ملت معرفی کرد و حذف قید اسلامی را به عنوان یک حرکت دموکراتیک دنبال کرد. مخالفت مستقیم با قانون اساسی رژیم نیز حساسیت برانگیز است. این حرکت را میتوان با ایجاد تردید درباره قانون اساسی آغاز کرد.[45] در خاطرات کسانی که قبلاً بهایی بوده اند فعالیت این فرقه را تهدیدی علیه دولت و براندازنده می دانند.

فیچیکیا تشکیلات بهائیت را به دلیل تمایلات افراطی تهدیدی برای دولت‌ها می‌داند. او معتقد است که تشکیلات جهانی بهائیت به پیروی از شوقی افندی، دولت‌ها را به دلیل اینکه مانع تحقق حکومت جهانی بهائی هستند صرفاً به عنوان یک «بت» تلقی کرده و در راستای تشکیل حکومت جهانی، سرنگونی نظم اجتماعی موجود در کشورها اجتناب ناپذیر است. بنا به نظریه فیچیکیا، بنابراین نباید تعجب کرد که فعالیت تشکیلات بهائیت در بسیاری از کشورها ممنوع اعلام شده است، زیرا فعالیت آن‌ها در جهت تهدید دولت و همراه با فعالیت‌های براندازنده است.

از نظر فیچیکیا، وفاداری ظاهری تشکیلات بهائیت به دولت، پرهیز از دخالت در سیاست، لزوم اطاعت از قانون، پرهیز از احزاب سیاسی ناشی از فرصت‌طلبی محض است و صرفاً یکسری اقدامات عملی است که تا زمانی که جامعه بهائی در مرحله طفولیت است، مراعات می‌شود تا بتواند در موقعیتی قرار گیرد که قادر به تحقق اهداف اعلان شده‌اش باشد و فیچیکیا آن را چیزی جز پنهان کاری نظام اعتقادی و اختفای اهداف سیاسی تشکیلات بهائیت نمی‌داند و در این ارتباط است که به کتمان عقیده نخست وزیر سابق ایران یعنی امیر عباس هویدا اشاره می‌کند و وفاداری و اطاعت از حکومت را که بارها در آثار بهاءالله و عبدالبهاء تأکید شده، شیوه‌ای مصلحتی می‌داند. فیچیکیا همچنین اشاره دارد به دولت‌های ملی جدید جهان سوم که در مرحله اثبات هویت خود هستند و در مواجهه با تشکیلات بهائیت و تمایل آن تشکیلات به ایجاد یک دولت جهانی متمرکز، باعث شده است که آن دولت‌ها مواضع سیاسی تشکیلات بهائیت را به نوعی استقرار استعمار جدید تلقی کنند.[46]

[1] – معین، محمد ،فرهنگ فارسى معین، ، ص 754؛ المنجد (عربى به فارسى) ترجمه محمد بندرریگى، تهران: نشر ایران، ج 2، ص 1320.

[2] – سوره شورى، آیه7

[3] – سوره توبه، آیه122.

[4] – آقا نوری،علی ،خاستگاه تشیع و پیدایش فرقه‏هاى شیعى در عصر امامان، نشر پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ، اردیبهشت، 1387 ص55،

[5]– مشکور، ، محمدجواد، پیشین ، ص‏45، 153، 164

[6]–  بخشى، على آقا، افشارى، مینو ،فرهنگ علوم سیاسى ،تهران: چاپار، 1383، ص 611

[7] – فرهنگ انگلیسی آکسفورد، ذیل واژه‌ی فرقه (cult).

[8]– سایت دیده‌بان (cultwatch. Com) ترجمه: ابراهیم خدابنده (به نقل از: www.banisadr. Info).

[9] -نکته ایی که در اینجا ذکر آن جالب به نظر می رسد این است که در حالی که نویسندگان بهایی از بهائیان می خواهند که آثار مخالفان و منتقدان فرقه بهائیت رامطالعه نکنند و در آثار خود بهائیان مطالعه کنند(پاسخی به مقاله خشم سران بهائیت از بی توجهی جهانیان به آنان،نگین پردل،مورخ21/6/1386ارسالی در 1/7/86به روزنامه جام جم،خطاب به مدیر مسئول روزنامه.واقع در ویژه نامه ایام)قرآن کریم به صراحت می فرماید((فبشرعبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه))

[10] -از جملهء این تعصبات در بین فرقه بهائیت می توان به نوع نگاه شدیداًمنفی ومطلق گرایانه ایی اشاره کرد که که بهائیان و بویژه تشکیلات حاکم بر این فرقه اساساًبه منتقدان و مخالفان خویش دارند و این نگاه و رویکرد در کتاب ها و مقالاتی که به عنوان ردیه توسط مبلغان بهایی نوشته شده بازتاب یافته است  و همچمین بسیاری از آنها در ویژه نامه ایام وجود دارد،از جمله این کتاب ها کتاب ابوالفضل گلپایگانی مبلغ طراز اول فرقه بهائیت است که در رد شیخ الاسلام قفقاز نوشته است و….حال این نوع رفتار و برخورد چگونه با شعار رهبران بهایی  مبنی بر لزوم تحری حقیقت قابل جمع است؟!

[11]-از جمله نمونه های این اخراج در بین بهائیان طرد روحانی و اداری توسط محافل ملی و محلی و بیت العدل اشاره کرد و شرح این وقایع در کتاب های خانم مهناز رئوفی و همچنین آقایان صبحی و مهتدی به کرات ذکر شده است،یکی از نمونه های این اخراج که در آثار خود بهائیان ثبت شده است می توان به اخراج غلامعباس گودرزی یکی از مبلغان بهائیت اشاره کرد که در دهه 50از این مسلک جدار شد و مورد شدیدترین برخوردها و آزارها قرار گرفت ودر نتیجه از سوی تشکیلات فرقه بهائیت طرد شد ،و حتی حکم طرد پسرش را به علت ارتباط با او را صادر کردند .به این عبارت:برحسب دستور هیئت مجلله ایادی امرالله مقیم ارض اقدس که به تصویب بیت العدل اعظم الهی شیدالله ارکانه رسیده و توسط هیئت مجللهء مشاورین قاره ایی در غرب آسیا ابلاغ گردیده است،طرد روحانی غلامرضا گودرزی به سبب ادامه ارتباط با پدر مطرود خود غلامعباس گودری اعلام می گردد.لطفاً احبای عزیز را از مجالست و مکالمت با این شخص بر حذر دارند.(مجله اخبار امری،ارگان رسمی بهائیان،سال 1355،شماره 14،ص448)

[12] Bainbridge,William,TheSociologyofReligiousMovements,London,Routledge,1999,p41. به نقل از حاجیانی، ابراهیم، بررسی جامعه شناختی فرقه گرایی مذهبی و تأثیر آن بر نظم و ثبات سیاسی، مجله مطالعات راهبردی » تابستان 1383 – شماره 24،ص237.

[13] – خسروپناه، عبدالحسین، کلام جدید، انتشارات مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه، چاپ اول، 1379، ص 29

[14] – سوره کافرون،آیه6.

[15] —  خسروپناه، عبدالحسین،پیشین،ص37.

[16] – : بارکر،الین، ملتون، گاردون ،هفت آسمان،  با ترجمه طالبی دارابی،باقر فلسفه، کلام و عرفان  ،هفت آسمان(ادیان جدید )، پاییز 1381 – شماره 15، ،ص229.

[17]– مالرب،میشل،انسان و ادیان، ترجمه مهران توکلی،نشر نی،چاپ اول،بهمن 1379. صص 234 و 237.

[18]–فیچیکا،فرانچسکو،آیا بهائیت دین جهانی در آینده است؟، فصل سوم (اقامت بهاءالله در عکا)صص15- 156-181  فصل پنجم (تعالیم بهائی)،ص 226 / فصل ششم (آداب و مراسم مذهبی در بهائیت)ص240 / فصل هشتم (عصر آهنین شوقی افندی)ص288 فصل دهم (بهائیت در عصر حاضر)صص 394-399-405-407-413-422-426-429.

[19]–همان، فصل پنجم ص 234 / فصل هشتم صص 278-288-300 / فصل نهم صص334-337-339-340-367-368 /فصل دهم صص379-389-390-417-421-426.

[20]-سوره فصلت،آیات6-7

[21] -سوره منافقون،آیات1-4

[22]-سوره احزاب،آیه 10

[23]-افندی،شوقی، ارکان نظم بدیع، ص27.

[24]-افندی،شوقی،توقیعات ، صص 16- 15.

[25]-افندی،شوقی،پیشین، ص 16.

[26]-افندی،شوقی،مکاتیب عبدالبها، ج 13،ص46ج

[27]– افندی،شوقی،پیشین، ص77

[28]-افندی،عباسء، مفاوضات، ص 45-46

[29] اسماعیلی،سیدعلی،بیت العدل اعظم بهائیت بن بست مشرو عیت ،فصل نامه تخصصی،سال12،ش47و48،ص24

[30]– همان،ص26

[31] – آقابابایی،حسین،بررسی فقهی –حقوقی جرم براندازی، تهران،سازمان انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۵ ص214

[32] – عوده،عبدالقادر، التشریع الجنائی الاسلامی مقارناًباالقانون الوضعی،جلداول،بیروت،انتشارات موسسه الرساله،1994، جلد‏1 ،دارالاحیاءالتراث العربی ،چاپ دوم،1403ق ،ص103،ج2،ص680

[33] –رستمی،محمود،فرهنگ واژه های نظامی،تهران،ستاد مشتزک ارتش جمهوری اسلامس ایران،1378،ص155به نقل از لطیفی، لطفعلی،براندازی نرم،مجله علوم سیاسی،حصون،پاییز1386،شماره13،ص128

[34] – جریان برانداز و استراتژی براندازی خاموش در دهه سوم انقلاب اسلامی،اداره سیاسی سپاه تهران،معاونت آموزش نیروهای مقاومت بسیج1381،ص45

[35] مطهری، مرتضی، پیرامون انقلاب اسلامی ، انتشارات صدرا. چاپ نهم : تابستان 1372، ص 105

[36] – آقابابایی،حسین،همان،،ص221

[37] آقابابایی،حسین،همان،،ص229

[38] – و قالت طائفه من اهل الکتاب امنو بالذی انزل علی الذین امنو وجه النهار و الکفرا اخره لعهلهم یرجعون.

[39]– همان،ص279.

[40] – همان،ص286.

[41]–  اشراق خاوری،عبدالحمید ، مائده‏ی آسمانی ،پیشین،ص194.

[42]– http.barandazy.blogfa.comبه نقل­از لطیفی، لطفعلی،براندازی نرم،مجله علوم­سیاسی،حصون،پائیز186،شماره13،ص128.

 

[43] – جریان برانداز و استراتژی براندازی خاموش،اداره سیاسی سپاه، تهران ، معاونت آموزش نیروی مقاومت بسیج ، ۱۳۸۱،  ص27

[44] – این بنیاد آمزیکایی متعلق به جورج سوروس بوده که نقش کلیدی در انقلابات رنگارنگ سالهای اخیر در چند کشور داشته است، ساماندهی انقلاب مخملی در ایران به وسیلهء بنیاد «سوروس»با واسطهء افرادی همچون هاله اسفندیاری، کیان تاجبخش و رامین جهانبگلو از دیگر برنامه‏های‏ براندازی نرم در ایران بوده است.براساس اعترافات‏ هاله اسفندیاری،بنیاد سوروس با حمایت از برنامه‏های‏ خاورمیانه‏ای مرکز امریکایی«ولسون»،به دنبال ایجاد یک شبکهء غیر رسمی در ایران برای عملی نمودن‏ اهداف براندازی نرم بوده است.به همین منظور کیان‏ تاجبخش مدیر و نمایندهء بنیاد سوروس در ایران،با راه‏اندازی کارگاه‏های مطالعاتی،متشکل از جوانان‏ و دانشجویان و تدریس اصول و مبانی شبکه‏سازی‏ اجتماعی سعی کرد زیرساخت‏ها براندازی نرم در ایران را ایجاد نماید.شایان ذکر است با توجه به‏ زمینه‏های فرهنگی و دینی که در جامعهء ایران اسلامی‏ وجود دارد،به سادگی نمی‏توان تغییراتی با عنوان‏ انقلاب‏های رنگی انجام داد ولی همچون خطری‏ بالقوه می‏توان آن را مدّ نظر داشت خزایی،حسین،اصلاحات و انقلاب های مخملی،مجله زمانه،خرداد1388،شماره81ص92

[45] – لطیفی، لطفعلی،پیشین،ص136.

[46] – فیچیکیا ،فرانچسکو،پیشین ص238

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92