رشته حقوق

دعوی نفی ولد و آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در این دعوی

: دعوی نفی ولد و آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در این دعوی

همانطور که در قسمتهای قبل گفته شد، قانونگذار طفل متولد در زمان زوجیت را با احراز یک سری شرایط، به شوهر آن زن، متعلق می داند. از طرف دیگر حتی پس از انحلال نکاح نیز با اثبات برخی از شرایط لازم، ممکن است طفل به شوهر سابق، ملحق گردد. حال سئوال این است که آیا فردی که مطابق قانون و عرف، پدر یا مادر طفل تلقی می شود، یا بر مبنای شناسنامه، او را پدر یا مادر طفل می شناسند، می تواند از آن فرزند، نفی نسب نماید. نفی نسب بوسیلۀ پدر را اصظلاحا ًنفی ولد می گویند که معمولا ًاز طریق اثبات خلاف امارۀ فراش اقدام می گردد.

 

گفتار اول : دعوی نفی ولد و شرایط آن

بند اول : مفهوم نفی ولد

همانطور که گفتیم دعوی نفی نسب، بوسیلۀ شوهر، دعوی نفی ولد نامیده می شود. در این حالت، پدر طفل، معتقد است که پدر واقعی طفل نمی باشد. این ادعا از سه طریق قابل اثبات است؛

  • نفی ولد در شرایطی که امارۀ فراش جاری نمی شود: یعنی زوج ثابت نماید که طفل در فاصلۀ کمتر از 6 ماه بعد از نکاح به دنیا آمده است. در این حالت، ادارۀ ثبت احوال نمی تواند برای طفل شناسنامه ای با نام خانوادگی شوهر صادر کند. البته در صورتیکه زن و شوهر هر دو در نزد مأمور ثبت احوال اقرار به فرزندی آن طفل بنمایند، مأمور ثبت احوال فرض را بر آن می گذارد که ازدواج قبلا ًصورت گرفته و فاصلۀ آن با تولد طفل، بیش از 6 ماه بوده و فقط ثبت ازدواج است که تاریخش با تاریخ تولد طفل همخوانی ندارد.

البته مشهور فقهای امامیه، در این خصوص معتقدند که قاعدۀ فراش در خصوص این طفل، اجرا نمی شود و بر شوهر واجب است که نفی ولد نماید، اما همچنان که سابقا ًنیز گفته شد؛ شیخ طوسی و شیخ مفید بر خلاف مشهور، شوهر را مخیر نهاده اند.

 

  • نفی ولد با اثبات خلاف امارۀ فراش :

در این حالت، طفلی مورد نفی قرار می گیرد که شرع و قانون مطابق شرایط قاعدۀ فراش، او را فرزند آن پدر می دانند. در این حالت، پدر طفل باید خلاف این قاعده را ثابت نمایند. در خصوص راههای اثبات آن، میان فقها و قانون مدنی ایران، اختلاف نظر وجود دارد.

مطلب مشابه :  تحلیل اسناد و سازمان های بین المللی در زمینه حمایت از حقوق مهاجران

فقها معتقدند که مرد در این حالت باید عدم وقوع نزدیکی فی مابین خود و همسرش را در این فاصلۀ زمانی مقرر در قاعدۀ فراش به یکی از دو نحو ذیل ، ثابت نماید :

الف : اقرار زوجین به عدم نزدیکی در مدت مذکور

ب : ثبوت دوری زن و شوهر از یکدیگر از طریق شاهد یا هر دلیل دیگر.[1]

اما قانون مدنی ایران، اثبات دعوی نفی ولد را از هر طریقی، ممکن می داند و از منظر این قانون، کافی است که دلیلی ارائه شود که بتوان بوسیلۀ آن دلیل ، ثابت نموده که این فرزند، متعلق به شوهر نیست.

  • نفی ولد از طریق لعان:

لعان، به معنای نفرین کردن آمده است و در اصطلاح حقوقی و فقهی به معنای سوگندی است که زن و شوهر در نزد حاکم بیان نموده و شوهر چهار بار زن دائمی خود را زناکار خطاب نموده یا طفل متولد از او را از خویش نفی می نماید و در مقابل زوجه نیز 4 بار با بیان سوگند، مرد را دروغگو خطاب می نماید. بعد از لعان، نکاح فی مابین، منفسخ بوده و این زن و مرد برای همیشه بر یکدیگر حرام خواهند شد. همچنین فرزند به پدر و خویشان پدری ملحق نشده و فقط متعلق به مادر و خویشان مادری خواهد بود. بنابراین فقط از ایشان ارث می برد و بالعکس.

 

بند دوم : شرایط طرح دعوا

دعوی نفی ولد به جهت شرایط حساسی که ایجاد خواهد نمود، باید به گونه ای از جانب شارع و قانونگذار تعبیه گردد که راه سوء استفاده را برای افراد سود جو و مردان هوس باز بی مسئولیت، ببندد. بنابراین قانونگذار، یک سری شرایط برای طرح این دعوا، قائل گردیده که در صورت عدم هر یک از این شرایط، دعوی نفی ولد، مسموع نخواهد بود. این شرایط به قرار ذیل هستند :

الف : دعوی نفی ولد مسبوق بر اقرار به ابوت نباشد.

به عبارت دیگر مردی که دعوی نفی ولد، مطرح می نماید، نباید قبل از آن، اقرار به ابوت آن طفل کرده باشد. مادۀ 1161 قانون مدنی در این خصوص مقرر می دارد : «در مورد مواد قبل، هر گاه شوهر صریحا ًیا ضمناً اقرار به ابوت خود نموده باشد، دعوی نفی ولد از او مسموع نخواهد بود». به عنوان مثال، اگر مردی پس از تولد طفل، در زایشگاه حاضر و به همسرش، گل یا هدیه داده باشد و یا مژدگانی به شخص خبر آوردندۀ زایمان بدهد یا برای بچه، شناسنامه بگیرد.

مطلب مشابه :  اهمیت تاسیس حقوقی پرداخت محکوم به و تعهد توسط ثالث

ب : رعایت مهلت دو ماهه جهت طرح دعوی :

مادۀ 1162 قانون مدنی در این خصوص، چنین مقرر می دارد : «در مورد مواد قبل، دعوی نفی ولد، باید در مدتی که عادتا ًپس از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل، برای امکان اقامۀ دعوی کافی می باشد، اقامه گردد و در هر حال، دعوی مزبور، پس از انقضای دوماه از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل، مسموع نخواهد بود.»مگر اینکه مطابق مادۀ 1163 همین قانون، مهلت مرد را افزایش دهند. این ماده چنین اشعار می دارد : «در موردیکه شوهر مطلع از تاریخ حقیقی تولد طفل نبوده و تاریخ تولد را بر او مشتبه نموده باشند، به نوعی که موجب الحاق طفل به او باشد و بعدها شوهر، از تاریخ حقیقی تولد طفل، مطلع شود، مدت مرور زمان دعوی نفی ولد، دو ماه از تاریخ کشف خدعه خواهد بود.»

گفتار دوم : آثارحقوقی مترتب بر زناشوئی در دعوی نفی ولد

همانطور که گفته شد؛ دعوی نفی ولد از سه طریق امکان پذیر می باشد؛ اول در جائیکه اساسا ًامکان اجرای قاعدۀ فراش ممکن نیست دوم در جائیکه قاعدۀ فراش جاری است اما با اثبات عدم وقوع نزدیکی، خلاف این قاعده را اثبات می نمایند و سوم از طریق لعان. البته این دلایل جزو دلایل شرعی می باشند و در دوران امروزی، می توان از طریق آزمایشات خون و DNA متوجه صحت یا سقم این دعوی گردید. اما تا جائیکه به دلایل شرعی مربوط می شود و آنچنانکه در شرایط طرح این دعوا و دلایل آن، مشاهده می شود در دعوی نفی ولد و اثبات عدم تعلق فرزند به شوهر، اثبات وقوع نزدیکی و مهمتر ازآن، اثبات تاریخ نزدیکی از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد.

[1] – نجفی، محمد حسن، جواهر الکلام، ج31، ص : 224

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92