رشته حقوق

دانشگاه شهید بهشتی

دانلود پایان نامه

. Changyeh
. Yumen Kowan
. Hami
. Turfan
تورفان در شمال چین و در محدوده‌ای که سرشاخه‌های سیحون از نزدیکی‌های آن‌، سرچشمه می‌گیرند‌، همواره مورد توجه ایرانیان بوده و حضور بارز آن نیز در ترویج آموزه‌های دینی مانی‌، مصلح ایرانی در قرن سوم میلادی (دوره شاپور اول ساسانی)، قابل بررسی است‌. متون و نگاره‌های مانویان‌ در تورفان و غار‌های خوچو حضور آنان را در صفحات شمال چین و جنوب بیابان گبی تأیید کرده است (کریستن‌سن‌، ایران در زمان ساسانیان، ص 289)‌.
. Karashar
. Kucha
. Akosu
. راه ابریشم. مشهد: آستان قدس رضوی، 1375. ص18.
. اصطخری، مسالک و ممالک، ص268 – 276 ؛ مقدسی، احسن التقاسیم، ص499-516 ؛
برای آگاهی کلی درباره این شهرها، ر.ک: بارتولد ترکستان نامه، جلد یکم؛ همو گزیدۀ مقالات تحقیقی، ص11-64.
.عبدالرسول خیراندیش، «مسیر تجاری بخارا و خیوه و اهمیت آن در تاریخ تمدن جهانی»، پژوهشنامه دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه شهید بهشتی، ش 30، تابستان 1380، ص1-15.
. Astrakhan
ابن فضلان، سفرنامه ابن فضلان، ص64 – 80.
. مقدسی، جغرافی‌دان سده چهارم قمری (دهم میلادی)، در اَحسَن التقاسیم فی معرفه الاقالیم در بیانی جامع تولیدات خراسان را این‌گونه بر‌می‌شمارد‌:
«از نیشابور پارچه‌های سپید‌حفیه‌، بیباف، عمامه‌های شهمجانی، راختج‌، تاختج‌، مقنعه‌، زیرپیراهنی‌، ملحم ابریشمی‌، مصمت‌، عتابی‌، سعیدی‌، ظرائفی‌، مشطی‌، زینت‌، پارچه‌های موئین و نخ‌ ریسیده خوب و آهن و جز آنها صادر می‌شود‌. از نسا و ابیورد ابریشم و پارچه آن‌‌‌، کنجد و روغن آن جامه زنبفت و از نسا پوشاک بنبوزیه و پوستین‌های روباهی و پارچه و از طوس دیگ سنگی خوب و حصیر و دانه‌ها‌، و از روستا‌های نیشابور پوشاک و کلفت‌، و از هرات پارچه بسیار و دیبایی پست و خلدی (دست برنجن) و مویز طائفی و عنجد (انگور گشن) سبز و سرخ و دوشاب آن (آب انگور) و ناطفه (شیرین) و پولاد و پسته و بیشتر شیرینی‌های خراسان‌، و از مرو ملاحم (پارچه نیم ابریشم) و مقنعه (روسری)‌های ابریشمی و پنبه‌ای و گاو و پنیر و تخمه‌ها و شیره آنها و مس‌، و از سرخس دانه‌ها‌، و شتر و از سگستان خرما و زنبیل و طنابها از لیف و حصیر‌، و از قوهستان پوشاک‌هایی همانند نیشابوری سفید و فرش‌، و جانماز زیبا‌، و از بلخ صابون و کنجد و برنج و گوز بادام و مویز و عنجد و روغن و شیره آفتابی انگور و انجیر و انار‌دانه و زاج و کبریت و سرب و اسبرک و زرنیخ و بخور‌ها و وقایه (چادرزنان) همانند کار جرجانیه و برد و روغن و پوست‌، و از غرج‌شار‌‌ (غرچستان)، زر و لباده و فرش‌های نیکو و جامه‌دان و مانند آن و اسب‌های نیکو و قاتر [کذا] و از ترمذ‌، صابون. و از ولواج کنجد و روغنش و گوز و بادام و پسته و برنج و نخد و بیری و رخبین و روغن و شاح و پوست روباه صادر می‌شود‌. از بخارا پارچه‌های نرم و جانماز و فرش و رخت‌خواب مسافرخانه و صفرالمنابر و طبری و کمربند برای اسبان که در زندان‌ها می‌بافند و جامه اشمونی و پیه و پوست آهو و روغن سر. و از کرمینیه مندیل و از دبوسیه و وذار(؟) جامه‌های وذاری که به رنگ مصمت است‌، و برخی سلاطین بغداد را شنیدم که آن را دیبای خراسان می‌خوانند‌؛ و از ربنجن جامه‌های زمستانی لباده‌های سرخ و جانماز و کاسه‌های اسپید‌روی و پوست و مریر القنب و کبریت‌، و از خوارزم [پوست] سمور و سنجاب قاتون [قاقم] و فنک و دله و روباه و خر پوست و خرگوش رنگین و بز پوست و شمع و تیر و توز و کلاه‌، روغن ماهی و دندان ماهی و خزمیان (جند بی‌دستر) کهرواو و کیمخت (چرم) و عسل و فندق و باز و شمشیر وزره و خلنج و بردگان صقلبی و گوسفند و گاو که همه را از بلغار آرند و صادر می‌کنند‌. و نیز عناب و مویز بسیار و فراورده‌های شیر و کنجد و برد و فرش و لحاف و دییاج پیشکش و مقنعه ابریشمی و قفل و چامه آرنج (بازوبند) و کمان‌هایی که جز مردان نیرومند توانایی کشیدن آن ندارند و رخبین و آبگیر و ماهی و کشتی که می‌سازند و صادر می‌کنند و هم‌چنین از ترمذ‌.
از سمرقند جامه سیمگون و سمرقندی و دیگ‌های بزرگ مسین و… خیمه (چادر) و رکاب و لگام و تسمه‌، و از دزک لباده‌های نیکو و قبا و از بناکث پوشاک ترکستانی‌‌، و از شاش‌، زین چرمین نیکو و جعبه‌ و خیمه و پوست‌ها که از ترکستان[بخش‌های شرقی سیحون] آرند و دباغی کنند و لنگ و جانماز و بنیقه (دانه)‌ها و تخمه و کمان‌های نیکو و ابر پست و پنبه که به ترکستان می‌برند و قیچی‌، و نیز از سمرقند دیبائی را به ترکستان برند و جامه‌هایی سرخ که مهرجل خوانند و نیز سینیزی و کژ (پیله) بسیار و پارچه آن و فندق و گوز می‌برند‌، و از طوس تکه‌های خوب و برد نیکو و از فرغانه و اسبیجاب‌، بردگان ترک و جامه‌های سپید و جنگ‌افزار چون شمشیر‌، و مس و آهن و از طراز بز پوست‌، و از شلجی نسیم خیزد و از ترکستان و ختل برای این‌سو‌، اسب و قاتر می‌آورند‌. دیواج طراز و کل و کمه شهجانی و [فیروزه و] و ابرو و چاقو و ریباس نیشابور بی‌مانند هستند و جزیر‌ه نیز فراورده‌های شیر و اشترغاز و بزرگ مرو بی‌مانند است کسی که به رمله نرفته باشد گمان می‌کند بهتر از نان مرو یافت نمی‌شود‌، ولی در سرزمین عجمان قطعاتی بی‌مانند است‌، مانند هریسه ایشان نیز در جایی نیست‌. گوشت بخارا و نوعی خربزه ایشان بنام ساف بی‌مانند می‌باشند‌. کمان‌های خوارزم و سفال و [جزیره] شاش و کاغذ سمرقند و بادنجان نسا و انگور‌های هرات مانند ندارند‌….» مقدسی،احسن‌التقاسیم، ص474 ـ 487.
. پیشینه راه‌های شرقی ایران در گستره جغرافیایی و فرهنگی خراسان قابل تأمل است: در لوحه‌های خزانه تخت‌جمشید از راه‌های شرقی قلمرو هخامنشیان به نام راه‌های ولایت (ساتراپ)، باختریش (بلخ = ولایت شرقی قلمرو هخامنشیان)‌، هند‌، آراخوزیا (قندهار) و اَریه (هرایوه = هرات)‌، اشاره‌هایی چند شده است (بریان‌، ص 752)‌. خوارزمیش (هوارزمی‌)‌، سُغُدَ، باختریش‌، گَنداره‌، ثَتَه‌گوش (پنجاب‌)‌، هرخواتپش (آراخوزیا = قندهار)‌، زَرَنگ‌، هَرایَوه (هرات) و پَرثَو‌‌‌، مهم‌ترین ساتراپ‌هایی بودند که به نشان امروزی در آسیای مرکزی یا ماوراء‌النهر و خراسان قرار گرفته‌اند‌. دسترسی این ساتراپ‌ها به بخش‌های غربی قلمرو هخامنشیان به ویژه پایتخت‌های آنان در فارس‌، خوزیانا (خوزستان) و بابل (بین‌النهرین‌)‌، از دو مسیر اصلی‌، رگا (ری)‌، هیرکانی (ورکانه = گرگان)‌، پارتیه (پرثو = به مرکزیت مرو(مرگوش = مرگیانه) و اُِستوا = نسا و ابیورد) و باختر (بلخ) یا از مسیر کرمانه (کارمانیا)‌، زرنگیانه (درنژین = زرنگ = زرنج)‌، آراخوزیا (قندهار) و باختر انجام می‌شده است‌. پیداست که بلخ از جنوب و از مسیر دره‌های ثته‌گوش (پنجاب) به سند‌، هیندوش (بخش‌های شمال غربی هند) و دریا‌های اریتره‌، مکران و پارس پیوند می‌‌یافته و از شرق به چین محدود می‌شده است‌. بر این راه‌ها به مانند بخش‌های غربی قلمرو هخامنشیان به ویژه راه شاهی شوش ـ سارد‌، در هر منزل‌، ایستگاه (استاتما) و چاپارخانه بنا شده بود‌.
تیز (طیس = تیس = چابهار کنونی)،‌ قصرقند، کیز (قز)، قصدار (قزدار = ابریشم‌خانه/قز= ابریشم‌/ دار = خانه): باستانی پاریزی، اژدهای هفت‌سر، ص 236.
در هزاره سوم پیش از میلاد، موهنجودارو، در کناره رود مهران و در مرکز دیار سند، محل تلاقی راه‌های ارتباطی بازرگانی و آمد و شد اقوام گوناگون بوده که شهرهایی چون هاراپا و تاکسیلا در پهنه جنوبی هندوکش و بغا (پیرامون بلخ) در شمال را به دریای پارس، شهر سوخته در زابل، شهداد در کرمان، دهانه‌ هلیل‌رود و در نهایت به عیلام (سوزیانا = شوش) و تمدن‌های بین‌النهرین (میان‌رودان) پیوند می‌داده است. از این رو موهنجو‌دارو و سند از پیشگامان برقراری پیوند شرق و غرب و بازارگاه و بارانداز کاروانیان بوده‌اند. موهنجو‌دارو با آبراهه‌های گوناگون آبیاری می‌شد که از شاهکارهای نظام آب‌رسانی در دوران باستان بوده‌اند. ر.ک: موریس، تاریخ شکل شهر تا انقلاب صنعتی، ص29-30.
. مقدسی، احسن‌التقاسیم، ص 700. همچنین، ر.ک: اصطخری، مسالک و ممالک، ص 146.
. مقدسی، احسن‌التقاسیم، ص 444.

مطلب مشابه :  پایان نامه ارشد درباره شیوه فرزند پروری مقتدرانه، فرزند پروری مقتدرانه

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید