رشته حقوق

دادرسی عـــادلانه در دادگاه

دادرسی عـــادلانه

 

 

در مبحث دوم به فلسفه و اهمیت مواعد و اقسام مواعد پرداخته شد و در این مبحث سعی شده با توجه به موضوع رساله (مواعد و نقش آن ها در دادرسی منصفانه) که متشکل از چهار گفتار می باشد معنای دادرسی عادلانه را تحلیل کرده و هریک را در بندهای جداگانه شرح داده شود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتـــار نخست : دادرسی عــادلانه

 

 

اصطلاح « دادرسی عادلانه » که معادل « Fair trial» به کاربرده می شود ترکیبی وصفی است که برای درک دقیق آن به شناخت معنای هریک از واژه های « دادرسی» و «عادلانه» نیاز است .¹

 

بنـد اول : دادرســی Trial

 

سه واژه « دادرسی» ، محاکمه و Trial که به ترتیب واژه های فارسی ، عربی و انگلیسی هستند و در اصطلاح حقوقی معادل یکدیگر به کار برده می شوند و در معنای لغوی متفاوت به نظر  می رسند .

 

واژه فارسی دادرسی مرکب از دو کلمه «داد» و «رسی»  است که نخستین آن به معنای عدل و انصاف و دومی به معنی رسیدن و رسیدگی کردن است . ²

 

بنابراین واژه دادرسی خود رسیدگی به عدل و داد را افاده می کند . دادرسی یعنی به                 داد مظلوم رسیدن به دادخواهی دادخواه و محاکمه . در اصطلاح حقوقی ، دادرسی به مفهوم اعم ، رسیدگی مرجع قضاوتی به درخواست خواهان در جهت صدور رأی ، با لحاظ پاسخی می باشد که طرف مقابل عندالاقتضاء مطرح می نماید . بنابراین دادرسی شامل دسته ای اعمال می شود که در برهه زمانی مشخص انجام و از درخواست شروع می شود و تا زمان صدور رأی ادامه می یابد .

 

 

 

 

 

1-فضائلی ، مصطفی – دادرسی عادلانه – نشر شهر دانش – چ دوم – تابستان – 1389 – ص 95

2-معین ، محمد – فرهنگ فارسی – انتشارات امیرکبیر – چ اول – 1347 – ج 2 – ص 1479

 

 

اما کلمه محاکمه در مصدر باب مفاعله از ریشه «حکم» یعنی قضاوت و فصل خصومت است          به معنای خواندن یکی دیگر به نزد حاکم و قاضی و تخاصم طرفین در نزد قاضی می آید پس واژه محاکمه مفهوم عدالت را درخود ندارد و از این رو امر شده است که عدم حکم کنید . ¹

 

کلمه trial مصدر است که از try گرفته شده و یکی از معنای لغوی آن سنجش                  آزمون و بررسی است و در فرهنگ قضائی مفهوم رسیدگی را بیان می کند از همین معنی             اقتباس شده است .

 

در لغت برخی فرهنگ ها هم این کلمه را به معنای رسیدگی رسمی در یک دادگاه قانونی به وسیله یک قاضی و اغلب یک هیأت منصفه برای تصمیم گیری راجع به اینکه آیا شخص متهم به یک جرم «مجرم است یا نه» معنی کرده اند .

 

با ملاحظه معنای واژه های دادرسی ، محاکمه و trial می توان کلمه محاکمه مشتعر به            نتیجه است که عبارت از حکم کردن و فصل خصومت است .

 

واژه trial به مقدمات حکم اشاره دارد که سنجش و بررسی است و البته این به منظور کشف حقیقت است و دادرسی بر رسیدگی برای دادستادن و داد دادن دلالت دارد . پس دادرسی خود به معنای رسیدگی به عدل است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  • سوره نساء – آیه 57

 

بنـــد دوم : مفهوم عادلانه

 

 

عادلانه یا منصفانه معادل واژه «fair» به کار برده می شود . که در لغت به معنای رفتار برابر و مطابق با قواعد و حقوق با هر شخص یا طرف آمده است و نیز به معنای معقول و عادله یا متناسب با شرایط است مانند آنجا که وصف معامله ، سهم ، دستمزد ، قیمت و مانند آن واقع می شود .

 

در ادبیات قضائی این واژه به معنای داشن وصف بی طرفی و درستی آزادی از تعصب و جانبداری و نفع شخصی ، عادلانه ، منصفانه ، غیرجانبه ارائه و برابری میان طرفین منازعه به کار برده می شود این وصف در عبارت «دادرسی عادلانه» نیز بر همین معانی دلالت دارد .

 

بنـــد سوم : دادرسی عادلانه

 

با نظر به آنچه درباره مفهوم هریک از واژه های تشکیل دهنده اصطلاح «دادرسی عادلانه» و مفاهیم مرتبط با آن گذشت می توان آن را چنین تعریف کرد :

 

رسیدگی و تصمیم قضائی درباره ی موضوعات مدنی و کیفری میان طرفین دعوا چه در            امور حکمی و چه در امور موضوعی در دادگاهی صلاحیت دار ، مستقل ، بی طرف و غیر ذینفع ،            با رعایت حقوق قانونی طرفین دعوا در طی مراحل مختلف دادرسی ، به بیان دیگر محاکمه عادلانه ، منصفانه و بی طرفانه است .

 

دادرسی عادلانه ، مجموعه ای از حقوق و تأمینات مربوط به اجرای مناسب عدالت و حقی از حقوق مسلم شهروندان جامعه است . این حق در اسناد بین المللی و قوانین اساسی و داخلی کشورهای بسیاری مورد تأکید و توجه قرار گرفته است .

 

رعایت اصول دادرسی عادلانه به هیچ وجه به معنی ارفاق به کسی نیست بلکه رعایت این اصول در رسیدگی ها موجب می شود در برخورد با اصحاب دعوا انسانیت افراد فراموش نشده و عدالت انصاف در حق آنان رعایت شود .

برخلاف آنچه معمول است ، دادرسی عادلانه تضمین حقوق دفاعی متهم نیست ، بلکه دادرسی عادلانه در معنای دقیق خود ، به دنبال حفظ و رعایت از حقوق و آزادی های تمامی افرادی است که به نوعی در فرآیند دادرسی سهیم هستند حفاظت از این حقوق نیز نه تنها در جلسه دادرسی ضروری است ، بلکه امری عام است که همه مباحث مربوط به تشکیلات دادگستری ، جلسه دادرسی ، صدور حکم ، تضمینات بعد از حکم و اجرای حکم را شامل می شود .

مطلب مشابه :  بررسی حقوقی و نقش اعمال حقوق شهروندی در محیط زیست

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

گفتـــار دوم : رابطه عدالت و انصاف با دادرسی عــادلانه

 

    رابطه عدالت و انصاف با دادرسی عادلانه و منصفانه که یکی از ویژگی های یک دادرسی          می باشد با توجه به موضوع این پژوهش در این گفتار که از دو بند تشکیل شده است بررسی       می شود .

 

بند اول : عـــدالت

 

 

عدالت در لغت به معنای دادگری کردن و اسقامت است و همچنین در معنی دادگر بودن ، انصاف داشتن و دادگری نیز آمده است . ¹

 

و در جای دیگر چنین تعریف کرده اند ؛ ترک جرائم بزرگ و اصرار نورزیدن بر جرائم کوچک و رعایت مروت است درعلم حقوق هماهنگی انسان با نظام جهان را عدالت گویند .

 

اما ارائه تعریفی واحد از عدالت امکان پذیر نمی باشد چرا که عدالت با توجه به نوع استعمال آن در موارد مختلف دارای معانی متعددی است به طوری که برخی نویسندگان عدالت را مفهومی دانسته اند که بشر از آغاز تمدن خود می شناخته و برای استقرار آن کوشیده است . ²

 

بیشتر تعریف هایی که تاکنون از عدالت شده با اندکی تفاوت ، همان است که ارسطو حکیم یونانی گفته و حقوق دانان رومی ، مانند اولپین (ulpien) و سیسرون تکرار کرده اند . عدالت مفهومی است که بشر از آغاز تمدن خود می شناخته و برای استقرار آن کوشیده است .

 

 

 

 

1-عمید ، حسن – فرهنگ فارسی – انتشارات دانشگاه تهران – چ 22 – 1381 – ص 719

2- کاتوزیان ، ناصر – گامی به سوی عدالت – نشر دانشگاه تهران – چ 1381- ص 84

 

مشاهده طبیعت و تاریخ رویدادها و اندیشه در خلقت از دیرباز انسان را متوجه ساخت که جهان بیهوده آفریده نشده است ¹هدفی را دنبال می کند و نظمی بر آن حکم فرماست . افلاطون در کتاب «جمهور» به تفصیل از عدالت سخن می گوید . به نظر او عدالت آرمانی است که تنها تربیت یافتگان دامان فلسفه به آن دسترسی دارند و به یاری تجربه و حس نمی توان به آن رسید .

 

عدالت مفهومی است اخلاقی ، آموزش های مذهبی و وضع اقتصادی و سیاسی در هر قومی اخلاقی به وجود می آورد که برحسب آن درباره داد و ستم ، داوری می کنند . به طور خلاصه انسان طالب اجرای عدالت است .

 

بدین ترتیب ، آرمان عدالت و مصداق های آن ثابت نیست و به جای عدالت معقول و جاودانه ، بالاتر از «عدالت زمانه» سخن گفت .

 

حقوق دانان معتقدند که هدف از وضع قانون ، تأمین آسایش و برقراری نظم عمومی و اجرای عدالت است . به همین دلیل اعتقاد رساخ دارند که قوانین با بگونه ای وضع شوند که در عین          حفظ نظم و آرامش ، عادلانه بوده و ملت را به سوی تمدنی عالی تر و اقتصادی پویا و مستحکم رهنمون کند.

 

بنـــد دوم : انصاف و رابطه ی آن با دادرسی منصفانه

 

مفوهم انصاف متأثر از اندیشه های یونانی راجع به برتری روح بر سقط و اهمیت اراده یا قصد نسبت به هدف الفاظ و نیز اعتقاد به امر منصفانه یا وجدانی بوده است . مفهوم انصاف به عنوان معیاری در کنان قانون که آن را تعدیل یا تکمیل می کند می کند از زمان ارسطو شناخته شده بود . ارسطو در کتاب اخلاق خود که عمدتاً پیرامون عدالت است به بررسی انصاف به مثابه مفهومی متمایز از عدالت می پردازد وی انصاف را عدالتی برتر می داند که وسیله تصحیح و تعدیل عدالت قانونی می شود و برآن حکومت دارد .

 

 

1- کاتوزیان ، ناصر – فصلنامه نقد و نظر – ش 10 – ص 1

مفهوم انصاف در جنس ، از عدالت متمایز نیست ، امر منصفانه در حقیقت عادلانه است اما نه براساس قانون بلکه انصاف اصلاح عدالت حقوقی است . مفهوم انصاف به موجب اصل هفتاد و نهم متمم قانون اساسی «در موارد تقصیرات سیاسیه و مطبوعات هیئت منصفین در محاکم حاضر خواهند بود » بیان شده است . انصاف یعنی عدالت طبیعی یعنی راه حلی که از نظر وجدانی رضایت بخش است . قضاوت برمبنای انصاف ممکن است در عین حال عادلانه هم باشد و این در جائی است که حکم قانونگذار راضی کننده وجدان باشد ولی هرجا حکم قانون رضایت بخش نباشد انصاف از آن فاصله می گیرد .

 

در بیان مفاهیم عدالت و انصاف ملاحظه شد این دو امروزه در نظام حقوقی مفاهیمی متمایز از یکدیگر شناخته می شوند به گونه ای که گذشت عدالت از زمان ارسطو تاکنون به دو نوع «توزیعی» و «اصلاحی»¹ تقسیم شده و به این ترتیب در فرآیندهای قانون گذاری و قضاوت به منزله یک ارزش ملاک عمل بوده است .

 

عدالت توزیعی یعنی اینکه قانون ، حقوق و تکالیف را به طور منصفانه توزیع کند و این همان عدالت ماهوی است . بنابراین قانون نماد عینی عالت حقیقی یا ماهوی است و عدالت میزان قانون است.

 

یکی از مصادیق انصاف در رسیدگی های عادلانه از جانب محاکم ، اعطاء نوبت رسیدگی به طور منظم و مرتب مطابق با ظرفیت کار روزانه مرجع قضایی می باشد . به عبارت دیگر دعاونی مراجعین به ترتیب وصول و براساس اولین نوبتی که دفتر اوقات در دادگاه ، امکان پذیرش دارد وقت رسیدگی تعیین می شود . دلیل صحت این امر نیز تکلیف قانونگذار در رسیدگی به مواردی بدون تعیین وقت رسیدگی می باشد مانند قرار تأمین خواسته .²

 

 

  • کاتوزیان ،ناصر – مقدمه علم حقوق – انتشارات 40 انتشار – چ 34- 1382-صص 67و 66
  • ماده 115 قانون آئین دادرسی مدنی :
مطلب مشابه :  تعریف تفویض و طلاق از دیدگاه حقوقی

«درصورتی که درخواست تأمین شده باشد مدیردفتر مکلف است پرونده را فوری به نظر دادگاه برساند ، دادگاه بدون اخطار به طرف ، به دلایل درخواست کننده رسیدگی نموده ، قرار تأمین صادر یا آن را رد می نماید.»

گفتــار سوم : نقش دادرسی در تعدیل مواعد  

 

نظام قضائی برای اطمینان از اینکه متهم زمان کافی برای تهیه دفاع داشته باشد باید شرایطی را         در نظر بگیرد که متمم بتواند در یک زمان معقول ، دفاعیات خود را مهیا کند . زیرا مهیا کردن دفاع  گاه مستلزم زمان زیادی است که در صورت عدم بهره مندی متهم از آن عدالت در دادرسی رعایت          نشده است .

 

مثلاً در تبصره ماده 177 قانون آئین دادرسی کیفری¹ حداقل مهلت سه روزه ای را از زمان ابلاغ تا زمان دادرسی و حضور متهم در دادگاه در نظرگرفته است سه روز مبین حداقل زمان است و قاضی می تواند با توجه به نوع جرم و شرایط و اوضاع و احوال ، زمان بیشتری را در نظر بگیرد .

 

یکی از لازم کار دادرسی ، وقت و حرف زمان است ، این زمان نباید مدت بسیار زیادی به        طول انجامد . برای رسیدگی به هر پرونده ای ، با توجه به وضعیت و شرایط پرونده ، فرصت زمانی معقول و منطقی لازم است که به طور معمول این مقدار زمان در مرحله بدوی صرف رسیدگی به پرونده می شود.

 

این صرف زمان با انتظارات اصحاب دعوی و شرایط و امکانات جامعه کاملاً تناسب دارد ولی اگر رسیدگی بیش از این مدت به طول انجامد ، موجب تحمیل هزینه اضافی به جامعه و نارضایتی اصحاب دعوا خواهد شد . این وضعیت با اهداف آئین دادرسی مدنی سازگاری ندارد و جامعه را از دستیابی به نظم و امنیت بازمی دارد .

 

حال اگر پس از رسیدگی و صدور حکم در مرحله دوی که به اندازه کافی وقت برای آن صرف شده است ، بنا باشد که پرونده برای بار دیگر نزد دادگاه تجدیدنظر مورد رسیدگی قرار گیرد ، بدیهی است که کار دادرسی خارج از حد معقول و متعارف به طول می انجامد و عملاٌ موجب اطاله دادرسی می شود .

 

 

  • تبصره 2 ماده 117 قانون آئین دادرسی کیفری :

«فاصله بین ابلاغ احضاریه و موعد احضار حداقل سه روز است و هرگاه موضوع فوریت داشته باشد می توان متهم را زودتر احضار کرد.»

صدور رأی در مهلت و زمان معقول نیز یکی از شرایط دادرسی عادلانه است . امروزه بزرگترین معضل موجود در تشکیلات دادگستری ما اطاله ی دادرسی است که درک و احساس اجرای عدالت را در جامعه با مشکل مواجه ساخته است .

 

ضرب المثل حقوقی در این باره قابل توجه است که می گوید : «عدالت تأخیرشده عدالت انکارشده است .»¹

 

اینکه دادرسی در زمان و مهلتی معقول انجام شود از معقولانه بودن مهلت ها و مواعد در جریان دادرسی متفاوت است مورد اخیر مبتنی بر این است که هیچ مهلتی علیه کسی نمی تواند از آن استفاده کند جریان نمی یابد یا اگر جریان یافته است به واسطه مانع متوقف می ماند . ²

 

رسیدگی در مدت زمان معقول بدین معناست که در دادرسی عادلانه لازم است مدت رسیدگی از ابتدا تا انتها متعارف و معقول باشد بند یک ماده 6 کنوانسیون اروپائی حقوق بشر نیز چنین مقرر کرده است که دادرسی باید در یک «زمان معقول» انجام شود.

 

به اعتقاد حقوقدانان ³ وقتی شخصی در محکمه اقامه دعوا می کند ، انتظار دارد که محکمه بدون تأخیر تکلیف کار را معین کرده و حقش را در اسرع اوقات به او ایصال نماید . بدیهی است موفقیت و حصول نتیجه وقتی مطلوب و در نفس موثر است که در حال نشاط و رغبت فراهم آید . اما بعداز آنکه زاید بر حد انتظار به طول انجامید ، ذی حق برای رسیدن به حق خود رنج و محنت های فراوان دیده ، دیگر حکمی که بر حقانیت او صادر شده است ، چندان خشنود نبوده و آن را با نهایت خونسردی تلقی خواهد نمود و می گویند : «طول کشیدن محاکمه (یکی از معایب اصول محاکمات) است حتی برای خاتمه یافتن و به نتیجه رسیدن پاره ای از دعاوی ، عمر متداعین کافی نبوده و نوبت به ورثه می رسد.»

 

 

 

Justice delayedis justice denied= justice tardive est fautive1-

2-متین دفتری،احمد – آئین دادرسی مدنی و بازرگانی – انتشارات مجمع علمی و فرهنگی مجد – 1378 – ص 115

3-مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی – ش 74 – زمستان 1385- ص 286

اهمیت دادن به زمان دادرسی نه تنها در رضایت خاطر اصحاب دعوی موثر است بلکه موجب        می شود از لحاظ سیاسی ، مردم به قوای حاکم اعتماد بیشتری کنند و با طیب نفس رأی آن ها را بپذیرند .

 

ممکن است دادرسی به واسطه عوامل دیگری همچون ساختار تشکیلات دادرسی ، اصرار بر کشف حقیقت و ناکارآمدی مقررات دادرسی راجع به ابلاغ و اخطار و … به تأخیر افتد . از این رو تضمین انجام دادرسی در یک مهلت معقول نیازمند توجه به تمام ساختار و تشکیلات و قواعد و مقررات دادرسی و ترمیم آن ها است .

 

به طور خلاصه بدین منظور طرفین باید با یکدیگر همکاری کنند و از حقوق مشورت خواهی متعارف درباره ی برنامه زمانی برخوردارند .

 

قواعد دادرسی و دستورهای دادگاه می تواند برنامه ی زمانی معقولی را به همراه زمان انقضای آن ها پیش بینی کنند و ضمانت اجراهایی را بر طرفین یا وکلای آن ها ، برای اجرا نکردن این قواعد و دستورها بدون عذر موجه تحمیل نمایند .

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92