رشته حقوق

تکنیک های مبتنی بر کاهش تحریک تروریست ها

تکنیک های مبتنی بر کاهش تحریک تروریست ها و حذف بهانه های ارتکاب عملیات تروریستی

اقدامات پیشگیرانه وضعی بر این اساس طراحی می گردند تا با تغییر دادن وضعیت فرد در معرض بزهکاری یا بزهدیدگی و یا تغییر شرایط محیطی مانند زمان یا مکان از ارتکاب جرم توسط فرد مصمم به انجام جرم پیشگیری نمایند.[1]

در گفتار اول این مبحث به بررسی راهکار هایی که منجر به کاهش تحریک تروریست ها و در گفتار دوم به بیان راهکارهایی که باعث حذف بهانه های ارتکاب جرایم تروریستی می گردد، پرداخته می شود.

 

گفتار اول: تکنیک های مبتنی بر کاهش تحریک تروریست ها

این تکنیک ها نیز تلاش دارند با حذف یا کاهش اقدامات تحریک کننده از انگیزش بزهکاران بالقوه جلوگیری و به این ترتیب وقوع جرایم را تا حد ممکن منتفی کنند. از آنجا که تروریستها بیشتر دارای انگیزه های ایدئولوژیک و سیاسی هستند استفاده از این راهکارها می تواند نقش بسزایی در کاهش جرایم تروریستی ایفاء نماید.

در مواردی که گروه های تروریستی خود را نماینده اقلیتی خاص در جامعه قلمداد می کنند، کنش های خاصی علیه اقلیت های مذکور می تواند منجر به تحریک تروریست ها به انجام اقدامات تروریستی گردد. لذا حکومت ها می بایست در این خصوص راهکارهایی را اتخاذ نمایند که منجر به تحریک تروریست ها به انجام اقدامات تروریستی نگردد و حتی المقدور عوامل محرک موجود در سطح جامعه را تقلیل دهند.

از آنجا که همه تدابیری که کلارک تحت عنوان تکنیک های مبتنی بر کاهش تحریک مجرمین، مطرح نموده در خصوص پیشگیری از پدیده تروریسم کارایی چندانی ندارد، در این گفتار صرفاً به بیان دو راهکار اجتناب از ستیزه و کاهش تحریک هیجانی که در وضعیت های خاصی می تواند از وقوع پدیده مذکور پیشگیری نماید، پرداخته می شود.

بند الف: اجتناب از ستیزه

اجتناب از ستیزه با از بین بردن زمینه های بروز تنش و درگیری از شکل گیری هیجان ها و عصبانیت هایی که می تواند منجر به ارتکاب جرم گردد، جلوگیری می نماید. از طریق این راهکار می توان از فرایند تصمیم گیری و همچنین گذار مرتکب از تصمیم به عمل جلوگیری نمود.

بی پروایی بزهدیدگان یا نمایندگان جوامع نقش بسزایی در وقوع جرایم خشونت آمیز از جمله تروریسم دارد. انجام اقدامات خشونت بار غیر ضروری علیه تروریست ها یا اشخاصی که با تروریست ها دارای پیوند خویشاوندی، اعتقادی، مذهبی و…می باشند معمولاً تروریست ها را به کنش متقابل وا می دارد.

جرایم در زمانی ارتکاب می یابند که یک مباشر انگیزه دار مصمم با یک آماج جذاب که محافظت نشده است مواجه گردد. از سوی دیگر، زمانی که چنین رو در رویی ها و درگیری هایی در عرصه اجتماعی بیشتر می شود جرایم افزایش می یابد.[2]

برای مثال ولف گانگ در مطالعه ای که در خصوص آمار قتل های واقع در ایام هفته انجام داد دریافت که کثرت وقوع قتل های خشونت بار در تعطیلات آخر هفته ناشی از عادت افراد به صرف مشروبات الکلی و حجم بالای روابط اجتماعی و تعارضات منافع در این ایام می باشد.[3]

برخی از شیوه ها و عادات زندگی موجب شکل گیری هیجان ها و عصبانیت های تروریست ها می گردد. برای مثال رفتارهایی که متضمن حمله به منافع و دلبستگی های گروه خاصی از افراد جامعه به نحو شدیدی باشد، می تواند موجب بروز فعالیت های تروریستی گردد. از این رو تغییر این شیوه ها و عادات تأثیر بسزایی در پیشگیری از تروریسم دارد.

نظریه تغییر شیوه و سبک زندگی با رویکرد کاهش فرصت های جرم که از مبانی پیشگیری وضعی به شمار می رود مرتبط می باشد. فرصت های ناشی از اوضاع و احوال مادی و فرصت های ناشی از سبک زندگی خود بزهدیدگان و رفتار آنان هر دو در به عمل درآمدن اندیشه مجرمانه اهمیت دارند.

این راهکارها از اقدامات پیشگیرانه، بر این باور مبتنی است که شیوه و سبک زندگی اشخاص، ارتباط مستقیمی با احتمال وقوع جرم علیه آنها دارد. برای مثال حضور اشخاصی که محتمل است موضوع جرایم تروریستی قرار بگیرد در مکان ها و زمان های پر خطر و ارتباط آنها با مجرمین بالاقوه، ازجمله عوامل مؤثر در وقوع جرایم تروریستی می باشد.

مطالعات انجام شده نشان داده است که افرادی که دارای شیوه و سبک زندگی و عادات روزمره عاقلانه ای هستند و یا هنگام احساس خطر اقدام به تغییر شیوه و سبک زندگی و عادات روزمره خود می نمایند، درمعرض خطر بزهدیدگی کمتری نسبت به دیگران قرار دارند. از این رو آگاه ساختن اشخاصی که در معرض اقدامات تروریستی قرار دارند و ارائه طریق به آنان از جانب مسئولین امر می تواند در کاهش فرصت های جرایم موصوف مؤثر و مفید باشد.

بند ب: کاهش تحریک هیجانی

نظریه مسئولیت مشترک، وقوع جرم را نتیجه کنش متقابل میان بزهکار و بزه دیده تلقی می کند. این نظریه بیان می دارد که بزهدیدگان با گفتار، رفتار و کردار نابخردانه و بی پروایانه و حتی تحریک آمیز خود تا حدود زیادی در وقوع جرم و چگونگی و کیفیت حدوث آن نقش دارند.

با مرور حوادث تروریستی می توان به این نتیجه رسید که برخی از گروه های تروریستی مخصوصاً گروه های که ماهیت ایدئولوژیکی دارند در پی اظهارات برخی مقامات سیاسی یا حکومتی که متضمن توهین نسبت به آنها یا تحریک آنها باشد اقدام به ارتکاب عملیات تروریستی می نمایند.

در اینجا تحریک به معنای بر انگیختن تروریست ها به ارتکاب عملیات تروریستی می باشد. تحریک موجبات بر انگیختگی تروریست ها را فراهم ساخته و سبب واکنشی خشونت آمیز از جانب آنها می گردد. بدیهی است درک موقعیت های زمانی و مکانی که احتمال ارتکاب عملیات تروریستی در آن ها به دلایل مختلف بسیار زیاد است و خودداری از تحریک تروریست ها در چنین حالتی می تواند تأثیر زیادی در عدم وقوع جرایم مذکور داشته باشد.

برخی افراد که دارای انگیزه های تروریستی هستند اما هنوز تصمیم به انجام اقدامات تروریستی نگرفته اند با قرار گرفتن در شرایط تحریک آمیز یا مواجه شدن با کنش های محرک تصمیم به عملی کردن اهداف و انگیزه های خود می گیرند. این کنش ها سبب می گردد که انگیزه های این اشخاص قوت بگیرد و از این رو احتمال ارتکاب جرایم مذکور توسط اشخاص موصوف افزایش می یابد.

بنابراین می توان با کاهش این عوامل محرک و خودداری از انجام رفتارهایی که می تواند سبب تحریک هیجانی و افزایش انگیزه های تروریست ها گردد آمار ارتکاب اقدامات تروریستی را کاهش داد. علاوه بر این دولت ها می بایست تا حد امکان و تا جایی که قوانین و مقررات اجازه می دهد انتظارات و نیازهای اقلیت های جامعه را بر آورده نماید و تساوی و عدالت را بین تمام شهروندان خود رعایت نماید تا از این طریق از شکل گیری انگیزه های انتقام جویانه و مجرمانه پیشگیری به عمل آید.

مطلب مشابه :  آثار تفکیک میان داده پیام عادی و مطمئن چیست

در پایان این قسمت باید اذعان داشت که این دسته از راهکارها به اقدامات پیشگیرانه اجتماعی بسیار نزدیک و شبیه می باشد اما از آنجا که این اقدامات سعی میکند با تغییر وضعیت ها و شرایط پیش جنایی از ارتکاب جرایم تروریستی پیشگیری نماید، زیر مجموعه اقدامات پیشگیرانه وضعی قرار می گیرند.

 

گفتار دوم: تکنیک های مبتنی بر حذف بهانه های ارتکاب عملیات تروریستی

انسان ها معمولاً سعی می کنند برای اینکه خود را راضی به ارتکاب اعمال ناشایست و ناپسند کنند برای این اعمال خود بهانه یا توجیهی بیاورند. در مواردی هم که فردی دست به اقدامی غیر انسانی یا خلاف وجدان زده است غالباً برای رها شدن از عذاب وجدان و سرزنش دیگران تلاش می کند توجیهی برای اعمال خود بیابد. این قاعده حتی گاهی در خصوص افراد جنایتکار نیز صدق می کند.

گاهی نیز اشخاصی که مسئول محافظت از آماج خاصی می باشند یا اینکه مدیریت نهاد یا قسمتی خاص از جامعه را بر عهده دارند که متولی پیشگیری از جرمی مشخص یا تمام جرایم است، وجود یا عدم برخی عوامل را دلیل عمده عدم موفقیت در انجام وظایفشان عنوان می کنند، که در برخی مواقع دلایل معنونه صرفاً بهانه یا توجیهی برای سوء مدیریتشان می باشد.

از این رو شناسایی و از بین بردن این بهانه ها می تواند نقش مهمی را در پیشگیری از وقوع جرایم ایفاء نماید.

در این مبحث سعی شده عمده ترین راهکارهایی که می تواند در این راستا از وقوع عملیات تروریستی بکاهد مورد مطالعه و بررسی قرار بگیرد. در قالب این راهکارها از بین بردن بهانه هایی که برای توجیه جرم صورت می گیرد پیشنهاد می شود. این بهانه ها در تکوین فرایند تصمیم گیری و گذار مرتکب از مرحله تصمیم به عمل نقش مهمی دارند. در بسیاری از موارد با اتخاذ راهکار های متعددی می توان با حذف بهانه هایی که مجرمین اقدامات مجرمانه خود را با آن توجیه می کنند آنها را از ارتکاب اقدامات مورد نظرشان منصرف نمود.

از جمله تکنیک هایی که می توان در این خصوص برای پیشگیری از جرم تروریسم با توجه به خصوصیات و ویژگی هایی که دارد، ذکر کرد: وضع قواعد، راهنمایی قبلی و کمک به هماهنگی می باشد.

بند الف: وضع قواعد

با وضع قواعد و مقررات می توان از بسیاری از زمینه های وقوع جرم تروریسم پیشگیری کرد. قانون گزاری بر مبنای یک سیاست جامع در ارتباط با مقابله با تروریسم به منظور ممانعت از اقدامات تروریستی دارای ضرورتی انکار ناپذیر می باشد.

برای از بین بردن زمینه ارتکاب جرایم و متوقف کردن مجرم در ابتدای انحراف، می بایست برخی اعمال مقدماتی مورد جرم انگاری قرار ‌گیرد. این امر درحقوق موضوعه‌ برخی کشورها مورد توجه واقع شده و اثر قابل توجهی در کاهش جرم داشته است؛ برای مثال، در قانون پلیس بلژیک پیش بینی شده که ترک نمودن یک وسیله‌ نقلیه موتوری بدون انجام احتیاط‌های لازم جهت جلوگیری از سوء استفاده از آن‌، از جمله تخلفات راهنمایی و رانندگی می باشد و جریمه به آن تعلق خواهد گرفت‌. این گونه جرم انگاری کاهش قابل توجهی در سرقت اتومبیل و ارتکاب جرایم دیگر که توسط اتومبیل های مسروقه صورت می پذیرفت به دنبال داشته است.[4]

برای مثال در کشور ژاپن به منظور بالا بردن فهم و درک عمومی در ارتباط با اهمیت ممانعت از حملات تروریستی و مشارکت شهروندان در این خصوص، مؤسسه سیاست گذاری ملی، وزیر دادگستری، مؤسسه جمع آوری اطلاعات مخفیانه (اداره اطلاعات)، وزیر حمل، نقل و راه و سایر وزرا و مؤسسات مربوطه ملزم گردیده اند در حوزه صلاحیت خود، در کوتاه ترین زمان ممکن، مطالعات و توافقاتی را در رابطه با قانون گزاری با هدف اهمیت بخشیدن به مقابله با تروریسم، به عمل آورند.[5]

از دیگر اقداماتی که می بایست در این خصوص صورت پذیرد وضع قواعد برای تأسیس نهادی است که با مطالعه در خصوص اشخاص، گروه ها و سازمانهای مختلف اشخاص و گروه هایی که تروریستی هستند را مورد شناسایی قرار داده تا از این طریق بتوان از ورود آنها به کشور و انجام اقدامات تروریستی توسط آنها جلوگیری نمود. برای مثال برخی کشورها سیستمی دارند که بر اساس آن سیستم وزیر مربوطه تروریست و سازمانها تروریستی خارجی را اعلام می کند. و بر این مبنا اقدامات پیشگیرانه ضروری را در مقابله با این اشخاص طراحی و اعمال می نمایند.

از دیگر اقدامات مؤثر در این عرصه این است که می توان با وضع قوانینی مبنی بر جرم انگاری یا محدود نمودن حمل موادی که می توانند در ارتکاب عملیات تروریستی هسته ای، شیمیایی، بیولوژیکی و… مورد استفاده قرار گیرند از وقوع این جرایم پیشگیری نمود.

امروزه مواد و کالاهای متنوعی تولید می شود که علاوه بر مصارف مشروع می تواند در حملات تروریستی مورد استفاده قرار گیرد. از این رو ضرورت اعمال محدودیت های مختلف در خصوص تولید، نگهداری و حمل و نقل این مواد، از طریق وضع قوانین، امری بدیهی و انکار ناپذیر می باشد. انجام این مهم نیازمند تأسیس نهادی است که همگام با پیشرفت علوم و تکنولوژی به شناسایی این مواد بپردازد و پس از آن اسامی و خصوصیات و حتی در صورت امکان شیوه های شناخت و کشف این مواد را به اطلاع نهادهایی که مسئول وضع قواعد و اعمال این قواعد در راستای جلوگیری از ورود یا خروج این مواد می باشند، برساند.

بنابراین وضع قواعد و قوانین در خصوص ممنوع یا محدود نمودن حمل ونقل کالاهای خطرناک از قبیل کالاهای انفجاری که در حال حاضر واردات آنها ممنوع نشده است از اهمیت بسزایی برخوردار است. زیرا در غیر این صورت مأموران گمرک نه قادرند چنین موادی را شناسایی نمایند و نه اختیار دارند از واردات این کالاها جلوگیری کنند. در واقع بدیهی است بر اساس اصول اباحه، برائت و قانونی بودن جرم و مجازات، بدون وضع قوانین مرتبط نمی توان محدودیت های مذکور را در خصوص این مواد اعمال نمود. برای مثال مأمورین بازرسی فرودگاه ها نمی توانند در صورت مشاهده حمل کالاهای خطرناکی که جابه جایی آنها ممنوع نشده از ورود آن جلوگیری نمایند یا اینکه فعالانه به بازجویی و بازرسی به منظور روشن کردن موردهای مشکوک بپردازند.

بند ب: راهنمایی قبلی

دادن توجه و راهنمایی قبلی از درگیر شدن ناخواسته افراد در فعالیت مجرمانه پیشگیری می کند. علاوه بر این، دادن اطلاعات مفید و کاربردی مرتبط با جرایم تروریستی به شهروندان می تواند آنها را در مشارکت علیه این جرایم توانا سازد.

به عنوان نمونه این راهکارها می توانند برای پیشگیری از تروریسم بیولوژیکی به نحو مؤثری مورد استفاده قرار گیرند. ازاین رو ارتقاء آگاهی و آماده باش، در مقابل حمله بیولوژیک احتمالی بسیار حائز اهمیت می باشد. این اقدامات شامل آموزش کلیه کارکنان بهداشتی بویژه دست اندرکاران سطوح اوّلیه و نیز کارکنان بخش اورژانس می باشد. محتوای آموزشی باید شامل اصول همه گیر شناختی و اطلاعات بالینی مبنی بر تشخیص و درمان بیماری هایی که احتمال بیولوژیک بودن آن ها زیاد است، باشد. همچنین این آموزش ها بایستی بصورت دوره ای، تجدید گردد تا همواره این افراد از مهارت و آمادگی لازم، برخوردار باشند.

مطلب مشابه :  رکن معنوی جرم جعل رایانه‌ای

از جمله راهکارهای پیشگیرانه که در این راستا از جانب گروههای بین الاجلاسی کمیته امنیت دریانوردی سازمان بین المللی دریانوردی پیشنهاد گردیده استخدام افسر آموزش دیده امنیت کشتی، در کشتی های با تناژ ناخالص 500 تن و بیشتر، جهت دادن آموزش های مربوط به رعایت مسائل ایمنی به خدمه کشتی می باشد. بدیهی است با بالا بردن توانایی ها، اطلاعات و دانش خدمه کشتی از طریق راهنمایی و آموزش های ویژه در خصوص مسائل امنیتی می توان از وقوع جرایم تروریستی علیه کشتی به نحو مؤثری پیشگیری نمود.[6]

بند ج: کمک به هماهنگی

کمک به هماهنگی نیز تکنیک دیگری است که عوامل حمایتی برای سازگاری با محیط و اجتناب از جرم را تقویت می کند. هرقدر که شرایط سازگاری با هنجارها آسانتر باشد ارتکاب جرم و ناهنجاری کمتر خواهد بود.

علاوه بر این در صورتی که هماهنگی ارگان ها و نهادهایی که متصدی امر پیشگیری و مبارزه علیه جرایم مختلف از جمله تروریسم می باشند، از طریق مبادله اطلاعات وهمکاری های دیگر افزایش یابد، این امر می تواند تأثیر بسیار زیادی در افزایش توانایی این نهادها ودر نتیجه موفقیت بیشتر در پیشگیری از جرایم داشته باشد.

برای مثال در پیشگیری از بیوتروریسم می توان با بهبود اقدامات نظارتی و گردآوری و انتقال به موقع اطلاعات از وقوع این جرم پیشگیری نمود یا از تبعات آن کاست. قابل ذکر است که در کنار این اقدامات همه اَشکال مراقبت نیز باید به کار گرفته شود. مثلاً ویزیت اورژانس، اطلاعات آزمایشگاهی، داروهای مصرفی، غایبین مدارس و هر گونه اطلاعات دیگری که مرتبط با افزایش بروز یک بیماری عفونی است جمع آوری، گردد و به نهادهای ذیربط منتقل گردد.

وجود سیستم های نظارتی توانمند به منظور کشف هر بیماری نوپدید یا بازپدید، از اهمیت اساسی برخوردار است. بدیهی است که تشخیص سریع هرگونه تغییری در الگوی بیماری، باعث تسهیل شناسایی منبع عفونت و جلوگیری از تماس های بعدی با آن منبع، می‌گردد. در سایه آموزش و مهارت اپیدمیولوژیک کافی، توجه لازم به الگوی بیماری و عنایت کامل به احتمال وقوع جنگ یا تهدید بیولوژیک، معضلات بالقوه، به سرعت کشف می گردد و فعالیت ها در جهت کاهش اثر گذاری بیماری بدون توجه به منشاء آن سوق داده می‌شود.[7]

ایجاد هماهنگی برای پیشگیری از بیو تروریسم نیازمند سیاستگزاری مقابله با بحران عملیات بیوتروریستی، تخمین و برآورد پتانسیل عوامل کاربردی، تخمین و برآورد خطر، برنامه ریزی پیشگیری، تعیین آسیب پذیری و کاهش اثرات، ایجاد برنامه های آمادگی، ایجاد سیستم های اخطاررسانی و هشدار و بالاخره پژوهش در امر آسیب پذیری مردم و همچنین آموزش شهروندان و نیروهای درگیر برای رویارویی با این پدیده می باشد.[8]

پر واضح  است که هماهنگی نهادهای مختلف مستلزم نظارت مستمر مسئولان مربوطه می باشد. زیرا از این طریق با پی بردن به موقع، به شواهدی که گویای وقوع جرایم تروریستی در آینده می باشند، فرصت کافی برای مقابله با آن را خواهند داشت. از این رو کشف زودرس اثرات حمله بیولوژیک، از اهمیت زیادی برخوردار است، زیرا بدون تامین تدارکات خاص در سطوح محلی و استانی، با حملات وسیع ناشی از ویروس آبله، افشانه های حاوی اسپور سیاه زخم و عوامل دیگر بیولوژیک، ممکن است شالوده بهداشت محلی و شاید هم ملّی، درهم شکسته شود و عده کثیری از بیماران مصدوم و هراسانی که نیازمند به خدمات و تجهیزات پزشکی، آزمون های تشخیصی و تخت های بیمارستانی هستند نتوانند از این امکانات، بهرمند شوند و علاوه بر این ها نیروهای واکنش سریع، کارکنان خدمات اوّلیه بهداشتی و مسئولین بهداشتی نیز در معرض خطرات ویژه ای قرار خواهند گرفت و بطور روز افزونی بر میزان این خطرات، افزوده خواهد شد.

یادآور می‌شود که جنگ افروزان، ممکن است آمیخته ای از جنگ‌افزارهای بیولوژیک مختلف را بطور همزمان در یک یا چند منطقه، به کار گیرند، یا اینکه از عوامل جدید و ناشناخته ای استفاده کنند و یا حتی از ارگانیسم هایی استفاده نمایند که در لیست بحرانی، قرار نداشته باشند نظیر ارگانیسم های شایع ولی مقاوم به دارو یا عوامل بیماریزایی که با مداخله مهندسی ژنتیک، تغییر یافته اند و لذا با تشخیص عوامل جدید، همواره باید لیست جدیدی از آنها تنظیم و منتشر گردد.[9]

با توجه به اینکه عوامل شیمیایی و بیولوژیک مورد استفاده در اقدامات تروریستی شیمیایی و بیولوژیک، بسیار متنوع می‌باشند، شالوده بهداشتی کشور یا منطقه باید توانایی حل سریع بحران های محتمل را دارا باشد. کشف سریع اینگونه حملات، مستلزم ارتقاء آگاهی های کلّیه کارکنانی است که در خط مقدّم بهداشت و درمان قرار دارند زیرا این افراد در بهترین مواضعی هستند که می‌توانند در سایه اینگونه آگاهی ها و بهره گیری از سیستم مراقبت و رویارویی با نشانگان بالینی به کشف زودرس حوادث مورد بحث، نائل گردیده واکنش به موقع و متناسبی نشان دهند.

در نهایت در مورد تکنیک های پیشگیری وضعی باید گفت که این تکنیک ها حاصل مشاهدات علمی استقرایی است و به مرور تکمیل شده اند و اصلاً بعید نیست که در سال های بعد نیز دسته های جدیدی به این تکنیک ها اضافه شود.

[1] . رهامی، محسن و حیدری، مراد علی، «چالش های فرا روی سیاست جنایی در قبال جرایم بدون بزهدیده»، مجله دانشکده حقوق و علوم سیاسی، شماره 70، زمستان 1384، ص 197.

[2] . نجفی ابرند آبادی، علی حسین، روابط میان پیشگیری وضعی و کنترل بزهکاری، مجله تحقیقات حقوقی، شماره 19-20، دانشگاه شهید بهشتی، دانشکده حقوق، 1376، ص61.

[3]. پرویزی، همان، ص 216.

[4]. صلاحی‌، جاوید‌، بزه‌کاری اطفال و نوجوانان‌، انتشارات گوتنبرگ‌، تهران، 1379، ص 167.

[5]. Shukla, Rashi K. and Bartgis, E. Elaine, Case Study in Situational Crime Prevention, Criminal Justice Policy Review, 2010, p 352.

[6]. http://www.imo.org/About/mainframe.asp?topic_id=848&doc_id=4574#ais.

 

[7].Mair,Michael and Mair, Julie Samia, a complementary approach to Bioterrorism prevention, the monproliferation review,fall-winter 2003, pp 4-9.

[8]. Gordon, TC, and Nielsen, B., Biological Terrorism, Mil Med, vol 151, p 357.

[9].حاتمی،حسین، «پایش و رویارویی با بیوتروریسم بر اساس نشانگان بالینی»، در کتاب: اپیدمیولوژی بالینی و کنترل بیماری های مرتبط با بیوتروریسم، معاونت سلامت وزارت بهداشت، چاپ دوم، اسفند ماه 1382، صص 73-523.

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92