رشته حقوق

تقسیمات کشوری

دانلود پایان نامه

خلف تبریزی، برهان قاطع، ذیل «مصر». مکی در تمدن اسلامی در عصر عباسیان معتقد است که امصار (جمع مصر)جزو شهرهای نظامی و «شهرهای هِجر» (هجرتگاه سپاهیان)به شمار می‌رفته‌اند، ص103.
یاقوت حموی، معجم البلدان، ج 1، بخش نخست، ص 39. بلاذری در فتوح البلدان برای بنای بصره از اصطلاح «تمصیر بصره» (مصر کردن بصره یا بنای شهر بصره در اندازۀ مصر) یاد کرده است: ترجمۀ توکل، ص 485.
اشرف این اصطلاح‌ها را به ترتیب این گونه ترجمه کرده است: پادشاهان، پاسداران، سربازان، پیادگان، که گمان می‌رود صحیح‌تر از ترجمۀ منزوی باشد: «ویژگی‌های تاریخی شهرنشینی در ایران»، ص 12.
مقدسی، احسن التقاسیم، ص 67. مقدسی فهرست مصرها را این گونه بر می‌شمارد: سمرقند، ایرانشهر (نیشابور)، شهرستان (جرجان= گرگان)، اردبیل، همدان، اهواز، شیراز، سیرجان، منصوره، زبیده، مکه، بغداد، موصل، دمشق، فسطاط، قیروان، قرطبه و سپس نام هفتاد و دو قصبه را یاد می‌کند و آنگاه شهرهای هر قصبه را بر می‌شمارد: مقدسی، احسن التقاسیم، ص 68. اما بر این تقسیم‌بندی اشکالاتی است، چنان که مثلاً سیرجان تنها به مدت سی و هفت سال (320- 357 ق)می توانست در حکم بزرگ‌ترین شهر یا دارالملک کرمان باشد و دیگر هیچ گاه به آن مرتبه نرسید. از این رو «مصر» بودن تحت شرایط زمانی برای هر شهری می‌توانست اتفاق بیافتد، آن هم در صورتی که مورد توجه امیران باشد. به این ترتیب مقدسی حق داشته است که حضور امیر را ملاک بداند.
برای نمونه توجه شود به تقسیم کردن قلمرو حکومتی فریدون، میان سلم (روم)، تور (توران) و ایرج (ایران‌زمین) و نزاع برادران با ایرج برای تسلط بر ایران، کشتن ایرج، پدید آمدن کین ایرج و در نتیجه جنگ‌های دامنه‌دار میان توران و ایران، و روم و ایران در طی دوران اسطوره‌ای یا دوره‌های تاریخی.
چنان که پیش از ورود آریایی‌ها به این مرز و بوم، در قلمرو عیلامیان، گونه‌ای از تقسیمات کشوری حکمفرما بود که هر بخش از طریق شهرهایی مهم در حکم قصبه‌ها و کوره‌های دوران اسلامی، اداره می‌شد و تحت نظر مستقیم حکومت مرکزی در شوش بودند. چنین شهرهایی عبارت بودند از: لیان (بوشهر)، ماداکتو در کرانۀ رود کرخه، اوان (دزفول) و انشان (انزان).
برای آگاهی بیش‌تر، ر.ک: دیاکونوف، تاریخ ماد، ص 310- 332.
داریوش در سنگ‌نبشتۀ بیستون (ستون 1، بند 6) و در سنگ‌نبشتۀ Dpe تخت جمشید از 23 دهیو یاد می‌کند. در سنگ‌نبشتۀ شوش (Dse) سکاها را به چند دهیو تقسیم کرده و در جمع از 28 دهیو و در سنگ‌نبشتۀ آرامگاهش در نقش رستم از 31 دهیو تحت قلمرو خویش یاد می‌کند: ر.ک: شارپ، فرمان‌های شاهنشاهان هخامنشی، ص 33، 83- 85، 93. در کتاب مقدس (سِفر استر، ص 771) دربارۀ قلمرو خشایارشا بیان شده است که «این همان اَخشْوُرش است که از هند تا حَبَش بر صد و بیست و هفت ولایت (ساتراپ) سلطنت می‌کرد».
هرودوت، تواریخ، ص 65؛ همچنین برای بررسی گفته‌های هرودوت و آنچه داریوش بیان کرده یا در الواح و سنگ‌نبشته‌های هخامنشیان به دست آمده است، ر.ک: بریان، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ج1، ص171- 173، 715، 766، 775، 814، 1008، برای اگاهی کلی دربارۀ ساتراپ‌ها، ر.ک: ج2ف ص 1451- 1583؛ دیاکونوف، تاریخ ماد، ص 315- 319.
Hyparkhos
برای آگاهی بیش‌تر ر.ک: بریان، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ج1، ص 814.
Eparxia
دیاکونوف، اشکانیان، ص 20؛ استاتما در واقع ایستگاه‌های شاهی (Stathmoi basileioi) در جاده‌های مهم تجاری- شاهی دورۀ هخامنشیان را شامل می‌شد که به گونه‌ای به نظام چاپاری و در شبکه‌های حمل و نقل بین شهری ارتباط داشتند و پست شاهانه را هدایت می‌کردند. ر.ک: بریان، تاریخ امپراتوری هخامنشیان، ج1، ص 767- 777.
دیاکونوف، اشکانیان، ص 20. در واقع نقش این مراکز مهم ساتراپی به مثابۀ نقش ام القری در دورۀ اسلامی است که تنها شهرهایی انگشت‌شمار این لقب را به دست آوردند.
برای بررسی تحلیلی این مسئله و نقش شهرهای مرکزی در ادارۀ تقسیمات کشوری دورۀ سلوکیان، ر.ک: لوکرنین، «نهادهای سیاسی، اجتماعی و اداری: مالیات‌ها و بازرگانی»، تاریخ ایران کمبریج، ج3، قسمت دوم، ص 133- 134. صحبت از پادشاهی‌ها و خاوند‌نشین‌ها (به عنوان گونه‌ای از ساتراپ‌های کهن در مرزها- مرزبان‌نشین‌ها)، در دورۀ پارتیان توأم است با برخورداری‌های آنها از «حقوق هم‌پیمانان». چنان که بزرگ‌ترین پادشاهی‌های نیمه‌مستقل درون قلمرو پارت، پارس (پارسه) به شمار می‌رفت. ر.ک: لوکرنین، همان، ص 125.
خطیبی، «استان»، ص 145. استان مشتق از اَوِستام یا اَوِستان در فارسی میانه مرکب از اَبی+ ستانه (از ریشۀ ستا= استادن و قرار گرفتن) در زبان‌های اوستایی و فارسی باستان به معنی جا و مکان بوده و در همین معنا، کاربرد یافته است، ر.ک: خطیبی، «استان»، ص 145.
کریستنسن، وضع ملت و دولت و دربار در دورۀ شاهنشاهی ساسانیان، ص 62، پانویس شمارۀ 5.
کریستنسن، همان، ص 13 و62. در این باره در توضیح پیرامون بازشناسی مفهوم شهر و همچنین در بحث پیشینۀ مفهوم شهر در ایران باستان توضیح داده شده است.
چنان که در سنگ‌نبشتۀ شاپور یکم در کعبۀ زرتشت (در نقش رستم) واژۀ شهر (خشتر) به مفهوم استان برای «استان کاپادوکیه» به کار رفته است: برای آاگاهی بیش‌تر ر.ک: پیگولوسکایا، شهرهای ایران در روزگار پارتیان و ساسانیان، ص 241- 243.
تمیز دادن دقیق مفهوم «ایران» و «انیران» را می‌توان در سنگ‌نبشتۀ کرتیر در نقش رستم سر مشهد به دست آورد. آن جا که استان‌های ایرانشهر (مانند مسنه و ادیابنه میان دجله و فرات، آتورپاتگان، اسپهان، ری، کرمانیا، سکستان، گرگان، مرو، پسکابور و…) و استان‌های انیران در تابعیت ایران (مانند انطاکیه در سوریه، کیلیکیا در تورس، کاپادوکیه، ایبریا، بلاسگان، ماخلونیا در کوه‌های قفقاز و…) را نام برده است، ر.ک: لوکرنین، «نهادهای سیاسی، اجتماعی و اداری: مالیات‌ها و بازرگانی»، تاریخ ایران کمبریج، ج3، قسمت دوم، ص 129.
«و من [شاپور یکم] بر پادشاهی‌های زیر فرمانروایی می‌کنم: پارس، پارت، سوزیانا، مسنه، اسورستان، ادیابنه، عربستان، آتورپاتکان، ارمنستان، ایبریا، ماخلونیا، آلبانیا، بلاسگان و سرزمین‌های دیگر تا کوه کاپ (قفقاز) و دربند‌های آلبانیا و همۀ کوه‌های پر شهور [البرز]، ماد، گرگان، مرو، هرات و سراسر ابرشهر، کرمانیا، سکستان، توگران، مکران، پردان، هند، کوشانشهر تا پَشکابور و دورتر از آن تا کش، سغد و کوه چاچ و کران دیگر دریا، عمان». لوکرنین، «نهادهای سیاسی، اجتماعی و اداری: مالیات‌ها و بازرگانی»، تاریخ ایران کمبریج، ج3، قسمت دوم، ص 128- 129.
نام استندار که در سدۀ چهارم قمری و در دورۀ سلجوقیان (سده‌های پنجم و ششم قمری) به سلسله‌ای پادشاهی در بخش‌های شمالی کشور اطلاق می‌شد، به احتمال برگرفته از همین لقب بوده است.

مطلب مشابه :  ماهیت نکول از دیدگاه حقوقی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید