رشته حقوق

تحلیل ماهیت حق از دیدگاه حقوقی

تحلیل ماهیت حق[1]

در بحث از تحلیل ماهیت حق در حقوق بشر عرفی (سکولار) در واقع ما به دنبال مدل یا تئوری حقی می­باشیم که ماهیت رابطه میان ذی حق و متعهد را برای ما توجیه نماید. در فلسفه حقوق سکولار دو تئوری اصلی و در عین حال رقیب در این باب توسط فیلسوفان ابراز گردیده است که یکی تئوری گزینش محور[2] و دیگری تئوری سودمحور[3] می­باشند.

گفتار اول: تئوری گزینش محور

در این نظریه حق چیزی نیست جز انتخاب و گزینش تضمین شده حاصل از اراده یعنی حق در ذات خود عبارتست از گزینش آزادانه بر اساس اراده آزاد انسانی که قادر به متأثر نمودن انتخاب­های دیگران نیز می­باشد. از این منظر وقتی می­گوییم فردی در مقابل دیگری متعهد می­باشد یعنی اینکه اراده و انتخاب فرد ذی­نفع بر فرد متعهد تسلط و چیرگی دارد.[4]

اساس این تئوری بر این معنا قرار گرفته است که انسان معقول از روی آگاهی و اراده آزاد گزینشگری می­نماید و همان گونه که گفتیم بر اساس اختیار انتخاب می­کند. عنصر محوری این تئوری حق انتخاب حاصل از اختیار و اراده آزاد می­باشد و بدینوسیله فرد با اعمال قدرت حاصل از اراده آزاد بر تعهد دیگران اثر می­گذارد و آن را مقید می­سازد و بدین ترتیب است که ذی حق می­تواند ایفاء تعهد را از متعهد مطالبه و یا او را از ایفاء تعهد معاف نماید.[5]

اگرچه تحلیل مفهوم حق در چارچوب این نظریه، با فضای آزادی محورانه حقوق مدنی و سیاسی و همچنین مبانی اخلاقی موردنظر امانوئل کانت که امروزه محور اصلی گفتمان حقوق بشر در نظام   بین­الملل حقوق بشر در اعلامیه و میثاقین می­باشد سازگارتر است اما این نظریه می­تواند برخی افراد را مانند مجانین، کودکان و … که از اراده و انتخاب آزاد برخوردار نیستند از حوزه صاحبان حقوق خارج نماید و از طرف دیگر با قائل شدن به اراده و انتخاب آزاد، آدمی را به جایی برساند که حتی حق­هایی بنیادین مانند حق حیات که غیرقابل انتقال، سلب و اسقاط[6] می­باشند را مثلاً نسبت به خویش و با اراده خویش نقض نمایند و تعهد به حفظ و احترام به حیات انسانی خود را از دوش سایر افراد بردارد و به آنها این اجازه را بدهد که مرتکب قتل او گردند.

در اینجا نکته­ای که باید بدان توجه نمود این است که حق­های بشری، حق­های بنیادین می­باشند و بنابراین معاهدات بین­المللی و قوانین داخلی کشورها نسبت به آنها تنها دارای نقش اعلامی[7] هستند. باید توجه داشت که حقوق بشر را یک انسان به انسان دیگر یا خودش به خودش نداده که بتواند بر اساس اراده آزاد و انتخاب آن را از خود یا دیگری باز پس گیرد. بنابراین چنین نیست که اگر قانون اساسی کشوری مثلاً شکنجه یا تبعبض نژادی را به رسمیت بشناسد این امور در آن کشور مجاز گردد. این طور نیست که اگر دولتها جمع شوند و فرضاً یک معاهده در ترویج برده داری یا نسل­کشی امضا کنند، مشروعیتی برای این امور حاصل شود. هرگز نمی­توان اراده و رضایت را در حوزه حقوق بشر برخوردار از اعتبار و ارزش مطلق دانست هیچ انسانی نمی­تواند از حق کرامت و حرمت خویش صرفنظر کند. آزادی اراده با همه اهمیتی که در اعمال حقوقی دارد، محکوم اصل کرامت انسانی است. هیچ انسانی آزاد نیست که از حقوق بنیادین خود صرفنظر نماید.[8]

مطلب مشابه :  طرح صنعتی چیست

 

گفتار دوم: تئوری سودمحور[9]

نظریه اصالت سود که ابتدا توسط جرمی بنتام مطرح شد در چارچوب مکتب سودانگاری[10] قابل فهم  می­باشد. از نظر او وجود سود و منفعت و تضمین آن توسط نظام حقوقی است که رابطه حق و تکلیفی را میان ذی حق و متعهد به دنبال می­آورد.[11]

در نظرگاه جرمی بنتام[12] حق همان نفع و سود می­باشد و بوسیله همین مفهوم است که او محتوای حق­های موضوعه و قانونی[13] را توجیه و تبیین می­نماید.[14]

به نظر بنتام وقتی می­توان گفت فردی ذی­حق است که طرف مقابل تکلیف به فعل یا ترک فعلی داشته باشد که سود و منفعت ذی نفع را تضمین ­نماید.[15]

از دید جان استوارت میل نیز حق همیشه تضمین­کننده سود برای ذی­حق می­باشد.[16]

از نظر ایرینگ حقوقدان آلمانی نیز حق، منفعت و سود حمایت شده می­باشد که قانون از آن حمایت می­کند.[17]

این نگاه و تحلیل از مفهوم حق در چارچوب تحلیلی سودانگارانه جایگاه خاصی دارد. در نظریه سودانگار، تعهدات و وظایف در یک رابطه حق و تکلیفی در راستای تضمین سود و منفعت تبیین      می­گردند.[18]

در اینجا توجه به یک نکته بسیار قابل توجه است و آن اینکه اگر حق را همان سود بدانیم باید دقت نماییم که همه افراد به گونه­ای یکسان از حق سود نمی­برند که بتوان آنها را در یک رابطه حقوقی با یکدیگر قرار داد، بلکه تنها کسی که بدون واسطه از یک حق سود می­برد، هموست که ذی حق و صاحب حق شناخته می­شود.[19]

هرچند نقد وارد بر نظریه گزینش محور بر نظریه سودمحور وارد نمی­باشد، اما خود این نظریه نیز بی اشکال نیست زیرا معنای منفعت آن روشن نیست، یعنی گفته نشده که منظور از منفعت چیزی است که انسان به آن تمایل دارد، یا آنچه که داشتن آن برای وی مفید است، زیرا چه بسا چیزی برای شخصی مفید باشد حال آنکه آن را نمی­پسندد.[20] و از سویی دیگر منفعت در این نظریه تنها منفعت انسانها نیست و می­تواند گیاهان و حیوانات را نیز شامل گردد؛ و در این صورت نیز با گسترش دایره صاحبان حق عملاً نمی­توان از هیچ حقی دفاع کرد و روشن­ است که بکاربردن حق در مقیاسی به این گستردگی بی شک آن را کم ارزش ساخته و از نیروی اخلاقی و سیاسی آن می­کاهد.[21] باورمندان به این نظریه می­توانند این گونه از این تئوری دفاع نمایند که هر نفعی رابطه حق و تکلیف ایجاد نمی­کند. آنان به ویژه خود بنتام حق­ها را در نگاهی پوزیتیویستی به رسمیت می­شناسند. طبعاً در چنین رویکردی سودهای خاص و محدودی توسط قانونگذار مورد حمایت و تضمین قرار گرفته و در نتیجه در رابطه چارچوب حق و تکلیف به رسمیت شناخته خواهند شد.[22] اما این مسأله نیز به هیچ وجه مقبول نیست، چه آنکه هرگاه در یک نظام حقوق اخلاقی منافع حیوانات و گیاهان مورد حمایت قرار گرفته، تضمین گردد، آیا آنها را باید در ردیف آدمیان و در زمره صاحبان حق قرار داد؟ باید همواره توجه نمود که در یک نظام حقوقی نفع به این دلیل که حمایت شده حق نیست، برعکس به این دلیل که به عنوان حق پذیرفته شده شایستگی حمایت را پیدا کرده است.[23]

مطلب مشابه :  علل و آثار جهانگردی

به هر روی واقعیت آن است که هرچند نمی­توان حقوق مدنی- سیاسی را در پرتو تئوری سودمحور[24] توجیه نمود، اما به هر حال تبیین سودانگارانه از حق مبنای مناسب­تری برای تحلیل حقوق اقتصادی- اجتماعی می­باشد[25] که ریشه آن را می­توان در خوانش لیبرال یا آزادی­خواهانه جان لاک از حق­های طبیعی ملاحظه نمود.

 

 

[1] ر.ک: قاری قاری سیدفاطمی، سید محمد، پیشین، صص 28-24.

[2] Choice Theory

[3] Interest Theory

[4] J. Waldron: The Philosophy of Right, Edited by G. H. Parkinson, In Routledge Encyclopedia of Philosophy, 1995.

[5] J. Waldron, op. cit, p. 8, 1995.

[6] Inalienable

[7] Declatory

[8] قربان نیا، ناصر، پیشین، ص 55.

[9] Interest Theory

[10] Utilitarianism

[11] ر.ک: قاری سیدفاطمی، سید محمد، «نظریات اخلاقی در آیینه حقوق»، نامه مفید، سال هشتم، شماره 29، بهار 1381، صص 38-23.

[12] Jeremy Bentham

[13] Legal Rights

[14]H.L.A, Hart: Bentham on Legal Rights, Oxford Essays in Jurisprudence p. 196, 1973.

به نقل از: قاری سیدفاطمی، سید محمد، حقوق بشر در جهان معاصر، پیشین.

[15] قاری سیدفاطمی، سید محمد،  حقوق بشر در جهان معاصر، پیشین، ص 28.

[16] B.R. Wise: Outlines of Jurisprudence, London, 1984, p. 32.

[17] ر.ک.: کاتوزیان، ناصر، : فلسفه حقوق، شرکت سهامی انتشار، تهران، 1377، 3ج، ج 3، ص 432.

[18] قاری سیدفاطمی، سید محمد، حقوق بشر در جهان معاصر، پیشین.

[19]J. Waldron: Introduction; Theories of Rights, Oxford University Press, 1995.

[20] کاتوزیان، ناصر، ، پیشین، ص 433.

[21] ر.ک. والدرون، جرمی، «فلسفه حق»، ترجمه محمد راسخ، ، نامه مفید، پیشگفتار مترجم، ص 97.

[22] قاری سیدفاطمی، سید محمد، حقوق بشر در جهان معاصر، پیشین، ص 30.

[23] کاتوزیان، ناصر، : پیشین.

[24] Interest Theory

[25] قاری سیدفاطمی، سید محمد، حقوق بشر در جهان معاصر، پیشین.

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92