پایان نامه های روانشناسی

تحقیق رایگان درباره حلقه واج شناختی

گذارده شود زیرا هر یک از ما بدون اینکه لازم به صحبتی در مورد آن باشد، می‌داند که موضوع چیست، بهتر است توجه خود را روی سوال دیگری متمرکز نماییم: «چگونه انسان به مفهوم زمان دست می‌یابد؟» برای پاسخ به این سوال یک طبقه‌بندی سلسله مراتبی از تجربه زمان ارائه گردیده است. سلسله مراتب این خصوصیت را دارد که هر مرحله بالاتر یک مرحله پایین‌تر را در برمی‌گیرد و در مرحله بالاتر یک امر جدیدی اضافه می‌شود. سلسله مراتب تجربه انسان از زمان توسط پدیده‌های اولیه زیر مشخص شده است. تجربه همزمانی در مقابل ناهمزمانی، تجربه توالی یا ترتیب زمانی، تجربه زمان حال یا تجربه این لحظه و تجربه طول زمان (پوپل،1940). در طول دهه‌های گذشته، روانشناسان برای قضاوت و ارزیابی جنبه‌های مختلف زمان روانشناختی مانند همزمانی، توالی زمانی، ترتیب زمانی و طول زمان، توانایی‌های ذهن انسان را بررسی کرده‌اند. از میان این چهار فرآیند، ارزیابی طول زمان بیشترین ارزش بقا را در طول تکامل داشته است (زاکای به نقل از اختیاری، 1382).
2-3 ادراک زمان

با وجود اینکه هیچ اندام حسی خاصی برای درک زمان وجود ندارد اما ویژگی مشترکی بین درک زمان و سایر ادراکات حسی (بینایی، شنوایی و…) وجود دارد. ادراک زمان نیز همانند سایر ادراکات حسی از قانون وبر پیروی می‌کند. میانگین درستی و تغییر پذیری ارزیابی زمان و حساسیت به زمان، به طور خطی همراه با افزایش طول بازه زمانی بیشتر می‌شود (ویژگی عددی ادراک زمان). پژوهش ها نشان می دهد که انسانها و حیوانات حس مشترکی از زمان دارند و ادارک زمان در هر دو دارای ویژگی عددی است ( درویت-ولت، 2012).
از نظر فریس (1963) زمان به دو صورت ادراک و قضاوت می‌شود؛ قضاوتی که برای تغییرات تجربه شده و قضاوتی که برای تغییرات به خاطر سپرده شده انجام می‌گیرد. فریس عقیده بر این دارد که زمان روانشناختی تغییرات را دربر می‌گیرد. او می‌گوید تعاریف و توضیحات مرتبط با توجه به زمان و پردازش اطلاعات زمانی باید اصلاح شوند زیرا زمان خودش به تنهایی محرک نیست و تغییرات همانند سرنخ و مرجعی برای قضاوت زمانی محسوب می‌شوند. یافته‌های متفاوت نشان می‌دهد که روش‌های مختلفی در دستیابی به قضاوت زمانی وجود دارد. بعضی از محققان تفاوت این دو را به طور تجربی بررسی کرده‌اند. آنها از دو پارادایم برای بررسی طول زمان بهره برده‌اند؛ پارادایم آینده نگر و پارادایم گذشته نگر. در پارادایم آینده نگر‌آزمایشگر از قبل آزمودنی را مطلع می‌کند و مکرراً یادآوری می‌کند که از او درباره قضاوت طول زمان پرسیده خواهد شد. هیکس، میلر، گیس، بیرمن (1977) پژوهش‌هایی را که بر اساس پارادایم آینده‌نگر انجام می‌شد را تجربه زمان حال نامیدند. بلاک نیز ترجیح می‌داد آن را “طول زمان تجربه شده” بنامد. در پارادایم گذشته‌نگر، آزمایشگر یک دستورالعمل مبهم درباره تکلیف به آزمودنی می‌دهد و به آزمودنی گفته نمی‌شود که درباره طول زمان از او پرسیده خواهد شد. بلاک این پارادایم را “طول زمان خاطره شده” نامید. تفاوت این دو پارادایم به دلیل این است که پردازش شناختی آنها برای درک زمان متفاوت است. براون (1985) نشان داد که قضاوت کلامی آینده‌نگر در مقایسه با گذشته‌نگر طولانی‌تر و همچنین دقیق‌تر است. از طرف دیگر، هیکس، میلر، کینس بورن (1975) نشان دادند که اگر آزمودنی اطلاعات زیادی را پردازش کند قضاوت زمانی آینده‌نگر آنها کوتاه‌تر خواهد بود. به نظر می‌رسد که در انجام تکالیف دشوار توجه به تکلیف غیرزمانی اختصاص می‌یابد و منابع محدودی از توجه به اطلاعات زمانی تخصیص می‌یابد. در پارادایم گذشته‌نگر، توجه به زمان تاثیر بسیار محدودی بر قضاوت زمانی دارد. معمولا افراد طول زمان یک دوره را بر اساس اطلاعات رویدادی و اطلاعات زمینه‌ای به یاد می‌آورند، اگر شخص تعداد زیادی از رویدادها را به خاطر سپرده باشد، طول زمان یک دوره را طولانی‌تر قضاوت خواهد کرد (بلاک،1990).
2-4 روش های اندازه‌گیری ادراک زمان
مطالعه ادبیات پژوهش نشان داد که چهار روش برای اندازه‌گیری زمان وجود دارد: قضاوت کلامی زمان، تولید زمان، بازتولید زمان و افتراق زمان.
قضاوت کلامی زمان: به توانایی فرد در تخمین کلامی زمان عرضه شده یک محرک اشاره دارد. در این روش آزمودنی واحدهای طول زمان (ثانیه و دقیقه) را برای قضاوت زمانی به کار می‌گیرد (اختیاری، جنتی، پرهیزگار، بهزادی و مکری، 1382).
تولید زمان: در این روش طول مدت یک بازه زمانی به طور کلامی به فرد گفته می‌شود و از وی خواسته می‌شود که آن بازه زمانی را با نوعی عمل رفتاری مانند روشن نگه داشتن یک لامپ به همان مدت اعلام شده تولید کند. در روش تولید، آزمودنی زمان واقعی را با زمان ذهنی خود مطابقت می‌دهد. روش تولید برای بررسی تغییرات تحولی در تبدیل طول زمان تجربه شده به واحدهای محاوره‌ای زمان مناسب است (بلاک و زاکای، 1999).
بازتولید زمان: دشوارترین آزمون ادراک زمان به شمار می‌آید. یک بازه زمانی به آزمودنی عرضه می‌شود، اما طول مدت بازه به صورت کلامی گفته نمی‌شود، سپس آزمودنی باید همان بازه زمانی را با روش رفتاری، بازتولید نماید. در این روش، فرایندهایی غیر از ارزیابی زمانی خالص درگیر می‌شوند (اختیاری و همکاران، 1382). در مقایسه این روش با روش برآورد زمان می توان به این نکته مهم اشاره کرد که در روش بازتولید زمان، حافظه کوتاه مدت و حافظه‌کاری یقینا به طور گسترده درگیر می‌شوند؛ زیرا بازه مورد نظر برای بازتولید شدن باید به خاطر آورده شود و به صورت فعال و آماده عمل باید نگه داشته شود (بارکلی و همکاران، 2001). در این روش نیازی به دانستن و استفاده از واحدهای محاوره‌ای زمان نیست و بدین دلیل تنها شاخص ثابت از زمان ذهنی است. آزمون بازتولید برای پژوهش‌های تغییرات تحولی بهترین روش است زیرا برای تمامی سنین قابل اجرا است و تغییرات روانشناختی را آشکار می‌سازد (بلاک و زاکای،1991).
افتراق زمان: در این روش دو محرک حسی به طور متوالی و هر یک به مدت معینی به فرد عرضه می‌شود و او باید تشخیص بدهد کدام یک از محرکها، در مدت زمان کمتری یا بیشتری به وی عرضه شده است (اختیاری و همکاران، 1382).
در ارتباط با این دو پارادایم (آینده‌نگر و گذشته‌نگر) می‌توان از روش های مختلف قضاوت زمانی بهره گرفت. وقتی آزمایشگر، روش‌هایی مانند قضاوت کلامی زمان یا مقایسه زمانی را به کار می‌برد می‌تواند از هر دو پارادایم گذشته‌نگر و آینده‌نگر بهره گیرد اما در روش تولید زمان تنها می‌توان از پارادایم آینده‌نگر بهره جست زیرا باید آزمایشگر آزمودنی را از قبل از تکلیف زمانی آگاه کند تا او بتواند طول زمان را تولید کند. روش بازتولید یک شکل ترکیبی از هر دو پارادایم است زیرا آزمایشگر هم می‌تواند آزمودنی را قبل از ارائه بازه زمانی مطلع کند و هم نکند اما در هر صورت آزمودنی باید به صورت آینده‌نگر زمان را بازتولید کند (بلاک، 1990).
2-5 نظریه‌ها و مدل‌های مطرح در ادراک زمان
از اوایل دهه 60، مدل‌های شناختی زمان، با بررسی داده‌های رفتاری نشان دادند که انسان‌ها و حیوانات نسبت به زمان حساس هستند و قادرند این بعد از محیط را پردازش کنند. مدل ساعت درون در 20 سال اخیر از برجسته‌ترین این مدل هاست. این مدل دارای سه مولفه است، اولین مولفه این مدل شامل یک نبض‌ساز نوسانی است که نبض‌هایی را با میزان ثابت رها می‌کند و این نبض‌ها وارد شمارشگر می‌شوند. محتوی شمارشگر مواد خام را برای اندازه‌گیری زمان فراهم می‌کند (مولفه ساعت). برآیند شمارشگر متناظر با زمان حال، به طور گذرا در سیستم حافظه‌کاری ذخیره می‌شود تا با محتوی حافظه مرجع که همان بازنمایی‌های حافظه‌بلندمدت از نبض‌های انباشته شده از محرکهای قبلی است، مقایسه شود (مولفه حافظه). در آخر، مکانیسمی است که مقدار طول زمان حاضر در حافظه‌کاری را با مقادیر موجود در حافظه مرجع مقایسه می‌کند تا تصمیم لازم را بگیرد و پاسخ زمانی دقیقی ارائه کند (مولفه تصمیم‌گیری) (پوتاس و پربال،2004).
2-6 عوامل تاثیرگذار بر ادراک زمان
مدل ساعت درون عمدتاً بر عناصر روانشناختی تاکید دارد. این مدل دارای یک نبض‌ساز زیستی است که با میزان ثابت نبض‌هایی را رها می‌کند. میزان انتشار این نبض‌ها عمدتاً تحت‌ تاثیرعوامل بیولوژیکی و روانشناختی مانند دمای مغز، متابولیسم، داروهای روانگردان و سطح برانگیختگی قرار دارد (بلاک و زاکای، 1999). علاوه بر عناصر روانشناختی، ادراک زمان، تحت تاثیر ساختار شناختی (توجه، فرآیندهای حافظه و …) است. بدین منظور زاکای و بلاک مدل دروازه توجه را که یک مدل ترکیبی است و تمام عوامل تاثیرگذار را دربر می‌گیرد، ارائه دادند (بلاک و زاکای، 1999) .
2-7 مدل دروازه توجه
امروزه هیچ شکی وجود ندارد که فرآیندهای شناختی (توجه و حافظه کاری و . . .) اثر قابل توجهی در فرآیند زمانبندی بخصوص در زمانبندی آینده‌نگر دارند. برای تبیین این امر زاکای و بلاک (1995) مدل دروازه توجه را پیشنهاد کردند. این مدل بر اساس مدل زمانبندی عددی مطرح شد و دربرگیرنده تاثیر اختصاص توجه و راهبردهای شناختی در قضاوت زمان است. در این مدل، توجه با کنترل مقدار نبض‌هایی که از طریق دروازه توجه در یک واحد زمانی معین عبور می‌کنند و در کنتور انباشته می‌شوند، بر ادراک زمان تاثیر می‌گذارد. عرض دروازه توجه وابسته به منابع توجه اختصاص یافته به زمان در یک مدت زمان معین است (زاکای،1999). استفاده از تکالیف دوگانه در پژوهش‌ها صحت این مدل را تائید می‌کند و نشان می‌دهد که اگر توجه کمتری به زمان اختصاص یابد دروازه توجه کمتر باز شده و نبض‌های کمتری در شمارشگر انباشته می‌شوند در نتیجه طول زمان کوتاه‌تر قضاوت می‌شود (پوتاس به نقل از زاکای، 2004).
2-8 قضاوت زمانی تلویحی و آشکار
از نظر دیدگاه تحولی، قضاوت زمان به دو روش انجام می‌گیرد: تلویحی و آشکار(کول و نوبره،2011).
قضاوت زمانی تلویحی؛ قضاوت ناآشکار طول زمان یک فعالیت است. پردازش خودکار زمان موجب پیش‌بینی یک فعالیت بدون هرگونه پردازش آگاهانه زمان می‌شود. در مقابل، قضاوت زمانی آشکار پردازش هشیارانه طول زمان یک فعالیت است. در اینجا آزمودنی‌ها به صورت آگاهانه و دقیق طول زمانی رویداد جدید را پیش‌بینی می‌کند. در این روش کنترل شناختی مورد نیاز است (درویت – ولت، 2012).

پایان نامهاینجا فقط تکه های از پایان نامه به صورت رندم (تصادفی) درج می شود که هنگام انتقال از فایل ورد ممکن است باعث به هم ریختگی شود و یا عکس ها ، نمودار ها و جداول درج نشوند.

برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  77u.ir  مراجعه نمایید

رشته روانشناسی و علوم تربیتی همه موضوعات و گرایش ها :روانشناسی بالینی ، تربیتی ، صنعتی سازمانی ،آموزش‌ و پرورش‌، کودکاناستثنائی‌،روانسنجی، تکنولوژی آموزشی ، مدیریت آموزشی ، برنامه ریزی درسی ، زیست روانشناسی ، روانشناسی رشد

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها با منابع و ماخذ کامل درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

2-9 حافظه‌کاری
حافظه‌کاری سیستمی با ظرفیت محدود است که اغلب به عنوان مکانیسمی تعریف می‌شود که مسئول ذخیره و نگهداری موقت اطلاعات در حافظه به منظور دستکاری آن و استفاده از آنها در عملیات ذهنی دیگر است. شواهد تجربی نشان می‌دهند که ظرفیت حافظه‌کاری در انواع مختلفی از عملیات شناختی رده بالا مانند درک مطلب هنگام خواندن، درک سخن، یادگیری لغات و محاسبات ریاضی دخیل است (دانمن و کارپنتر به نقل از فینک و نوبر، 2004).
موثرترین مدل حافظه‌کاری توسط بدلی و هیچ (1974) ارائه شده است. در قلب این مدل مجری مرکزی قرار دارد، این سیستم مسئول عملکردهای منظمی مانند توجه، کنترل عملکرد و حل مسئله است (بدلی،1996). یک مولفه جدید که اخیراً از مجری مرکزی جدا شده است، میانگیر رویدادی است. میانگیر رویدادی یک سیستم بازنمایی چند بعدی است، این سیستم توانایی ادغام بازنمایی های موقت از سایر سیستم های شناختی در مولفه حافظه‌کاری را دارد (بدلی،2000). دو مولفه دیگر حافظه‌کاری که فرمانبردار مجری مرکزی هستند و در نگهداری و دستکاری اطلاعات نقش دارند، حلقه واج شناختی و لوح دیداری- فضایی هستند. حلقه واج شناختی شامل انباره کوتاه مدت واجی و فرآیند مرور گفتار ناملفوظ است (بدلی، 1986). انبار واجی اطلاعات را با رمز واجی ذخیره می کند و فرآیند مرور؛ داده های غیر واجی (مثل عکس) را به شکل واج رمزگشایی می‌کند تا وارد انباره واجی شوند. نقش لوح دیداری-فضایی ذخیره اطلاعاتی است که ویژگی دیداری– فضایی دارند (بدلی و لیبرمن، 1980). بدلی و هیچ (1994) کنترل اجرایی را به عنوان عنصر اصلی عملکردی حافظه‌کاری مشخص کردند. این مکانیسم اطلاعات موجود در سیستم های فرمانبر را هماهنگ می کند و مسئول پردازش انواع مختلفی از اطلاعات است. ثابت شده است که مدل حافظه‌کاری چارجوب مفیدی برای نمایش ویژگی‌های رشدی حافظه‌کوتاه‌مدت است (گاترکول،2004). تقریبا تمام اندازه‌گیری‌هایی که از حافظه‌کوتاه‌مدت به دست آمده، نشان دهنده یک رشد ثابت از سنین پیش‌دبستان تا نوجوانی است.
منبع اصلی رشد ظرفیت حافظه با بزرگتر شدن کودک، تحول فرآیند مرور در حلقه واج شناختی، است که کودک را قادر می‌سازد میزان زیادی از اطلاعات واجی را در انباره واج‌شناختی ذخیره کند. قبل از سن هفت سالگی، مرورهای خودبخودی اتفاق نمی‌افتد. در کودکان کم سن‌تر، حلقه واج شناختی تنها شامل انبار واج شناختی است. عامل دیگری که در تحول ظرفیت حافظه واجی دخالت دارد تغییرات در سرعت مرور حافظه در طول فرآیند بازیابی است. رمزگشایی محرکهای دیداری به شکل واجی در حافظه‌کوتاه‌مدت یکی از تحولات مهم در حافظه‌کاری کودکان است. معمولا کودکان زیر هفت سال، بیشتر متکی به لوح دیداری-فضایی هستند و بیشتر جنبه فیزیکی محرک را بازخوانی می‌کنند بدین منظور، برای بررسی و اندازه‌گیری حافظه‌کوتاه‌مدت دیداری-فضایی کودکان از آزمون‌هایی استفاده می‌شود که قابلیت رمزگشایی واجی را نداشته باشد. در حالیکه کودکان بزرگتر از حلقه واج شناختی استفاده می‌کنند و داده‌های بینایی را از طریق فرآیند مرور به شکل واج رمزگشایی می‌کنند. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که رشد مجری مرکزی بیشترین تاثیر را در رشد ظرفیت حافظه‌کاری دارد. با افزایش سن، کودکان می‌توانند با بهره گرفتن از راهبردهای انعطاف‌پذیر و منابع پردازش که توسط مجری مرکزی فراهم می‌شود، ظرفیت محدود انباره حافظه‌کاری را هم در حلقه واج شناختی و هم در لوح دیداری-فضایی افزایش دهند (گاترکول و همکاران، 2004). پژوهش گاترکول و همکاران (2004) نشان داد که سه مولفه حافظه‌کاری (مجری مرکزی، حلقه واج شناختی و لوح دیداری-فضایی) مدل بدلی و هیچ از سن 6 سالگی وجود دارد و ظرفیت هر مولفه به طور خطی از 4 سالگی تا نوجوانی افزایش می‌یابد.
ظرفیت حافظه‌کاری در میان افراد مختلف، متفاوت است. بعضی افراد ظرفیت بالای حافظه‌کاری را دارند و بعضی دیگر ظرفیت پایین دارند. همچنین یک فرد معین می‌تواند در شرایط و حالات مختلف (درونی و بیرونی) ظرفیت حافظه‌کاری متفاوتی داشته باشد (کین، کانوی، هامبریک و انگل، 2007). یکی از رویکردهایی که به درک ما از ارتباط حافظه‌کاری و توجه موجب می‌شود بر تفاوتهای فردی در ظرفیت حافظه‌کاری و توجه کنترل شده متمرکز است (کین و همکاران، 2003). این پژوهش‌ها به سادگی پیش‌بینی می‌کند که ارتباط قوی بین توجه انتخابی و ظرفیت حافظه‌کاری وجود دارد که موجب همبستگی بین ظرفیت حافظه‌کاری فرد و توانایی‌هایش در به کار بردن کنترل نزولی هنگام رمزگشایی اطلاعات جدید می‌شود. به عنوان مثال، کین و همکارانش (2003) نشان دادند که ظرفیت حافظه‌کاری افراد پیش‌بینی کننده عملکرد آنها در تکالیف ضد آبشاری است. آزمون استروپ از جمله این تکالیف ضد آبشاری است. درآزمون استروپ وقتی که کلمه و رنگ همگرا نیستند بین این دو تداخل ایجاد می شود و تفاوت در ظرفیت حافظه‌کاری خود را نشان می‌دهد. (کین و انگل،2003). ظرفیت حافظه‌کاری در حفظ توجه بسیار مهم است. حافظه‌کاری می‌تواند توجه را از موضوعی به موضوع دیگر منحرف کند، و برعکس، توجه می‌تواند دروازه‌ای برای دستیابی به حافظه‌کاری باشد ( برادوی به نقل از کوان، 2011).

مطلب مشابه :  پایان نامه درباره رفتارهای شهروندی

2-10 نظریه حافظه‌کاری هماهنگ کننده براون
براون (1997) پیشنهاد کردند که قضاوت زمانی آینده‌نگر، از منابع مرتبط با کنترل اجرایی حافظه‌کاری استفاده می‌کند (زاکای و بلاک، 1999). براون (1997) فرض کرد اگر مدل دروازه توجه درست باشد، تداخل بین پردازش‌های زمانی و غیرزمانی باید دوجانبه باشد. اگرچه او دریافت که تکالی

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92

دیدگاهتان را بنویسید