رشته حقوق

انواع سیاست جنایی در قبال جرم حفاری و کاوش

بی گمان از هنگام تولد حقوق کیفری خواه در دنیای باستان نظیر تمدن­های باستان بین­النهرین، ایران باستان، رم باستان، مصر و یونان باستان و سرانجام برخی اقوام باستانی متمدن دیگر، خواه درعصر میانه و قرون وسطی، و خواه در قرون جدید تا اواخر قرن هجدهم یعنی هنگام وقوع انقلاب­های عظیم اجتماعی، و در پی آن تولد حقوق و سیاست کیفری مدرن و مدون، سیاست جنایی در مفهوم کلی خود وجود داشته است.[1]

پس از تحولاتی که در دو سده اخیر درباره بنیادهای بزهکاری بوجود آمد جرمشناسان به این عقیده گرایش پیدا کردند که جهت تدوین سیاست­های جنایی کارآمد و پویا، علاوه بر پدیده بزه و شخصیت بزهکار، عوامل دیگر محیط و اجتماع را نیز در نظر گرفته و سیاست جنایی را فراسوی سیاست کیفری مورد توجه قرار دهند. سیاست را چاره­اندیشی پیرامون مسائل جامعه معنی کرده­اند و عبارت جنایی را ناظر به پدیده­های مجرمانه آورده­اند که روی هم رفته به معنای چاره­اندیشی در مقابله با جرم می­باشد. معنی اصطلاحی آن نیز از معنی لغوی آن چندان دور نیفتاده است.

در این فصل به توضیح مفهوم سیاست جنایی و تعریف و بررسی انواع آن در ارتباط با جرم حفاری و کاوش غیرمجاز می­پردازیم.

 

 

 

 

 

 

 

گفتار اول: مفهوم سیاست جنایی

 

حفاظت از میراث فرهنگی برای تعادل بخشیدن به حیات انسان­ها و دستیابی به توسعه پایدار و سازمان‏یافته، که روند تکامل تمدن بشری را در پی خواهد داشت از اهمیت زیادی برخوردار است. از این رو در این گفتار ابتدا مبانی لزوم اتخاذ سیاست جنایی در قبال میراث فرهنگی مورد توجه و بررسی قرار می­گیرد و سپس به معنای سیاست جنایی پرداخته می­شود.

 

بند اول: مبانی سیاست جنایی در قبال جرم حفاری و کاوش

 

میراث فرهنگی هر کشور از نقطه نظرات متعددی دارای ارزش می­باشد که همین موارد لزوم حمایت از این آثار را بیش از پیش آشکار می­سازد. در این بند به توضیح مبانی تاریخی، مذهبی، اقتصادی، فرهنگی و نیز جهانی شدن میراث فرهنگی می­پردازیم.

 

الف: مبنای تاریخی

 

آثار تاریخی و فرهنگی به عنوان مدارکی هستند که بیانگر چگونگی آداب و رسوم و ارزش­ها و هنجارها، مذهب، اعتقادات، اخلاقیات، هنر، زبان، صنعت و خرافه­ها، راه و رسم زیستن، معماری­ها، نمادها، شیوه حکمرانی و … ملت­ها در طول تاریخ و سیر تکوین و تحول و تکامل و یا زوال آنها هستند.

این گونه اموال تاریخ مجسم یک ملت است و ملتِ بدونِ تاریخ، ملتی بی دنباله و ابتر است. اموال تاریخی و فرهنگی آینه گذشته یک ملت است خصوصاً در رابطه با اعصار قدیمی که در آنها وسایل مرسوم انتقال فرهنگ و پیام از قبیل کتاب و وسایل ارتباط جمعی وجود نداشته است، این آثار تنها سند آن برهه به شمار می­روند و چه بسا یک سفال شکسته به ظاهر بی ارزش یا یک کتیبه در حال نابودی گوشه­ای از رفتارهای اجتماعی یا علم و تمدن پیشینیان را آشکار نماید.[2]

ابنیه و آثار بر جای مانده هر قوم و ملت آئینه­ای است که می­توان سیر زندگی و سیر و سلوک و تفکر ملتی را در آن دید. به همین جهت این آثار میراث ماندگار بشریت است که تاریخ هر ملتی محسوب می­شود و می­تواند محل مطالعه مردم در دوران بعدی باشد.

مدارک تاریخی بنا به مقتضیات زمان و محل ثبت ممکن است تحت تاثیر برخی از عوامل و فشار افراد بانفوذ برخلاف حقیقت نوشته و ثبت شود. بنابراین تاریخ بازگوکننده همه دانستنی­های سرنوشت انسان در گذشته نیست، اما پژوهش­های باستان­شناسی و کشفیات آن که همانا آثار تاریخی و اشیای عتیقه می­باشد، دورانی طولانی یعنی تقریباً بیش از یکصد برابر دوران تاریخی را شامل می­شود که با اصول و مدارک فنی و روش­های علمی زندگی انسان را از هر نظر بررسی کرده و در معرض نمایش می­گذارد.[3]

آثار باستانی شامل بناها، اشیاء، سنگ نوشته­ها، مجسمه­ها، فسیل­های انسان و به طور کلی همه آثاری که با زندگی او در ارتباط است، اطلاعات تازه­ای را فراروی مخاطبان قرار می­دهد که در نهایت به صورت مکمل و همدوش و آمیخته با علم تاریخ بر قلمرو شناخته شده بشر می­افزاید و در مواردی هم اطلاعات ناقص و گاه اشتباه مورخان را تکمیل یا تصحیح می­نماید.

امروزه در فرهنگ بهره­وری کشورهای توسعه­یافته، احترامی خاص برای میراث فرهنگی و آثار باستانی تاریخی وجود دارد. این احترام محدود به بناها یا آثار معروف همچون کاخ ورسای فرانسه، اهرام ثلاثه مصر یا تخت جمشید ایران نیست، بلکه در برگیرنده تمامی آثار کوچک و ناشناخته نیز می­باشد. به همین دلیل تمامی جنبه­های این تواریث را حفظ می­نمایند، چرا که حفظ آن برای شناخت تاریخ تمدن، فرهنگ و هنر لازم می­باشد.[4]

نقش میراث فرهنگی و آثار باستانی در شناخت تاریخ و زوایای تمدن کهن ایران زمین زمانی با اهمیت جلوه می­کند که توجه شود بخش وسیعی از تاریخ چندین هزار ساله ایران به ویژه دوران باستان، پنهان مانده یا با افسانه­ها و اسطوره­ها آمیخته شده یا براساس نوشته­های متعصبانه و دور از انصاف مورخان یونانی نگارش یافته است. بازسازی جدید از ایران باستان تقریباً بطور انحصاری از دریچه چشم یونانیان انجام گرفته است. نتیجه طبیعی این امر آن بود که تاریخ امپراتوری نیرومند هخامنشی به صورت یک رشته رویدادهای بی­ارتباط نشان داده می­شد که فقط در صورتی وحدت و معنا پیدا می­کردند که دورن داستان دولت – شهرهای کوچک یونانی گنجانده می­شدند.

ناگزیر این شناخت و گزارش ناقص از فرهنگ ایران با جبهه­گیری­های شدید ضد ایرانی منابع یونانی درآمیخته بود و به دیدگاهی دو بعدی و تحریف شده از ایرانیان می­انجامید.[5] تصویر کامل­تر و واقع بینانه­تر ایران باستان که در دهه­های اخیر ترسیم شده است تا حد زیادی مرهون کشفیات باستان­شناختی است. کتیبه­ها، برجسته­کاری­ها، سنگ­نبشته­های روی گورها یا صخره­ها و لوح­های گلی، به منزله اسناد دست اول و هم­عصر، اطلاعات فراوان و با ارزشی درباره گذشته ایران ارائه داده و به مورخان این امکان را داده است که با تصحیح مطالب قبلی، زوایای جدیدی از تمدن شکوهمند ایران را آشکار نمایند. شاهدی بر اهمیت تاریخی میراث فرهنگی گفته لانگ لوا محقق نامی فرانسوی است در آنجا که بیان می­دارد: «تاریخ چیزی جز سند و مدرک نیست، بنابراین آثار باستانی به عنوان اسناد و مدارک بازگویی تاریخ ملت­های باستانی به شمار می­روند و نشانگر قدمت و هویت تاریخی یک ملت در میان سایر ملت­های جهان هستند.»[6]

اگر بپذیریم که ابزاری مانند کتاب و فیلم و روزنامه و ابزار الکترونیکی، رسانه­های معاصری هستند که بشر برای انتقال و مطالعه مفاهیم مورد نیاز از آنها استفاده می­کند آثار تاریخی و میراث فرهنگی رسانه­های دیرپایی هستند که سابقه بسیار طولانی در امر ضبط و انتقال و حفظ دستاوردهای ملت دارند.

 

ب: مبنای مذهبی

 

از نقطه نظر اسلامی آثار به جای­مانده از گذشتگان به عنوان وسیله­ای مناسب برای درس عبرت گرفتن از زندگی پیشینیان و توجه به عاقبت ستمکاران و آموختن شیوه درست زیستن می­باشد. قرآن کریم از آثار گذشتگان به عنوان نشانه­هایی یاد می­کند که اگر آن­چنان که شایسته است مورد توجه قرار گیرد موجب هدایت انسان می­گردد. مراجعه به آثار گذشتگان محدود به قرآن کریم نیست بلکه احادیث و روایات متعددی از سوی ائمه معصومین نقل شده است که همگی دلالت بر لزوم توجه به میراث باقیمانده از پیشینیان و مطالعه آنهاست. آنچه انسان به دریافتن آن از راه توجه به آثار تاریخی دعوت می­شود تنها تجربیات زندگی گذشتگان نیست، بلکه درک سنت الهی است که ثابت و ملاک صحت و سقم عمل هر قوم است و چنان که بیان شد این ملاحظه موجب عبرت و هدایت انسان می گردد[7].

مطلب مشابه :  مفهوم کامل علائم تجاری

علاوه بر این بسیاری از آثاری که امروزه بخشی از میراث فرهنگی کشور محسوب می شود واجد حیثیت دینی و مذهبی می­باشد. ملاحظه آثار و عواملی که در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است نشان می­دهد که بسیاری از آثار تاریخی به جای­مانده از پیشینیان را اماکن و بناهای مذهبی تشکیل می­دهد. در همه ادوار تاریخ مردم دارای باورها و اعتقادات مذهبی بوده­اند که تجلی آنها را در آثار تاریخی برجای­مانده به راحتی می­توان مشاهده کرد. بسیاری از آثاری که از پیشینیان برجای مانده است مربوط به مراکزی است نظیر مساجد، کلیساها، معابد، آتشکده­ها و … که فقط و فقط جنبه مذهبی زندگی مردم باعث به وجود آمدن آنها شده است. این مراکز مهم­ترین مکان­هایی هستند که می­توانند متجلی ارادت مردم به ذات هستی باشند. در کشور ما برجسته­ترین هنرمندان، خطاط­ها و نقاش­ها در مساجد نقش­آفرینی داشته­اند. کاشی­کاران برجسته­ای بهترین آثار خود را در مساجد آفریده و از خود به یادگار گذاشته­اند. به عبارتی می­توان گفت بخشی از هنرهای بسیار مهم این سرزمین نظیر کاشی­کاری، معرق­کاری، منبت­کاری و … با اعتقاد مذهبی مردمان این سرزمین نشر و نما یافته است و در ساخت مساجد و معابد مورد استفاده قرار گرفته است.با توجه به ارزش و تقدس این اماکن و پیوند آن با اعتقادات و باورهای مذهبی مردم، دولت موظف است که هرگونه اعمال مغایر با شئون آنها را جرم­انگاری و مرتکبین آن را مجازات کند.

 

ج: مبنای اقتصادی

 

میراث فرهنگی به عنوان مهم­ترین منبع و جاذبه صنعت گردشگری به شمار می­رود و هم­چنین به علت وجود بازارهای بین­المللی پررونق اشیای تاریخی، نقش بسیار مهمی در توسعه اقتصادی کشورها دارد.  از همین رو کشورهایی که دارای سابقه تمدنی و تاریخی ارزشمندی هستند می­توانند با برنامه­ریزی درست و منطقی از نعمت وجود این آثار جهت برخوردار نمودن مردم کشور خود از جنبه­های اقتصادی آنها استفاده کنند.

منابع و جاذبه­های گردشگری از جهات مختلف و براساس شاخص­های گوناگون قابل تقسیم و طبقه­بندی هستند اما از نظر برنامه­ریزی و مدیریت گردشگری می­توان این منابع و جاذبه­ها را به چند گروه عمده تقسیم کرد[8]، که بدون شک مهم­ترین آنها منابع و جاذبه­های تاریخی و باستانی است. به همین دلیل اغلب کشورهای جهان که دارای میراث فرهنگی پرباری هستند از آن به منزله ابزاری برای توسعه اقتصادی استفاده می­کنند. درآمدهایی که کشورهایی نظیر ترکیه، ایتالیا و مصر از گردشگری و بازدید از آثار تاریخی­شان به دست می­آورند، از درآمدهای نفتی ایران بیشتر است.

به عنوان مثال می­توان کشور باستانی یونان را در نظر گرفت. این کشور در سال 1992 تنها 10 میلیون نفر جمعیت داشت و در همان سال پذیرای 10 میلیون جهانگرد بود و نتیجتاً 6 میلیارد دلار درآمد از این صنعت کسب نمود. از سوی دیگر می­توان کشور اسپانیا را مثال زد که در همین سال موفق به کسب 20 میلیارد دلار شده بود. در حالی که کشور ما از سال 1347 تا سال 1380 بالاترین رقمی که از این طریق به دست آورده بود مربوط به سال 1360 به میزان 678157 دلار بوده است.[9]

گردشگری پس از درآمد نفت و صنعت خودرو، سودآورترین سرمایه­گذاری در دنیاست و نقش بسزایی در ایجاد اشتغال کلان و تحصیل درآمدهای ارزی دارد. امروزه صدها میلیارد دلار نصیب کشورهایی می­شود که در صنعت گردشگری سرمایه­گذاری کرده­اند. جهانگردی صنعتی است که به رشد اقتصادی ملت­ها کمک می­کند. براساس پیش­بینی سازمان جهانی توریسم صنعت جهانگردی که از پویاترین بخش­های اقتصادی جهان است، در چند سال آینده از نظر درآمد در راس صنایع موجود دنیا قرار خواهد گرفت و بخش عمده­ای از تجارت بین­الملل را به خود اختصاص خواهد داد.

هم­اکنون نیز گردش اقتصادی این بخش صاحب حجم عظیمی از تجارت بین­المللی است و کشورهای مختلف دنیا با آگاهی از این درآمد سرشار، اهمیت ویژه­ای برای گسترش این بخش از اقتصاد خود قائل هستند. براساس آمار موجود، حجم پولی که از طریق جهانگردان دنیا طی یک سال جابجا می شود حدود 5/2 برابر درآمد سالانه کشورهای عضو اپک از محل فروش نفت می باشد. همچنین کارشناسان معتقدند که هر دلار سرمایه­گذاری در صنعت گردشگری در مدت بیست سال حدود چهار هزار دلار درآمد عاید سرمایه­گذار خواهد کرد.

گردشگری صنعتی است که ایجاد فرصت­های شغلی جدید، ارزآوری، ارتقای سطح زندگی مردم، فروش خدمات و کسب درآمد از جمله مزایای مستقیم حاصل از آن است. در مناطقی که رکود و بیکاری وجود دارد، توسعه گردشگری، سبب تحرک اقتصادی، ایجاد شغل و استخدام نیروهای جوان و جلوگیری از مهاجرت می­شود. دولت نیز می­تواند از طریق کسب مالیات، تاسیسات زیربنایی ایجاد کند و وضعیت عمومی منطقه را بهبود بخشد. از مزایای غیر مستقیم گردشگری می­توان از فعالیت­های ساختمانی، صنایع دستی هنری، کشاورزی، باغداری، ماهیگیری، خدمات و کالاهای مصرفی نام برد.

علاوه بر این توسعه جهان­گردی موجب احیای هنرهای دستی و آداب و رسوم باستانی می­شود. علاقه مندی جهان­گردان به هنرهای نمایشی و مراسم جشن و پایکوبی افراد بومی، سبب تجدید حیات این مراسم می­شود. در ضمن، درآمدهای حاصل از این راه، خود به توسعه و رشد آنها کمک می­کند.[10]

کشور ایران هم از نظر وسعت و تنوع جغرافیایی و قومی و هم از نظر سابقه تاریخی و قدمت شهرنشینی از کشورهای کم­نظیر جهان به شمار می­آید که دارای منابع و جاذبه­های گردشگری است. قدمت چند هزار ساله سبب گردیده است که این سرزمین کهنسال سرشار از آثار و بناهای تاریخی شکوهمندی شود که در جای­جای آن پراکنده است و دارای این قابلیت ­باشد که بازدید­کنندگان، به ویژه علاقه­مندان به تمدن­های تاریخی را از سرتاسر دنیا به خود جذب کند.

اما کشور ما علیرغم وجود منابع عظیم گردشگری و جاذبه­های تاریخی و فرهنگی چنان­که شایسته است نتوانسته در زمینه بهره­گیری از درآمدهای گردشگری در عرصه بین­المللی به جایگاهی درخور مقام خود دست یابد. ایران با وجود اینکه از نظر برخورداری از میراث فرهنگی و آثار باستانی بسیار غنی است اما تنها سهم ناچیزی از بازار جهانی گردشگری را به خود اختصاص داده است. این در حالی است که برخی از کشورها علیرغم فقر نسبی در میراث فرهنگی، از این فعالیت اقتصادی برای فقرزدایی و اشتغال­زایی که از مهم­ترین اهداف توسعه در کشورهای در حال توسعه است، استفاده کنند.

علاوه بر این، توجه به نقش میراث فرهنگی در گردشگری نبایستی سبب نادیده گرفته شدن بازارهای داخلی و جهانی اشیای تاریخی گردد. امروزه بازارهای تجارت آثار تاریخی از پررونق­ترین بازارهای موجود است که گردش مالی آن به چندین میلیارد دلار در سال می­رسد. همواره اشیای تاریخی متعلق به ایران یا هنرمندان ایرانی در این بازارها و حراجی­های بین­المللی به بهای گزاف به فروش می­رسد بدون اینکه بخشی از این سود سرشار به چرخه اقتصادی کشور وارد شود.

با توجه به اینکه اغلب این آثار به طور غیر قانونی از کشور خارج شده است، اتخاذ اقدامات موثر از سوی دولت، مثل نظارت گمرکی دقیق و اعمال مجازات­های تعیین شده، می­تواند از خروج این میراث گران­بها و ارزشمند جلوگیری کند.

مطلب مشابه :  موارد معافیّت از مسؤولیّت متصدّی حمل­ و نقل دریایی

 

د: مبنای فرهنگی

 

امروزه از مهمترین کارکردهای یک اثر هنری کارکرد فرهنگی آن است. علایق، گرایشات، سلایق، اعتقادات و باورها شاخصه­های مهم فرهنگی هر قوم هستند که می­تواند در آثار و ابنیه­های بجامانده از انسان­ها مشاهده شود، ضمن اینکه سنن و آداب بجامانده از گذشتگان محلی است که میتواند انتقال فرهنگی یک نسل به نسل دیگر را تسهیل نماید.

میراث فرهنگی بیان­کننده پیشینه تاریخی، تمدن و فرهنگ هر کشوری است که شکل­گیری و به وجود آمدن آن در طول سالیان متمادی صورت گرفته است. امروزه تمدن هر کشوری بر پایه فرهنگ مردم آن کشور استوار است. فرهنگ نیز نمادی از ارزش­های مادی و معنوی است که هم محیط از آن تاثیرپذیر است و هم از طرفی یقیناً هویت فرهنگی یک جامعه تحت تاثیر محیط پیرامون آنها شکل می­گیرد[11].  هویت فرهنگی، که یونسکو آن را یکی از اهداف توسعه فرهنگی می­داند، شامل هویت­های دینی، قومی، زبانی، هنری، تاریخی و جغرافیایی است که مستلزم توجه اساسی به آثار و بقایای هویت­هایی است که به صورت آموزه­های مکتوب یا شفاهی، اشیاء، امکنه، سنت­ها، ارزش­ها و باورها در جامعه وجود و نفوذ دارند.

آن­چه امروزه به عنوان میراث فرهنگی شناخته می­شود، می­تواند آئینه تمام­نمای گذشته فرهنگ و بیان­گر هویت فرهنگی یک جامعه باشد که شناسایی، مستندسازی، حفاظت و نگهداری و احیای مادی و معنوی آن نقش مؤثری در توسعه فرهنگی کشورها دارد. آثار تاریخی می­تواند بازگوکننده پیام معنوی بشر در طول تاریخ و شاهد زنده و گویای سنت­های باستانی در زندگی امروزی باشد. همچنین می­تواند بیانگر قدمت و اصالت تمدن بشر امروزی در طول تاریخ و مدرک مناسبی در جهت اثبات هویت ملی هر قوم و ملتی باشد. با توجه به تعداد زیاد میراث فرهنگی ملموس و ناملموس در ایران به منزله یکی از درخشان­ترین تمدن­های بشری، تدوین سیاست­هایی برای حمایت، حفاظت، مرمت و احیای آثار فرهنگی، یکی از ضرورت­ها و از نخستین گام­های توسعه فرهنگی کشور است.

 

ه: جهانی شدن

 

یکی از چالش­های اساسی کشورهای در حال توسعه، ضعف هویت فرهنگی افراد جامعه در مواجهه با عناصر فرهنگی بیگانه و وارداتی جوامع توسعه­یافته در بستر پدیده جهانی شدن است. در بیشتر کشورهای در حال توسعه در برخورد با فرهنگ بیگانه و امپریالیسم فرهنگی، عناصر فرهنگی محلی و ملی از بین رفته یا تضعیف می­شود و عنصر فرهنگی جدید وارداتی به آسانی جایگزین آن می­گردد. هر جامعه دارای آداب و رسوم و آثار فرهنگی تاریخی منحصر به فرد خود می­باشد که آن را از سایر جوامع متمایز ساخته و هویت فرهنگی آن جامعه را تشکیل می­دهد. هرگاه هر یک از این عوامل در یک ملت یا فرد وجود نداشته باشد یا ضعیف باشد هویت فرهنگی آن ملت دچار نقصان و آسیب می­گردد و بدیهی است جامعه­ای که هویت فرهنگی نداشته باشد به سادگی آماده پذیرش هرگونه عنصر فرهنگی بیگانه­ای است که به آن ارائه یا تحمیل می­گردد.

در برخورد با پدیده جهانی شدن آنچه دارای اهمیت است حفظ و تقویت هویت فرهنگی جامعه است که جز با حراست و پاسداری از میراث گذشتگان اعم از میراث فرهنگی مادی یا معنوی حاصل نمی­گردد. ملتی که پیشینه ملی یا فرهنگی خود را از دست داده باشد جامعه­ای آسیب­پذیر خواهد بود و به آسانی در معرض فروپاشی اجتماعی قرار می­گیرد. حفظ، تقویت و شناساندن هویت فرهنگی موجب خودآگاهی و بازگشت به خویشتن شده و عامل موثری در مقابله با از خود بیگانگی است، که یکی از معضلات جوامع رو به رشد است[12].

با توجه به این که حفظ هویت فرهنگی پشتوانه اساسی فرهنگ یک جامعه است و ضعف و نابودی آن موجب بی­هویتی افراد آن جامعه می­شود حفظ وتقویت این هویت و عناصر فرهنگی آن ضروری می­باشد. ملت و سرزمین ایران یکی از معدودترین تمدن­های باستانی است که به رغم تجاوز سایر ملل در طول تاریخ، توانسته است هویت ایرانی اسلامی خود را حفظ و پاسداری کند. به همین دلیل است که لزوم حفاظت از میراث فرهنگی کشور ضرورتی تام و غیر قابل انکار می­یابد.

تاریخ پدیده­ای غیر قابل انکار و تکرار است و با تخریب فضاهای باستانی و تاریخی یک قوم گوشه­ای از فرهنگ و تاریخ آنان از بین خواهد رفت که غیر قابل بازگشت است. بسیاری از بناهای فرهنگی در حال تخریب است که با مدیریت صحیح و حفظ و مرمت این آثار می­توان به غنای فرهنگ ملی و محلی اهتمام ورزید که باعث تقویت هویت فرهنگی می­گردد. با محو شدن این آثار فرهنگی پیوند نسل­های کنونی و آینده با گذشته فرهنگی و تاریخی خود گسسته می­شود.

بدیهی است نسلی که گذشته فرهنگی خود را از دست داده باشد فاقد هویت فرهنگی می­گردد و آمادگی پذیرش هرگونه عنصر فرهنگی جدیدی که به وی عرضه می­شود را داراست. این امر موجب شکل­گیری نسلی بدون هویت می­گردد که با گذشته فرهنگی خود پیوندی ضعیف خواهد داشت و در برخورد با پدیده جهانی شدن به راحتی قابلیت از دست دادن فرهنگ و تمدن پربار خود و پذیرفتن فرهنگ­های بیگانه و وارداتی را خواهد داشت. بنابراین با حفظ عناصر مادی و معنوی فرهنگ می­توان ملتی با پشتوانه قوی فرهنگی داشت که در برابر هجوم عناصر فرهنگی بیگانه و ضد فرهنگ­ها مقاوم بوده و بتواند هویت خویش را حفظ کند[13].

[1] – گودرزی بروجردی، محمدرضا، سیاست جنایی قضایی، قم: انتشارات سلسبیل، معاونت حقوقی و توسعه قضائی قوه قضائیه، 1384، ص 15.

[2]  – کثیری، فرهاد، حمایت از اموال فرهنگی در حقوق مخاصمات مسلحانه، پایان نامه کارشناسی ارشد دانشگاه تهران، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، بهار 1378، ص 15.

[3] – معصومی، غلامرضا، تاریخچه علم باستان شناسی، تهران: انتشارت سمت، 1388، ص 8.

[4] – صفاران، الیاس، «بهره وری از میراث های فرهنگی و باستان شناسی در کشورهای اروپایی»، فصل نامه علمی پژوهشی علوم انسانی دانشگاه الزهرا، سال دوازدهم، شماره 43، پاییز 81، ص 150.

[5] – ناردو، دان، امپراتوری ایران، ترجمه مرتضی ثابت فر، تهران: انتشارات ققنوس، چاپ اول، 1379، ص 12.

[6] – حسینی، پرویز، «آثار باستانی و هویت ملی»، مجله دانش و مردم، سال پنجم، شماره 5، مهر 1383، ص 233.

[7] – حجت، مهدی، میراث فرهنگی در ایران، سیاست ها برای یک کشور اسلامی، تهران: انتشارات سازمان میراث فرهنگی کشور، 1380، ص 72.

[8] – مهدی زاده، جواد، «مبانی و راهکارهای توسعه گردشگری شهری در ایران»، مجله مجلس و پژوهش، شماره 44، 1383، ص 137.

[9]  – مرادی، اکبر، «صنعت توریسم نیازمند تفسیری نو با نگاهی نو»، روزنامه همشهری، شماره 7270.

[10] – الوانی، سید مهدی و پیروزبخت، معصوم، فرآیند مدیریت جهان­گردی، تهران: انتشارات دفتر پژوهش­های فرهنگی، 1385، ص 123.

[11] – رضوانی، علی­اصغر، «حفاظت مشترک از میراث فرهنگی و طبیعی؛ ضرورتی برای دستیابی به توسعه پایدار»، مجله اطلاعات سیاسی-اقتصادی، سال پانزدهم، شماره 168-167، مرداد و شهریور 1380، ص 130.

[12] – مرادی، علیرضا، «نقش میراث فرهنگی در تقویت هویت فرهنگی»، ماهنامه مهندسی فرهنگی، سال پنجم، شماره 53 و 54، خرداد و تیر 1390، ص 65.

[13] – مرادی، علیرضا، «عصارخانه جلوه­ای از هویت فرهنگی»، فصلنامه نجوای فرهنگ، سال چهارم، شماره سیزدهم، 1388، ص 23.

برای دانلود متن کامل فایل این  پایان نامه می توانید  اینجا کلیک کنید
92